Die ersten 200 Zeilen.
من میفهمم.
این نقشه سلطنتی، بدون هیچ شکی ، زادهی فریب است .
چه فریبی؟
چه حیلهگری؟
چه ظلمی.
ای گناهکاران!
ای فرزندان شاه پانداوا!
چرا من اینقدر احمقم؟
چشمت را به اشرافیت ندوز.
بدون اینکه تمرکز خود را روی احترام به خود متمرکز کنید.
به فکر فرمانروا شدن نباش.
او به خاطر تو با افکار آشفتهای دست و پنجه نرم میکند.
باشد که همچون نیلوفری در پای پروردگار تابناک بمانم،
که همچون نور تمام جهان میدرخشد و تا ابد مورد پرستش است.
برای اینکه پروردگار زمینی باشم که چهار اقیانوس آن را احاطه کرده است.
دارای قدرت وحشتناک بازوها که غرور پادشاهان دشمن را از بین میبرد.
بدون غرور، بیباک در برابر دشمنان، حتی اگر تمام چهارده جهان علیه او قیام کنند.
اینجا چنگالها با قدرتی شدید، شجاعتی وصفناپذیر میدرخشند،
و درخششی فروزان، آن که سرِ صد برادر را دارد،
سرشار از دلاوریِ بیباکانه،
شکوه آن در همه جهات گسترش مییابد و با شکوه میدرخشد.
اسیر شاخههای خزندهی غرور.
بدون آرزو بودن،
متولد یک خانواده مشهور کشاتریا که در سراسر جهان مشهور است.
فرمانده ارتشهای بیشمار و قدرتمند.
چه چیزی برای امپراتور سویودهانا در این دنیا غیرممکن است؟
چی شده؟ چرا ترسیده به نظر میای؟
مامان! این دوریودهانا است.
ما همه برای اجرای فوقالعادهی پدرتان دست میزنیم.
چرا میترسی؟
نگاه کن. چطور پدر به جمعیت خیره شده است.
هی، چرا از کلاست بیرون اومدی و زنگ رو زدی؟
هی، هی.
هنوز کمی وقت باقی مانده است. به کلاسها برگردید.
چرا زنگ رو زدی؟
از صداش خوشم اومد.
اگر با این چوب به تو بزنم، صداهای خوبی خواهی شنید.
دستت را به من نشان بده.
حق با شماست، آقا. از طرف دیگر هم به من ضربه بزنید.
این یکی؟
من به یه چوب بزرگتر از این نیاز دارم.
حالا توجه کن. صدای دلنشینی خواهی شنید.
سویودهانا!
سویودهانا!
سویودهانا!
سویودهانا!
سویودهانا!
سویودهانا!
سویودهانا!
سویودهانا!
چه اتفاقی افتاده؟
یکی داره به من میگه سویودانا!
سویودهانا؟
اممم!
باشه. اگه دفعهی بعد اینجا بودی، بهشون بگو که کسی با این اسم اینجا زندگی نمیکنه.
اممم!
برو بخواب.
وارون، میشه بری بیرون بازی کنی؟
باشه، عمو.
داداش! همه چی روبراهه؟
هیچ مشکلی براش پیش نیومده. جای نگرانی نیست.
مشکلی نیست؟
توی مدرسه کلی ازش شکایت میشه.
او میگوید کسی او را سویودهانا صدا میزند!
سویودهانا!
سویودهانا!
و او کسی مانند دوریودهانا را میبیند.
سویودهانا!
سویودهانا!
من نمیفهمم این سویودهانا کیه.
اون کسی نیست جز خودش
من؟
بله، نمایشهای تئاتر شما روی او تأثیر میگذارند.
منظورت چیه؟
چیزی نیست. بچه ها تو این سن خیلی حساسن.
اگر حرفهای عجیب و غریبی بشنوند یا چیز عجیبی ببینند،
در ضمیر ناخودآگاهشان ثبت خواهد شد .
و این شخصیتها وقتی تنها میشوند، آنها را دنبال میکنند.
آنها این توهمات را احساس خواهند کرد.
خب، از ما میخواهی چه کار کنیم؟
مدتی از انجام نمایش خودداری کنید.
همه چیز درست خواهد شد.
اگر وارون نباید در زندگیاش با هیچ مشکلی روبرو شود،
پراکاش، تو باید از نمایشها دور باشی .
نمایشهای تئاتر زندگی من هستند.
اما هیچ چیز مهمتر از خانوادهمان نیست.
خانوادهام اولویت اول من هستند.
من همه چیز را به خاطر خانواده مان رها خواهم کرد.
بگیرش.
ایست!
مرا ترک کن.
اشکالی نداره؟
بله. باشه. بگیر.
بعدی،
آمادهای؟
آماده.
ببین چطور داره میدوه، و به خودت نگاه کن.
من کاملاً میدوم. او هماهنگ نمیدود.
ما در حال ایجاد جلوههای صوتی برای آن تصویر هستیم.
او طبق صداهای ما رفتار نمیکند.
داداش! چرا النگو و شال گردن؟ کسی هست که موقع دویدن اینا رو بپوشه؟
شما شماره لاکشمی، که در سنگ کرم کار میکند، را میخواستید، درست است؟
من آمادهام... حالا تماشا کنید.
بالاما، راه نرو. بیحرکت بمان.
یکی دیگه.
یکی دیگه.
هی، برو گمشو. باید پنکیک درست کنم.
مامان، مامان! خواهش میکنم.
تو همیشه این کار را میکنی.
استودیوی شما چطور است؟
داره خوب پیش میره. داریم فیلم های جدید میگیریم.
خوشحالید؟
تا زمانی که اجاره آن را پرداخت کنی، من راضی هستم.
اگر خودتان اجاره را پرداخت کنید، خوشحالتر خواهم بود .
وقت شناسی خوبی بود، مامان.
پدرت آمده. میتوانی بروی.
شش ماه از زمانی که استودیو را راه اندازی کردم می گذرد .
بابا همیشه سرش شلوغ است. کی به دیدنش میآید؟
چرا از پدرت نمیپرسی؟
اگر از او بپرسم، میگوید با مادرت صحبت کن. و برعکس.
من مثل یه توپ فوتبال بین شما دوتام.
سلام. - سلام، آقا.
قربان! قرمزها دارند برای ما مشکل درست میکنند.
شما نگران نباشید.
این دفعه یه صندلی وزارت گیرمون میاد. بعدش میتونیم بهشون رسیدگی کنیم.
حالا میتوانی بروی.
میبینمت، آقا.
آقا، کیف رو کجا بذارم؟
توی اتاقم.
باشه، آقا.
این آرایش استودیویی توی خونه برای چیه؟
جلسه چطور پیش رفت، پراکاش؟
رادا، انگار قرار نیست صندلی وزارت رو به ما بدن.
ردی و پدانا در حال بازی کردن هستند.
در انتخابات گذشته از ما خواستند که از کاندیدایشان حمایت کنیم و ما هم حمایت کردیم.
اما این بار، این امکان پذیر نیست.
بنابراین، از این به بعد، با عموم مردم در ارتباط باشید.
بعداً در مورد اینکه طبق تصمیم حزب چه باید کرد، فکر خواهیم کرد .
منم همین فکر رو کردم.
من وارون رو هم میبرم.
او میتواند از پسِ امورِ تیم جوانان بربیاید.
برای من هم مفید خواهد بود.
بابا! من که تا حالا صد بار بهت گفتم.
من فقط یه هنرمند فولی هستم.
من صدا تولید میکنم. آنها را آلوده نکنید.
اگر برای کمپین خود به صدایی نیاز دارید، به من اطلاع دهید. من از شما حمایت خواهم کرد.
چرا مجبورش می کنی؟ بذار هر کاری دوست داره بکنه.
مادر و پسر طبق میل شما زندگی میکنند .
اگرچه از بیرون شبیه پادشاه به نظر میرسم،
این شما هستید که پادشاهی را در خانه اداره میکنید.
هنوز، تا کی؟
حالا چه باید کرد؟
من میتوانم از این صداها برای صدای افتادن برگها در فیلمهای لاکشمی گاناپاتی استفاده کنم .
داداش! ادامه بده همین کارو.
کمی سختتر.
هی، داری چیکار میکنی؟
ایجاد صدا برای شب عروسی.
شبیه شب عروسیه؟
بله.
تو کی هستی؟
من به خاطر وارون اومدم.
اوه، تو دوست وارون هستی.
بله، قربان.
باشه. بشین، اما نیمکت رو تکون نده.
باشه، آقا.
عمو
هی، وارون!
گفتی باهام کار داری.
آره. فقط به چند تا دزد برای اجاره نیاز دارم.
آیا دزدها ماشینهایی که اجاره داده میشوند را دوست دارند؟
باهاشون چه کار داری؟
اگر به آنها ضربه بزنید، میتوانیم صدایشان را ضبط کنیم.
الان کسی در دسترس نیست.
هیچکس نیست؟ پیرمرد را آنجا نمی بینی ؟
هی، اگه بزنمش، میمیره.
ما یک سری قوانین و مقررات داریم که باید رعایت کنیم.
اون چیزی که تو فیلما میبینی نیست.
خواهش میکنم عمو، من باید اینو فردا به هر قیمتی که شده برسونم.
لطفا کمکم کنید.
از کجا میتونم همچین پسری پیدا کنم؟
آقا.
او کیست؟
او چه کار کرد؟
او روی دیوارهای ما ادرار میکرد و زنان را اذیت میکرد.
احمق!!
این تنظیمات دیجی موقع خواب من چیکار میکنه؟
این دیجی نیست... ویجیه.
کتک زدن و له کردن.
کتک زدن!
من چه جرمی مرتکب شدم؟ من فقط ادرار کردم.
من نه دزدی کردم و نه کار احمقانهای انجام دادم.
اگر این کارها را انجام دهید، با شما برخورد خواهد شد.
آمادهای آقا! باشه.
سکوت مطلق. حرف نزن.
لطفا تلفنهایتان را در حالت بیصدا (سایلنت) قرار دهید .
یک ایستگاه پلیس را بردارید. ضبط صدای لاتی.
۳، ۲، ۱
این «برداشت، ۳، ۲» چیه؟
آقا، دارید فیلم میگیرید؟
آقا! لطفا یه فرصت تو فیلمتون بهم بدید .
No comments yet. Be the first to leave one.