Die ersten 200 Zeilen.
نوبت منم بالاخره رسيد و شانس بهم رو آورد !سه تا بيبي دارم! سه تا بيبي
تو هم حتما ژوکر داري، نه؟
حرف بزن ديگه حالا ميخواهي چيو ببري؟
برو بابا انقدر بلف نزن !بيا_
!بجنب
!اينم از اين دو سه بار ميندازي؟_
!دو سه بار ننداختم، فقط يه بار انداختم
!بگير !حالا شد_
!بنداز
!اينم از اين
!محشره
!بيا
رئيس، يه خورده مواد داري؟
مگه پولِ سري قبلي رو آوردي؟
...حسابمو تسويه ميکنم، اما الان ميشه يه خرده
تا شب پولشو بيار
...وگرنه، کارِت
!بنداز بابا
!اينم ورق من
!آهاي، برو گمشو ديگه
براي تو نگهداشته بودم
!عجب روز گَنديه براي يه ذره مواد هم پول نداريم
...ببين اگه ميخواهي پول دربياري
بايد سخت کار کني
ساعت 5 صبح از خواب بيدار شو و تا ساعت 6 صبح لباس پوشيده، آماده باش
تا ساعت 7 به "سايون" ميرسي
بعد از ساعت 7 ديگه پر ميشه
اما اونجا ميتوني به راحتي کار پيدا کني
آخه کي حاضره صبحِ خروسخون از خواب بيدار بشه؟
شب ميرم همونجا ميخوابم
تا صبح که از خواب بيدار شدم اونجا مال خودم بشه
تو آدم بشو نيستي
مترجم : مهشيد
" دوم سپتامبر، بيمارستان سايون "
!کَمبلِه، در سلول رو باز کن
!دِ راه بيفت
!سلام قربان
چطورين بر و بچ؟ آرامش کامل، نه؟ بله_
خوش و خرم؟ بله_
ببينم، خوب خوابيديد؟ بله_
ديشب کجا بودي؟
همينجا بودم قربان سه روزي ميشه
سه روزه اينجايي؟ بله_
تو ديشب کجا بودي؟ خونه بودم _
که خونه بودي، نه؟ خب پس کجا؟_
ديشب کجا بودي؟ خونه_
مُقُر ميايي؟ يا بايد مقر بيارمت؟
از اونا بپرس، چجوري مقر آوردمشون چطور بود برو بچ؟
...اگر بخواهي با افراد حاجي مستان در بيفتي
اونوقت مجبور ميشي يونيفرمت رو از تن دربياري آقا
!از اين کارت پشيمون ميشي
سلام سرکالا سرکار_
دوباره شروع کرد؟
حالا برو بهش بگو ببينم چيکار ميکنه
...کمبله، برو آب بده بهش
وگرنه به رئيسش ميگه
بعضيا خوششون مياد که حضورشون رو ثابت کنن
بالاخره هر روز يکي بايد ... قرباني بشه
!آقاي سانجي! قربان
...اون پسره چيه؟_
...قربان
هان؟
...به خاطر مرگِ يه کارتن خوابِ پاپتي
و با اين مرگي که تو بازداشگاه رخ داد لکهي ننگي به شهرتِ واحد ما زدي، مگه نه؟
قربان، اون يه قتلِ عادي نبوده
بلکه اونکار از يه ذهنِ بيمار سرميزنه قربان
...و در مورد مرگ در بازداشتگاه بايد بگم که
از شدت عصبانيت کنترلم رو از دست دادم
من... من معذرت ميخوام
سانجي، الان کاري از من برنمياد هيچ کمکي
تو از کارت تعليق ميشي
قربان؟
کِدار، الان تو مسئول اين منطقه هستي !چشم قربان_
قربان، اين قاتل... دوباره سر و کلهش پيدا ميشه فقط همين
سانجي! سانجي، عجله کن، وگرنه الان فيلم شروع ميشه
من ميرم لباساتو بيارم
منو از کارم تعليق کردن
تعليق؟
راستي قربان، در مورد اون قتلي که کنار جاده رخ داده بود، چيکار کنيم؟
فراموشش کن. يه قتل تصادفي بوده ديگه از اين اتفاقات نميفته
" يکي به طور ناشناس از شيار " " تاريکي شب مياد "
" يکي از کنارهي جادهها گذر ميکند "
" او از کجا آمده و به کجا ميرود؟ "
" او رازي است مملو از وحشت "
" در دستانش تکه سنگي است "
" صداي نفسهايش زوزه کشان گسترده ميشود "
" اون غريبه کيست که در اين مسيرهاي " " بي صدا و سوت و کور پرسه ميزنه؟ "
" اين راههاي سوت و کور و نمناک، خيلي بيگانه به نظر ميآيند "
" تنها او ميداند که دليل آن گناه چيست "
" ميداند که چرا آتش در آن چشمان موج ميزند "
" در مسيرها ميخوابد و در دل خواب " " مردم رو به بازي ميگيرد "
" اوست شکارچي و سوداگر مرگ ما "
" اون غريبه کيست که در اين مسيرهاي " " بي صدا و سوت و کور پرسه ميزنه؟ "
" اين راههاي سوت و کور و نمناک، خيلي بيگانه به نظر ميآيند "
" اون غريبه کيست که در اين مسيرهاي " " بي صدا و سوت و کور پرسه ميزنه؟ "
" اين راههاي سوت و کور و نمناک، خيلي بيگانه به نظر ميآيند "
قربان، سازمان يه فرصت دوباره به من نميده؟
نه سانجي، تو از نظام اخراج شدي
قربان، ميشه بدون تشريفات و به طور غير رسمي يه فرصت مجدد به من بديد؟
من کاملا مطمئنم که ميتونم اين پرونده و حل و فصل کنم قربان
...قربان، بعد از اولين قتل من بهتون گفتم که
اون يه قاتل زنجيرهايه
حالا 5 قتل صورت گرفته
قربان، بهم اعتماد کنيد
ببين سانجي، تحقيقات سازمان طبق معمول ادامه داره
اما تو ميتوني به موازات اون تحقيقات تحقيق خودت رو شروع کني
!حتما قربان
...اگر گزارش تحقيقات تو
و نتيجهي تحقيقاتت زودتر ...به دستم برسه
اونوقت يه بهونهاي دارم تا بتونم تو رو به سر کارت برگردونم
ممنونم قربان
...بهتون اين ضمانت رو ميدونم که
نااميدتون نميکنم، درست مثل هميشه
...اما من نميتونم از طرف سازمان
به هيچ وجه، کمکت کنم
بله، ميدونم قربان من آمادهام
درست شد؟
آقاي ساتام يه فرصت ديگه بهم داد
...يه پرونده داريم که اگر من حلش کنم
چه پروندهاي؟
براي چي ميخواهي بدوني که چه پروندهايه؟
چرا؟ مگه چه ايرادي داره؟
مگه من تا حالا در مورد پروندههام با تو حرفي زدم؟
سرکار سانجي، شماييد؟ بفرماييد داخل
چطوري کمبله؟ خوبم قربان_
بشينيد قربان
زنت خونه نيست؟
...قربان، زنم
چيه؟
کمبله، اين دومين زنته که ميذاره ميره
مگه چيکار ميکني؟ کتکش ميزني؟
...نه قربان من
اصلا اونو ولش کنيد چي شده اومديد اينجا؟
يه سيگار بده بهم
آقاي ساتام يه فرصت دوباره بهم داد
همون پروندهي قتلهاي زنجيرهاي رو بهم داد، تا حلش کنم
...اما مشکل اينجاست که سازمان پليس
هيچ کمکي بهم نميکنه
تو بهم کمک ميکني؟ شما فقط امر کنيد قربان_
گزارش اوليه گزارش پس از مرگي که پزشکي قانوني صادر کرده
...گزارشات آزمايشگاهي، عکسها
من يه نسخه از سوابقي ميخوام که در اختيار واحد اطلاعاتِ جنايي هست. شدنيه؟
من تمام سعيم رو ميکنم قربان، اما يه مشکلي هست
چه مشکلي؟
سرکار... کِدار
ببينم کمبله، داري کجا ميري؟
اين پروندهها رو داري کجا ميبري؟
قربان، آقاي ساتام ازم خواستن ...تا يه نسخه ازشون کپي کنم و
به محل سکونتشون بفرستم
ايشون ميخوان همونجا اين پرونده رو مطالعه کنن
!بفرماييد! بفرماييد
چطوريد آقا؟ خوبم_
چند جاي پشت بوم چکه ميکنه يکي دو روز ديگه ميدم درستش کنن
خودم درستش ميکنم
...قربان تمامي اين 5 قتل در منطقه بندري
بين "سايون" و " ماتونگا" رخ داده
يعني در يک شعاع 5 کيلومتري
...تمامي اين قتلها بين ساعات 10 شب تا
چهار صبح صورت گرفته
...و مهمترين سرنخ اينه که
اين قتلها يا سهشنبه رخ داده و يا شنبه
اما تا حالا به اين مسئله توجه نکرده بوديم
احتمالش هم هست که کاملا تصادفي باشه
...يا شايد هم اين قتلها کار کسي هست که
...از لحاظ روانشناختي ميخواد جلب توجه کنه
شايد هم ميخواد يه افسانهي شهري مثل داستان جک قاتل راه بندازه
اما هر چي که هست، من فکر ميکنم ميخواد پليس رو به چالش بکشه
اون داره ميگه: من اينکار رو کردم
و حالا اگر جرأت داريد بياييد و منو دستگير کنيد
...اگه اين روند به همين شکل ادامه داشته باشه
پس بايد سهشنبه هفتهي آينده حمله کنه
من ديگه برم
ممنونم
الان... مستقيم ميري خونه؟
نه قربان، يه کار ديگه دارم
...ديشب
با يه پسري بودم الان برات ميگم که چجور آدمي بود
ميدوني خستهم کرد ...اما نميدونست
هي... اين پسر رو باش ...يه پسر شبيه راجش کاننا
!سلام جذاب! خداحافظ
!طفلي خجالت کشيد
ولش کن بابا
آهاي راجش کاننا، بيا با هم بريم يه گوشه
بيا ببرمت يه گوشه
!گانشو
!آهاي، گانشو
چطوري؟
قربان شما... کجا بوديد؟ خيلي وقته نديدمتون
غذا ميخوري؟
نه قربان، شکمم پُره
مواد ميکشي؟
...تو چيزي در مورد اين قتلهاي جادهاي که
تو اين يک و نيم ماه اخير رخ داده ميدوني؟
هموني که به سر گداهايي که خوابيدن، ضربه ميزنه؟
آره همون
آره قربان
اون کيه؟
!مرد سنگ انداز
ما کارتن خوابا اسمشو مرد سنگ انداز گذاشتيم
گانشو، خودم اين موضوع رو ميدونم اما اون کيه؟
No comments yet. Be the first to leave one.