Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
مطمئنین بیمار حالش خوبه؟
فشارش دوباره داره میاد پایین زود باش بذار چک کنم
باید اینارو بخورین
امروز خوب غذا بخورین
ممنون. میخورم- نوش جونتون-
اوه ببخشید، دختری که اینجا بود میدونین کجا رفت؟
اوه اون یکم پیش رفت
میدونین کِی؟
تقریبا ده دقیقه پیش
ممنون
ببخشید
شما همراه هونگ وو جینی درسته؟
اوه بله
عمل جراحی خوب پیش رفت
باید تحت نظارت باشه اما عملش موفقیتآمیز بود
وای خدا ممنونم
خیلی ممنونم
بفرمایین
بله
::::::::: آيـــ(ســگ های شکــاری)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
هی
خروس بیمحل
بریم
!واه
بدو
!وو
!آه
!هشتاد و شش- !هشتاد و شش-
!هشتاد و هفت
!هشتاد و نه- !هشتاد و نه-
!نود- !دهتای دیگه-
!یک
!دو- !دو-
!سه- !سه-
دوازده
سیزده
چهارده
صبح بخیر قربان
صبح بخیر قربان
ادامه بده
پونزده
شونزده
!یک، دو، سه، چهار
!یک، دو، سه، چهار، پنج
!یک، دو، سه، چهار
یک، دو، سه، چهار
!یک، دو، سه، چهار
!یک، دو، سه، چهار
!یک، دو، سه، چهار
!تونستی! ایول
!واه- کارت عالیه. پاشو-
کاری که باید بکنیم اینه که سرنگونشون کنیم و تعادلشون رو از بین ببریم، درسته؟
...پس بنظ- بچهها-
بنظرم باید یه صحبتی باهم داشته باشیم
من به جفتتون گفتم نه
اگه برگردین اونجا میمیرین
ما درک میکنیم که چرا نگران مایین آقای اوه
پس چرا بهم گوش نمیدین؟
میخواین سرکشی کنین؟
عه آقای اوه اگه بذارین
بهتون میگم تو فکرمون چی میگذره
بعد همهی تجربیاتی که ما کسب کردیم
من معتقدم که میتونیم با کیم میونگ گیل بجنگیم و برنده شیم
یانگ جونگ و دویونگ مردن
چطور میتونین برنده شین؟
با دنبال کردن همه راهنماییهایی که آقای چوی بهمون داد
اوه
خیلیا بخاطر کیم میونگ گیل مجبور شدن خانواده
و متعلقاتشون رو ول کنن
آقای چوی بهمون گفت که اگه اونارو جمع کنیم
و ابتکار عملمون رو ترکیب کنیم مطمئنا میبریم
همه مخفی شدن
چون میدونن تک و تنها هیچ شانسی ندارن
اما اگه کسایی مثل من و ووجین تصمیم بگیرن که حاضر شن
مطمئنم که حتما میخوان کمکمون کنن
ولی اگه...چی میشه اگه کیم میونگ گیل اول بیاد سراغ تو؟
اوه شما نباید نگران ما دوتا باشی
ووجین کاملا خوب شده
و منم دوتا کلاس سطح بالا رفتم پس مشتام خیلی قویه
ما کاملا آمادهایم که ایندفعه اون و سوگلیاشو شکست بدیم
با چیزی که از آقای چوی و آقای هوانگ یاد گرفتیم
مطمئنم که میتونیم به کیم میونگ گیل ضربه بزنیم
نه
نمیذارم
حرف رو حرفم نمیارین
ممممم
آقای اوه، وقتی که شما این نامه رو میخونین من توی رم هستم
با پولی که بابابزرگ بهم داده یه اتاق کوچیک اجاره کردم
بهش قول دادم بعد از اینکه کیم میونگ گیل رو شکست دادیم
هممون باهم میریم رم
ولی من همهچیزو خراب کردم
ازتون نمیخوام که کارامو درک کنین
ولی اگه اینجا بمونم همچنان به بابابزرگ فکر میکنم
و از پسش بر نمیام
هروقت که میرم، اون میاد به یادم
و نمیتونم جلوی اشکامو بگیرم
داره دیوونم میکنه
اگه من یجای دور باشم، همهچیز درست میشه
عاشقتونم
و متاسفم
یا مسیح، خیلی درد داره- چیزی که داری حس میکنی درد نیست-
حس ضعف و سستیه که داره از بدنت میره
این چه معنیای میده؟
این یعنی تو داری از دیروزت قویتر ظاهر میشی
بچهها
دنبالم بیایین
بله قربان
این آخرین پول اضطراری آقای چویه
بگیرینش و برین
من بخاطر ترس هام سعی کردم جلوتونو بگیرم و متاسفم
یه اتاق و ماشین توی سئول براتون رزرو کردم
آسیب نبینین
ممنون
ازتون خیلی ممنونیم
ما به هر قیمتی که شده برنده میشیم
اوه اینجا
بله؟
اوه بله سلام
آقای اوه این موک ما دوتا رو فرستاده
بیایین داخل
بریم
اگه برگردم
و ببینم که نوارا پاره یا جابهجا شدن
گزارشتونو به پلیس میدم
عه چرا؟
لباس زیرام اونجان
وای نه اینطوری نمیشه- نه نه-
یه تخت اینجاست و یکی دیگه هم اونجا
کی بالایی رو میخواد؟
مهم نیست- آره-
پس تو تخت بالایی رو میخوای
باشه
اوه ببخشید ولی میتونم بپرسم چطور به این نتیجه رسیدین؟
چون تواناییشو دارم
اوه
این کارت کلیده
و کلیدای ماشینی که بابابزرگ بهم گفت براتون اجاره کرده
اینم شماره ولی لطفا بهم زنگ نزنین
سرم شلوغه
باشه؟- باشه-
خوبه
ممنون
میبینمت
هی یه ثانیه وایسا
اون نگفت که آقای اوه بابابزرگشه؟
همممم آره گفت
وای حالا که دارم فکر میکنم شبیه همن
جفتشون ریز جثه و عینکیان
انگار مجبور شده بهمون اجازه بده اینجا بمونیم
آره دقیقا
حس بدی دارم
کافیه دیگه
بیا خودمونو بشوریم و یه فکری بکنیم- باشه-
برو کنار معدهام واقعا درد میکنه- لعنت بهت-
چرا اون؟
چون فکر میکنم باید اول یانگ جه میونگ رو گیر بیاریم که بتونیم اطلاعات جمع کنیم
تو؟
فکر میکنم باید اول متحدامون رو جمع کنیم
اگه باهم کار کنیم قدرتمون بیشتر میشه
فکر خوبیه
ولی چطوری باید این شخصو پیدا کنیم؟
آقای چوی گفت که اون بزرگترین دارایی ماست
توی راه اینجا داشتم بهش فکر میکردم
ملاقاتش باهامون کار آسونی نیست
ولی میخوام امتحانی یه برنامهای بچینم
هوم
!هی ببین- هان-
!واه
فکر کنم بشه تغییرش داد
سقف جمع میشه؟- آره-
فابریکه
قربان
کلی آدم اونجاست
که درست مثل شما به دست لبخند پایتخت پیچونده شدن
ما پیشنهاد میکنیم که هممون دست به دست هم بدیم
راستش همه نزولخوار های این منطقه همدیگه رو میشناسن
اگه شما رهبری رو به دست بگیرین بقیه هم پشتتونو میگیرن
و بعدش چی؟
شما پولتو پس بگیر
و مطمئن شو که دیگه لبخند این کارو با وامدهندههای خصوصی نکنه
میتونیم از بین ببریمشون آره؟
اونا چندصد میلیون ازت زدن، درسته؟
نه نمیتونیم اینکارو کنیم
آه
اگه برنامه کوچولو موچولوت کار نکنه آخرش من میمیرم
پس همه پولت چی؟
ریدم توش ارزششو نداره پسر
یعنی دیگه بیشتر از این نمیتونم
من درگیر نمیشم
میبینی ارزش زندگیم بیشتر از پوله
...قربان لطفا- هی-
این چه کوفتیه؟
چیشده؟
قربان؟ قربان؟
شما، شما اجازه ندارین اینجا باشین
!اوه دریانورد کوچولو های من اینجا چیکار میکنین بچهها هان؟
قربان چه اتفاقی براتون افتاده؟
هان؟
...اوه من اه
No comments yet. Be the first to leave one.