Die ersten 200 Zeilen.
،قضیه رو واست شفاف کنم .نمیتونیم به این کارمون ادامه بدیم
.باشه
پس، ردیفیم دیگه؟
.آره
،ولی وقتی گفتم هیچ توقعی ازت ندارم
.کاملاً باهات رورواست نبودم
...واضحه که دنبال هیچ تعهد
.یا کمکی نیستم ...من
.میخوام من رو هم درنظر بگیری
و اگه یه موقعی دوباره خواستی ،به زنهای دیگه فکر کنی
.میخوام یه شانسی داشته باشم
تا حالا واست پیش اومده که ندونی چی میخوای؟
.نه
.باید حس معرکهای باشه
من همیشه دارم کلنجار میرم .که ببینم چی میخوام
.بابام هم همینجوری بود
"میگفت: "نمیدونم چی میخوام ...ولی انگار منظورش این بود که
نمیخوام هزینهی اون چیزی" "که میخوام بهش برسم رو بپردازم
.ما همیشه میدونیم چی میخوایم
:سوال اینجاس که میخوای هزینهش رو بپردازی؟
.میخوام همسرم برگرده
«کلمبیا، پورتو کارنو»
«بخش سوم»
فهیمه داوری، زهرا حاجیپور Studio_C کانال تلگرام
.امان از این گرمای کوفتی
.پاشو آماده شو، گروهبان
.تو مدلین هزارتا کار داریم، رفیق
.من که کاری ندارم
.الانم در حال کارم
چه کاری اونوقت؟ مست و پاتیل شدن؟
چرا انقدر مبادی آدابی؟
.شاید مست کردن بخشی از کار باشه
کجای حرفم خندهدار بود؟
.خیال میکردم یه نقشه میخواستی
.خودم یکی جور کردم
.خیلی دیر اومدید
.صحیح
درگیری کِی بود، مرد؟
.پنجاه و چهار روز پیش
.پشمام
کمرت چطوره؟
.به قدرکافی خوبه - .آره -
ببین مرد، یه گفتگوی کوچولو با میچ کردم .اونم اومده اینجا کمکمون کنه
یه راهی پیدا کرده تا از ...حلقهی حفاظت امنیتیِ اون جهنمی
.که امبر توشه، بتونیم عبور کنیم
اونوقت چطوری میخواید اینکار رو بکنید؟
.داخل دولت ونزوئلا یه اهرم فشار پیدا کردیم
.فقط باید نسخهی یارو رو بپیچیم
.نتیجهی کارتون رو بهم خبر بدید
...تو این بین، وقتی بهتون نیاز داشتم
،اگه بهتون نیاز داشتم .با دود بهتون علامت میدم
...گوش کن مرد، من - .ببین، رفیق، باید بزنی به چاک -
با حضورت تو اینجا سبک زندگیم رو .میریزی رو دایره
.اینجا یه شهر کوچیکه ،همین الانش هم همه از اومدنت خبردار شدن
و ظرف سی ثانیهی دیگه .ونزوئلا هم خبردار میشه
.رفیق، فکرت درست کار نمیکنه .نگران کنندهس
.چیزی که چشمات میبینه رو باور نکن
.باشه، خب، باید تلاشم رو میکردم
.خوبه
.خداحافظ
.بازم میگم، باهام در تماس بمونید
!هی، رفیق
.الان پیشتم
.باید زودتر از این حرفا میومدم
.ببین، بهت یه عذرخواهی بدهکارم
ولی قراره روش کار کنیم .و ترتیبش رو بدیم
.بریم
«کلمبیا، مدلین»
.برید بیرون
چه وضعشه؟
.میچ
.یالا، رفیق
.بریم
!نه
.به نفعتون نیس
!برید بیرون
!لعنت
.سلام - !دارید شورش رو درمیارید -
.باید ترک کنه
واقعاً؟ حالا دکترم شدی؟
.داروهام رو میشناسم
.داری کاری میکنی اوردوز کنم، مرد
...و تو
.لعنتی انقدر من رو هدف قرار نده - .چهل و هشت ساعت دیگه دست به کار میشیم -
...محض رضایِ
.یه کم مرد باش
،اگه میخواید دیگه الکل نخورم .خب این که آسونه
.یه فکری دارم
!نظرتون چیه که بالغ بشید، لعنتیا
!ببینید دارید چه بلایی سرم میارید
.قبلاً هم دیدم اینجوری میشه .یه دقه بیشتر طول نمیکشه
!من که یه حیوون کوفتی نیستم .حق و حقوقی دارم
،تخمچشمتون رو میخورم !بزدلای حرومی
!چه وضع کوفتیه
چته؟
.جنوب دوباره طغیان میکنه
.باشه
.میچ میچ؟
دارید پاسور بازی میکنید؟
.خوابیده
.عجب شبی بشه
میخوام بازت کنم ولی کُسخلبازی درنیار، باشه؟
اون تسهیلاتی که امبر رو توش نگه میدارن .مرکز حمل و نقل موادمخدره
.یه جورایی مثل یه زندان مخفی میمونه
.وزیر ونزوئلا کنترلش میکنه
.اسم یارو طاریق مارونه
برای دستور دادن به ارتش .اختیارات کامل داره
.حتی میتونه امبر رو هم آزاد کنه
.این یارو برادرشه .طرف دیجیه
.خونهش یه ربع تا اینجا فاصله داره .میریم سراغش
داری میگی برادره رو بدزدیم و با باتری ماشین شکنجهش بدیم؟
.خب، شاید طاریق منطقی باشه .فقط گروگانها رو جابهجا میکنیم
ولی اگه منظورم همین باشه چی؟
واسه شکنجه کردن یه آدم بیگناه آمادگی داری؟
.که امبر رو برگردونم خونه
خودت چی؟
.سیم قرمز ولتاژش مثبته .سیم مشکی ولتاژش منفیه
یکی دو هفتهس که داریم ...روش تحقیق میکنیم
.و زیر و بم سبک زندگی این یار رو درآوردیم
فرصتمون ساعت ده صبح ...سر کلاس یوگائه، که
.آره، ده دقه دیگهس
.این عکسای پهباده
.هدفمون اصلاً کلاس یوگاش رو نمیپیچونه
.یه محافظ داره
.یه جی واگن مشکی رو میرونه .زنه، اسلحه 9 میلیمتری داره
.هر روز سر ساعت دم آپارتمانش میاد دنبالش
...اینجا نمیتونیم وارد عمل بشیم
چون بالا و پایین خیابون ...دوربینهای مداربسته هست
،که هر دو جهت رو نشون میده .و محافظش مسیرها رو تغییر میده
...ولی به محض نزدیک شدن
فقط یه تقاطع هست که .اونقدرا شلوغ نیست
.همینجاس .از همینجا میدزدیمش
فقط یه دوربین داره .که به طرف شمال و غربه
پس اگه از سمت جنوب وارد بشیم .میتونیم از زیرش قسر در بریم
اگه یه دوربین رو جا انداخته باشی چی؟
.به گا میریم
.بریم تو کارش
.جی واگن استاندارد
.قسمت زیرینش ضدگلوله نیست
،مسافر دیگهای نداره .و پنجرههاش هم معمولیه
.بدنههاش هم ضدگلوله نیست
.محافظشه
.طولانیترین کلاس یوگای کوفتیِ تاریخه
.پسرمون اُسکار مایک
.خیلهخب .بریم تو کارش
قوانین درگیری چیه؟
.بتمن
بتمن؟
.هیچکس صدمه نبینه .قوانین بتمن
...قوانین سوپرمن
یادتونه که، واسه نجات یه نفر .ممکن بود یه شهر رو نابود کنه
.سلاحها صندوق عقبن
.حواستون باشه .داریم به تقاطعمون نزدیک میشیم
ترافیک به گامون میده؟
.خیلهخب، هنوز ردیفیم .یه کم جلوتره
.دریافت شد
!خدای بزرگ - !لعنت بهش -
!نه، صبر کن !برو عقب! برو عقب
.خانم، راه بیفت .یالا، برو
.یالا .برو عقب
.یالا. یالا
!خدای بزرگ - !هی، وایسا -
چیه؟ - .دوربین دقیقاً پشت سرته -
تو دیدش بودم؟ - .مطمئن نیستم، سوار شو حالا -
.فرصتمون سوخت
.امروز دیگه کاری از دستمون برنمیاد .بزن کنار
!لعنت بهش
.هی
.تا الان حتماً همه تو کلمبیا خبردار شدن
.از اول شروع میکنیم .فردا وارد عمل میشیم
.باید یه نقشه بکشم
استادیوم فوتبال چطوره؟ .انگار واسه یه اجرا داره آهنگ بررسی میکنه
.نه
.بازم بهترین فرصتمونه .اون داخل استادیومه
.ملت ما رو میبینن .ازمون فیلم میگیرم، رو سرمون خراب میش
اونجا دوربینهای مداربسته هس .که به طورقطع فیلمت رو میگیرن
بدون شک همین الانش هم .اطلاعات کلمبیا چهرهم رو شناسایی کرده
اونوقت داریم از یه جرم سنگین تو روز روشن حرف میزنیم؟
.همچین حرکتی تا ابد آدم رو محکوم میکنه
توافقِ تبادل زندانیان بین کشور کلمبیا .و ایالت متحده وجود نداره
.آره، تحتتعقیب میشی مرد .فراری میشی
،واسه یه شرکت دولتی نمیتونی کار کنی .حتی اگه بابات رئیس اون شرکت باشه
.نمیتونی برای منصب سیاسی کاندید بشی
.بهش فکر کن
.یه زندگی باحال و پُرمشغله منتظرته، رفیق .نرین توش
.انتخابی ندارم
.باید بیارمش بیرون
.میدونم
ببین، یه راه دیگه واسه ...وارد شدن به این زندان بلدم
...که قصد داشتم بهت بگم
البته قبل از اینکه به خوردم مواد بدی .و ببندیم به تخت
.که خیلی سادهتره
یه یارویی رو میشناسم ...که به کارکنان اونجا ماهی میفروشه
ماهی میفروشه؟ - .و میتونه سریع و بیسروصدا واردم کنه -
ماهی؟ - .آره. ماهی -
دارم سعی میکنم ایدهت رو ...تو ذهنم منطقی جلوه بدم، ولی
.محض رضای خدا، مرد - .آخه نمیتونم -
...خدایی فکر میکنی ایدهت
از دزدیدن برادر کسی که اونجا رو میگردونه، بهتره؟
.میتونیم موفق بشیم
No comments yet. Be the first to leave one.