Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ("یک روز خوب برای سگ بودن")ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
خانواده من یه راز داره
یه نفر یه بار گفت
"چیزی به عنوان سگ بد وجود نداره"
اونی
پس من هیچوقت نمیتونم کسی رو ببوسم؟
ولی، چیزی به عنوان طلسم بد وجود داره
!هه نا
هه نا
بیا هه نا- هی،زود باش-
سلام بچهها
!تا دا
اولین سالگردمون مبارک، هه نا
!خدایا،خیلی حسودیم میشه- ممنون اوپا-
هی،حالا که امتحانش رو قبول شده، شما دوتا باید باهم زندگی کنین
وای خدا- تبریک میگم،هه نا-
خدای من- کیک شبیه لب میمونه-
مبارکه- مبارکه بچهها-
ما تنها زوجی هستیم که اولین بوسهشون رو تو اولین سالگردشون دارن
چی؟ "بوسه"؟
وای نه، باید چیکار کنم؟
این بار
فرار کردن ازش سخته
خب- بیاین جشن بگیریم-
هی نگاه کن- چی شده؟-
خدای من،نگاه کن- کی این کار رو کرده؟-
!اوپا، متاسفم
به همین سادگی، یه رابطه دیگه هم تموم شد
::::::::: آيــــ("یک روز خوب برای سگ بودن")ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
هی،وایسا- !سلام خوشگله-
سلام- سلام-
سلام
بیا بریم- خانم هان-
سلام- بله، سلام-
هی، دارم بهت میگم- تمومش کن-
هی، خبرهای برگ ریزونی دارم
جان وو داره ازدواج میکنه
هی، هه نا هم تو این چت هست
میدونم- هه نا، خوبی دیگه؟-
…معلومه که خوبم- هی، چرا خوب نباشه؟-
هه نا، صرفا چون نگرانتم میگم
میخوای سینگل به گور بشی؟
چیکار میتونه بکنه؟ انتظارات مسخرهاش خیلی بالاس
…قضیه این نیست- بیخیال، عروس کیه؟-
یه جورایی آشنا بنظر میاد
کی امروز غروب پایه نوشیدنی خوردنه؟
شرمنده، من امشب با دوست پسرم میرم سینما
امروز اولین سالگردمونه- این چیزیه که امروز گرفتم-
ببخشید، منم امروز غروب برنامه دارم
خائنها
سلام بچهها
::::::::: آيــــ(قسمت اول)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
سلام
سلام- صبح بخیر آقای لی-
خیلی جذابه
سلام دخترا
چی شده؟
امروز، اولین روز قرارمونه
امروز ۲۴امه
چیه؟ باید تقویم رو نشونتون بدم؟
!برین سر کلاستون
!تادا- این برای اونه؟-
هی بذار بپرسم- نظرت چیه؟
باحال نیست؟- نشونم بده-
بیا- سلام بچهها-
کجا؟حتی نمیتونم ببینمش- قشنگ نیست؟
فکر کردم همینه- چیزی نیست-
هی منم اینو دارم- عطر خریدی؟-
چی؟- دیوونه کنندهاس-
…ولی این- این که یه چیزه-
هی نشونم بده- بذار ببینم-
…فکر کردم- اونجا نیست؟-
اصلا نمیتونم ببینمش- خیلی خوشگل نیست؟-
بچهها این رو میبینین؟
…شما دارین
قلبم رو میشکونین
آفرین
…ما اون فرمهای ثبت نام رو برای
فرصتهای داوطلبانه رو داریم
خیلیهاتون هنوز شرکت نکردین
جمع کردن گوشیها، بازیافت کردن
مراقبت از تخته سیاه، کلی کار مونده
…دارم تمام تلاشم رو میکنم
که بهتون کمک کنم پروندههای دانشآموزیتون بهتر دیده شه
تا وقتی باهاتون با لطافت حرف میزنم
بجنبین و ثبت نام کنین
چشم خانم- بله خانم-
خانم هان، نگران پروندههای ما نباش
نباید اول از همه نگران ظاهرت باشی؟
من که امروز خیلی خوشگل شدم
منظورم رتبکه
باید قرار بذاری وگرنه با رتبک دیوونمون میکنی
رتبک" چی هست؟"
"یعنی "ریدن تو بوسه کاپلا
خانم هان واقعا چرا این کار رو میکنی؟
!هی
حسودی میکنی؟
کسی که حسودی کنه بازندهاس
خانم هان خوشحال باش
هی، بیخیال
!فایتینگ
خیلی خوب، حضور غیاب میکنم
مینا- حاضر-
سوجین- بله-
هی، رتبک
میتونی اینجوری صدام نکنی؟
چرا باید بوسه همه کاپل ها رو خراب کنی؟
بذار تو حال خودشون باشن
آبروریزیه
من تاحالا کسی رو نبوسیدم ولی اونها تو مدرسه انجامش میدن
آبروریزیه"؟"
یا فقط بخاطر اینه که حسودی میکنی؟
چی؟- …خودت بهم گفتی-
"بله به قرار، نه به بوسه"
خودت گفتی هروقت میگفتی ضد-بوسهای مردها
باهات بهم میزنن
بهت گفتم، من هرکاری انجام میدم به جز بوسیدن
این عجیب تره
اینجوری به همه چی میگی نه
چرا انقدر با بوسیدن مخالفی؟
نگو که تاحالا هیچ کسی رو نبوسیدی
واقعا؟
بیماریای چیزی داری؟
بیماری؟
!دایی، 100 گرفتم
حتما یه بیماریه
چی؟
بیخیال، چیه؟
!خدایا، من نمیدونم ،وای نه
خوبین؟- آره، خوبم-
دستتون خوبه؟
عوضی حال بهم زن
چرا اینقد از آقای جین بدت میاد؟
یجورایی سرده ولی خوشتیپه
خیلی معروفه بین بچهها
ازش متنفر نیستم
اون کسیه که از من متنفره
چرا؟
!هی !حرفتو پس بگیر
!ماشالا
واو- واو-
سلام خانوما
اوه سلام، آقای لی- سلام-
آها، همه بعدا برای نوشیدنی میریم بیرون
شما هم میاین، مگه نه؟
معلومه، باید اونجا باشم- خیلی خب-
...تو گفتی که یه سری کار داری- آره، باید بیام-
ما معمولا با هم بیرون نمیریم
خوبه
قراره گوشت بخوریم، پس برای ناهار غذای سبک بخورین، باشه؟
وای خدا، این مرد خیلی شیرینه
اون دلیله که میام سرکار
خوش بحالت
که دلیلی برای سرکار اومدن داری
کی میرسن؟
میان حالا
عه ایناهاشون، سلام
جلل خالق، خیلی خوشتیپه
خانم یون هنوز نیومدن؟
اوه، گفت که یه چیزی شده، دیر میاد
اونجا ما رو میبینه
حتما گشنتونه، بریم داخل
معلومه دروغ گفته
مطمئنم الان سرش با آرایش کردن گرمه
وای خدا
واای، اینجا مثل بهشته
خیلی خوشگلن
چرا همه شما بچهها اینجایین؟
چه کیوت
شما هم سگها رو دوست داری؟
معلومه، دوست دارم میدونی، خیلی کیوتن
تو کیوت تری
آره، همینه
پاشین بریم
بذار فقط یکم بیشتر نگاهشون کنیم
خدایا، خیلی کیوتن
اوه، آقای جین یکم پیش دستتون درد گرفت؟
داخل منتظرم
خدایا، عوضی لزج
همشون الان پخته شدن
،اینم برای معلمهای خوشتیپ خسته نباشین برای امروز
نوش جونتون
ببخشید یکم دیر کردم
خوشمزه بنظر میاد
آروم باش، چون گشنته حساس شدی
چطوریه که کسی نمینوشه؟
اوه، بفرما
،به عنوان معلمای جوون
...باید بیشتر با هم اینجوری وقت بگذرونیم
و با همم سفر بریم
آره، عاشقشم
پروردگارا
آدم خیلی احساس تنهایی میکنه بعد اینکه از سرکار میاد خونه
مگه نه؟
من احساس تنهایی نمیکنم
اوه، فهمیدم آقای جین، تو مثل گربه گوگولیای
این بچهی منه، مثل بچهی منی
قبول نداری؟
این گربته؟
No comments yet. Be the first to leave one.