Die ersten 168 Zeilen.
پس عقب نشینی کردین
تعقیبتون کردن؟
نمیدونم
از اونجایی که پل رو خراب کردیم بعیده تونسته باشن تعقیبمون کنن
غولها زره سیاه به تن داشتن؟
جای تعجب نداره اگه کوتولهها چندتا غول داشته باشن
به نظرتون کی میتونه شکستشون بده؟
!ارباب قبیلهمون میتونه شکسشتون بده
میخوری؟
نه، ممنون
که اینطور
!ارباب! یه چیزی داره به شهر نزدیک میشه
ظاهرا فرستادن دنبالتون
مطمئنم اون غولهای زرهپوش هم همراهشونن
میرم اژدهایان رو ببینم
یوهز، همهی کواگواها رو محض اطمینان ببر منطقه متروکه
...منظورتون اینه که
از اژدهایان میخوام با کوتولهها بجنگن و ضعیفشون کنن
برنده قرعهکشی ماهانهی نایتمووی باش @nightmoviett :اطلاعات بیشتر در کانال تلگرام
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
«مترجم: فاطیما موسوی» ::.Fatima.::
خوش آمدید
چی باعث شده به اینجا بیاین؟
،آره. اژدهای بزرگ سفید ... ارباب اولاسیردارک رو میبینم، خوبه که
چاپلوسی نکن
!البته
به این امید اومدم اینجا تا کمی از قدرت اژدهای بزرگ سفید قرض بگیرم
کوتولهها یا همون دشمنانمون اومدن تا قلمرومون رو تصاحب کنن
،اگه اژدهای بزرگ شکستشون بده
یه هدیهای مناسب بهشون میدیم
نظرتون چیه؟
چطوره قدرت شما رو بهشون قرض بدیم؟
کوتولهها تهدید بزرگی به حساب نمیان
موافقم
باید توی دل مخالفانتون رو خالی کنین
من هم مخالفم و هم موافق
اگه بدونن اینجایم بهمون حمله میکنن
باید حواسمون به نیروهاشون باشه
ولی احمقانهست دست رو دست بذاریم و کاری نکنیم
متوجهام
پس درخواست کواگواها رو قبول میکنم
!ایول! خیلی ممنون
باید ده برابرش رو بهم بدی
ده برابر؟
پس خودتون برید از جونتون محافظت کنین
.لطفا وایسا! قبوله لطفا اجازه بدین مقداری رو که گفتین آماده کنیم
میخواین شخصا برید؟
.معلومه که نه حالا بچه کی رو بفرستم؟
بچه بزرگ من چطوره؟
هجینمال؟
اون میتونه قدرتشون رو تخمین بزنه
و جوری باهاشون مذاکره کنه که به نفعتون تموم بشه
باشه. هجینمال رو صدا کن
امکان نداره
بیرون نمیاد
!در رو بشکن و بکشش بیرون
خدایا! تو همونی بودی که گفتی قصر رو خراب نکنیم
مطمئنین؟
.چارهای نیست میرم دنبالش
منم. در رو باز کن
.مجبورم نکن تکرار کنم در رو باز کن
پدر! برای کاری بهم نیاز دارین؟
...هجینمال
یه کاری برات دارم
به زودی کوتولهها به کواگواها حمله میکنن
برو ازشون محافظت کن
!ای وای
ای وای؟
!هیچی
...مبارز خوبی نیستم
اما امیدوارم تا من رو دیدن از ترس پا به فرار بذارن
...همم؟ یه کوتوله و
اون یه کوتوله سیاهه؟
خیلی کوچیکه... بچهست؟
یه هیولای پیر؟
در برابر سرما مقاومن ...و گلولههای آتشین پرتاب میکنن
چرا همچین شنل گرونی پوشیده؟
اوق. شکمم درد میکنه
لانه اژدهای از اینجا دوره
...چرا
لطفا بگین اینجا چیکار دارین؟
تو همون اژدهای یخیای هستی که پایتخت رو لونهی خودت کردی؟
برای اژدها بودن قد و هیکلت کوچیکه
!من پسر اژدهای یخیام
!خیلی بد شد
...اینها اصلا از اژدها نمیترسن
همم. نشونم بده چقدر قدرت داری
...قلب رو بگیر
!لطفا وایسا
.اسم من هجینماله !لطفا اسمتون رو بگید
اسم من آینز اول گونه
چرا همچین میکنی؟
!این حالت نشونهی نهایت احترام و تحسینه
یه نگاه کافی بود تا بفهمم !ارباب آینز شخص مهمیه
پس تسلیمم میشی
از اژدها میشه استفادههای زیادی کرد ...مثلا گوشتش، پوستش، دندونهای نیشش و
همم؟ بلند شو
که اینطور
پس اژدهایان با تجمع چربی زیرپوستشون توی این سرما دووم میارن
نــ نه، من تنها فرد خانوادهام ...که اینطوره
که اینطور. پس تو یه گونهی نادری؟
احتمالا اینطوره، ارباب گون
پس کشتنت بیفایدهست
اژدهای دیگهای هم وجود داره؟
بله
چهار اژدهای بزرگ و 15 بچه اژدها به اندازهی من وجود داره
!که اینطور
آئورا، این اژدها رو میدم به تو
!خیلی ممنونم
بعدش کاری میکنم !که من رو به عنوان صاحبش قبول کنه
!وای
!معذرت میخوام
!از خوشحالی شاشیدم به خودم
نتونسته جلوی خودش رو بگیره
قبلا همچین چیزی از آنکور موچی موچی شنیده بودم
بهم گفته بود که سگش از خوشحالی خودش رو خیس میکنه
!بانو آنکور موچی موچی
وقتی خیلی احساسی میشن این اتفاق میفته
پس ما هم میتونیم این کار رو بکنیم؟
...شیلتیر، نباید از این حرفها بزنی
آره، آئورا درست میگه
اگه یکیتون همیچن کاری میکرد حسابی شوکه میشدم
!معذرت میخوام
!نگران نباشین، ارباب آینز !من همچین کاری نمیکنم
حالا چیکار کنیم؟
کواگوها رو میسپریم به شلتیر و آئورا
من با این میرم و ترتیب اژدهایان یخی رو میدم
اعلیحضرت
اولاسیردآرک یا همون پدرم قویتری اژدهای یخی
با سه همسرش توی این اتاقه
پس مادرت یکی از زنها اونه؟
درسته
اعلیحضرت، میشه به مادر اون رحم کنین؟
خب، سعیم رو میکنم
!خیلی ممنون، سرورم
وقتی میشنوم میگی سرورم برام عجیبه
به من بگو آینز یا پادشاه جادوگر
!چشم، عالیجناب پادشاه جادوگر
شخصی که بر دوش من سوار شده !پادشاه جادوگر، آینز اول گون هستن
اعلیحضرت قصد دارن این سرزمین رو !تصاحب و بر اژدهایان فرمانروایی کنن
پسر، عقلت رو از دست دادی؟
ارباب اژدها
اگه تسلیم بشین، زندهتون میذارم
تو دیگه چی هستی؟ اسکلتی؟
صحبت کردن با کسی که انقدر بیشعوره، دردناکه
!احمق! میکشمت
!قلب رو بگیر
هجینمال
کدوم یکی ماردته؟
بقیه رو میکشم و از اعضای بدنشون استفاده میکنم
!منم
چی؟
،تو یه مادر داری که به دنیات آورده یه مادر که وقتی که توی تخم بودی گرمت کرده و یکی که بزرگت کرده؟
.درسته، اعلیحضرت !من سهتا مادر دارم
که اینطور. متاسفانه قول دادم و سر قولم هستم
اژدهایان رو دور هم جمع کن و قوانین جدید رو براشون توضیح بده
!چشم
هجینمال
اسناد کوتولههایی که جمع کردین رو بیار
!چشم
اونها رفتن
اعلیحضرت، چطوره حالا که همه رفتن در خزانه رو باز کنیم؟
واقعا آدم بدی هستی
این یه سلاح باارزشه که فقط هفتبار میشه ازش استفاده کرد ولی نمیشه کاریش کرد
!فوقالعادهست
خب، شروع کنیم
اراباب آینز دستور داد اول ببینیم بهمون ملحق میشن یا نه
اگه سرپیچی کردن کارشون رو تموم کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.