Somebody Somewhere

Somebody Somewhere

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 2

Release Info

Somebody Somewhere S02E01 1080p WEB H264-CAKES
Ein Kommentar von Mohammad_Alpha

Tags

web
1080
webrip
x264
BRip
480p
480
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
XviD
Veröffentlicht am: 2023-04-26
Downloads: 43
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫- امروز چه جیگرهایی زدن بیرون. ‫- آره.

‫- اون یارو رو می‌بینی؟ ‫- آره، می‌بینمش.

‫- خوش اندام با جین کمربلند؟ ‫- آره، همین‌طوره.

‫- و با یه کتونی حساس. ‫- آره، خانم.

‫معمولاً از این‌جوری‌ها ‫خوشم نمیاد ولی به این میدم.

‫وای، منم دلم می‌خواد بهش بدم.

‫این چی؟

‫کاپشن چرم توی یه روز بیش از حد گرم؟

‫اوه، توی دهه 80 آدم گنده‌ای بود.

‫اما حداقل می‌دونی از این ‫که عرقی بشه بدش نمیاد، درسته؟

‫- دقیقاً! ‫- یه جورهایی از این خوشم میاد.

‫- آره، بهش بده! ‫- بهش بده!

‫می‌خوام یکی باشه که اندازه خودم عرق کنه.

‫دوست دارم بدونم ‫که داره واقعاً زحمت میکشه.

‫اوه، 10 هزار تا شد. تمومه!

‫وای خدا،

‫چطوریه که هر روز خدا ‫قدم‌زنیمون رو میریم،

‫اما شلوارم هنوز برام تنگه؟

‫نمی‌دونم. شاید باید کش فیتنس بگیری.

‫وگرنه هیچ وقت نمی‌فهمی ‫که داستان از چه قراره.

‫- ناموساً؟ ‫- داری می‌بینی؟

‫یعنی خب، حال بهم زنه.

‫شرط می‌بیندم هر روز صبح پا میشه

‫و یه بوسه

‫به نوک کلیتوریسش میزنه.

‫- حالم رو بهم زدی. سم! ‫- چیه؟

‫اه...

‫- سلام، تریش. ‫- سلام، باید من رو ببینی.

‫- لیست بابا رو دارم. ‫- همین الان؟

‫یه جورهایی وسط یه چیزیم...

‫یه ساعت دیگه بیا دیدنم

‫و لطفاً متنظرم نذار

‫- چون اندازه 600 هزار تا... ‫- میام!

‫تریشا تخمی.

‫- می‌دونی چه کاری رو هیچ وقت نمی‌کنه؟ ‫- چی؟

‫- هیچ وقت «بهش میدی یا رد میکنی» بازی نمیکنه. ‫- به ضرر خودشه.

‫ناموساً میگم. ‫مثلا، اون یارو رو ببین.

‫- خب اصلاً می‌فهمی که شعر دوست داره. ‫- آره.

‫خیلی خیلی با آگهی تلویزیونی حال میکنه.

‫- وای، نمی‌تونه برای تعریف از روزش صبر کنه. ‫- آره.

‫از شر بدش میاد.

‫- نه، نمیا... کی از شر بدش میاد؟ ‫- این یارو.

‫- وای خب، پس رد میکنم. ‫- رد میکنی؟

‫بهش نمیدم.

‫اوه، تا یه جایی خیلی خوب پیش اومد.

‫راجر کجاست؟ ‫امروز دیر کرده.

‫اوناهاش.

‫اوه.

‫باشه.

‫خوش‌حالم که حالش خوبه.

‫کار درستی کردی.

‫- می‌خوای یه دور دیگه بریم؟ ‫- چرا همچین کاری کنیم؟

‫- خوش می‌گذره. ‫- نه، نمی‌گذره.

‫- باشه، می‌تونیم برگردیم سمت ماشین. ‫- باشه، آماده‌ای؟

‫خب، میشه اولش یه چیزی بهت بگم؟

‫- نه. جول... ‫- خب، از اون جایی که وقت یه دور دیگه نیست،

‫- برای گفتن این، وقت هستش. ‫- نه، نه، لطفاً. جول...

‫این کار رو نکن. لطفاً گند نزن به این لحظه.

‫واقعاً دوست دارم.

‫جول. جول!

‫بیا.

‫یه دور دیگه میریم! ‫راضیم کردی!

‫- دوست دارم. ‫- می‌دونی من بنیه ندارم

‫- که بتونم انقدر سریع راه برم! حرف نزن! ‫- دوست دارم!

‫.:: ترجمه‌ای از محمد آلفا ::. ‫.:: Mohammad Alpha ::.

‫سریال «یه کسی یه کجا» ‫فصل دوم - قسمت یک

‫واقعاً نمی‌دونم چرا این رو ‫برای من فرستاد.

‫تو بهش گفتی که بره.

‫خب، تو مسئولیت پذیره‌ای دیگه.

‫- مگه بهش یاد ندادی چطور از گوشی استفاده کنه؟ ‫- چرا،

‫- ولی نمی‌دونم. فکر کنم جواب نداد. ‫- احتمالاً.

‫خیلی خب دیگه، مشکلی نیست.

‫«خیلی طول کشید تا به فرودگاه برسه.»

‫«صندلی کنار راهرو هواپیما رو گرفتم.» ‫شگفت‌انگیزه.

‫- «با استوارت‌ها دوست شدم.» ‫- معلومه.

‫ام...

‫«کاش شما بچه‌ها می‌تونستیم ‫قایق رو ببینین.»

‫«عمو فرنک خیلی خوب نگهش داشته.»

‫امشب استیک بریون می‌کنیم.

‫فردا صبح میریم قایق‌سواری.

‫باشه، این هم فهرست کارهایی ‫که باید انجام بدیمه.

‫- خیلی طولانیه. ‫- کیرم توش.

‫«شماره یک، هر روز به مادرتون سر بزنین.»

‫بیا اون رو از فردا شروع کنیم.

‫«پنجره زمیستون رو بذارین، جارو برقی بکشین، ‫به مرغ‌ها غذا بدین، چکن‌ها رو کوتاه کنین،

‫پمپ چاه رو نگاه کنین، ‫طویله رو تمیز کنین.»

‫من... نمی‌تونم... نمی‌تونم الان ‫به این رسیدگی کنم!

‫فقط نمی‌تونم! ‫یعنی، باید برم.

‫باید برم سر کار، ‫باید وسایل شنون رو جمع کنم. یعنی...

‫- باشه، خیلی خب. ‫- اصلاً این ایده تو بود! از کشاوری متنفرم!

‫ما کشاورزی نمی‌کنیم، تریشا! ‫داریم از کشاورزی درش میاریم!

‫و...

‫بیخیال. خوشحال نیستی

‫که بالاخره داره یه کاری ‫برای خودش می‌کنه.

‫خب... زمان‌بندیش ریده.

‫خیلی خب. یکم دیگه میام ‫که با شنون خداحافظی کنم؟

‫- باشه. ‫- می‌خوام پپیراهن کنزاس‌های قدیمی رو بدم بهش.

‫- باشه. ‫- بهت نگفت براش هویت جعلی گرفتم که، گفت؟

‫تقریباً مطمئنم که داری شوخی میکنی، اما...

‫دارم شوخی میکنم.

‫ولی بهش گفتم که کجا بگیره.

‫خنده دار نیستی.

‫من فکر میکنم خنده داره.

‫البته، داشتی با همسایه‌ـت ‫حرف میزدی.

‫باید طویله رو تمیز کنم.

‫- یادم بنداز که باید کیسه زباله بگیرم. ‫- هوم.

‫وای، کیرم توش، می‌دونی چیه؟ ‫از قبل یه فهرست درست کردم.

‫چرا دیگه چیزی یادم نمی‌مونه؟

‫- یائسگی؟ ‫-قبل یائسگی

‫- فرقشون چیه؟ ‫- چه می‌دونم، کسی نمی‌دونه.

‫باید راحت باشه. ‫مثل یه زوج مسنه.

‫خیلی شیرینن ‫و بای بازی اومدن به شهر.

‫و منم همه کریستال‌هام رو ‫توی کمد صاحب گذاشتم.

‫- درسم رو یاد گرفتم. ‫- خوبه.

‫باورم نمیشه گذاشتم ‫که موهام رو کوتاه کنی.

‫- اوه ولی خیلی... ‫- ناناز شد.

‫- نانازه، درسته؟ نازی. ‫- خیلی نانازه. من که بهش میدم.

‫- هی. ‫- این فندق شما و لاته شیر سویا همسرتون.

‫اوه، بیا، عزیزم.

‫بوس بهت.

‫بهتره ببرمت خونه. می‌دونم ‫کافئین چه قدر حشریت میکنه.

‫اوه آره.

‫- حرکات کششیمون رو بریم؟ ‫- آره.

‫یک، دو، سه.

‫واقعاً دلم می‌خواد

‫که امشب شب انتخابی ‫برای ننوشیدن نبود.

‫داری راجع به چی حرف میزنی؟ ‫تازه دو تا دی‌ان‌دی‌ان رو پشت سر هم زدیم.

‫- واقعاً؟ ‫- آره! الان وقت یه دی‌انه،

‫مگه این جر زده باشه.

‫جول، من هیچوقت این کار رو نمیکنم.

‫باشه، پس. ‫بزنیم بیرون دیگه؟

‫بریم مرکز شهر، ‫یکم ذهنت رو خالی کن.

‫- دوستم کارلا که از یوگائه، گفت که... ‫- وای خدای من، جول!

‫محض اطلاع، متنفرم از وقتی ‫که راجع به یکی از دوس‌های یوگات حرف میزنی.

‫- می‌دونم، ولی اون فرق داره. اون... ‫- وای بس کن! الف‌جیم‌نون، جول.

‫- الف‌جیم‌نون چیه؟ ‫- آدم جدید نه!

‫مخصوصاً کسایی که بتونن دماغشون رو ‫به کسشون بزنن.

‫این طبیعی نیست.

‫- اما اون فرق داره. حامله‌ـست. ‫- وای، اینم از ضربه دوم.

‫عمراً بهش فرصتی بدم.

‫- در رو باز گذاشتن. ‫- اوه، خوبه.

‫- هی! وای! سم! وای خدای من! ‫- اه! این چه گُهیه؟

‫قانون ممنوعیت حیوون خونه‌ـگی ‫خیلی واضحی وجود داره.

‫- اوف. باورم نمیشه روش لگد کردی. ‫- می‌دونم.

‫هنوز بوش زیر دماغمه.

‫نمی‌دونم بتونم از زیر این در بیام.

‫وای، جول، امشب اون ‫کتونی‌هات رو می‌سوزونیم.

‫اون‌ها کتونی خوب قدم ‌زنیم بودن!

‫دیگه نیستن!

‫این چطوره؟

‫فکر میکنی پی‌پی جز ‫مواد طبیعی حساب میشه؟

‫اوه، آره.

‫هی، استیو! این چیزها ‫روی گُه سگ جواب میده؟

‫- کثیف‌کاری دارین؟ ‫- استیو،

‫وضعش خیلی بده.

‫خیلی بده.

‫آره، این باید کار کنه.

‫- بیا پر کنیم. ‫- خیلی خب.

‫حداقل دو تا می‌گیرم.

‫- یکی دیگه. ‫- باشه.

‫فکر می‌کنیم این جا ‫خوراکی‌ هم دارن؟

‫- اوه، واقعاً دارن. مطمئنم ازش. ‫- اوه.

‫کیر توش.

‫وای، خدای من...

‫پشمام.

‫جایی ندارم که بذارمش.

‫اه، کیرم توش.

‫وای.

‫خیلی خب. خب...

‫فکر کنم تموم شد.

‫- اوه پسر. واقعاً؟ ‫- باشه، یه چیزی.

‫از اون علامت بدم میاد. ‫واقعاً دلم نمی‌خواد توی اتاق خوابگاهم باشه.

‫ببخشیدا. این همون گُهیه ‫که پول اتاق خوابگاهت رو داد،

‫پس می‌مونه.

‫باشه، قبوله.

‫می‌دونی، انگار همین دیروز بود

‫که داشتیم می‌بردیمت مهد کودک.

‫مامان...

‫شن، بهت افتخار میکنم.

‫بهترین بچه‌ دنیایی.

‫وای، برای اولین روزت ‫خیلی خوشگل شدی.

‫نمی‌تونم تحملش کنم.

‫باشه، بذار یه عکس دیگه ‫ازت بگیرم، باشه؟

‫این جا ژست بگیر.

‫یه لحظه وایسا. ‫بذار برنامه رو باز کنم.

‫- خیلی خب، آماده‌ای؟ ‫- آره.

‫لبخند بزن!

‫- چه خوشگل شد. ‫- هی، برای بابا بفرست.

‫آره، باشه.

‫- در واقع، نه، می‌تونی... ‫- اوه، نه، نه، مشکلی نیست.

‫- براش می‌فرستم. ‫- نه، بفرست برای من. من می‌فرستم براش.

‫نوچ. فرستادم دیگه.

‫کاری نداشت.

‫- چیز مهمی نیست. ‫- باشه.

‫خیلی خب. ‫بذار جمع و جور کنم.

‫بریم؟ ‫آماده‌ای؟

‫آره فکر کنم.

‫- اما، آماده نیستم. ‫- آره.

‫- اول بریم یه قهوه بزنیم؟ ‫- بریم قهوه بزنیم.

‫باشه.

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left