Dickinson

Dickinson

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 1

Release Info

Dickinson S01E03 720p WEB-DL DD5 1 H264-TOMMY
Ein Kommentar von thegreatssh

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
Veröffentlicht am: 2022-03-12
Downloads: 43
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 170 Zeilen.

وب سایت ویدیوفلیکس تقدیم میکند سو!

مترجم: thegreatssh سو!

نه!

نه!

شب های شبفته

شب های شیفته!

بله؟ کیه؟

پدر و مادرت دارن میرن. نمیخای بیای خداحافظی کنی؟

البته. صبر کن. فقط...

- همسر؟ - یه لحظه!

وقت رفتنه!

الان مطمطئنی که برای یه شب به اندازه کافی با خودت آوردی؟

او، خدای من تو هیچوقت نمیتونی مراقب باشی، هنری.

خیله خب

بهتره بریم

نه!

نه!

نمیتونید! نباید!

چطوری از عهده درد طاقت فرسای دوری شما بربیایم؟

میدونم چرا شاعری رو به بازیگری ترجیح میدی.

خداحافظ

خدافظ اون یکی بچه.

خیله خب. باید بریم.

آستین

اسبا

- بیا به اسبا کمک کن، آستین - دارم میام. دارم میام.

خب دخترا، همه چی رو مرتب نگه دارین.

برای شام کباب سرد هست.

و لطفا مگی رو از گوشت دور نگه دارین.

اگه مراقب نباشین، کل خونمونو با جاش میخوره.

تو بوستون خوش بگذره مامان

دخترا...

به من گوش کنین.

وقتی رفتم. همش تمیزکاری کنین.

خدافظ مامان

خدافظ

از الان دلم براشون تنگ میشه.

وینی، کل خونه برای یه شب در اختیارمونه

تا هرکاری که میخوایم بکنیم.

لطفا داستان روحی برام تعرف نکن. نمیتونم از پسشون بربیام.

آستین توام به همون چیزی که من فکر میکنم فکر میکنی؟

شاید.

- میخام برم اسبمو برونم. - بیا یه مهمونی بگیریم.

صبر کن، چی؟

بچه ها، بیخیال. از وقتی که مامان و بابا جایی رفتن خیلی گذشته.

باید یه دونه از اون مهمونی های کلاسیک مخصوص دکینسون برگزار کنیم.

- آره! - نمیدونم.

بیخیال.

لاوینیا، هر دفعه که مهمونی میگیریم،

میبینمت که موهاتو دور گردن یه پسر گره زدی

این درواقع یه آیین سنتی قصد ازدواجه. پس...

اوه خدای من. من میتونم جوزف لیمان رو دعوت کنم؟

فاجعه میشه.

مهمونیا قراره فاجعه باشن، آستین.

مهمونی مثل غرق شدن کشتی میمونه.

باید از بی نفسی و بدون کمک منحرف شدن دور بشی و خودتو نجات بدی.

یالا، بیاید انجامش بدیم.

چیو انجام بدیم.

امیلی میخواد یه مهمونی بگیره.

جالب به نظر میاد.

اره اره همینطوره

بیاید همه رو دعوت کنیم.

مهمانی امشب در خانه دکینسون‌ها

آره

- باشه! - آره!

بتهوون.

شدیدا.

فکر کنم شاید بخوای یکم حس و حال رو روشن تر کنی؟

برای مهمونی؟

هی، من ازش خوشم اومد.

میشه یه لحظه باهات صحبت کنم؟

خصوصی.

خیلی زیبا به نظر میای.

آستین.

سو....

عزیزم.

داشتم فکر میکردم.

فکر نمیکنی امشب میتونه بهترین زمان برای ما باشه

تا نامزدیمون رو اعلام کنیم؟

نمیدونم که آماده ایم یا نه.

این درنگت برای چیه؟

من حتی نمیتونم برای خودم لباس عروسی بخرم.

خب که چی؟ من میخرم.

- نه. - هر لباسی که بخوای.

نه. تو درک نمیکنی.

من بی پولم.

بدون ارث.

بدون جهیزیه.

من هیچی ندارم بهت بدم.

سو، تو داری گرون قیمت ترین چیز تو کل هکشان رو بهم میدی.

- عشق حقیقی - عشق حقیقی نمیتونه بدهی های منو بده.

هنوز از خاکسپاری پدرم و مادرم کلی بدهی برام مونده.

و خواهرم...

تو نیاز نیست به هیچکدوم از اینا فکر کنی.

من تمام بدهی هاتو میدم.

من حواسم به همه چی هست.

یه دخترعمو دارم که یه خانواده ای رو تو بوستون میشناسه. اونا دنبال یه لـله (معلم سرخونه) میگردن.

میتونم برم چند ماه برای اونا کار کنم و یکم پول دربیارم.

تو بوستون؟

مسخره نباش.

تو همینجا پیش دکینسون ها میمونی

و من و تو با هم ازدواج میکنیم.

میفهمم! میفهمم!

فقط جورجه.

سلام به همگی

بیاید این مهمونی رو شروع کنیم.

امیلی.

من....

- اینا رو برات آوردم. - جورج.

- نیلوفر؟ - آره، نیلوفر سفید. قشنگ نیستن؟

اونا نماد مرگن.

من عاشقشونم.

میشه به برندی (نوعی مشروب) مهمونت کنم؟

البته که میشه.

و کادوی دیگم رو آوردی؟

آره. البته که آوردم.

جورج گولد، تو یه ستاره ای.

زیاد نخور، باشه؟

امشب قراره افسارگسیخته باشه.

ما اینجاییم.

آستین کجاست؟

اینجاست.

جین، عاق لباستم.

صبر کن تا بادبزنش رو ببینی. پدرم اونو از ژاپن آورده.

اون یه سامورائیه. پس...

باحاله.

اوه، ممنون.

اوه خدای من.

جوزف، اومدی.

چطوری؟

یه بالش برای گربم ساختم.

باشه.

برندی کو؟

اونجا.

امیلی.

اینجایی.

خونمه.

ما همیشه دوستای خوبی بودیم. مگه نه؟

تمام اون سال ها با هم تو مدرس.

کلی خاطره.

صحیح. مثل وقتی که سعی کردی منو مسموم کنی؟

من فکر میکنم اگه منو آستین عروسی کنیم، منو تو میتونیم خواهذ هم باشیم.

من فکر میکنم اگه آستین با یه اهریمن گوشت خوارم عروسی میکرد، اون خواهرم میشد.

به هر حال، این خیلی جفرسونیاییه.

خیلی جفرسونیایی.

- چه خبر از کالج - نگاه کن. شهروند مورد علاقه همه

جوزف لیمان.

خب، من این شهرو اداره میکنم. من شهردارم.

سلام. ممنون بابت جمع شدن. شما واقعا موفق شدین.

آره. شکی درش نیست.

هی، اینو نگاه.

ابیگل، هریت، جنی، فنی، ویرجینیا

گراس. تو گیره موی 5 تا دختر متفاوتو تو کیف پولت نگه میداری؟

البته که اره. اونا غنائم منن.

من ترجیح میدم که فقط یه زن رو دوست داشته باشم.

چرا میخوای اینکارو بکنی؟

سلام پسرا.

بادبزن قشنگیه.

ممنون. جین اجازه داد نگهش دارم.

ظاهرا اگه اینجوری بری

معنیش میشه "من آرزو دارم از شر تو خلاص شم."

ناگواره.

اما... من قصدم اون نبود.

- تو از قبل مست کردی؟ - به من نگو چیکار کنم.

کسی سو رو دیده؟

او. اوناهاشی.

- بزار من بریزمش - داره باهاش چیکار میکنه؟

اون اصلا کیه؟

کل خانوادش مردن.

اون یتیم تمام عیاره.

More Farsi Persian subtitles for Dickinson

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left