Autumn Marathon (Osennij Marafon)

Autumn Marathon (Osennij Marafon)

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

DVD original
Ein Kommentar von VIDEOHUNTER
: ترجمه و زيرنويس از D R . L E C T E R . 7 6 @ G M A I L

Tags

DVD
Veröffentlicht am: 2015-08-12
Downloads: 46
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

طبيعت براي چي وجود داره وقتي کسي بهش نگاه نميکنه؟ علامت سوال

وقتي کسي سرماي برفش رو حس نميکنه؟ علامت سوال

وقتي کسي از صداي رعد و برقش نميترسه؟ علامت سوال

وقتي کسي صداي برخورد امواج رو نميشنوه؟ علامت سوال

وقتي کسي به آسمان خيره نميشه؟

...وقتي کسي به شهابها نگاه نميکنه

علامت سوال

...براي هيچکس ...هيچکس اهميتي نميده

چرا ادامه نميدي؟

کاش يه بچه داشتيم

چرا؟

اونم مثل تو با استعداد ميشد

من که استعدادي ندارم فقط کار نويسنده هاي با استعداد رو ترجمه ميکنم

!اونوقت بهت عشق ميورزيد هردومون منتظرت ميشديم

الا، ميدوني که نميتونم چيزي رو تو زندگيم عوض کنم

فيلمنامه Alexander VOLODIN

" ماراتن پاييزي "

کارگردان Georgy DANELIA

فيلمبردار Sergei VRONSKY

طراح صحنه Levan SHENGELIA, Eleanor NEMCHEK

موسيقي Andrey PETROV

يک کمديِ غم انگيز

صبح بخير - صبح بخير -

آماده اي؟ - يه لحظه برم به زنم بگم -

نينا...ما ميريم بدويم

!چه بهتر منم ميتونم يه ساعت ديگه بخوابم

الو؟

لال شدي؟ حداقل فوت کن

دفعه بعد خودت جواب بده

تا حالا از اينا خوردي، بيل؟ - فکر نميکنم -

بهشون چي ميگين؟ - "Khvorost".

خوشمزه ست

دستپخت نينا حرف نداره - اغراق نکن، عزيزم -

ببخشيد، متوجه نشدم

داشت با من حرف ميزد - داشتم با اون حرف ميزدم -

بيل، اگه يه نفر نميخواد حرف بزنه اصلا چرا بايد زنگ بزنه؟

ببخشيد؟

بهتره بيل رو قاطيِ موضوع نکنيم

متوجه نميشم

با من بود - با اون بودم -

الو؟

بوزکين، الا همين الان منو بيدار کرد

ازم خواست بهت بگم همين الان بهش زنگ بزني

کتابت رو تو خونه اش جا گذاشتي

الان نميتونم اينکارو بکنم کلي کار دارم

گرفتم...نينا اونجاست

باشه، خودم بهش زنگ ميزنم

بهتره اينکارو نکني - چرا، بهتره...خداحافظ -

ويريگين بود، ويراستارم مثل هميشه عجله داشت

توي دانمارک هم اينطوريِ؟ - آره -

فکر نميکني صداش براي ويراستارت يکم زنونه بود

صداي کي؟ - ويريگين جونت -

به منشيش گفته بود زنگ بزنه

خوشت مياد؟ نينا درستش کرده

خوشمزه ست...مرباست، درسته؟

بهش ميگن کوچه علي چپ ببخشيد

اندره، انگار يکم عصباني بود

بهتره من برم يا بمونم؟

کدوم يکي بهتره؟ - نه، چيزي نيست -

فقط حالش زياد خوب نيست

خداحافظ ، بيل - خداحافظ -

حالا اندره تنهايي سرگرمت ميکنه

نينا، ميخواي برم خريد؟ بعد از سمينار وقت دارم

برو براي اون منشي گل بخر

اون رفت سر کار

اندره، شايد تو هم کار داشته باشي؟

يموقع مزاحمت نباشم؟

نه، اصلا

بيل، اونو خوندم

همه چيزش خوبه فقط يکي دوتا نکته هست

اينجا، تا اونجا که يادم مياد ...داستايفسکي نوشته بود

بايد داروهات رو بخوري و سعي کني ازش خوشت بياد

ولي تو نوشتي، قرصات رو بخور ...منظور اون دارو نبوده

اين فقط يه اصطلاح ـه

ببخشيد

الو؟

بوزکين، اون تايپيست ديوانه ست

زنگ زدم موقعيت رو براش توضيح بدم

بهم گفت خفه شو

و اينکه بهتره بري گم بشي و ديگه برنگردي

شايد بهتر باشه برم اونجا؟

!اگه جرات داري برو اصلا کي بهت گفت دخالت کني؟

باشه...خداحافظ

حالا فهميدم اين يه اصطلاح محاوره ايِ

آره، يه اصطلاح محاوره اي

ببخشيد، بيل ولي بايد برم انستيتو

ميتونم يه سوال ديگه ازت بپرسم؟

البته - يه لحظه، بذار ببينم -

صبح بخير - صبح بخير -

موضوع چيه؟ - شرشاوينکوف داره مياد -

چرا ازش مخفي ميشي؟ - نميخوام با اون حرومزاده احوالپرسي کنم -

چرا؟

نميدوني ديروز چيکار کرد؟ - نه -

کلاچنسکي رو اخراج کرد سمينوف ترفيع گرفت

حالا اميوف معاون ميشه

صبح بخير، ولاديمير

نويکوف رو نديدي؟ - نه، نديدمش -

سلام! حالت چطوره؟

بهش بگو باهاش کار دارم - باشه -

ميشه با الا صحبت کنم؟

نيستش، حالش خوب نبود فرستادنش خونه

بله

جريان چيه؟ مريض شدي؟ - چيزي نيست، سينه ام يکم ميسوخت -

بهتره دکتر خبر کني - همين الان رفتش -

چي گفت؟ - گفت بايد يکي دو روز استراحت کنم -

پس استراحت کن - دارم همينکارو ميکنم -

واروارا چي بهت گفت؟

چيز خاصي نبود - دقيقا چي گفت؟ -

گفت که تو و نينا خيلي بهم علاقه دارين

اينکه تا ابد مثل دوتا مرغ عشق زندگي ميکنين

و حاضر نيستي کاري کني که اونو ناراحت کنه

اينا رو خودم ميدونم ...ولي شنيدنش از يه نفر ديگه

بهتر بود گوشي رو قطع ميکردي - منم همينکارو کردم -

اون با کسي رابطه داره؟ - کي؟ واروارا؟ -

نخير، نينا جونت

نه، فکر نميکنم

پس چرا بايد اون دکمه رو با نخ اشتباهي بدوزه؟

کدوم دکمه؟ - اون يکي، رو شکمت -

درسته - ديدي؟ پالتوت رو دربيار -

وقتشه بري خونه

نه، با ناشرم قرار دارم

عاليه، اندره مثل هميشه

ممنون، خوشحالم - !من نيستم -

چرا؟ - ميخوام بيخيالش بشم -

آخه واسه چي؟

سايمن بتازگي يه مقاله شديد اللحن نژادپرستانه منتشر کرده

اصلاح طلبا حسابي ازش ايراد گرفتن

اصلا موقع مناسبي براي چاپ کاراش نيست

از " ماه متلاشي " چه خبر؟

چند پاره ست - منظورت چيه چند پاره ست؟ -

توي تقويمم نوشته دهم، بوزينکي، ماه متلاشي

امروز نُهم ـه فردا موعدش ميرسه

فکر نميکنم بتونم

خيله خب سيزدهم ضرب العجلتِ

ببينم چيکار ميتونم بکنم

بايد شب و روز کار کنم

خوبه...بهتر از اينه که تو اين سن دنبال زنها بندازي

منظورت چيه؟

لنينگراد شهر کوچيکيِ

نينا، من امروز يکم دير ميام خونه يه جلسه ديگه داريم

اصلا مودبانه نيست اون دو ساعته منتظرتِ

بهش قول دادي اونو ببري خانه داستايفسکي

لعنتي! توي راه هستم

الان کجايي؟ - بهت که گفتم، تو جلسه -

فکر کردم پنجشنبه جلسه داري

وقتي رسيدم خونه توضيح ميدم دارن ميزنن رو در کيوسک تلفن

کيوسک تلفن؟ توي جلسه؟ - ديگه بايد برم -

جوان! گلهاتو فراموش کردي

خيلي ممنون

...گل و دارو و اين

ديگه بايد برم هنسن منتظرم ـه

دکمه ات چي ميشه؟

...دو ساعته منتظرمه - زياد طول نميکشه، ميتوني يه چيزي بخوري -

چرا زحمت کشيدي؟ - ميدونستم گرسنه اي -

اندره، دخترت چه شکليه؟

بيشتر به تو رفته يا اون؟

به هيچکدوم...دانشکده رو ول کرده زياد نمياد ديدنمون

شوهرش آدم بامزه ايِ

سعي کردم باهاش صحبت کنم ولي حسابي نااميدِ

ميبيني؟ ...اگه ما يکي داشتيم

...اون بهت احترام ميذاشت

خيله خب، ديگه چيزي نميگم غذاتو بخور

بله؟ - ميتونم بيام تو؟ -

البته، عمو کوليا

حال مريضمون چطوره؟ - خيلي بهترم، ممنون -

سلام اندره، حالت چطوره؟ - سلام، نيکلا -

به اين دختر بيچاره نگاه کن حسابي عصبي شده

اندره خيلي عجله داره يه پرفسور دانمارکي منتظرش ـه

غذاتو بخور - ممنون -

اندره داره کمکش ميکنه نوشته هاي داستايفسکي رو ترجمه کنه

دانمارکي هم بلدي؟ - نه زياد، زبان من انگليسيِ -

بنظرت اندره مثل خرگوش غذا نميخوره؟

اين چه حرفيِ اون خيلي طبيعي غذا ميخوره

...الا، بايد يه چيزي بهت بگم

دير يا زود بايد به اين وضعيت ناخوشايند خاتمه بدي

...بايد رابطه تون رو رسمي کنين

عمو کوليا، حالا چه وقت اين حرفاست؟

اندره، مگه من حرف بدي ميزنم؟

نه، اصلا

...ميخوام بدوني

پدرش دوست صميميِ من بود...

و حالا که اون مرده الا مث دختر خودم ميمونه

وگرنه اصلا تو کارش دخالت نميکردم بخودش مربوط بود

...عمو کوليا، ازتون خواهش ميکنم

يه لحظه صبر کن بذار تمام کنم

وقتي بالاخره تصميمتون رو گرفتين ...من ميرم دهات

ميتونين اتاق منو داشته باشين...

اينطوري تمام آپارتمان مال شما ميشه

!چه فکر احمقانه اي

من حرفامو زدم

ببخشيد، بيشتر از اين مزاحم نميشم

خداحافظ

اندره، از اين بابت بايد ببخشي

...نتونستم بهش بگم که تو

ميفهمم

حالا ميتونم برم؟ - آره -

من ميرم

کتت رو دربيار

چرا؟ - چونکه من ازت ميخوام -

بچرخ

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left