Die ersten 200 Zeilen.
... افراد حاضر در دادگاه پروندهی قتل باستر بلوس
!چون که اون بچه مال منه
به هیجان اومده بودن
بعد از اینکه یه صحنهی احساسی
از تاریخچهی خانوادهی بلوس رو دیده بودن
بنابراین، باستر بلو قبلا مرتکب قتل شده بود درست به همون شکلی که لوسیل آسترو رو کشته
!محاکمهی غلط! محاکمهی غلط
!بله، بله! من به محاکمهی تو نیومدم
... اما در حالی که احساسات در اتاق غالب بودن
!اون میتونه مادر تو باشه
مایکل متوجه یه تبادل نامحسوس شد
ازت میخوام که بری و چندتا نوار ویدیویی رو پیدا کنی
اونها... توی یه... جعبه هستن
این کار رو بکن
- بعدش تصمیم میگیریم که تو من رو مادر صدا بزنی یا نه - درسته
و مایکل تصمیم گرفت که عمیقتر از قبل کندوکاو کنه
پس، تو فکر کردی که میمی داشت در مورد تو حرف میزد؟
که-- که تو بچهی اونی، و اون قراره که تو رو با خودش ببره
خب، اگه میدونستم که اون داره در مورد لیندسی حرف میزنی
اصلا کاری باهاش نداشتم و بهش میگفتم: خداحافظ، فلیشیا
قبل از اون باری که با همدیگه سوپ درست کردیم، حتی زیاد بهش نزدیک هم نشده بودم
این حقیقت داره؟ تو میمی رو از پلهها پایین هل دادی؟
من این کار رو کردم، ولی قرار نیست اتفاقی واسه من بیوفته
چون که من فقط یه پسربچهی کوچولوام
چطور شد که هرگز هیچ حرفی در این باره نزدی؟
--- چطور مامان هرگز بهت نگفت - پای مامان رو به این جریان باز نکن
- اون هیچی نمیدونه - چرا داری ازش محافظت میکنی؟
چی رو از من مخفی میکنی؟
من این کار رو کردم، ولی قرار نیست اتفاقی واسه من بیوفته
چون که من فقط یه پسربچهی کوچولوام
همین الانش هم این حرفها رو شنیدم، رفیق
از مامان محافظت نکن
این خیلی خیلی بد و جدیه
لاتی قراره یجوری این اتفاق رو نشون بده
که انگار تو یکی از اون مردهایی هستی که همهی پیرزنها رو از پلهها به پایین هل میدی
لاتی... خیلی بدجنسه
...کاشکی میتونستم اون رو هم از پلهها
!هی! هیس! دیگه در مورد هل دادن و اینجور چیزها حرف نزن
- بهش دست نزن - حرفی از لمس کردن هم نزن
میتونی بهش دست بزنی. دست مصنوعی اجارهای هستش
روی دفاعیهات تمرکز کن
اوه، حس خوبی راجع به دفاعیهام دارم
- که اینطور؟ ...- چیزی که امروز توی دادگاه دیدم
!پشمام رو ریخت
،چیزی که امروز توی دادگاه دیدی قراره تو رو بیندازه پشت میلههای زندان
بخصوص بعد از اون کلیپ انداختن جسد توی دریا
منظورم اینه که، آخه اون دیگه چه کوفتی بود؟
فیلم باستر ضبط شده بود
که داشت یه چیزی شبیه جسد رو توی دریا میانداخت
... که اون چیز رو چند دقیقه قبل
...به کمکت نیاز دارم
از برادرش جوب، تحویل گرفته بود
...این از طرف یه دوست شعبدهبازه. بخشی از یه نمایش بزرگ
آخرین بخش از نمایش بزرگ وداع از بین رفتنشه
... جوب دوستش تونی واندر رو آخرین بار
... توی یه نمایش تغییر هویت جنسی دیده بود
که امیدوار بود که روابطشون رو کاملا مستحکم کنه
... که به شیوهای غیرمنتظره، واقعا سفت و سیمانیش کرد
...و جوب رو در شرایطی قرار داد که مجبور بود وانمود کنه که گی هستش
اون مرد باید گی بمونه
بعدش جوب فرض کرد که کسی دنبالشه
ولی بعد از اینکه توسط گروهی تهدید شد
که به حالتی مابین مسخره و جدی به خودشون میگفتن مافیای گی
ما میدونیم که گرایش جنسی تو به اندازهی بزرگراه اوکلاهاما، صاف و مستقیمه
و فرضیات جوب به شکل ظالمانهای درست از آب دراومد
و ما کسی هستیم که آسیب میرسونیم
در حقیقت مافیای گی، یه سازمان ...خشن و بیرحم بود که توسط
... برادر لوسیل شمارهی 2، آرگایل، هدایت میشد
خب... من باید گی بمونم؟
فقط واسه هفت سال. بعدش ما خودمون بازنشسهات میکنیم
و این کار خیلی بهتر و سخاوتمندانهتر از کاری بود که با نفر قبلیای انجام دادم که وانمود میکرد گیه
منظورم رفیقت... تونی واندر هستش
همون کسی که جوب رو تهدید کرد که اگه اینقدر توی شعبدهبازی ماهره
شاید بتونه یه چیزی رو هم واسه اون ناپدید کنه
این همون چیزیه که فکرش رو میکنم؟
جوب این بخش رو از برادرش مخفی کرد
ولی بهش گفت که این چیز، یه مانکنه
و ازش قول گرفت که به هیچکس چیزی نگه
این رو یه نفر بهم داده ولی نمیتونم بگم کی بوده
ولی داستی فکر میکنه که بهتره ما بیخیال این موضوع بشیم
آره، به نظر من این ایدهی بدیه. و من یکم نگران داستیام
بیتجربگی اون ممکنه به تو صدمه بزنه. و من متاسفم
.نمیتونم اجازه بدم این اتفاق بیوفته
تا زمانی که من هستم، این اجازه رو نمیدم
آهان، آره، منم فیلم چند مرد خوب رو دیدم
.ولی داستی یه وکیل درستوحسابیه
متاسفم مایکل
من آدمشناس خوبیام
مامان داره یه چیزی رو مخفی میکنه
حتی از داستی خواست که چندتا نوار ویدیوی مخفی رو هم پیدا کنه
تو که نمیدونی همچین چیزی ممکنه که کجا باشه، مگه نه؟
مجبور نیستی همه رو نجات بدی، مایکل
مایکل میدونست که فقط یه راه وجود داره که باستر رو بر علیه مادرش بکنه
باشه. بهم نگو. داستی هم که محاله بهم بگه
اونم بعد از اینکه مامان بهش گفت که اون میتونه بهش بگه مادر
اوه، اونها رفتن به کلبه. من بودم کلبه رو چک میکردم
حالا بریم سر وقت داستان یه خانوادهی ثروتمند
که همه چیزشون رو از دست دادند ...و پسر اون خانواده
که هیچ چارهای نداشت جز اینکه همهشون رو کنار همدیگه نگه داره
این سریال پیشرفت ناتمامه
مایکل به کلبهی ساحلی خونواده رسید
تا کشف کنه که حدس برادرش درست بوده یا نه
داری چیکار میکنی؟ روی پرونده تحقیق میکنی؟
...سلام، مایکل. شاید تو بتونی بهم کمک کنی. من
من نمیدونم که دارم دنبال چی میگردم
باورت بشه یا نه، من زیاد تجربهی وکالت و این جور چیزها رو ندارم
آره، البته. میخوای چی رو پیدا کنی؟
مامانت بهم گفت که از شر چندتا فیلم خونوادگی خلاص بشم
ولی نمیتونم تصورش هم بکنم که اون میخواد این همه خاطرات رو بیندازه دور
اون ازت خواست که از شر فیلمهای خونوادگی خلاص بشی؟
- چیه مگه؟ عجیبه؟ ...- این فقط، معمولا
مست شدن باعث میشه همچین حرفهایی بزنه
اوه، این خوبه، چون که اون به این فیلمها میگفت مدرک جرم
ولی فکر نمیکنم که تو بخوای توی دادگاه به نابود کردن مدارک اعتراف کنی
- البته ...- بازم میگم، من
تجربهی زیادی توی وکالت و مسائل حقوقی ندارم
آره. بیا ببینیم که توی این جعبه چی هستش
...مامان من
یعنی مامان تو بهم گفت که من باید تنها نفری باشم که توی اون جعبه رو نگاه میکنه
مطمئنم که منظورش من نبودم، داستی
خب، راستش دقیقا اسم تو رو گفت
اون حتی گفت که قوانین روی دیوار زده شدن تا مشخص باشن
>"مطمئنم که اون قانون راجب حوله، مربوط به منه، ولی...
ولی لازم نیست که ما هر کاری که مادرم ازمون میخواد رو انجام بدیم، مگه نه؟
.خب، این درسته. حق با توئه مادر گفت که این جعبه رو باز نکن
ولی من که اون رو این دوروبر نمیبینم
!مادر، من میخوام جعبه رو باز کنم
،مامان اینجا نیست
بنابراین، معلوم شد که اونقدری که فکر میکردم، قدرتمند نیست
این که لوسیل رو مادر صدا بزنه، داستی رو عوض کرده بود
خب، میخوای کدوم یکی رو تماشا کنی؟
،رابطهی نامشروع جورج بلوس حین انجام عملیات مچش گرفته شده
یا رابطهی نامشروع دیگهی جورج بلوس، حین انجام عملیات مچش گرفته شده، با کیفیت بالاتر
اگه یکی طرفم تفنگ بگیره، میدونم که کدوم یکی از اینها رو تماشا میکنم
نه اونی که کیفیت بالاتر داره
باستر، هشت ساله، تحت هیپنوتیزم: 1982
این-- این همون سالیه که اونها سعی کردن باستر رو از شیر مادر بگیرن
صبر کن، اون-- اون واسه سال 1983 بود
...آه... سال 1982
...بود
عالی بود. سال 1982 عالی بود. سال خوبی بود
تو هیچ کدوم از اینها رو تماشا نکردی؟
اینها نوارهای ویدیویی قدیمی هستن، مایکل
اینجا که ایستگاه تلویزیون دهه 70 میلادی نیست که
... ولی خوشبختانه، مایکل یکی رو
توی ایستگاه خبری میشناخت که بالای 70 سال داشت
گوش کن چی میگم. اینها رو بزار به عهدهی من، داستی
آره، من نمیخوام که اینجا بیش از حد احساساتی باشم
ولی اینها مدارک بسیار ارزشمند خونوادهی من هستن
بنابراین، من باید کسی باشم که اونها رو نابود میکنه
بعد از حرف زدن با مایکل، باستر بیشتر از قبل
نگران محفوظ نگه داشتن راز جوب شد
،...جسدی که تو توی دریا انداختی مترسک مخصوص شعبدهبازی تونی واندر بود
من درک میکنم، هیشکی نمیخواد به خاطر قتل بیوفته پشت میلهها
خب، این اصلیترین مدرک اونها علیه منه
و به نظر میرسه که من دارم جسد لوسیل شمارهی 2 رو میاندازم توی دریا
نه، نه... شکل بدنشون کاملا متفاوته
...میتونم بهت اطمینان بدم، فقط... حتی توی تاریکی هم
تو اون دوتا رو از همدیگه میتونی تشخیص بدی
...بگذریم، من نگران که... تو
به نظرت میتونی از آزادیت لذت ببری
با علم به اینکه به حرفهی کاری من صدمه زدی؟
و یادت نره باستر، وقتی یه بچه بودی
جادو جون تو رو نجات داد
ببین، لازم نیست که بگیم اون عروسک تونی واندر بود
میتونیم بهشون بگیم که اون یه عروسک معمولی بود
و امتیاز شعبدهباز-دستیاری رو زیر پا !بذاریم؟ این اصلا جزوی از گزینهها نیست
اگه توی این حقه بهم کمک کنی
بعدش میتونی در بقیهی سالهای فعالیت من، دستیارم باشی
...- توی هر برنامهای، توی هر شهری - اوه
البته با توجه به در دسترس بودن
و شرایط آزادی مشروطت
ولی اگه گناهکار شناخته بشم چی، جوب؟
من نمیدونم. از ادهیر استفاده میکنم
ولی اگه تبرئه شدی
،میتونیم همین هفتهی بعد کارمون رو شروع کنیم چون که یه نقشهی برای یه شعبدهبازی بزرگ رو ریختم
خبر داری که داریم یه دیوار میسازیم؟
نه، یجورایی من از دایرهی اخبار بیرونام
- ادهیر کیه؟ - مهم نیست
ولی مافیای گی، از دایرهی اخبار خارج نبود
... یک روز قبل
که همین امر، باعث شد که دوتا از آدمهای آرگایل
اخیرا توی دفتر کار جوب، سروکلهشون پیدا بشه
آرگایل راجع به پروژهی دیوار شنیده
و یکم بهش بر خورده که قبل اعلام پروژه
نخواستی باهاش جلسه برگزار کنی
چون که اگه کار درست رو انجام میدادی و با آرگایل حرف میزدی
یادت میموند که ما بهترین تامینکنندهی
سیمان ساحل نیوپورت هستیم
چیزی که همین الانش هم میدونستی
به خاطر اون حقهای که توی رژه انجام دادی
همون حقهای که روی رفیقت انجام دادی
تونی واندر بود دیگه؟
...خب
اون قطعا این رو میدونه
.این-- این فقط یه دیوار نمونه است ...فکر کردم که کوچکتر از اونیه که
به خاطرش مزاحم جناب آرگایل بشم
واقعا؟ حتی با اینکه از نمایندهی کنگره، خانم سالی سیتوال خواستی که اجازهی ساختش رو بده؟
چون که بهت میگم جریان چیه، تو یه قرارداد دولتی بدست آوردی
این یعنی یه عالمه سیمان
No comments yet. Be the first to leave one.