Die ersten 200 Zeilen.
،کُشتن ممنوع است.به همين خاطر،قاتلان مجازات مي شوند مگر اين که مردم را گروهي و با صداي شيپورها بُکُشَند.-وُلتِر
!آرامش!شادي!لبخند
!4,3,2,1 !بيش تر لبخند بزنيد
!نبايد جلوي دوربين بد به نظر بياييد
!4,3,2,1!لبخند بزنيد
!خوشحالي واقعي،نه سرخوشي
!و زيبايي طبيعي !قرار نيست مصنوعي باشه
!خيلي خب،آرامش!آرامش!آرامش
"اِرتِکاب به قتل"
.در سال 1965،دولت اندونزي توسط نظاميان سرنگون شد
هر کس با ديکتاتوري نظامي مخالفت مي کرد :ممکن بود به کُمونيست بودن متهم شود اعضاي اتحاديه ها،کشاورزان بي زمين،متفکرين .و اقليت هاي قومي چيني
،در کم تر از يک سال ،و با کمک مستقيم دولت هاي غربي .بيش از يک ميليون "کُمونيست" کُشته شدند
ارتش از شبه نظاميان و گنگسترها براي انجام اين قتل ها استفاده .مي کرد
اين افراد از آن زمان قدرت را در دست دارند .و رقباي خود را مورد ظلم و آزار قرار داده اند
،وقتي با قاتلان ملاقات کرديم .آن ها داستان اعمال خود را با افتخار بازگو کردند
براي فهميدن دليل اين امر،ما از آن ها خواستيم .صحنه هاي کُشتار را آن طور که دوست دارند باز سازي کنند
،اين مستند به اين باز سازي ها .و پيامدهاي آن ها مي پردازد
اَنوَر کُنگو مامور اعدام در سال 1965
هِرمَن کوتو تبهکار و رئيس شبه نظاميان
...دنبال يه هنرپيشه زن مي گردم
.مي خوام نقش يه مادر رو بازي کنه...
...زن هاي پيري مثل شما
وقتي هنرپيشه ها رو توي تلويزيون مي بينند
دوست ندارند جاي اون ها باشند؟-
.نه،من دوست ندارم- چرا؟-
.تو که کار ديگه اي نداري- .نه،سرم شلوغه-
اين خانم ها اين طوري راضي نمي شند .نقش کُمونيست ها رو بازي کنند
...شايد اگه اول ازشون دعوت کنيم که به خونت بياند راضي بشند
،اگه اين جا ازشون بخوايم .مي ترسند
.مبادا بقيه فکر کنند اون ها واقعاً کُمونيست هستند
.با اين حرف موافق نيستم...محله ما همه حاضر مي شند بازي کنند
.پس بيا بريم اون جا .اين جا غير ممکنه کسي پيدا بشه
.چون قبلاً اين جا همه کُمونيست بودند
دنبال زن هايي مي گرديم که بچه داشته باشند
.تا نقش همسر کُمونيست ها رو بازي کنند-
.مثلاً بايد به ما التماس کنيد که خونتون رو آتيش نزنيم
ولي در آخر .ما اين کار رو مي کنيم
"!مامان،اونا خونمون رو سوزوندند"
.اين طوري باشه
.اشکالي هم نداره به سينه اون زن دست بزني .تو هنوز بچه اي
آماده ايد؟
!بُکُشيدِشون
!نه
!خونشون رو نابود کنيد- !نه،نکنيد-
!بسوزونيد
!بُکُشيد
!گريه زاري کن
.خونم رو نسوزونيد
!خوبه گريه کن
!خوبه،کات،کات
اين که اين فيلم به سينما راه پيدا کنه
،يا فقط تو تلويزيون نمايش داده بشه- .مهم نيست
...ولي مهم اينه که ما نشون مي ديم- !که اين بخشي از تاريخه-
!اين که ما کي هستيم
!اين طوري در آينده مردم به ياد ميارند
لازم نيست فيلم بزرگي باشه
،فيلم هايي که شرکت هاي بزرگي مثل- ...رَنک اُرگانيزِيشِن،پارامونت پيکچِرز،مترو گُلدِن مايِر مي سازند
،ما به روش خودمون -گام به گام
داستان کارهايي رو که-
!در جووني انجام داديم رو خواهيم گفت-
...ببخشيد
،ارواح زيادي اين جا هست .چون آدم هاي زيادي اين جا کُشته شدند
.اون ها مرگ هايي غير عادي داشتند- .غير عادي-
.وقتي اومدند سالم بودند
...بعد کتک خوردند .و مُردَند
...اول،تا حد مرگ کتکشون مي زديم .اين باعث مي شد خون زيادي راه بيفته
...اين جا پر از خون بود
،وقتي تميزشون مي کردم .بوي وحشتناکي مي داد
،براي خلاص شدن از دردسر خون ريزي .از اين روش استفاده مي کردم
مي تونم بهتون نشون بدم؟
.بشين اين جا
.اون طرف رو نگاه کن
.بايد صحنه ها رو درست باز سازي کنيم
اين طوري انجام مي شه
.خون ريزي زيادي هم نداره-
...سعي کردم تمام اين ها رو با گوش کردن به يه موسيقي خوب .رقص...فراموش کنم
...شادي کردن
...يه کم الکل
...يه خورده ماريجوانا
يه کم...شما بهش چي مي گيد؟ ...اِکستازي
،مشروب مي خوردم .مي رفتم "فضا" و احساس خوش حالي مي کردم
.اون مرد شاديه
،اَنوَر کُنگو .از گروه شبه نظامي
دربارش شنيديد؟ .از سينما مِدان
،الآن که من استان دار هستم .اگه من رو تهديد کنه مي کُشَمِش
استان دار سوماتراي شمالي سايامسِل اِريفِن
.همه از اون مي ترسيدند
تنها کسي که ازش نمي ترسيد من بودم
چون وقتي بچه بودم- .هواي من رو داشت
وقتي دبيرستان بودم
من تنها کسي بودم که از اون نمي ترسيد-
.چون به چشم يه تبهکار بزرگ بهش نگاه نمي کردم-
،اما وقتي که مردم اسم اون رو مي شنيدند .وحشت مي کردند
چرا؟- .چون اون يکي از قاتل ها است-
الآن،بچه هاي کُمونيست شروع کردند به گفتن حرف هاشون
.دارند سعي مي کنند تاريخ رو عوض کنند-
:يکي از اون ها نوشت ".به اين که فرزند يه کُمونيست هستم افتخار مي کنم"
اما اين زياد دوام نمياره
.چون مردم اين حرف ها رو نمي پذيرند-
کُمونيسم هيچ وقت اين جا پذيرفته نمي شه،چون
،ما اين جا "گنگستر" هاي (به اندونزيايي:پرايمان) زيادي داريم- .و اين يه نکته مثبته
.لغت "پرايمان" از لغت انگليسي "فري من" (مرد آزاد) گرفته شده
،گنگسترها براي انجام کارهاشون آزادي مي خواند ...حتي اگه کارهاشون اشتباه باشه
ما مي تونيم ياد بگيريم -چطور با اون ها کار کنيم
.تنها کاري که لازمه انجام بديم خط دادن به اون ها است-
،ما گنگستر (پرايمان) بوديم .شغل واقعي نداشتيم
...به همين دليل هر کاري براي پول انجام مي داديم
.فقط براي اين که لباس هاي خوب و زيبا بخريم...
اين جا سينمايي هست که
.من توش کار مي کردم-
،اين جا وايستاده بودم .بليط مي فروختم و خود نمايي مي کردم
،وقتي فيلمي پر طرفدار مي شد .بليط ها رو گرون مي فروختم
وقتي کُمونيست ها قدرت داشتند
.نمايش فيلم هاي آمريکايي رو محدود مي کردند-
.اون ها مي خواستند فيلم هاي آمريکايي کم تري نمايش داده بشه
.پس ما گنگسترها هم پول کم تري در مي آورديم- .چون بيننده زيادي نبود-
.فيلم هاي آمريکايي (هاليوودي) پر طرفدار بودند
.بدون اون ها گنگسترها هم پول زيادي در نمي آوردند
:اون طوري که ما مي گيم ".نونمون آجر شده بود"
،وقتي فيلم هاي شاد مي ديديم -مثلاً فيلم هاي اِلوِس
،سينما رو خوشحال ترک مي کرديم- .و با موسيقي پاياني مي رقصيديم
...دست هامون رو اين طوري حرکت مي داديم
...مي رقصيديم
...هنوز تو حال و هواي فيلم بوديم
،اگه دختري رد مي شد .براش سوت مي زديم
.عاشق اين کارها بوديم .برامون اهميت نداشت مردم چي فکر مي کنند
،اين جا دفتر شبه نظامي ها بود .جايي که من هميشه توش آدم مي کُشتَم
...اگه مي ديديم دارند کسي رو بازجويي مي کنند
.بهش يه سيگار مي دادم ...بعد همين طور به رقص و خنده ادامه مي دادم
...مثل اين بود که داريم آدم ها رو مي کُشيم
!با خوش حالي تمام...
وقتي مادرم زنده بود
،گاهي اوقات- ...که من داد مي زدم
.مادرم مي دويد و من رو بيدار مي کرد...
:بهم مي گفت "!قبل از اين که بخوابي،پاهات رو بشور"
".درست و حسابي دعا کن.همين طور نگير بخواب"
...مي دونم کابوس هايي که مي بينم به خاطر کارهايي که کردم
.کُشتَن آدم هايي که نمي خواستند بميرند...
.من مجبورشون کردم بميرند
،عشق من چرا خيال بافي مي کني؟
ترديد داري؟
!الآن ديگه يه ستاره اي
!فوق العاده است
!اين آدم يه ستاره است
ناشر روزنامه ابراهيم سينِک
!جاشوا،از عکس ها فيلم بگير
،اون پدر زن رئيس جمهوره .سارو اِدي
.يکي يکي اون ها رو معرفي مي کنم- .اون رئيس جمهوره-
.اين هم خودشه (ابراهيم) در کنار رئيس جمهور
!ابراهيم سينِک در کشور خيلي معروفه
.ما گنگسترها حسابي هواش رو داريم
.براشون عمر طولاني و با عزت آرزو داريم
!اما يادتون نره پول هاتون رو با ما قسمت کنيد
.اگه پول مي خواي از جاشوا بگير
!هر چي باشه،از لندن اومده
شما از کُمونيست ها در دفتر روزنامتون بازجويي مي کرديد؟
.اون هميشه در حال جمع کردن اطلاعات بود
وقتي اطلاعات رو به دست مي آورد
"!مي گفت:"اين گناه کاره- .و ما هم طرف رو مي برديم و مي کُشتيم
وقتي از کُمونيست ها در دفتر روزنامه بازجويي مي کرديد
چه سوال هايي از اون ها مي پرسيديد؟-
،مهم نبود سوال چيه -جواب ها رو طوري عوض مي کرديم که
.بد به نظر برسند-
به عنوان کسي که تو روزنامه کار مي کنه
.وظيفه من اين بود کاري کنم که توده مردم از اون ها متنفر بشند-
و رابطه شما با ارتش چطور بود؟
.ارتش- .ما ارتباط رسمي نداشتيم-
يه بار بعد از اين که جوانان کُمونيست رو دست گير کرديم
و اون ها رو تا حد مرگ کتک زديم-
،خواستيم اون ها رو به ارتش بديم- .ولي ارتش اون ها رو قبول نکرد
:اون ها گفتند ".بندازيدشون تو رودخونه"
يادتون مياد ارتش دقيقاً چي گفت؟
.من قرباني ها رو نبردم .براي اين کار آدم داشتم
چرا من بايد بخوام چنين کارهايي رو انجام بدم؟ چرا بايد بخوام با دست هاي خودم آدم بُکُشَم؟
نيازي نبود چنين کاري بکنم!کافي بود يه چشمک !بزنم تا همشون کُشته بشند
جوانان پانچاسيلا يکي از بزرگ ترين سازمان هاي شبه نظامي .اندونزي است
اين سازمان در کُشتار سال هاي 1965 و 1966 .نقشي اساسي ايفا کرد
!جوانان پانچاسيلا
رهبر جوانان پانچاسيلا-ياتو سُرجوسومُرنو
اَنوَر،حالت چطوره؟
!اين اَنوَر کُنگوي واقعيه
،جوانان پانچاسيلا ...خادمان ملت
وقتي بادبان هايمان بالا مي رود
!ديگر عقب نمي نشينيم-
.جوانان پانچاسيلا سه ميليون عضو دارد
!پانچاسيلا- !پاينده باد-
.تمام اعضاي جوانان پانچاسيلا قهرمان هستند
از نابود کردن کُمونيست ها گرفته تا
مبارزه با نئو کُمونيست ها و اِفراطيون چپ گرا-
...و آن هايي که مي خواهند اين کشور را نابود کنند-
.اين تنها وظيفه پليس و ارتش نيست
،ما،جوانان پانچاسيلا .بايد ايستادگي کنيم
،اين ها خطراتي هستند که ملت را تهديد مي کنند .و ما بايد وارد عمل بشيم
.بعضي ها مي گويند جوانان پانچاسيلا سازماني گنگستري است
اگر ما گنگستر هستيم
.پس خود من بزرگ ترين گنگستر هستم-
!اُه،لعنتي
جوانان پانچاسيلا چگونه کُمونيست ها رو نابود کرد؟
.همشون رو کُشتيم
.اين اتفاقي بود که افتاد
No comments yet. Be the first to leave one.