Die ersten 200 Zeilen.
.موضوع در مورده باباتونه. اون فوت کرده
.بهم بگو که رايانو کشتي - .اين مصاحبه رو پايان ميدم -
!تو صورتم بگو
.يه ميکروفون توي ماشين بوده .يکي به حرفامون گوش ميداده
مراقب باش. اين .يه دنياي وحشتناکه، جو
.دارم سعي ميکنم صاحب کار رايانو پيدا کنم .فکر ميکنم که داره يه چيزيو مخفي ميکنه
آخرين دفعه که دخترتو ديدي کي بوده؟
.شيان؟ اون مثل نور آفتاب دور و پيدا ميشد
.آخر هفته ها توي کافه کار ميکرد .زويي قبلاً پولشو نقد ميداد
اونا مايکل پري رو توي سلول .زندانش پيدا کردن، اون مُرده
اون ...؟ - .مال نيله -
ببخشيد شما کي هستين؟ - .من زنشم -
!حرومزاده، دروغگو حرومزاده
.جو
کجا بودي؟
راست ميگفتي. خيلي .زود بود که برگردم سر کار
.سوالمو جواب ندادي
چند ساعت پيش مايکل پري .توي زندان کشته شده بود
.خوبه - .اين حرفو نزن -
خُب، چه چيزي ميخواي بگم بعد از کاري که باهامون کرد؟
9Movie Proudly Presents Translated By Shervinix and Sacred Black Work Episode 3
!هل
!هل، سرت توي بازي باشه
فکر نميکردم از اين مامانايي باشي .که ميره فوتبال بچشو نگاه ميکنه
اينجا چيکار ميکني، جو؟
.متأسفم
.که رايانو ازت گرفتم
.نه سال شده
ميدونم. ولي الان ميفهمم .که اون موقع چه حسي داشتي
.به من خيانت ميکرده
چند وقته؟ - .حدود 3 سال -
.با هم بچه دار شدن
.تازه فهميدم
.خدايا، جو
جو
.من خيلي متأسفم
فقط اشتباه منو .تکرار نکن
.سال ها ازت متنفر بودم
.ولي تو اونو ازم نگرفتي .اون منو ترک کرد
.براي همين رايانو مقصر بدون
.نه اونيکي زنه رو
.هر کسي هم که هست
ملي چطوره؟
براي جشن به اندازه تمرين ميکنه؟
!بيشتر تمرين کن پاهاش مثل پاي قورباغه ميشه
مياي نگاش کني؟
.آره. از دستش نميدم
.يالا، عينکتو بذار
بهم نشون ميدي؟
به اين چي ميگن؟
.صورت پوديميم
!بهتره يه ذره لبخند بزني - .برنده ها بايد متمرکز باشن، مامان -
ببخشيد. درسته؟
کجايي؟ - .خونَم -
.يه پيشرفتي اتفاق افتاده - چي شده؟ -
.جنازه شيان گلاور رو پيدا کرديم
چند وقته اينجا بوده؟
آسيب شناس سه .هفته تخمين زده
.قبل از مرگ رايان
چيکار ميکني؟
بايد بري عقب تر اينجا منطقه ممنونعه .هست. فقط پليسا حق تردد دارن
.آروم باش
.به نظر مياد کار پري بوده
با همون تفنگ کاليبره که رايان .باهاش کشته شده بود مرده
کار راحت و تميزي ميشه، مگه نه؟
همه تقصيرا رو بندازين گردنش چون .مُرده و نميتونه تکذيبشون کنه
.اون يه قاتل بود، جو - اون عاشق شيان بود. چرا بايد بکشتش؟ -
.روابط بهم ميريزن
خودت که ميدوني. مگه نه؟
.بسه، لي - .حدس ميزدم طرف اونو بگيري -
پالش رايان هنوز سرد نشده .بود که پريدي توي تختش،نه؟ رفيق
!نه! نه، جک - .ولم کن -
.بلند شو. ولش کن
.لياقت همديگرو دارين .تظاهر ميکنين که قلبتون شکسته
حقيقتو ميدونم. شما دو !تا پشت سرش رابطه داشتين
!يه رابطه کثيف کوچولو توي پارکينگ - از کجا ميدونستي؟ -
که با هم ديدار ميکرديم؟
به حرفاي من و خانوادم گوش ميدادي؟
ديدم که توي اون پارک .داشتي ما رو نگاه ميکردي
از کجا ميدونستي که اونجام؟
تو خونمم ميکروفون گذاشتي؟ - .داري عقلتو از دست ميدي، جو -
تام پايپر رو کجا بردي؟ - اون کيه؟ -
دست از بازي بردار. ديدم .خرت و پرتاشو جمع کردي
اون کجا رفت؟ - نميدونم در مورد چي حرف ميزني؟ -
...حالا، اگر اشکالي نداره
توي سمت اشتباه اين .خط هستي
کجاست؟ کجاست؟
جو، چيکرا ميکني؟ .مامان "کلويي" بهم زنگ زد
.نرفتي دنبال ملي - ساعت چنده؟ -
کجا بودي؟ - .الان ميرم -
.نه، جو
.افکارتو جمع و جور کن
نميخواي که اينطور ببينتت، ميخواي؟
.ميدونم که از کار تعليق شدي .ويکي بهم گفتش
پس الان پشت سرم هم حرف ميزنه؟ .بايد سرش تو کار خودش باشه
.اون نگرانته. منم همينطور
نميخوام که با کسي توي .مرکز پليس حرف بزني
چرا؟
جو؟
،پري رايان و شيان رو نکشته بود .خودش رو هم نکشته بود
خُب، پس کار کي بوده؟
.فکر کنم يکي از مرکز پليسه
.يکي توي نيروي پليس
يادته گفتي که ملي رو ببري پيش خودت؟
.نميتونم ريسک کنم که اتفاقي براي هل يا ملي بيافته - .نه کسي بهشون آسيبي نميزنه-
.لطفاً فقط از پيشم ببرش
.لطفاً- .باشه -
.اگر واقعاً اينو ميخواي
.خُب، فقط يه کلمه ميشه گفت. تراژدي
.شيان گلاور يه زن جوان بود
.باهوش، محبوب، و آينده دار
يه هفته ميشه، خانوم رئيس
که يکي از افسراي مخفيتون به قتل رسيده
.و مضنون اصلي در زندان مُرده
حتماً بخاطر احساس دست پاچگي بخاطر
مسئوليت هاي کاريتون .بخشيده ميشيد
براي پليس بياد مناطق بزرگي رو .پوشش بديم و هر روز يک چالشه
ولي يه چالشيه که در طول .تمام حرفه ام براش آماده شدم
.رئيس پليس، جرکي، متشکرم
.ممنون از شما
!دستپاچه با مسئوليت هاي کاري!" خزئبالاته "
فکر ميکني يه مردو ميذاشتن اينجا بشينه و اونجور زير سوال بره؟
.خانوم، بايد ازتون بپرسم .جو گيليسپي
،فکر کنم بايد تعليقشو تجديد نظر کنيد .يا حداقل يه زماني براي بازگشتش معيين کنيد
وقتي که اين پرونده بسته .بشه ميتونه برگرده. نه زودتر
ميدونم که فکر ميکني ميتوني اين ،کارو بهتر از من انجام بدي، ويل
ولي اصلاً خبر نداري که بايد .براي کنترل چنين وضعيتي چيکار کرد
اومدم بگم متأسفم براي حکم ولي .جرکي بهم زياد فرصتي نداده بود
بقيه کجان؟
.باربارا ملي رو برده
جو، نبايد ميرفتي زندان .ديدت مايکل پري
ميدونم چرا رفتي ولي .کار بي پروايي بود
حالا مُرده و هيچوقت .حقيقتو نميفهميم
نه. ما گلوله اصابت شده با بدن شيان .رو با تفنگي که توي کوله پيدا کرديم تطبيق داديم
فکر ميکنيم که پري شيان رو .و بعد رايان رو هم کشته
.من به چشماش نگاه کردم .اون قادر به چنين کاري نبوده
چطور مُرده؟ - .گلوش بريده شده بود -
فکر ميکنن که يا خودکشي بوده يا يکي .از گروهش فکر کرده که لوشون داده
پس الان چي ميشه؟
.کاپور پرونده رايان رو به مرکز سي پي اس ميفرسته
.و انتظار داريم که راضي باشن
.ولي من ميخوام که تو راضي باشي
...منم همينو ميخوام، ولي - .اين جور چيزيو خيلي زياد ديدم،جو -
فکر ميکني تا وقتي که پرونده رو باز نگاه داري
به اين معنا ميشه که ميتوني .رايانو فرامشو نکني
.ولي بعدش ميتوني اينکارو بکني
.هممون ميتونيم
.يالا، امشب اينجا تنها نمون
.به جوزلين ميگم که اتاق مهمونا رو آماده کنه - .نه، مرسي -
.يه جايي دارم که ميتونم برم
پس پيداش کردي؟ - .پ ن پ، هنوز دارم توي تاريکي رانندگي ميکنم -
گشنه اي؟
.ميخواستم از درخواست کنم که قرار بذاريم
دقيقاً يه هفته قبل از دوست !شدن تو و رايان
.نخيرم - .چرا -
.آماده بودم
به خودم ميگفتم که دفعه بعد که ...توي ناهارخوري يا توي يه کافه ببينمت
.ميومدم و بهت ميگفتم
!ولي رايان زودتر اومد سراغت
رايان تور بردفورد براي 3 سال .بوده که با يکي زندگي ميکرده
.يه دختر داشتن
.اسمش ازميه
.انگار من رايانو نميشناختم
.و ميترسم
...نميگم که الان وقت مناسبيه
...يا به زودي وقت مناسب فرا ميرسه
.ولي عاشقتم، جو
.سال ها عاشقت بودم
و کمکت ميکنم بفهمي .که کي رايانو کشته
.چونکه به اين نياز داري، منم همينطور
.ولي اين، کسي که بوده رو تغيير نميده
.يا کاري که باهات کرده رو
.استخر هوتل از حموم گرمتره
.ديروز 3 بار شنا کردم
و براي صبحانه، هرچقدر .که ميخواي ميتوني بخوري
.مامان بزرگ 2 بار بيکن درست کرد
جدي؟
اونجاست؟ بهتره قبل از از دست .دادن سيگنال باهاش حرف بزنم
.دلم برات تنگ شده - .منم دلم برات تنگ شده، عزيزم -
ولي زودي برميگردي خونه، باشه؟
براي چشن؟
.آره، حتماً
.مامانبزرگ، مامان پاي تلفونه
اينجا چيکار ميکني؟ - فکر کنم اين مال ازمي باشه؟ -
رايان، اون انبارو براي شما 3 تا خريد؟
داشت منو ترک ميکرد؟ - .نميخوام اينکارو اينجا بکنم -
فقط يه ثانيه وايسا. باشه؟
کي شروع کنه؟
.چطور با رايان آشنا شدي؟ منظروم نيله
.يه روز صبح براي صبحانه اومد اينجا
.منو خندوند و درموردم سوال ميپُرسيد
.کسي سال ها اينکارو نکرده بود برام
چقدر طول کشيد تا شما...؟ - .نه. الان نوبت منه -
...يک سال پيش، اون
.با مچ شکسته برگشت خونه
گفت که روي پله هاي .خونه مامانش افتاده
واقعاً چي شده بوده؟
.اونو موقع اسکي کردن شکوند .خانوادگي رفته بوديم
عصر کريستمس قبل، اون ...يهووي مجبور شد بره سر کار
.اون تا موقع چاي خوري روز کريسمس بر نگشت
No comments yet. Be the first to leave one.