Die ersten 200 Zeilen.
«استودیو»
«متخصص سرطان کودکان»
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
وای، ممنونم
- وقت خوردن کاپوچینوست - وای
حتی یه هنرنمایی هم با کف شیر کردم
- الان این آلت تناسلیه؟ - درخت نخل ـه
واقعا شبیه آلت تناسلی شده. اوناهاش. بفرما
باشه، حالا دارم میبینم
- بله. - بله، متوجهم چرا اونو گفتی
درخت نخل ـه
- برای تو - خوشمزهس
ممنونم
و راستش خیلی آدم رو سرحال میاره که با یه آدم خلاق باشه
خب، ممنونم ازت
گندش بزنن. الان حرفشو زدی
این امکی اولترا 4 ـه
هیچی نمیدونم. همینطوری یه چیزی گفتم...
نه، این فیلم منه
میدونی من این فیلم رو ساختم
- کار توئه، عجب. - آره
اصلا خبر نداشتم. پس تو کارگردانیش کردی؟
یه جورایی. حمایتش کردم
راستش فیلمنامه مخصوصش رو از امکی اولترای اصلی خریدم
یه فیلم جاسوسی با بودجه کم بود، ولی به یه سری درست و حسابی تبدیلش کردن
اگه اون یارو بتونه با ذهنش ماشینها رو منفجر کنه...
چطور نمیتونه اسلحه آدم بدها رو ازشون بگیره؟
برای اینکه واقعا امکی اولترا 4 رو بفهمی...
باید به تازگی امکی اولترا 2 رو دیده باشی...
که در واقع در خط داستانی ما بین امکی اولترا 3 و امکی اولترا 4 قرار میگیره
آره، خب، در اصل هیچکدوم رو ندیدم
شوخی میکنی؟
ببخشید
نه، اشکالی نداره
خب، در سرتاسر جهان 3.8 میلیارد فروختن، ولی مطابق سلیقه همه نیست...
فکر کنم خیلیها ندیدنش. آره
خب، چرا آخر هفته بعدی یه ماراتن نداشته باشیم؟
میتونیم همهشونو تماشا کنیم. چند تا هستن؟
- هفت تا - باشه
باحاله. برات لحظه به لحظه گزارش زنده میدم
از همه کثافتکاریهاش میگم
هی، شاید برای گفتنش دیر شده باشه...
ولی امشب سرت شلوغه؟
چرا؟
باید به یه مورد کاری رسیدگی کنم
یه مراسم خیلی شیک و پیک...
در بیمارستان سیدارز ساینای که خیلی هم مجلل و باشکوه ـه
راستش خیلی باحاله...
حتی اگه برای سرطان بچهها باشه
و کلی هم مشروب هست
امیدوارم باشه، آره، با توجه به شرایط میگم
ببین، اگه نمیتونی عیبی نداره. مشکلی نیست
- زیادم واجب نیست که حتما بیای - نه، نه، میتونم
میتونم کارهامو جابهجا کنم. آره، دوست دارم بیام
مرسی که دعوتم میکنی
مطمئنی؟ چون کلی حرفهای دکتری میشنوی
عاشق حرفهای دکتریم
پچ آدامز رو 12 بار دیدم
خیلی بامزهای
- مرسی - نه، جدی میگم
خیلی خوبه
میدونی، دکترهایی که معمولا باهاشون قرار میذارم...
یه مشت آدم خیلی جدی از خود متشکرن، ولی تو نه
اصلا خودتو جدی نمیگیری
نه، واقعا نمیگیرم
- نه، و خیلی خوبه - آره
ممنونم
مشتاقشم
صدر اخبار. امشب، آشوب تمام شهر رو فرا گرفته
مقامات رسمی میگن هر جا هستین پناه بگیرید
این تابستان...
- چیزی میبینی؟ - نه
از کارگردان فیلم او
بوشو حس میکنی؟
ای گندش بزنن
شلوارشو داره میکشه پایین
از پسش برمیایم
به گند کشیده شدم!
این یعنی میمیرم؟
همگی دیر یا زود میمیریم، رفیق
و تو زودتر میمیری
آخرالزمانِ خنگها
آفرین بچهها. خیلی دوستش داریم، ولی اوضاع اینجا بهم ریخته
به بحران خوردیم
سینمادارها حاضر نیستن اینو اکران کنن...
به خاطر انفجار اسهالی
- چی؟ - چی؟
خب خندهدارترین قسمت تیزر همینه
نه، صبر کن
این فیلم نشون میده زامبیها با اسهالشون مردم رو مبتلا میکنن
بدون اون چطوری باید فیلم رو بفروشیم، مایا؟
- هی، مراقب حرف زدنت باش - صبر کن ببینم
داریم معنای کُمدی فیلم رو از دست میدیم؟
یه کمدی سیاه در مورد اطلاعات غلط پزشکی ساختیم...
- و نمیخوام از دست بره - نه، راست میگه
یه فیلم خیلی عمیق و پیچیدهس...
ولی میخوام انفجار اسهالی توی تیزر فیلم باشه
باشه، به شرطی که بیانگر دیدگاه موکلم باشه
باشه، حتما، ولی نگرانی اصلی اینه که نشون دادن اسهال...
به فروش چیزهای قهوهای...
- مثل کوکا کولا آسیب بزنه - نه. احمقانهس
برای همین گفتم که باید به استریمها بفروشیمش
نه از بازبینی خبری هست و نه از سینمادارها
- لی، اینقدر عوضیبازی درنیار - تو دیگه دست از سرم بردار، مت
سبک وحشت و کمدی توی سینما بهتر جواب میده و این فیلم هم کمدی وحشتناکه
- باشه، تو هزار درصد درست میگی - بله
- راست میگه - درسته
- گفتم که - باشه، چون مخاطبم رو میشناسم...
چطوره بیشتر روی گه زامبی توی فیلم تمرکز کنیم...
و لیوانهای نوشابهای با نوشته گه زامبی یا نوشابه اسهالی طراحی کنیم؟
- خودشه! - خدای من. تو نابغهای
واقعا نابغهس
باشه، اگه یه تیزر سینمایی بدون گه داشته باشیم...
انفجار گهی رو برای نسخه خط قرمز نگه داریم و بگیم این یکی خط قهوهایه
نه، فکر خیلی خوبیه...
ولی راستش به نظرم باید با انفجار گهی پیش بریم
آخرین زمانی که میتونیم اینو پخش کنیم کیه؟
در بهترین حالت و آخر و نهاییش ساعت ده امشب
باشه، باید این کار رو بکنیم
این شوخی رو یه کم دستکاری میکنیم، ولی حذفش نمیکنیم
به زور به سینمادارها میندازمش
- از همگی ممنونم - ممنون
- باشه، مت - بله
واقعا ازت ممنونم که هوای منو داری
خواهش. و اینو بدون، جانی، حاضرم براش جون بدم
اون انفجار گهی رو پخش میکنیم
- مرسی، رفیق - آره
لعنتی
- میشه یه کم سوشی کوفتی سفارش بدیم؟ - نه، از سوشی حالم بهم میخوره
این هفته سه بار ماهی خام خوردم
هی. به این زودی داری میری؟
بله، متاسفانه باید به یه مراسم خیلی مهم برسم
- تیزر کوفتی چی میشه؟ - گوشی دارم
به محض اینکه ویرایش جدید اومد بهم پیام بده، خب؟
شرمنده، ولی چی مهمتر از آخرالزمان خنگهاست؟
یه خیریه برای بیمارستان سیدارز ساینای و راستش من...
با یه دکتر که اونجا کار میکنه دوست شدم
با یه دکتر دوست شدی؟
- آره، درسته - چه جور دکتری هست؟
- متخصص سرطان کودکان. چطوره؟ - چه باحال
- آره - چه عالی
آخه تو و یه دکتر چه حرفی دارین با هم بزنین؟
همه جور حرفهای حکیمانه، عوضی. منظورت از این حرف چیه؟
- چی داری میگی؟ - باشه، خب، بذار اینو ازت بپرسم
متخصص سرطان کودکان چی کار میکنه، مت؟
سرطان بچههاست دیگه. از این لحن اصلا خوشم نمیاد
- همه چیزو میدونم - باشه
حداکثر تا 10 شب باید منتظر نسخه ویرایش شده باشیم...
پس مطمئنی میتونی تاییدشون رو بگیری؟
بله. خوشبختانه دوستدخترم متوجه اهمیت کارم هست...
و واقعا به کارم احترام میذاره و بسیار باملاحظهس
- پس گوشیم همراهم هست - انگار زن خیلی خوبیه
- لطفا گوشیت روشن باشه - بهت ایمیل میدیم
ببین، ازت میخوام کاملا شفاف باشه. یه داروی آزمایشیه
و مشخصه که هدف درمان دخترته...
ولی خطرش هست که این دارو اصلا جواب نده
باشه، باید این کار رو انجام بدیم
بعد از انفجار گهی دوربین روی جاش برنمیگرده
روی ناکسویل میمونی. جاش رو نمیبینیم که اسهالی شده
نه، ببین، برای من یه چالش اخلاقی حساب میشه. آخه مشخصه...
برای یه پدر انتخاب بسیار، بسیار سختیه
پس زمان بذار و در موردش فکر کن...
از طرفی کاری کن گوز صدای بهتری داشته باشه. حسابی آبدار باشه، خب؟
عالیه. مرسی
لعنتی
- ببخشید، مسئله کاریه... - میدونم
- هیچوقت تموم نمیشه، نه؟ - نه
- گندش بزنن. ببین، ببین - چی؟
یه پلاک برای همه فیلمهایی که اینجا فیلمبرداری کردن
اوپنهایمر. جیلی. باشگاه مشتزنی، چه باحال
اون یکی رو شنیدم. باشگاه مشتزنی. بله
ندیدمش، ولی اسمش رو شنیدم
باشگاه مشتزنی رو ندیدی؟
- نه - خدای من. چقدر عجیب
- باید به اون لیست اضافهش کنیم - خدایا. الان چند تا شد؟
حدود 47 تا فیلمی شد
- 47 تا فیلم؟ - آره
احتمالا از تمام فیلمهایی که در عمرم دیدم بیشتره
پس بهتره از امشب شروع کنیم، ها؟
سارا
- سلام - سلام
- دوست هستن - چه خوب
- ایشون دکتر ربکا چن ساندرز هستن - سلام، چطوری؟
- سلام به شما - ایشون هم دکتر استیو چن
- سلام، چه خبر؟ - سلام
و ایشون مت رمیک هستن
بله. دو تا پزشک. چه زوج خفنی، نه؟
خیلی ممنونم. و باید بگم این لباس معرکهس
- چی؟ - دوخت سفارشیه؟
- آره - قهوهایه
یه جورایی به قرمز میزنه. اگه خیاط خوب لازم داری، میتونم بهت معرفی کنم
نه. کتشلوار من کرایهای ـه
آدم از کجا بدونه
خب، استیو در سیدارز ارشده
عجب. چه عالی. من خودمم در زمینه ماشین ارشدم
یه آستون مارتین دارم و یه فیات
یه استودبیکر از دهه 60 دارم
ببخشید، نه، نه، منظورم اینه گیرندههای آنتیژنی کیمریک...
برای تمام افرادی که اینجان
ببخشید. کلی بچه خرخون اینجاست
No comments yet. Be the first to leave one.