Die ersten 200 Zeilen.
«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
>>>>>> تــرجـمـه از امــیــر جـیـریـایـی و (Amir_Soap) مــریـــم شـــراهـــی (mar7am79)
"عروسی با طعم شاتگان"
"فیلیپین، تفرجگاه ماهال"
خانم اومد
گلوریا
سلام
خوش اومدی
عالی شدی - ممنون -
دارسی، کجا بودی تو؟ - سلام، سلام -
فقط یه دقیقه خلوت کرده بودم اجازهش نیست؟
نه تو عروسیت
نوشیدنی مارتینی کِتِل شما
دستت درد نکنه ژروم
این دوماد سنجمون کجاست؟
تام که دوماد سنج نیست، باشه؟
فقط خودشو وقف این کرده که همهی جزئیات عروسی بیعیب باشه
باید واسه این عروسی
پولهای بابات رو میگرفتی
بعدش، اون این کارههاش همه چیو واست بیعیب میکردن
مامان، بهت که گفتم ما دیگه گنده شدیم
و میخواستیم خرج عروسیمون رو خودمون بدیم
تا به دلبخواه خودمون دربیاد
و دلبخواهت همچین چیزیه؟
این بخاطر یه مشکلی تو چاپش بوده
"مراقب دزدان دریایی باشید"
فعالیتهای مشکوک را گزارش دهید" "نیروی دریایی فیلیپین
اوهوی
"نو عروس و دوماد"
هی
نزدیک بود با تیر بزنمت
فکر کردم یه دزد دریاییای ولی فقط یه بنده خدایی که
اینا واسه عروسیته، آره؟
آره، میخوام غافلگیرش کنم
نمونهی اینو تو فروشگاه آنلاین اِتسی دیدمش
و حرف نداشت ولی الان نسبتا دو دلم
آخه میخواستم عاشقونه باشه ولی نه دیگه خیلی جِلف
یه مرز باریک بین این دو تا واژه هستش
الان قرار نیست اونجا باشی؟
جشن تمرین عروسیته
یا خدا
میخوام با این مربیه یوگای بابات یه حرفی بزنی
همون دوست دخترش؟ - آره، خب حالا -
مدام نیشش به روم بازه
میشه بهش بگی دیگه نیشش بهم باز نباشه؟
باشه مامان
به دوست دختر بابا میگم دیگه نیشش بهت باز نباشه
هیچ مشکلی هم پیش نمیاد
و اینکه نمیتونم با مامان تام پشت یه میز بشینم
تو کشتیه رسیدن به اینجا
میخواست هر کی مسیرش سمت اقیانوس آروم جنوبیه، باهاش بزنه زیر آواز
فقط هیجان زدهست. باشه؟
آخه تا حالا پاشو از کشور بیرون نزاشته
آخه کدوم زن بالغی تا حالا خارج از کشور نرفته؟
تو رو خدا مامان، میشه فقط ...واسه دو روز بتونی کنار بیای با این
کارول
بالاخره از سرم بازش کردم
بالاخره از سرم بازش کردم
و فرستادمش پی عروسیش
از وقتی تامی کوچولو رو
از تو احما و احشامم درآوردن دلم واسه اومدن این لحظه میرفت
وای خدا جون
به عمرم تو یه جزیره خصوصی نبودم
اصلا به عمرم تو یه جزیره نبودم
راستش میدونی چیه؟ حرفم درست نیست
قبلا با خونواده هیبرمن رفته بودیم جزیرهی مکیناک
مال قبل این بود که خونهشون رو ببرن بلومینگتون
تا حالا جزیره مکیناک بودی رناتا؟
من نه میدونم اون یا
بیشتر حرفات اصلا چی چی هستن
عاشق اون جزیره نمیشد، لری؟
سلام دارسی
سلام لری
ندیدمت اونجایی
سلام - سلام رناتا -
بگو چیه؟ براتون یه هدیه گرفتیم
راضی به زحمت نبودیم - چرا، ما بودیم -
ناسلامتی فردا بزرگترین روز زندگیمونه
این حرفا چیه میزنی؟
یالا بازش کن - باشه -
لری، داره بازش میکنهها - میدونم... آهان -
یکی این مشروب رو تو توالت جا گذاشته بودشها
خدا تو رو رسوند مارجی
باورم نمیشه واسه این کار دیرم شده
از قبل مهمونا با هم گرم گرفتن
و دارسیت هم داره با جفت مامانها حرف میزنه
وای نه. برو گاز بده، برو، برو
واسه دخترم دو تا چاقوی زنگ زده خریدی؟
یه چیز متبرکیه که قبلا واسه عروسی خودم بوده
همهی فامیلمون تو روز عروسیشون ازش استفاده کردن
واست یه عمر خوش شانسی میاره
البته به غیر از عموم گِرِگ
که سر اون قضیه ماشین لیفتراک سَرش کنده شد
ولی اونکه تقصیر این چاقوها نبودش
دارسی
بابا
ممنون
کارول، چه خوشگل شدی
لری، سلام جناب
سلام - میخوام تو رو هم ماچ کنم -
شرمنده، تموم شد؟ - آره، خیلیخب -
رناتا
روبرتو
کِیف میکنم میبینم شما دوتا هنوز با هم دوستین
دالی
سلام
دارسی، واقعا خیلی مفتخرم که شاهد این
مراسم مقدسی از تولد دوباره و فداکاریام
منم همینطورم - ممنون -
رناتا
باید برم دستشویی زنونه
هی، منم همینطور
وقتی لباس رسمی تنمه
حال میکنم سر پا بشاشم تو چی؟
ببخشید - عیبی نداره -
ممنون مارجی
سلام
سلام - چطوری؟ -
خدایا
این واسه تویه - ممنون -
رئیس بزرگ
یدونهای
...این ... چیزه - خوشحالم دیدمت بابا -
جناب - بیا فعلا واسه یه مدت -
"بچسبیم به اسم "رابرت
حله رابرت - تام، شنیدم که -
تو بودی که این استراحتگاه محشر رو پیدا کردی
آره. همینطوره - آره -
من راستش رو بیورزونانس درمانی مطالعه میکنم و تو اینجا
ارتعاشات پر انرژی، بیداد میکنه
انگار که
اتاقمون از هر چی حشرهست، بیداد میکنه
اون جزیره چهار فصل جای خوبی بودش
...ولی کمک منو نخواستی دیگه، واسه همینم
بعضی چیزا به پول
میچربن بابا - آره -
والا جای شک داره
خب، بازم نوشیدنی لازمم
آره
نه، نمیخوام، ممنون
...خب دیگه
منم نمیخوام
اصلا میشه ازم خوشش بیاد؟
آره، اگه شل کنی و
عین خودت رفتار کنی
خدایا خونوادههامون دمار از روزگارت درمیارنها
یعنی چی؟ - و کجا بودی تو؟ -
همین الان یه پروژه کوچیکی رو تمومش کردم
از چیا جا موندم؟
خب، مامانت بهم چاقوهای نفرین شده داد
و بعدش مامانم نزدیک بود بخاطره
لبخنده دوست دختر بابام، دادش دربیاد
و اینکه
دختر عموت اِمی، پرسید کجا میتونه لزرونگر جنسیش رو شارژ کنه
پس دختر عموم امی اومده؟
بزودی میادش
این چیه که پوشیدی؟
...آهان، این
چرا موهات خیس خالیه؟
...من... چیزه... من
نگاه، رفتم زیر نور ماه یه شنایی کردم
پرت شدی تو آب، مگه نه؟
آره، پرت شدم تو آب
میدونی، یجورایی خیلی نازه که اینقدر تو دروغ گفتن کارت ضایع هستش
...فقط... قول بده بهم که
قول بده که واسه باقیه شب
دستم رو ول نکنی، باشه؟
قول میدم
اِیس
اِیس الان آهنگهای ماه عسل رو گذاشت باید عوضش کنم
حالا این "باید"، کلمه درستیه؟
بابا، امون بده - باشه -
تامی، تامی یه پنج دقیقهای لازمت دارم
چی؟ نه، نه - کاره فوری و فوتیه -
همش دارم رو سخنرانی ساقدوشیم کار میکنم
و قراره خیلی چیز تمیزی دربیاد
سلام - سلام -
دوست دختر بابا الان ازم پرسید عشقولانه حرف زدنم چجوریاست
آدم نابودیه
تو این 20 سال گذشته اینقدر خوشحال ندیدمت
ممنون - به سلامتی -
بابا، نامزد قبلیت رو هم دعوت کرده؟
خدایا! این چرا اینقدر هی سکسیتر میشه؟
انگار رهبر ورژن پورن یه تور سیاحتی در آفریقاست
من نمیخواستم دعوتش کنم
ولی بابا کوتاه بیا نبود آخه میگفت این جزیره خیلی نزدیکشه
این بابا از اون پفیوزهای دو عالمه که عاشق شلوغ بازیه
هیچ وقت جواب دعوتنامه رو نداد
فکر میکردم در امانیم
خداییش فکر نمیکردم بیادش
آخه اصلا جواب دعوتنامه رو نداد
نه، واقعا خیلی حرکت خفنی هستش
خیلی هیجان دارم که ببینمش
وای، انگار اینقدر هول بوده که
یادش رفته دکمههای پیرهنش رو تا آخر ببنده
دیدی
سلام داداش، چطوری؟ - سلام -
سلام شان
واقعا شرمندهم که دیر کردم
بابات، دقیقه نود ازم خواست برم ژاپن
No comments yet. Be the first to leave one.