Die ersten 200 Zeilen.
قسمت چهارم اينجا يک نفر بود
srt به sub/idx تبديل از نسخه shadow
من 100تا ميزارم
من 100تامو پس ميگيرم
اين يرو داره جر زني ميکنه
خيلي خب
هر کوفت ديگه اي که واسم مونده ميزارم
حدود 420تا برميگرده تو
همونطور که گفتم
تو با احساسات زياد تو بازي کاري نداري،مگه نه بيل؟
تو چي داري؟
اون يارو 4 دسته همينطوري داره ميبره
و اسم اين بازي رو اونوقت ميزارين استعداد؟
خب مثل اينکه منو گير آوردي،مگه نه بيل؟
! حرومزاده
بهت درباره اين مکالمه اخطار داده بودم
برو يه چيزي بخور جک
خيلي خب
بخاطر اين لطفت ازت ممنونم
همين الان براي خودت با اين حرف يه چيزي خريدي
بعضي از پسرا نميتونن بدون اينکه نپرن برن کنار يه پرتگاه
بيست ها هم براي دلال اين بازي
خيلي ممنونم
براي بقيه اش هيچ فکري نداري؟
نه،همين پول بسه
مونتانا
من استراحت تو کارم نيست
خب،به کجا رسيدي؟
خب،الان کار کردن بهتره ساکت تره
متاسفم که سر باشد بايد
به حرفاي اون احمقا گوش کيکردي آقاي هيکاک
اون موقع رو ميگم که شما و آقاي اتر داشتين کمکمون ميکردين؟
اصلا حرفاش بهم صدمه اي نزد
و اگه بهم بگي بيل خيلي راحت ترم
بهم وقتي ميگي آقاي هيکاک احساس ميکنم ازم ميخواي واسه کاري استفاده کني
خيلي خب
مونتانا،تو حالت خوبه؟
قبلا که بهم يه اسم مستعار داده بودن ميگفتن تنبل
بنظر بهت نمياد
از بين هفت تا اسم اينو بهم دادن
فکر ميکنم قبل از اينکه بقيه اسما رو بشنوم خودمو کشيدم بيرون
اين اردوگاه بنظر جاي خوبي مياد
زن و پسرم توي ميشيگان دارن پيش خانواده اش زنگي ميکنن
اميدوارم زودتر بتونم بيارمشون پيش خودم
اونا کاري ميکنن سرخپوستا باهاشون صلح کنن
بزودي هم اينجا قانون دار ميشه
و خيلي چيزاي ديگه هم گيرتون مياد
من که قراره فقط سرم تو کار خودم باشه
واقعا ميتوني؟
من خودم تازه ازدواج کردم
جدي؟
خانمم انگار داره سيرک اداره ميکنه
اون تو سينسيناتي منطزه تا بشنوه
که من خبر موفقيتم رو بهش ميدم
من و سال حمايت از شما رو براش يه جا باز کرديم
چرا ازش استفاده نميکني بيل؟
چيزي که کارم رو کند ميکنه،فکر کردن به اينه که
بخوام برم تو چشمه و يخ بزنم
يا اون آدم عوضي ايه که من تو بازي پوکر بهش طلا ميبازم
ديگه خسته شدم
برو بخواب
همه چي درست ميشه
فکر کنم بايد واقعا برم بخوابم
شب بخير مونتانا
شب بخير بيل
بايد 2 ساعت پيش گورمو از اين خراب شده گم ميکردم ميفتم شاين
چي اينجا نگهت داشته چارلي؟
تو اصلا نمي کپي بيل
نميدونم چه مرگت شده بيل
خب پس موندي تو اين اردوگاه که به جون من غر بزني؟
اگه نميخواي بري دنبال طلا
مبتونم بزارم تو راهي که دارم ميرم بشي سرپرست و راهنماي من
کاري که دوست داشته باشم ميکنم
! همش حرف مفت
بالاخره يه زماني
يه مرد بايد دست از جرو بحث و جدال با خودش برداره
درونش رو باور کنه و اينو قبول کنه که يه آدميه که بيرون و درونش فرق داره
چونکه هر چي طلاش ميکنه نميتونه اون چيزي باشه
که هر روز و هر دقيقه داره تلاش ميکنه باشه
و هر روز رو همينطوري شب ميکنه و به هدفش توجهي نداره
ديگه نميخوام درباره اش حرف بزنم
ميفهمي چي ميگم چارلي؟
و ديگه هم نميخوام هي هر دقيقه تو گوشم اينو وزوز کني
پس ميتوني بزاري من برم دنبال کار و زندگيم؟
آره
ميتونم اين کار رو بکنم
اميدوارم تو شاين موفق باشي
تو هم ... موفق باشي بيل
تو منو ميشناسي آل
نه ميخوام مته به خشخاش بزارم نه اينکه درباره کسي زود قضاوت کنم
اگه ميخواي توضيح بدي
چرا بايد اون يارو رو بخاطر يه چيز بي ارزش که پيدا کرده بخرم
با کمال ميل گوش ميدم - اوه خداي من -
چي شده؟
حتما واسه اين رفيقمون اتفاقي افتاده
منم همين فکر رو ميکنم
بنظر مياد مرده باشه،نه؟ - آره -
ببين،من يه پيشنهادي دارم پول اون يارو رو بهش پس بدين
نزاريد پاي پينکرتون ها رو به اين قضيه باز کنه
خب بنظر ميرسه ديگه اينکار لازم نباشه
اين پيشنهاد رو به زنش بده
آل،فکر ميکني وقتي زن اين يارو
شال و کلاه کنه و بخواد برگزده نيويورک
فکر ميکني يه ذره هم به اين موضوع اهميت ميده؟
بزار خودش پينکرتون ها رو بفرسته
و 20 هزارتا هم پول زياديه
بزار بهت چندتا چيز رو يادآوري کنم
اول اينکه 20 هزارتا پول زياديه
دوم اينکه اين پول مال منه
سوم اينکه اون دختر که الان شوهرش مرده
ممکنه بيخيال داستان بشه
و اما چهارم
اگه پينکرتون ها منو به کشتن ندن اين اردوگاه
خيلي پيشنهادهاي بهتر از بيست هزار دلار برام داره
چرا بايد اين ريسک رو بکنم؟
برو يه سري به اون زن بيچاره ي شوهر مرده بزن
چشم قربان
خانم گرت؟
چه حادثه غمناکي
ميخوايد بگم دکتر کاکران بياد
که اين غم بزرگ رو براتون درمان کنن؟
بله
ميخوام دکتر رو ببينم
البته،مگه ميشه کسي هم تو اين وضع قبول نکنه؟
الان ميارمش
ازش بخواه لطفا قبل از اينکه منو معاينه کنه
زخم هاي شوهرم رو هم يه نگاهي بندازه
ميخوام نظرش رو درباره اين زخم ها يي که بوجود اومدن بدونم
فکر ميکنم شوهرتون در اثر پرت شدن از ارتفاع مرده
تنها کاري که خواستم ازت انجام بدي اين بود که بري سراغ اون دکتر لعنتي
البته خانم
اين اتفاقي بود که افتاد آقاي دوريتي؟
يه حادثه ي غمناک؟
يه حادثه ي وحشتناک،سقوط از پرتگاه؟
متاسفم خانم
اوه،آره
بيا بريم احمق
اون هيچ ربطي به من نداره آل
اون به اي.بي گفت
که بره دکتر رو بياره بالا سر جسد
فکر ميکني دکتر بوي طلا به دماغش ميخوره؟
نه
اي.بي رو که ميشناسي
ميگرده ببينه اين وسط چي ميتونه گيرش بياد دو دره کنه
ولي تو اينطوري نيستي دن
تو منو همراهي کردي،به من وفادار بودي
روشي که براي پيدا کردن طلا انجام دادي
فقط وقتي کارم تمومه بهم خبر بده
يه آدم تازه کار،مياد يه چيزي پيدا کنه
و از روي پرتگاه به سمت مرگش سقوط ميکنه
ولي هنوز زنش به اين اتفاق شک داره
من ميدونم آل ميخواد اون اينجا زندگي کنه
که حداقلم شده اون يه تست کوچولو ازش بکنه
نکنه ازش انتظار داري که مرگ شوهرش رو ببينه
و هيچي در باره اينکه اين اتفاق چطور افتاده به زبون نياره؟
سوال اينه که اون سرنوشت رو داره سرزنش ميکنه
يا ادمايي که تو اردوگاه هستن رو
دنبال چي ميگردي؟
صبح بخير ست
کي بيدار شدي؟
ديشب نخوابيدم
اون زني که نويسنده روزنامه درباره ش بهمون گفته بود
تازه شوهرش رو از دست داده
اون آدما،طلايي که پيدا کرده بود رو بردن دادن به آل؟
صاحب اون هتل همين الان جسدش رو برد پيش دکتر
انگار ديشب اينجا الافي نميکردي،مگه نه؟
دکتر رو آوردم
خواهش ميکنم،بفرماييد داخل دکتر
بخاطر شوهرتون واقعا متاسفم
کشته شده دکتر؟
به من گفتن از پرتگاه افتاده
استخوان جمجمه اش در اثر ضربه شکسته
نه با گلوله سوراخ شده و نه اثري از خفه شدگي
هيچ اثر ديگه اي از قتل نبود
البته غير از اينکه چطوري از پرتگاه افتاده؟
که من در اين رابطه نظري ندارم
... ولي قبلنا
وقتي با من حرف ميزديد
پر از نظر و ايده بودين
هميشه ديدتون باز و وسيع بود
گفتم شما حتما اون داروي
... سردرد چيزي نميخوايد که ديــ
شايد،شاما احساس نميکنيد که
بايد روي مورد شوهر من
مثل خود من
کار کنيد
پيشنهاد خوب ديگه اي بهتون داده شده؟
ادماي ديگه اي هم شريکن؟
نميدونم
جمجمه ي شوهرتون چطور ترک خوده
شما زن فهميده اي هستين،درسته؟
حتما براي رسيدن به اينجا سختي کشيدين
بريد خونه خانم گرت
وضعيتش چطوره؟
کيه؟
فرنوم هستم خانم گرت
کمکي لازم داريد؟
وقتي برنامه هام رو چيدم
مسلما به يه تابوت نياز دارم
ميرم دنبالش
No comments yet. Be the first to leave one.