Die ersten 163 Zeilen.
« ...آنچه در بابیلون برلین گذشت »
« 29آپریل »
به علامت "پرانگرتاگ" برای یه عملیات سری » « چندین بار اشاره شد
قطار پس فرستاده میشه
به همراه واگُنی که طلا توشه
طلائی توی واگُن وجود نداره - داره. شمارهی واگُنها عوض شد -
،طلا هنوز اونتوئه. میخوان توی راه روسیه قبل از مرز، با یه سرقت درش بیارن
«توسط «رایشسوهر سیاه - کِی؟ -
فردا
!خبردار
خب، بیاید یه روحیهی اصیل پروسی وارد این موضوع کنیم
رئیس جمهور رایش دستور داده که قطار فوراً برگردونده بشه به اتحاد شوروی
بدون تأخیر
بدون تحقیقات بیشتر
!فریتس - گرچن -
ولم کن - ما لو رفتیم -
بیحرکت - !گرچن، فرار کن! فرار کن -
!فریتس! نه! اونا بهش شلیک کردن
اربابـت بندا
،افرادی که به فریتس شلیک کردن افراد اون بودن
بهم بگو چیکار کنم، منم انجامـش میدم
کـاری از هـومـن صـمـدی Raylan Givens
باید بری؟
نه هنوز
به قدری توی این هتل بودیم که کمکم داره حس رابطهی نامشروع بهم دست میده
باید یه آپارتمان بگیریم
موریتزه؟
غیرممکنه، اون سوار متروئه
شارلوت! تو یهویی از کجا پیدات شد؟
قطار برلین رو ترک کرده؟ - چی؟ -
داره برمیگرده به اتحاد شوروی
کجا بودی؟ - دقیقاً کِی برمیگرده؟ -
پایین منتظر بمون. تا پنج دقیقهی دیگه میام
اون کی بود؟
یه همکار
اضطراریه. باید بهش رسیدگی کنم
بچهها ساکشون رو بستن؟
گریتا؟
بچهها ساکشون رو بستن؟ - من بستم -
باید زمانی که ازت سؤال پرسیده میشه حرف بزنی، و نپّری توی حرف دوشیزه گریتا
ییکوب ساکـش رو بسته، بعد از ناهار به مارگوت هم کمک میکنم ببنده
خوبه
قطارت کِی راه میوفته؟ - دو ساعت دیگه، از ایستگاه اشتتینر -
میرسونمـت، بعدش میرم اداره
چرا داری گریه میکنی؟
الان برمیگردم
گریتا؟
بیخیال
تو دختر خیلی خوبی هستی
و خوشگل
بفرما
ما نااُمید نمیشیم
من میرم ساکشون رو ببندم - خوبه. همینکارو بکن -
شارلوت؟ همهجا رو دنبالت گشتم
.یادداشتهای ینیکه رو خوندم. حق با تو بود هدفـش ولتر بود
اینهمه مدت رو کجا بودی؟ - بعداً بهت میگم -
بجنب، باید فوراً بریم
ولی کجا؟ - به دیدن بندا -
روز یکشنبه؟ - آره. سوار شو -
،ولتر با وزیر دولت ونت و آلفرد نیسن دیدار کرد
همراه زنی که نیسن اون رو کنتس سوروکینا معرفی کرد
اسوتلانا سوروکینا - بله، دقیقاً -
بدقت گوش کن. دارن در مورد سرقت از قطار درحالیکه ،توی راه برگشت به روسیهست صحبت میکنن
و اینجا نوشته دقیقاً کجا. اینجا
کیلومتر 127
ولی آخه ولتر 20 تُن گاز سمّی رو میخواد چیکار؟
قضیه در مورد گاز نیست
در مورد یه محمولهی مخفی داخل یکی از واگُنهاست
طلای سوروکینها؟
تو از کجا از طلائه خبر داری؟
سوروکینا در موردش صحبت کرد - با اسوتلانا سوروکینا دیدار کردی؟ -
...آره، ولی
حرفـش رو جدی نگرفتم
در مورد طلا
آره. سوروکینا شمارهی واگُنها رو عوض کرد
اِیبی سه-دو-دو-یک» واگُنی بود که» ،توی انبار لوکوموتیو باز شد
و «تیوای دو-سه-صفر-پنج» واگُنیه که الان طلا توشه
و همهی اونا سعی میکنن قبل از رسیدن به مرز، جلوش رو بگیرن
منظورت از همه، کیان؟
خب، ولتر
و نیسن
لباس شب ماری رو هم بذارم توی ساک؟ - نیازی نیست -
ما تمام مدت رو توی باغـیم
،زمانی که مامان با دکتر هوتن تمرینش رو انجام میده
داری مریض میشی؟
تنهایی با مامان خیلی حوصلهسربره
دلم نمیخواد بدون تو برم
خواهش میکنم، بچهها
چرا قبلتر گریه کردی؟
...چون ناراحت بودم. چون
مدت زیادی شما رو نمیبینم
پس ماری کوچولو میمونه پیشت
ممنون
شارلوت - گریتا -
اینجا چیکار میکنی؟
...ایشون بازرس - گیریون رت -
مستشار خونهست؟ - بیاید تو -
موضوع چیه؟ - متأسفم، ولی خیلی مهمه -
بیا تو، وقت زیادی ندارم
دوشیزه اُوربک، لطفاً به خانوم یه نوشیدنی تعارف کن، ممنون
چی میل داری؟
...میتونم چای دم کنم - هیچی، ممنون -
،من به یه گروه ویژه نیاز دارم حدود دوازده نفر
برای اون مسئله خیلی دیره، بازرس
...ولی اگه ولتر رو در حین ارتکاب جرم بگیریم - واقعاً فکر میکنی -
دوباره بهخاطر اون قطار لعنتی، با کسی درمیوفتیم؟
...ولتر مهرهی کوچکیه. دیر یا زود میگیریمـش
اون اشتفان ینیکه رو کُشت
میتونی این رو اثبات کنی؟
نه هنوز
ولی جفتمون میدونیم کار اونه
لاتی؟
لاتی؟ میشه صحبت کنیم؟
نیازه با یه نفر صحبت کنم
در مورد مردت؟
...نه - اوه -
به حرومزاده بگو بره به درک
گریتا، هیچ مردی توی این دنیا ارزشش رو نداره
مطمئنم آقای گنات کارهای لازم رو انجام میده تا سؤظنـت تأیید بشه
و لطفاً بیخیال اون قطار لعنتی شو
،حالا اگه من رو ببخشی باید به خانوادهم رسیدگی کنم
.با کمال احترام، نمیتونید جدی باشید شما ینیکه رو گذاشتید در تعقیب ولتر
شما اون پسر رو در ریسک شدیدی قرار دادی ...و حالا حتی نمیخوای تلاش کنی
!این وظیفهی شما نیست، بازرس
این قضیه احتمالاً در مورد یه واگُن پُر از طلاست
.ما باید این گندکاری رو تمیز کنیم ما ریسک کردیم و شکست خوردیم
تا چند هفتهی دیگه، احتمالاً همهمون مقاممون رو از دست دادیم
به ولتر و گروه خلافکارش به موقعـش رسیدگی میکنیم
،و اگه کسی میخواد فلزات قیمتی بدزده ربطی به ما نداره
جناب مستشار، التماستون میکنم
...با چندتا آدم میتونیم - هنوزم متوجه نیستی -
امروز، وزیر دولت ونت، قطار رو از جانب رئیس جمهور ترخیص میکنه
دقیقاً سر ساعت سۀ ظهر
لطفاً من رو ببخشید
حالا چیکار کنیم؟
کیلومتر 127. باید پیداش کنیم
اینجاست
باید بریم به سمت... وینزدورف
،و بعدش به سمت اون دریاچه اون طرف آب
کیلومتر 127 باید حوالی اینجا باشه
بسیارخب
بریم دیگه. بسیارخب
الو؟
منم. اونا رفتن. میتونی بیای
« !توقیفشده » « !فاصلهی خود را حفظ کنید »
همهچیز آمادهست؟ - بله -
گوش کن، هنینگ. سوار پُرسرعتترین ماشینی که میتونی پیدا کنی شو
و بیا به مسیر کیلومتر 127
کاملاً مسلح. سطح امنیتی چهار. باسروصدا
آره، همه ماسک ضدگاز هم داشته باشن. عجله کن
توی راهـن
خوبه. خب، کجاست؟
اتاق مطالعه. اتاق مطالعهش کجاست؟ - این طرف -
اونجاست
بیا، این رو نگه دار
...آتو، نمیدونم - دیگه برای دودلی خیلی دیره -
این فریتس رو زنده نمیکنه - ساکت باش و این رو نگه دار -
میترسم - مراقب باش -
آتو
اونطرفی. خب
کُتم رو نگاه کن، جیب راستیه
کی این رو امضا کرده؟
« تحت تعقیب برای تحریک مردم و افترا »
No comments yet. Be the first to leave one.