Die ersten 173 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(رقص ملکهها در جاده)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: (قسمت 3) ::::::::
یه پایان فوقالعاده برای جشنوارهی) (شکوفههای گیلاس جینهه بود
انگار غل و زنجیرم کردن- راستی، پیج زدی-
خدایا
جدا که- میتونیم اینو بنوشیم یا نه؟-
منیجرها هرکاری از دستشون) (برمیومده براشون انجام دادن
انگار یکی داره منیجرمو میدزده
من همهی اون کتابها رو خوندم
الان چطور؟ الان
چرا؟ گفتی دیگه اجرا نداریم
...همهتون یه منیجری دارین که
نمیتونین فراموشش کنین، نه؟- معلومه-
...اگه بعدا کنسرت گذاشتین
و از آژانسهای قبلیتون اومدن کنسرت چه احساسی پیدا میکنین؟
من گریه میکنم- حتما خیلی احساساتی میشین-
اونی اگه بخوای فقط برای یه نفر اجرا کنی، اون کیه؟
فقط برای یه نفر
فکرکنم دیدنش ناراحتم کنه
اجرا برای یه نفر
فکر بهشم اشکمو درمیاره
حتما یکی اومده توی ذهنت، نه؟ سانگسون بود؟
ده ساله که ازدواج کردم
میدونین که من معمولا چطورم؟- آره-
به این زودی 10 سال شد؟ واوو
...همیشه با لباس تمرینم
واقعا هم کار خاصی انجام نمیدم، واقعا
...ولی اونی خود این ظاهرت
خیلی قشنگه- قشنگ لی هیوریه-
...این ظاهر باعث میشه عشق بورزی
ولی به عنوان یه زن جذاب نیستی- نه؟-
من همیشه با پیژامه توی خونه میچرخم
...بهخاطر همین دوست دارم تنها بنشونمش
و براش یه اجرای کشنده برم- به به-
سکسی
سانگسون توی قطعهی جدید هواسا، گیتار الکتریک زد
باید جذاب باشه- ...آره، و-
میدونین که گيتار آکوستیک و گيتار الکتریک باهم فرق دارن؟
آره- ...داشت گیتار الکتریک میزد-
وقتی دیدمش مثل اون بار اولی که دیدمش به چشمم سکسی اومد
وقتایی که روی یه چیزی تمرکز میکنه
...گیتار الکتریک
شبیه بدن یه زن بود- آره-
...گیتار رو توی آغوشش گرفته بود- خدایا-
و داشت باهاش معاشقه میکرد
قشنگ خل شدم
...میخوای
گیتار الکتریک بشی؟- آره-
میخوام از شرش خلاص بشم و جاشو بگیرم
دراز بکشی
اونکار رو نکردی؟
نتوستم- چرا؟-
بازم حس عجیبی داشتم
ولی دارم روش کارمیکنم
اصلا انتظارشو نداشتم- خدا-
هواسا، تو واسه کی اجرا میکنی؟
من برای ویین
دوستت- یکی اعضاست-
بین اعضا فقط برای ویین؟
...اول اینکه، ویین اولین دوست دوران راهنماییمه
...و باهاش- با اون اومدی اینجا-
هیچی از هم پنهون نداریم
"معمولا به همدیگه "دوستت دارم و این چیزها رو نمیگیم
...فقط- نمیتونی خیلی بیانش کنی-
انقدر همدیگه رو میشناسیم که نمیگیم
"معمولا آدما میپرسن مثلا "راستی، غذا خوردی؟
...ولی کنار اون
نیازی نیست اینو بگم- میفهمم چی میگی-
آره- مثل اعضای خانواده-
آره- ...پس میخوای با آهنگ-
باهاش حرف بزنی؟- آره-
میخوام توی چشمای هم نگاه کنیم
فکرنکنم از راهنمایی به بعد دیگه واسه هم خونده باشیم
وایی
فکرکنم الان گریم بگیره
نگو
الان دوباره گریه میکنن
قبلا توی کارائوکه برای سکه، زیاد واسه هم میخوندیم
آره، از اینکارها زیاد با دوستامون میکردیم
اونی ولی تو از اون نسل نیستی
چرا الکی میگی میدونم؟
چرا نیستم- ...تو-
جز اون نسل نیستی- تو واسه خوندن سکه نمیذاری؟-
چرا
ما هم با سکه میرفتیم
منم یادمه
واقعا؟- ما هم داشتیمش-
مگه هممون کارائوکه نرفتیم؟
نه- نه-
این اون کارائوکه سکهای که الان داریم نیست
یه اتاقک زرد جلوی پاساژ بود
یه اتاقکی بود که درش اینطوری بسته میشد
من یادمه
نمیدونین اتاقک کارائوکه چیه؟
یه اتاقک یه نفری
سنشون قد نمیده بهش
میدونی؟- نه، نمیدونم-
...توی اون مکان کارائوکههای قدیمی
یه چیزی مثل دایناسور نبود؟
میدونین چیو میگم؟- اون خیلیم قدیمی نیست-
...نه، قدیما- ...اون قدیمایی که تو میگی-
با قدیمای ما فرق داره
اوایل دهه 2000
چرا دایناسور بود؟
چرا دایناسور بود؟- اوایل دهه 2000-
دوهزار واسه ما قدیما نیست، همین چندوقت پیشه
هنوز پوسترهاشو روی دیوارها داریم
دلت کتک میخواد؟- لیست محبوبترین آهنگها-
اینجا کجاست؟- ...میدونین، قدیما-
...وقتی میرفتی کارائوکه- انقدر نگو قدیما قدیما-
بگو همین چند وقت پیشا- میگم اوایل دهه 2000-
از طریق امکانات کارائوکه) (شکاف نسلی رو مشاهده میکنین
...اونی، اون چطور؟ دیگه پیشمون نیست
ولی خالهت چطوره؟
...بهعنوان یه جایی برای
باز کردن گرههای بین خودت و اون
آره، خوب میشه
اون باعث شد که کیم وانسون) (بهترین خواننده و دنسر بشه
اونا بهدلیل مشکلات دستمزد) (راهشون رو از هم جدا کردن
حقیقتش اینه که کاملا ازش متنفر نیستی، نه؟
معلومه که نیستم- ...فقط رسانهها-
همچین موضوعی رو مطرح میکنن- آره-
نمیتونی نسبت به کسی کاملا نفرت داشته باشی
حتی توی بدترین شرایط- ...اولینبار که خالمو دیدم-
پونزده سالم بود
واقعا شیفتهش شده بودم
با خودم میگفتم "...یعنی اگه 10 سال هرکاری"
"بهم گفتن انجام بدم، منم مثل اون جذاب میشم؟"
ده سال به خواست خودم به حرفاش گوش دادم
...بعد اینکه شخصیت من شکل گرفت
و وقتی که احتیاج به رشد داشتم
کاملا منو متوقف کرد
...من الان به این سن رسیدم
ولی هنوزم توی ذهنم حس میکنم یه نوجوونم
سن عقلی من دیگه بالا نرفت
فکرکنم بهخاطر همین اونکار رو انجام دادم
تا تلاش کنم که فراموشش کنم
...بهخاطر اون خاطره
تو دیگه نمیخوای اون آهنگ رو بخونی
دقیقا- درست میگم؟-
بعدش، اینبار اون آهنگ رو هیجانانگیزش کرد
...آهنگی که یادمون میاد برامون ارزشمنده
و وانسونی که تو باشی رو دوستش داشتیم
...امیدوارم یه روزی
با وانسون صلح کنی و در آغوشش بگیری
دوست داشتم اون آهنگ رو با افتخار بخونه
اینطور فکرمیکردم
...ولی چیزی که منو ناراحت میکنه
اینه که هیچکس از من تعریف نکرده
هیچکس تعریف نکرده؟- ...بعد تمرین-
من همیشه فکرمیکردم خیلی بدم
هیچوقت اعتماد بهنفس نداشتم
ولی من اینطوری فکرمیکردم
...من فکرمیکردم که اون زمان
همیشه از شما 5 نفر تعریف میشد
فکرمیکردم اینجوری اجراهای خوبی داشتین
موضوع فقط تعریف نکردن نبود
حتی سرزنشم هم میکردن
مثلا، تو چت شده؟- باید بهتر باشی؟-
...کاری باهات میکنن که- این میترسونتت-
...ترسو میشی و بعد که ازش میگذری
احساس عصبانیت میکنی- درسته-
حتی طرفدارهاتم نمیبینی- میخوای انتقام بگیری-
...انقدر عصبانی بودم که
همینجوری اجرا کردمو تمومش کردم
ولی اونی من خیلی خوب میتونم درکت کنم
تو رو هم سرزنش کردن؟
...دلم میخواست ازم تعریف کنن
تا احساس موفقیت بکنم- !دقیقا-
نمیتونستیم حس کنیم که موفقیم
...بعد هر اجرا
...فقط درمورد چیزایی حرف میزدن که- فقط درمورد اشتباهات میگفتن-
No comments yet. Be the first to leave one.