Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(دوره فشرده عاشقانه)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
خیلی وقته که ندیدمت
::::::::: آيــــ(قسمت هشت)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
فکر کردم توئه دیوونه از کشور رفتی یاهمچین چیزی
خیلی معذرت میخوام درگیر کارای زندگی بودم
کارو بار چطوره؟
نه خوبه نه بد
راستی اون کیه؟
دوست پسرته؟
فقط یه همسایه ست
اون گل سرسبد معلماست خیلیم مشهوره
فهمیدم، معلمه
لذت ببر
بخور هنگ سون
ممنون خاله
خوب بخور وقتی که گرمه، خوشمزه تره
هیچی تغییر نکرده
آشپزخونه، میزها
و حتی صندلیا
سلام
هی
امروز هوس کردی چی بخوری؟
طبق معمول بکبان
پس همینجا منتظر بمون
ممنونم ازت بابت غذا
هی بیا اینجا
ببخشید؟
باشه
فیش غذای بیشتری بگیر
برای مشتری ثابت موردعلاقم
لازم نیست اینکارو بکنی- برشون دار و برو-
ممنونم
اینجا خیلی قدیمیه، نه؟
دقیقا مثل همون زمانی که مامانم اینجارو اداره میکرد به نظر میاد
به خاطر همونم هروقت به اینجا سر میزنم خاطرات قشنگ و خوبی به یادم میاد
مامانت کی از دنیا رفت؟
...سالی که جام جهانی تو آفریقا برگزار شد پس
سال 2010 بود هفته قبل عید چوسوک
از خوابگاه مرخصی ویژه گرفته بودم برای تعطیلات
...هفته ی قبل چوسوک
تو سال 2010؟
بیا داخل و بخور
من فیش های غذامو تموم کردم
یا امام من که هیچ وقت همچین چیزی نخواستم
اگر بخوای قوی بمونی باید شکمتو سیر کنی
زود باش
یا امام مجبورم نکن هی حرفمو تکرار کنم
فقط بیا تو
!مامان
نونا
حدس بزنین کی اینجاست؟ دختر ورزشکار ملیت
احترام
مراقب باش داغه
اون زن خیلی سالمی بود
ولی یهو به خاطر تصادفی که
جلوی خونمون اتفاق افتاد مرد
از دنیا متنفرم که کسی مثل اونو ازمون گرفت
خیلی ناعادلانه بود که
وسطای تمرینم همیشه میدویدم سمت معبد برای اینکه مامانمو ببینم
یه معبد کوچیک تو سونگ باک دونگ بود که مامانم میرفت اونجا
و لوح اجدادیش اونجا بود
من جلوش غرغر میکنم و عصبانیتمو جلوش خالی میکنم
پس همه چیز بعد از یه مدتی قابل تحمل میشه
من این کارو برای چند سال انجام دادم
لطفا
شانس از طریق استقلال استقرایی) (به سرنوشت تبدیل میشه
بیا
خب؟ بررسیش کردی؟- آره-
نام هه ای
مامانش نزدیک ساختمون امپریال یه رستوران داره
واون توی آزمون آزمایشی سپتامبر رتبه ی برتر شد
بعد از چندتا جلسه ی آموزش با چوی چی یول؟
من ازش متنفرم
صبر کن ببینم، مامانش رستوران داره؟
فکر میکردم باید از یه خانواده ی ثروتمند باشه
ولی چرا اون بهش آموزش میده؟
فکر نمی کنم خیلی مربوط باشه به این ولی تو برنامه ی جامع
یه دانش آموز رو بیرون کردن
و یونگ مین جاشو گرفت- درسته-
اون دانش آموز هه ای بود
چی یول هم گفت اگر اونو برنگردونن میره بیرون از برنامه
انگار هر چند وقت یه دانش آموز محبوب داره
حق با توئه
اتفاق قبلی خیلی موردتوجه قرار نگرفت
ولی این یکی متفاوته
این یه رسوایی بزرگ میشه
واقعا؟ داستان خیلی خوبی میشه
بریم که بنویسیمش
تو اون کوچه پارک کردیم؟
یکم جلوتره
جای خشکشویی ها بپیچین سمت راست کلیسا
من کسی ام که اینجا زندگی میکرده ولی انگار اینجارو بهتر از من میشناسی
چه جذاب
حس جهت یابی خوبی دارم
این خیلی خوبه چطور انقدر دقیقی؟
به خاطر همینه که باید مراقب آدمای باهوش بود
تو هیچ وقت فراموش نمیکنی چقدر پول به مردم قرض میدی، نه؟
امروز سال نو قمریه
و در حال حاضر خیلی از بزرگراه ها شلوغ هستن
مسیرهای ورودی و خروجی سئول رو بهتون معرفی میکنیم
از سئول به بوسان 7 ساعت طول میکشه
این مقدار چهار برابر ترافیک معموله
مراقب تصادفات ناشی از انحرافات غیرقانونی باشید
لطفا ایمن رانندگی کنید و از تعطیلاتتون با خانوادتون لذت ببرید
گزارشی از چوی سو هوی از جی بی ان
چی؟
میخوام که حساب کنم
متاسفم
اینو خریدم واسه همین پول کم دارم
میشه قلم هم بگیرین؟
فراموشش کن
فقط چیزی که داری رو بهم بده
پس بقیشو بزن به حسابم
وای خدا کدوم حساب؟ تو حتی پول هم نداری
اگر حس بدی داری، فقط بیشتر بیا اینجا
و اینو بگیر
ولی- بیا، فقط برو-
ممنونم
برو دیگه
!ممنونم- ...اون-
ولی من فقط بکبان میخوام
یکمی گوشت باقی مونده دارم
این سوخته، بخور بره
به نظر سوخته نمیاد
ممنونم خانوم
برای امروز ممنونم
وقتی که رفتی خونه دوباره مچ دستتو سرد کن
و از دست چپت هم تا حدی که میتونی کار نکش
باشه، میتونی بری
اول تو برو، به هرحال من که خونه ام
پس دوباره میبینمت
خداحافظ
وقتی دکتر بودیم، مثل بچه ها رفتار میکرد چرا الان انقدر یهویی ساکت و آرومه؟
حتی چشاش اشکی بود
خوابم میاد
حالا فهمیدم
فهمیدم چرا تونستم فقط غذای اونو بخورم و هضم کنم
چرا یهویی بی هیچ دلیلی اشکی شد چشمام
چرا انقدر سمت اون و خانوادش جذب شدم؟
مامان ) (برای بارگیری پیش نمایش ضربه بزنید
این خیلی یه طوریه
این دختر همون ناجی هستش که همیشه ازش حرف میزنی؟
منم نمیتونم باورش کنم
اون دوازده سال پیش
تو نوریاجین بهم غذا داد
و حالا دخترش تو نوکونرو بهم غذا میده
احتمالش چقدره؟
خیلی کم
درست فهمیدی
سئول شهر بزرگیه، میدونی؟
جونگ یونگ سون به خاطر نام هنگ جا) (نام هنگ سون و نام جه وو زنده موند
یه زمانایی که شرایط خیلی برات سخت میشه
خاطراتی هستن که باعث میشن سرپا بمونی
درسته
کافه ی اون دقیقا همچین چیزیه برای من
هر وقت تموم امیدمو تو این دنیا از دست میدادم
به غذای گرمی که اون برام آماده کرده بود فکر میکردم
و این بهم انگیزه میداد که زنده بمونم
اون دلیلیه که من امروز اینجام
الان مثل روز روشنه
واقعاً شبیه مادرشه
برای همینه که به سمتش کشیده شدم
سیستم عصبی سمپاتیکم مشکلی نداشته
به طور طبیعی سمتش کشیده شدم
ببخشید؟- بله-
اینجوری بوده
خودشه
به هر حال من دوست دارم این محبت رو جبران کنم
نه باید جبران کنم
اون خانواده بیشتر به چی نیاز دارن؟
به این زودی باید بذاریمش کنار؟
توی کل کشور هنوز تو اکتبر هم گرمه
ما توی پاییز که به کولر نیاز نداریم
تاجایی که میتونیم باید صرفه جویی کنیم
خداییش یه تختت کمه
تو حتی تو خونت هم کولر نداری
میدونی که همه خونه ها الان کولر دارن؟
..ولی بازم، این وظیفه صاحبخونست
که رایگان برامون وصل کنه
..به هر حال، صاحبخونه این ساختمان فقط
صبر کن ببینم، امروز نباید اجاره بدی؟
آره راست میگی
چیجوری هرماه باید اجازه رو واریز کنیم؟
به خاطر اینکه بهش میگن اجاره ماهانه- !خودم اینو میدونم-
!فقط هیچ امیدی ندارم
داریم اجاره میدیم که درآمد داشته باشیم، یا برعکس؟
کدومشون اول به وجود اومد؟ مرغ یا جوجه؟
راستشو بخوای اونا یکی هستن، نام هنگ سون نونا
منظورت مرغ یا تخم مرغه
انی وی
خدایا، سلام قربان
..همین الان داشتم براتون اجاره رو
که اینطور
..پس این یعنی
یکی دیگه الان صاحب اینجاست
..امیدوارم ازمون نخواد که بلند شیم
خیالم راحت شد
اجاره ما چی؟ ..همین مقدار میمونه یا
بالا رفته؟
No comments yet. Be the first to leave one.