The Studio

The Studio

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 1

Release Info

The Studio 2025 S01E06 The Pediatric Oncologist 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
Ein Kommentar von Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Tags

webdl
Veröffentlicht am: 2025-04-23
Downloads: 130
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫«استودیو»

‫«متخصص سرطان کودکان»

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫وای، ممنونم

‫- وقت خوردن کاپوچینوست ‫- وای

‫حتی یه هنرنمایی هم با کف شیر کردم

‫- الان این آلت تناسلیه؟ ‫- درخت نخل ـه

‫واقعا شبیه آلت تناسلی شده. ‫اوناهاش. بفرما

‫باشه، حالا دارم می‌بینم

‫- بله. ‫- بله، متوجهم چرا اونو گفتی

‫درخت نخل ـه

‫- برای تو ‫- خوشمزه‌س

‫ممنونم

‫و راستش خیلی آدم رو سرحال میاره ‫که با یه آدم خلاق باشه

‫خب، ممنونم ازت

‫گندش بزنن. الان حرفشو زدی

‫این ام‌کی اولترا 4 ـه

‫هیچی نمی‌دونم. همینطوری یه چیزی گفتم...

‫نه، این فیلم منه

‫می‌دونی من این فیلم رو ساختم

‫- کار توئه، عجب. ‫- آره

‫اصلا خبر نداشتم. پس تو کارگردانیش کردی؟

‫یه جورایی. حمایتش کردم

‫راستش فیلمنامه مخصوصش رو ‫از ام‌کی اولترای اصلی خریدم

‫یه فیلم جاسوسی با بودجه کم بود، ‫ولی به یه سری درست و حسابی تبدیلش کردن

‫اگه اون یارو بتونه با ذهنش ‫ماشین‌ها رو منفجر کنه...

‫چطور نمی‌تونه اسلحه آدم ‫بدها رو ازشون بگیره؟

‫برای اینکه واقعا ام‌کی اولترا 4 رو بفهمی...

‫باید به تازگی ام‌کی اولترا 2 رو دیده باشی...

‫که در واقع در خط داستانی ما ‫بین ام‌کی اولترا 3 و ام‌کی اولترا 4 قرار می‌گیره

‫آره، خب، در اصل هیچکدوم رو ندیدم

‫شوخی می‌کنی؟

‫ببخشید

‫نه، اشکالی نداره

‫خب، در سرتاسر جهان 3.8 میلیارد فروختن، ولی ‫مطابق سلیقه همه نیست...

‫فکر کنم خیلی‌ها ندیدنش. آره

‫خب، چرا آخر هفته بعدی ‫یه ماراتن نداشته باشیم؟

‫می‌تونیم همه‌شونو تماشا کنیم. ‫چند تا هستن؟

‫- هفت تا ‫- باشه

‫باحاله. برات لحظه به لحظه گزارش زنده میدم

‫از همه کثافت‌کاری‌هاش میگم

‫هی، شاید برای گفتنش دیر شده باشه...

‫ولی امشب سرت شلوغه؟

‫چرا؟

‫باید به یه مورد کاری رسیدگی کنم

‫یه مراسم خیلی شیک و پیک...

‫در بیمارستان سیدارز ساینای که ‫خیلی هم مجلل و باشکوه ـه

‫راستش خیلی باحاله...

‫حتی اگه برای سرطان بچه‌ها باشه

‫و کلی هم مشروب هست

‫امیدوارم باشه، آره، با ‫توجه به شرایط میگم

‫ببین، اگه نمی‌تونی عیبی نداره. ‫مشکلی نیست

‫- زیادم واجب نیست که حتما بیای ‫- نه، نه، می‌تونم

‫می‌تونم کارهامو جابه‌جا کنم. ‫آره، دوست دارم بیام

‫مرسی که دعوتم می‌کنی

‫مطمئنی؟ چون کلی حرفهای ‫دکتری می‌شنوی

‫عاشق حرفهای دکتریم

‫پچ آدامز رو 12 بار دیدم

‫خیلی بامزه‌ای

‫- مرسی ‫- نه، جدی میگم

‫خیلی خوبه

‫می‌دونی، دکترهایی که معمولا ‫باهاشون قرار میذارم...

‫یه مشت آدم خیلی جدی ‫از خود متشکرن، ولی تو نه

‫اصلا خودتو جدی نمی‌گیری

‫نه، واقعا نمی‌گیرم

‫- نه، و خیلی خوبه ‫- آره

‫ممنونم

‫مشتاقشم

‫صدر اخبار. امشب، آشوب تمام ‫شهر رو فرا گرفته

‫مقامات رسمی میگن هر جا ‫هستین پناه بگیرید

‫این تابستان...

‫- چیزی می‌بینی؟ ‫- نه

‫از کارگردان فیلم او

‫بوشو حس می‌کنی؟

‫ای گندش بزنن

‫شلوارشو داره می‌کشه پایین

‫از پسش برمیایم

‫به گند کشیده شدم!

‫این یعنی می‌میرم؟

‫همگی دیر یا زود می‌میریم، رفیق

‫و تو زودتر می‌میری

‫آخرالزمانِ خنگ‌ها

‫آفرین بچه‌ها. خیلی دوستش داریم، ‫ولی اوضاع اینجا بهم ریخته

‫به بحران خوردیم

‫سینمادارها حاضر نیستن ‫اینو اکران کنن...

‫به خاطر انفجار اسهالی

‫- چی؟ ‫- چی؟

‫خب خنده‌دارترین قسمت تیزر همینه

‫نه، صبر کن

‫این فیلم نشون میده زامبی‌ها ‫با اسهال‌شون مردم رو مبتلا می‌کنن

‫بدون اون چطوری باید ‫فیلم رو بفروشیم، مایا؟

‫- هی، مراقب حرف زدنت باش ‫- صبر کن ببینم

‫داریم معنای کُمدی فیلم رو از دست میدیم؟

‫یه کمدی سیاه در مورد ‫اطلاعات غلط پزشکی ساختیم...

‫- و نمی‌خوام از دست بره ‫- نه، راست میگه

‫یه فیلم خیلی عمیق و پیچیده‌س...

‫ولی می‌خوام انفجار اسهالی توی تیزر فیلم باشه

‫باشه، به شرطی که بیانگر ‫دیدگاه موکلم باشه

‫باشه، حتما، ولی نگرانی اصلی اینه که ‫نشون دادن اسهال...

‫به فروش چیزهای قهوه‌ای...

‫- مثل کوکا کولا آسیب بزنه ‫- نه. احمقانه‌س

‫برای همین گفتم که باید ‫به استریم‌ها بفروشیمش

‫نه از بازبینی خبری هست ‫و نه از سینمادارها

‫- لی، اینقدر عوضی‌بازی درنیار ‫- تو دیگه دست از سرم بردار، مت

‫سبک وحشت و کمدی توی سینما ‫بهتر جواب میده و این فیلم هم کمدی وحشتناکه

‫- باشه، تو هزار درصد درست میگی ‫- بله

‫- راست میگه ‫- درسته

‫- گفتم که ‫- باشه، چون مخاطبم رو می‌شناسم...

‫چطوره بیشتر روی گه زامبی ‫توی فیلم تمرکز کنیم...

‫و لیوان‌های نوشابه‌ای با نوشته ‫گه زامبی یا نوشابه اسهالی طراحی کنیم؟

‫- خودشه! ‫- خدای من. تو نابغه‌ای

‫واقعا نابغه‌س

‫باشه، اگه یه تیزر سینمایی بدون گه داشته باشیم...

‫انفجار گهی رو برای نسخه خط قرمز نگه داریم ‫و بگیم این یکی خط قهوه‌ایه

‫نه، فکر خیلی خوبیه...

‫ولی راستش به نظرم باید با ‫انفجار گهی پیش بریم

‫آخرین زمانی که می‌تونیم اینو ‫پخش کنیم کیه؟

‫در بهترین حالت و آخر و نهاییش ‫ساعت ده امشب

‫باشه، باید این کار رو بکنیم

‫این شوخی رو یه کم دست‌کاری می‌کنیم، ‫ولی حذفش نمی‌کنیم

‫به زور به سینمادارها میندازمش

‫- از همگی ممنونم ‫- ممنون

‫- باشه، مت ‫- بله

‫واقعا ازت ممنونم که هوای منو داری

‫خواهش. و اینو بدون، جانی، ‫حاضرم براش جون بدم

‫اون انفجار گهی رو پخش می‌کنیم

‫- مرسی، رفیق ‫- آره

‫لعنتی

‫- میشه یه کم سوشی کوفتی سفارش بدیم؟ ‫- نه، از سوشی حالم بهم می‌خوره

‫این هفته سه بار ماهی خام خوردم

‫هی. به این زودی داری میری؟

‫بله، متاسفانه باید به ‫یه مراسم خیلی مهم برسم

‫- تیزر کوفتی چی میشه؟ ‫- گوشی دارم

‫به محض اینکه ویرایش ‫جدید اومد بهم پیام بده، خب؟

‫شرمنده، ولی چی مهمتر از ‫آخرالزمان خنگ‌هاست؟

‫یه خیریه برای بیمارستان سیدارز ساینای ‫و راستش من...

‫با یه دکتر که اونجا کار می‌کنه دوست شدم

‫با یه دکتر دوست شدی؟

‫- آره، درسته ‫- چه جور دکتری هست؟

‫- متخصص سرطان کودکان. چطوره؟ ‫- چه باحال

‫- آره ‫- چه عالی

‫آخه تو و یه دکتر چه حرفی دارین با هم بزنین؟

‫همه جور حرفهای حکیمانه، عوضی. ‫منظورت از این حرف چیه؟

‫- چی داری میگی؟ ‫- باشه، خب، بذار اینو ازت بپرسم

‫متخصص سرطان کودکان ‫چی کار می‌کنه، مت؟

‫سرطان بچه‌هاست دیگه. ‫از این لحن اصلا خوشم نمیاد

‫- همه چیزو می‌دونم ‫- باشه

‫حداکثر تا 10 شب باید ‫منتظر نسخه ویرایش شده باشیم...

‫پس مطمئنی می‌تونی ‫تاییدشون رو بگیری؟

‫بله. خوشبختانه دوست‌دخترم ‫متوجه اهمیت کارم هست...

‫و واقعا به کارم احترام میذاره ‫و بسیار باملاحظه‌س

‫- پس گوشیم همراه‌م هست ‫- انگار زن خیلی خوبیه

‫- لطفا گوشیت روشن باشه ‫- بهت ایمیل میدیم

‫ببین، ازت می‌خوام کاملا شفاف باشه. ‫یه داروی آزمایشیه

‫و مشخصه که هدف ‫درمان دخترته...

‫ولی خطرش هست که ‫این دارو اصلا جواب نده

‫باشه، باید این کار رو انجام بدیم

‫بعد از انفجار گهی دوربین روی جاش برنمی‌گرده

‫روی ناکسویل می‌مونی. ‫جاش رو نمی‌بینیم که اسهالی شده

‫نه، ببین، برای من یه ‫چالش اخلاقی حساب میشه. آخه مشخصه...

‫برای یه پدر انتخاب بسیار، بسیار سختیه

‫پس زمان بذار و در موردش فکر کن...

‫از طرفی کاری کن گوز صدای بهتری داشته باشه. ‫حسابی آبدار باشه، خب؟

‫عالیه. مرسی

‫لعنتی

‫- ببخشید، مسئله کاریه... ‫- می‌دونم

‫- هیچوقت تموم نمیشه، نه؟ ‫- نه

‫- گندش بزنن. ببین، ببین ‫- چی؟

‫یه پلاک برای همه فیلم‌هایی که ‫اینجا فیلمبرداری کردن

‫اوپنهایمر. جیلی. باشگاه مشت‌زنی، چه باحال

‫اون یکی رو شنیدم. باشگاه مشت‌زنی. بله

‫ندیدمش، ولی اسمش رو شنیدم

‫باشگاه مشت‌زنی رو ندیدی؟

‫- نه ‫- خدای من. چقدر عجیب

‫- باید به اون لیست اضافه‌ش کنیم ‫- خدایا. الان چند تا شد؟

‫حدود 47 تا فیلمی شد

‫- 47 تا فیلم؟ ‫- آره

‫احتمالا از تمام فیلم‌هایی که ‫در عمرم دیدم بیشتره

‫پس بهتره از امشب شروع کنیم، ها؟

‫سارا

‫- سلام ‫- سلام

‫- دوست هستن ‫- چه خوب

‫- ایشون دکتر ربکا چن ساندرز هستن ‫- سلام، چطوری؟

‫- سلام به شما ‫- ایشون هم دکتر استیو چن

‫- سلام، چه خبر؟ ‫- سلام

‫و ایشون مت رمیک هستن

‫بله. دو تا پزشک. چه زوج خفنی، نه؟

‫خیلی ممنونم. ‫و باید بگم این لباس معرکه‌س

‫- چی؟ ‫- دوخت سفارشیه؟

‫- آره ‫- قهوه‌ایه

‫یه جورایی به قرمز می‌زنه. اگه خیاط ‫خوب لازم داری، می‌تونم بهت معرفی کنم

‫نه. کت‌شلوار من کرایه‌ای ـه

‫آدم از کجا بدونه

‫خب، استیو در سیدارز ارشده

‫عجب. چه عالی. من خودمم ‫در زمینه ماشین ارشدم

‫یه آستون مارتین دارم و یه فیات

‫یه استودبیکر از دهه 60 دارم

‫ببخشید، نه، نه، منظورم اینه ‫گیرنده‌های آنتی‌ژنی کیمریک...

‫برای تمام افرادی که اینجان

‫ببخشید. کلی بچه خرخون اینجاست

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left