Die ersten 200 Zeilen.
┄┅┄┅✧ ترجمه اپلیکیشن کرهلند ✧┅┄┅┄
عشق وهم آلود
تقصیر منه
بهخاطر من
قسمت ۵
آقای ما؟
گانگ اوک
اوه نه
بهخاطر من
به این زودی تبدیل به روح شدی و اومدی دیدنم؟
اوه نه
وای خدای من
من روح نیستم
زندهام
اما قبلاً دقیقاً دیدم که
گانگ اوک
شارژ روی ۲۰۰ ژول شارژ تا ۲۰۰
فاصله بگیرین آقای ما
آقای ما فاصله
آقای ما
شوک
جواب داد نبض داریم
برگشت حالش خوبه
تو زندهای؟
مطمئنی واقعاً زندهای؟
هستم
سرم یکم درد میکنه
اما برای کسی که ماشین بهش زده حالم کاملاً خوبه
فکر کردم واقعاً بهخاطر من مردی
میدونی چقدر ترسیده بودم؟
متأسفم
هیچجات صدمه ندیده درسته؟
آقای ما
باید بیاین
مشکلی پیش اومده؟ نه
در حال حاضر مشکل خیلی جدیای نداره
اما دکتر میخواد محض احتیاط چند تا آزمایش انجام بده
حسابی همهمون رو ترسوند
به نظر میاد هنوز تو شوکی
پس ما دیگه میریم
مراقب آقای ما باشین
شما برین
من مشکلی ندارم بمونم چی؟
روز طولانیای بود برو خونه
دیروقتِ و همسرت نگران میشه
با این اتفاقاتی که افتاده چرا باید نگران باشه؟
یکی از ما باید بمونه
آره اون یه نفر
چی؟ اوه ایشون
ایشون قراره بمونن؟ بله
بله ایشون میمونن واقعاً؟
خوب ازش مراقبت کنین ممنون
حداقل تا وقتی که خوابش ببره مراقب باشین
هی
آب زیاد بخورین تا ماده حاجب از بدنتون دفع بشه
امشب رو بستری میشین
و دکتر صبح نتایج رو بهتون میده
باشه ممنون
خواهش میکنم
اتاق تصویربرداری سیتی اسکن
هنوز اینجایی یو ری؟
یه ماه هنوز تموم نشده
تا وقتی ماه تو سپیدهدم ناپدید نشه تموم نمیشه
سعی کن بهم برسی
باشه
قبول کردن که نیان تو اتاقت
چطور راضیشون کردی؟
همون حرف همیشگی رو بهشون زدم
اینکه اگه واقعاً میخوان حرف بزنن میتونن بیان خونهام
این اتفاق بهخاطر این افتاد که ما یه روز زودتر جشن گرفتیم؟
چیزی که قراره اتفاق بیفته فارغ از این چیزا اتفاق میافته
اینکه فقط همون چیزایی رو ببینی و بشنوی که بقیه میبینن و میشنون
باورم نمیشه این چیزی باشه که ارزش جشن گرفتن داشته باشه
یو ری
ماه بهزودی غروب میکنه حتماً خیلی خستهای پس برو خونه
ترجیح میدم جایی بمونم که راحت باشم تا اینکه برم خونه و استرس داشته باشم
یه ماهت دیگه تقریباً داره برای همیشه تموم میشه پس همینجا پیشت استراحت میکنم
چون اوضاع یکم شلوغپلوغ شد وقت نکردم ازت بپرسم
چرا پارک سونگ جه دزدیدت؟
من کسیام که انداختمش پشت میلهها
فکر کنم متوجه رازم شده بود
اما چطور؟
این یه مسئلهٔ خانوادگیه
اصلاً تو از کجا فهمیدی منو کجا پیدا کنی؟
خب
پیدام کن
پیدام کن
فکر کنم یه روح بهم گفت
یه روح؟ آره
بیا تو
سلام
اومدم سرمتون رو عوض کنم باشه
میشه این بار یکم آرومتر انجامش بدین؟ قبلیه درد داشت
من از سوزن میترسم باشه
بیمارستان دانشگاه ملی هانکوک
بهخاطر من
به این زودی تبدیل به روح شدی و اومدی دیدنم؟
اوه نه
فکر کنم الان دیگه یه ماه تموم شد
باید برم یکم کشش انجام بدم
مرکز اورژانس پزشکی منطقهای
بهت گفتم که حالم خوب میشه نیازی نبود نگران باشی
با این حال بعد از اینکه خودم نتایج رو دیدم خیلی خیالم راحتتر شد
فکر کنم امروز روز اول ندیدن ارواحه
آره بر اساس تجربیاتم تا الان
من واقعاً دیگه اونها رو
نمیبینم درسته؟
باورش برام خیلی سخته
اما دونستن اینکه همچین موجودات ماوراءطبیعی تو دنیای امروزمون وجود دارن
میدونم مگه نه؟
به هر حال تبریک میگم
الان دیگه میتونی به زندگی عادیت برگردی
احساس بدی دارم که فقط منم که اینطوری خلاص میشم
عذاب وجدان نداشته باش
جای شکرش باقیه که حداقل تو میتونی از این سرنوشت فرار کنی
یو ری
حتی اگه همچنان به دیدن ارواح ادامه میدادی
معنیش این نبود که من دیگه اونها رو نمیبینم
ما دیگه نمیتونیم با هم دست بدیم
پس بیا همینجا راهمون رو از هم جدا کنیم
از حالا به بعد بیا دیگه هیچوقت سر راه هم قرار نگیریم
مراقب خودت باش
بابت همهچیز ممنون
برنج و سوپ رو گرم کن و خوب غذا بخور
از حالا به بعد بیا دیگه هیچوقت سر راه هم قرار نگیریم
مراقب خودت باش
بابت همهچیز ممنون
فقط برای اینکه روشن بشه من هرگز بهت نگفتم که اون رو بدزدی
و دیگه اینطوری باهام تماس نگیر حتی از طریق وکیلت
صبر کن ها ری من
الو؟ چون ها ری
لعنتی
نماینده مجلس گفت دیگه نمیتونه کمکت کنه
بهم گفت بهت اطلاع بدم که دیگه هیچ لطفی در کار نخواهد بود
صبر کن
لعنتی
آقای ما حالت خوبه؟
هنوز یکم بدندرد دارم ناهار خوردی؟
بهت گفتم که برات مرخصی رد کردم
چرا اینقدر لجبازی؟
بیخیال بعداً جلسهٔ رسیدگی به حکم بازداشت رو داریم
بهت گفتم که دادستان ارشد میتونه اون رو برات حلوفصل کنه
آقای ما بله؟
باید اینو ببینی
چرا؟
چیه؟
پارک سونگ جه مدیرعامل چون یو ری را ربود انگیزه در دست بررسی است
خبرنگارها از همین الان بیرونِ رینا تجمع کردن
پارک سونگ جه مدیرعامل چون یو ری را ربود
لطفاً برین یه وقت دیگه توضیح میدیم
آقای ما
ایشون هیچ مصاحبهای نمیکنن فقط اجازه بدین
نه نمیتونین بس میکنین؟
فقط چند تا عکس بههیچوجه
تمومش کنین برین عقب عکس نگیرین
نمیتونین عکس یا فیلمبرداری ممنوع
میتونیم یه نظر ازتون داشته باشیم؟ لطفاً عکس نگیرین
چه اتفاقی افتاد؟ عکس نگیرین
همهٔ چیزایی که شنیدیم حقیقت داره؟ گفتم عکس نگیرین
توضیح دیگهای ندارین؟ لطفاً فقط یه بیانیهٔ کوتاه
وای خدای من چقدر زیادن
الان حالتون چطوره؟ زیاد وقتتون رو نمیگیریم
لطفاً نظری ندارین؟ لطفاً بس کنین
میتونین چیزی بهمون بگین؟ لطفاً برین عقب
لطفاً برین عقب ببخشید خانم چون
برین عقب میتونین یه مصاحبه انجام بدین؟
شما با خانم چون قرار میذارین؟
در صورت وجود هرگونه اطلاعات تأییدنشده
مقالات گمانهزنی یا عکسهای منتشرشده
رینا اقدام قانونیِ قاطعی انجام خواهد داد
سؤالاتتون رو به دفتر منشیها ارجاع بدین
و لطفاً برین عقب
باید زودتر میرسیدم اینجا
حالت خوبه؟
آره
ممنون
ببخشید که نگرانتون کردم
جاییت که صدمه ندید؟
به دکتر کیم زنگ بزنم؟
بیا برای یه سری آزمایش بستریت کنیم
نه
امروز بازرسیِ ضیافت GA21 توسط وزارت امور خارجه رو داریم
فقط به فکر اون بودم که اومدم سر کار
ما اقدام قاطعی انجام میدیم
نه تنها علیه پارک سونگ جه بلکه علیه پدرش نماینده پارک هم همینطور
نگران اونا نباش و مراقب خودت باش
چشم
سؤالات بیشتری برای پرسیدن ازت دارم
اما بیا برای امروز به همین بسنده کنیم
فقط بازرسی رو انجام بده بعد برو خونه و استراحت کن
نگران من نباش مادربزرگ
چیه؟
چی میخوای؟
چی؟
منشیها تأییدش کردن
قبل از اینکه پارک سونگ جه منو بدزده دو بار تو زندان ملاقاتش کردی
همون موقع بود که برای دزدیدن من اجیرش کردی؟
منظورت چیه تو رو بدزده؟
حتی اگه من
آره رفتم دیدنش
No comments yet. Be the first to leave one.