Heroes

Heroes

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

Heroesseason 04 Episode 15
Ein Kommentar von kamiwolf
تقدیم به تمام فارسی زبانان

Tags

other
Veröffentlicht am: 2010-01-19
Downloads: 28
Hörgeschädigt: Yes

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

...آنچه گذشت

.اسم من ساموئله .من هموني هستم که برات ويولن رو فرستادم

.خونه ي مناسبش رو پيدا کرد

،اين ميتونه آدما رو به سمتت بياره .مثل صداي يه آژير

قطب نما؟

،اين بنظر نکته ي کليديِ مرموزي مياد

.و دليل کافي ايه براي اينکه واسش آدم بکشن

اون هر چي درباره ي کارناوال ميدونه

.بهم ميگه

.ميتونستيم ساموئل رو اينجا نگهش داريم

،البته، مشکل پيدا کردنشه

.ولي اولويت اولمون تمرکز روي متوقف کردنِ ساموئله

.اول، تو بايد به مدت 8 هفته ديگه ناپديد بشي

خب، در اينصورت بايد با چيزي .که نميتونيم سرش به توافق برسيم، کنار بياييم

...بايد واتسون رو نجات بدم ...پيش بسوي نجات

...بايد بريم به سرزمين اژدها هاي باتلاق .و قلعه رو پيدا کنيم

!اينطوري دکتر واتسون رو نجات ميديم

تو ميخواي بري يه جايي بنام آرخام توي کاليفورنيا؟

تمام اون ديوونه بازي هايي که اين .چند هفته درآوردم ديگه تموم شده

.سايلار رفته

اون کيه؟

.وَنِسا .عشق زندگيِ من

.اينجاها نديدمش

.اينجا نيست. بيرون از اينجاست

،ميترسم بخاطر اينکه من چجور آدمي هستم منو پس بزنه

.بخاطر کاري که کردم

.تو هنوز پدرشي

تو تنها کسي هستي که اون داره

.و بهت احتياج داره

ميدوني، يه چيزي هست که اگه پل هاي پشت سرت رو خراب کني

.ميتوني دوباره بسازيشون

.بهش نگاه کنيد

چطور ميتونم بدون اينکه روحش رو آزرده کنم

بهش توضيح بدم دنيا چطوريه؟

،اون دنيا رو پُر از وفا و اميد ميبينه

.درست مثل روشنايي اي که توي چشماش هست

ولي من اينقدر عمر کردم که بدونم

.هر چيزي اونطور که بنظر ميرسه نيست

.شيطان وجود داره

.مردم کاراي وحشتناکي با همديگه انجام ميدن

.اوه، خدايا

!اوه! اوه! اوه، خداي من

نوآه؟ نوآه؟

.اوه خداي من

.من هنوز برادرتم

چطوري بدون اينکه از دستش بدم ازش محافظت کنم؟

،مگه بابات دروغ نگفت، تقلب نکرد

و حتي آدم نکشت تا از تو محافظت کنه؟

...چطوري بايد بين خودمون يه پُل درست کنم

.تو به من دروغ گفتي

.نبايد اين کار رو ميکرديم

وقتي که فاصله ها بنظر وسيع و طولاني ميان؟...

من زمان لازم دارم که غصه بخورم .بدون اينکه بدونم چرا دارم غصه ميخورم

.اينم از کلاسمون که تا ساعت هشت بود

نفر بعدي کيه؟

.داريم خاطرات بازي هاي بچه گونه رو زنده ميکنيم نوآه

.اگه اين چيزيه که لازمه

،من فقط دارم ميگم

مطمئني اين بهترين روش براي گذروندن وقتمونه؟

.آره

.من بايد اين آدم رو پيدا کنم لورن

.و من ميخوام کمکت کنم

ولي الان حدوداً 6 ساعته داريم وقتمون رو

.الکي اينجا تلف ميکنيم و هيچ کاري نکرديم

.اگه پيشنهاد بهتري داري، سراپا گوشم

...بنظر ميرسه داري يه ذره مثل آدماي

وسواسي عمل ميکنم؟

.ميتونستي به کلير زنگ بزني

.اين جزء کارمون نبود

.اون يه قطب نما داره نوآه

...اون ميتونه درست ما رو راهنمايي کنه به

.من به کلير زنگ نميزنم

،اون الان از دست من عصبانيه

.و اينو بايد اقرار کنم، حق دار عصباني باشه

.اون الان تو موقعيتي نيست که به پدرش کمک کنه

.خب، شايد الان وقتشه همه چي رو بذاريم کنار هم

.شايد وقتيه که يه سرنخ قابل استفاده پيدا کرديم

،اگه نميخواي کمکم کني .اجباري نداري

...من...من

.ما يه سرنخي از ونسا ويلر پيدا کرديم

کي؟

.همونيه که درباره ش بهت گفتم

اون توي منطقه اي بزرگ شده

.که پدر مادرش کار ميکردن

.همونجايي که اون خونه تبديل به يه چاه فاضلاب

بنظر ميرسه هنوز يه سري عکس

.از دوربين هاي امنيتي داريم

همون مرديه که دنبالش ميگردي؟

.خودشه

شماره اش هست؟

.کُدِ کاليفورنيا ست

الو؟

ونسا ويلر؟

بله؟ شما؟

.اسم من بنته .نوآه بنت

.ميخوام درباره ساموئل ساليوان باهاتون حرف بزنم

قضيه چيه؟

،فقط دارم دنبالش ميگردم

و ميخواستم بدونم اين اواخر خبري .ازش دارين يا نه

.متأسفم .من آدمي به اين نام نميشناسم

واقعاً؟

چونکه اون توي همون منطقه اي بزرگ شده

.که صاحبش والدين شما بودن

.بنظر ميرسه دارم ميرم کاليفورنيا

.آره .موفق باشي

.لورن

.شب بخير

.ليديا

.همين الان داشتم يه نامه مينوشتم

من ميشناسم براي کي مينوشتي؟

.جوهرم داره تموم ميشه

،اگه فردا خواستي بري شهر

.ميخواستم يه سري چيز ميز بخري

.البته

.ليديا

ميدونم اين اواخر اتفاقاتي افتاده

.که سخت بوده

.ماجراي ادگار .ماجراي هيرو

.کلير بنت. جوزف

.غير از سايلار البته

.ميخوام صبور باشي

.ميخوام طرف من باشي

ما الان خيلي نزديک هستيم

.که رؤياهاي همديگه رو بفهميم

رؤياهاي من و تو ساموئل؟

يا اينکه اين رؤياها مال تو هستن؟

.من يه ليست درست کردم

.پر براي نوشتن. رنگ قهوه اي و روغن برزک

.نگران نباش

.بزودي ملاقاتش ميکني

من مدت خيلي خيلي زيادي صبر کردم

.که بيارمش اينجا

.اون روز بالاخره فرارسيده

تو که بهش اعتماد نداري، داري؟

،اون روي يه چيز خيلي بزرگ داره برنامه ريزي ميکنه .و منم از اين وضع خوشم نمياد

.اون هميشه با من خوب بوده

.نميدونم چرا ميخواي دردسر درست کني

،اگه اين خانواده قراره نجات پيدا کنه

.به يه رهبر جديد نياز داريم

مثل کي؟

.يه نفر هست .يه مرد دلسوز و مهربون

ساموئل خودش گفت که ممکنه اون .جورفِ بعدي باشه

.فقط بديش اينه که خيلي دوره

.خب، شايد بتوني بهش زنگ بزني

.شايد بتونم

متي هنوز خوابيده؟

آره. تا دير وقت بيدار بود - .داشت کارتون موش آشپز رو ميديد

...که منو ياد اين انداخت - که چي؟ -

.امشب براي شام...از کتاب غذا درست کنم

واقعاً؟ - .اره، ميخوام اين کار رو بکنم -

.منظورم اينه که خيلي هم سخت نيست

.ميدوني، برادرم ديروز زنگ زد

.اون هنوز داره دنبال يکي ميگرده استخدام کنه

تو که کسي رو نميشناسي، ميشناسي؟

،آم، نه، منظورم اينه که، قبلاً بهت گفتم

.من هيچ فروشنده نرم افزاري رو نميشناسم

.ميدوني، اون به يه آدم کامپوتر بلد نياز نداره

،فقط کسي که باهوشه ،تمرکز ميکنه، و ميدوني

.دنبال پيشرفت کردنه

تو دست پخت منو دوست نداري؟

.مت، من عاشق دست پخت توام

.ولي تو ازم ميخواي براي برادرت کار کنم

جدي ميگي؟ عزيزم، برادرت؟

.من فقط نگرانتم

،از وقتي برگشتي .به زور از خونه ميري بيرون

.ميدوني، من يه پدر خونه نشين هستم -

اين کاريه که من ميکنم. مشکلش چيه؟

.هيچي. من فقط ميخوام تو خوشحال باشي

اين جمله دو نوع داره "،خونه ميمونم چون تو ميخواي"

و يکي ديگه هم هست "،خونه ميمونم چون ميترسم اگه خونه نمونم"

.و منم نميدونم به کدوم يکي از اين جمله ها ميخوري

من تنها کسي هستم که واقعاً از اين

،از اين دستور غذاي موش آشپز خوشم مياد

،که، در ضمن

.شام ساعت 6:30 براي سرو کردن حاضره

.عزيزم، من واقعاً خوشحالم

،من، فقط بودنِ اينجا

.و مراقبت کردن از تو و متي رو ميخوام

.خيلي خب

.روز خوبي داشته باشي

برو يه ذره پول در بيار، اين کار رو ميکني؟

.سلام مت

!بنت

.فکر کردم سيستم امنيتيت رو يه بررسي بکنم

.بنظر اونطور امنيتي که فکر ميکني رو نداري

.خيلي خب

.من برات 5 تا پيغام گذاشتم

چي ميخواي بنت؟

.به کمکت مياز دارم

تا حالا اسم آدمي بنام ساموئل ساليوان به گوشت خورده؟

،نه، ولي حتي اگر هم خورده بود

،آخرين باري که بهت کمک کردم

سايلار نصيبم شد که تو ذهنم بمونه

و تقريباً نزديک بود بميرم، يادته که؟

.اون بيرون اوضاع بهم ريخته ست مت

ولي وقتي سرت رو ميکني توي برف

.باعث نميشه که بتوني دنيا رو بيخيال بشي

آره. خب، اينو تا قبل از اينکه امتحان نکني نميتوني بفهمي، ميدوني؟

.بخاطر مسائلي که پشت سر گذاشتي متأسفم

.کاري که با سايلار کرديم ايده ي افتضاحي بود

More Farsi Persian subtitles for Heroes

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left