Die ersten 200 Zeilen.
کنترلهای حسی
سلام آیان
سلام دینا
این ایدهی بزرگ بعدیته؟
نه
راستش این چیز جلوی ایدههام رو گرفته
چه خبرها، رفقا؟
سلام پاپی. این چیه؟
اون یه یادداشته
نه، نیست. این یه ابزار شکنجهی چشمه
...و هر بار که من حتی نمیتونم هر بار که سرم رو برمیگردونم
به شکل غیرارادی چشمم میافته به این تکه کاغذ کثافت
خیلی ننری
یادداشتها چسبون بخشی از سیستم کاری منه
اینجوری من ایدههای بزرگم رو ...به خاطر میسپارم، چون که من
نمیدونم که شنیدی یا نه، ولی اخیرا ایدههای بزرگی به ذهنم رسیده
اوه، واقعا؟
کنترلهای حسی چیه؟
نباید تو الان سر کارت باشی؟
من بهت میگم. این خیلی ابتداییه، پاپی
- درسته؟ - خزوله
خزول؟
- این خزوله !- تو نمیدونی این کلمه یعنی چی
- و تو هم خزول هستی - من نمیدونم معنی این چیه
مثل ابتدایی میمونه، ولی زیاد قدیمی نیست
ممنون
قراره یه کلاس راجع به نشانههای اجتماعی واست برگزار کنیم
ولی اول، قراره به این مسئله رسیدگی کنیم
نمیشه مثل یه آدم معمولی یادداشتبرداری کنی؟
و اونها رو توی گوشیت بنویسی؟
،نه، چون که مثل یه آدم معمولی من گوشیم رو خیلی وقت پیش گم کردم
و حالا دینا تماسهای من رو به جای من جواب میده
هیشکی بهت زنگ نمیزنه. خیلی افسردهکننده است
چون که اون خزوله، درسته؟
- استفادهی درستی بود - ممنون
میشه جفت پا وسط بحث نپری؟
باشه، میدونی چیه؟ اگه حتی نمیتونی به خاطر بسپری که این به چه معنیه
پس سیستم کاریت کاملا ریده
باشه. خیلی خب. قبوله
ولی اگه قراره راجع به سیستمهای کاری معیوب حرف بزنیم
مایلم که به سیستم معیوب تهویه هوا اشاره بکنم
- چرا؟ مشکلش چیه؟ - اینجا مثل فریزر شده
پاپی، چند دفعه این بحث رو مطرح کردی؟
من این دمای خاص رو انتخاب کردم
تا بهینهترین عملکرد مغز و نگهداشت رطوبت پوست رو بدست بیارم
چرا آخه باید بهینهترین میزان نگهداشت رطوبت رو بخوام بدست بیارم؟
- نمیدونم. از اون دستهای شبیه پنجهی کلاغت بپرس ...- منظورت... منظورت چیه
وقتی به آینه نگاه میکنی، اون پوستهای خشک رو نمیبینی؟
پاپی، به اندازهی آب نمیخوری
من همهی مایعات موردنیازم رو از آبنبات بدست میارم
تو به مایعات نیاز نداری. تو آب میخوای
باشه، دینا، میشه توی این بحث وارد بشی؟ اینجا خیلی سرده، مگه نه؟
با اینکه متنفرم از اینکه باهاش موافقت کنم، ولی اینجا خیلی سرده
این دو نفر در برابر یه نفره. الان کی خزوله، جندهخان؟
خیلی خب، من قراره دمای دفتر رو انتخاب کنم
من دارم یه دمایی حول و حوش هفتاد درجهی فارنهایت رو میبینم
- نه، این کار رو نکن - دور و بر 70 درجه. شاید 71 درجه؟
... داری من رو مسخره میکنی و
...دفتر کار
دما رو روی 22 درجهی سانتیگراد تنظیم کن
تنظیم شد
!اوه، این که خیلی گرمه
وحید مستغیث : ترجمه و زیرنویس @vahids3
واقعا کار خوارکنندهای هستش
چی؟
آیکیوی من 132 هستش
توی زندان، من مشاور یه گروه مافیایی ایتالیایی شدم
!اونم ظرف چند روز
حالا، دارم واسه ریچل قهوه میریزم !که شلوارش از این سرهمیها است
اونم توی یه لیوان خیلی مخصوص و گوگولی گربهای
باید توی زندان میموندم
- تا الان رئیس مافیا شده بودم - اینجوری بهش فکر نکن
درسته، وظایف فردی میتونه پست و تحقیرکننده باشه ولی شغل ما خیلی مهمه
من خیلی افتخار میکنم که دارم به یه مرد قدرتمند کمک میکنم
تا به دستاوردهای بزرگی برسه
بریم سر کار
سلام
خوبه. به نظر... خوب میاد
باشه. نمیخوام کارمندها رو بترسونم، ولی تو دفتر یه موش داریم
جالبه
آره. جو، ازت میخوام که به این مسئله رسیدگی کنی
فکر کن این مسئله تموم شده
- اون موش (جاسوس) تو کدوم بخشه؟ !- چی؟ نه
این یه موش واقعیه. که توی دفتر منه
داری من رو متهم به جاسوسی میکنی؟ من هرگز بهت خیانت نمیکنم
این حرفیه که یه جاسوس میزنه
چی؟ نه. رفقا، من دارم از یه حیوون حرف میزنم
ما به یه آفتکش لازم داریم
گرفتم. این حیوان کثیف و خائن نباید اجازهی حیات داشته باشه
- نه - دیوید
اگه میخوای کسی به مشکلت رسیدگی کنه
با کسی حرف بزن که توی زندان بوده
- بس کن - من میدونم که چطوری به مسئلهی جاسوس رسیدگی کنم
جالبه که برای این کار، باید با یه خبرچین کار کنی
!بس کن
من این مکالمه رو از اول شروع میکنم. یه حیوون هست به نام موش، باشه؟
یه جوندهی کوچک، پشمالو با یه دم، که توی دفتر من داره سریع اینور و اونور میره. من دیدمش
!میدونی چیه؟ الان شکل اون چیز لعنتی رو رسم میکنم
ببخشید. متاسفم
فقط فکر کردم که منظورم رو واضح و شفاف بگم، باشه؟
چون که این موجود چهارتا پا داره
بنابراین، آره. میشه لطفا بهش رسیدگی کنی؟
و وقتی کارت تموم شد، بهم پیامک بده. من میرم بیرون کار کنم. باشه؟
نه اینکه از موش میترسمها
نه، فقط... من همیشه میخواستم که این کار رو بکنم. فقط میخوام بیرون کار کنم
چون که امروز... روز خیلی خوبیه. خیلی زیبا است
بیرون 32 درجهی سانتیگراده
من اهل آریزونام، جو. این دما واسه من گرم محسوب نمیشه
هفتهی پیش تقریبا 29 درجه بود و تو کم مونده بود که بیهوش بشی
مجبور شدم کل روز رو پیشونیت لوبیای یخزده بزارم
فقط کلک اون موش لعنتی رو بکن، باشه؟
این خیلی تحقیرآمیزه
تنها چیزی که از یه موشگیر پایینتره، گویندهی اخبار محلیه
هر احمقی میتونه این کار رو بکنه
مخالفم
خواه تو یه موش واقعی یا استعاری (جاسوس) رو میخوای شکار کنی
اصولش یکی هست
موشها زیرکن. توی بقا مهارت دارن
اونها در پوشش تاریکی حرکت میکنن
و برای گرفتنشون، باید یه دام بینقص پهن کنی
آره. ما بهترین آدمها برای رسیدگی به این ماموریت حساس هستیم
بیا خودمون موش رو بگیریم
دیوید بهمون گفت که محتاط باشیم. کارمندها نباید ذرهای بویی از این ماجرا ببرن
همگی، برین بیرون! حالا! علت بیرون !رفتنتون هم بهتون گفته نخواهند شد
!برین
این دیگه چه وضعشه؟
!هی، هی، هی آیان
چیه؟
تو دوباره تهویه هوا رو روشن کردی؟
نه، من بهش دست نزدم
خب، پس چرا من جریان هوا رو توی اتاق حس میکنم؟
خب، چون که من برنامهریزی کردم یه جریان ملایم توی اتاق باشه
چون که دفترمون از نوع وب 3 هستش
قابلیت این رو داره که موارد جزئیای رو توی آبوهوای اتاق واسمون تنظیم کنه
چطوریه که به این کار تهویهی هوا نمیگی؟
خب، چون که من به هیچ طریقی توی تهویهی هوا دست نبردم
فقط حرکت هوا رو به یه شیوهی دیگهای انجام دادم
میتونم برنامهریزی کنم که به نسیم خیلی ملایمی توی اتاق بوزه. از این خوشت میاد؟
- نه. اصلا ازش خوشم نمیاد - نظرت راجع به وزش شدید هوا چیه؟
دفتر، وزش شدید هوا رو فعال کن
در حال فعالسازی وزش شدید هوا
داری باهام شوخی میکنی؟
نه، من خیلی ساده دارم سعی میکنم یه هر دومون روی یه چیزی توافق کنیم
باشه. خب، من نمیتونم اینجوری کار کنم
خب، منم نمیتونم
خب، تو که واقعا کار نمیکنی، میکنی؟
من دارم یه بازی رو از صفر میسازم، و تو، خودت میدونی دیگه
ول میگردی و توی فضای متاورس واسه خودت حال میکنی
چون که من کل روز جلوی مانیتور نمیشینم و بهش زل نمیزنم
به این معنی نیست که کار نمیکنم
من دارم سعی میکنم شرکتمون رو به سمت آینده هل بدم
و نمیتونم این کار رو توی این محیط انجام بدم
مغزت نمیتونه کار کنه مگر اینکه هوای اینجا به قدری سرد باشه
که سرسینههای من سیخ وایسن و از سارافونم بزنن بیرون؟
چرا داریم راجع به ممههای تو حرف میزنیم؟ و سارافون دیگه چیه!؟
- سارافون دیگه - سارافون؟
!سارافون دیگه. سارافون من دیگه
- سارافون چیه؟ !- سارافون دیگه
- من نمیدونم که داری از چی حرف میزنی !- سارافون دیگه
آهنگ Say So خواننده Doja Cat
دینا
...دینا... دینا... دینا... دینا
دینا... دینا... دینا
دینا... دینا... دینا... دینا... دینا
دینا... دینا... دینا
- چیه؟ - سلام، میشه پشت من دربیای؟
- ما نمیتونیم اینجوری کار بکنیم - میشه پشت من دربیای؟
- پشت من دربیا. ما نمیتونیم اینجوری کار کنیم - من نمیتونم اینجوری کار کنم
واضحه که ما نمیتونیم اینجوری کار کنیم ...- ما
چجوری کار کنیم؟
- خب، منظورم این نسیم هوا است. این نسیم ....- آره
اون یه نسیم درست کرده
و داره کاملا حواس ما رو پرت میکنه
الان، شما دارین حواس من رو پرت میکنین
!- بیخیال - دیدی؟ من دارم در مورد همین حرف میزنم
- نمیشه برای یه بار هم که شده طرف من رو بگیری؟ - نه
- هر دومون زنایم. تیم زنها !- نمیتونی این کار رو بکنی
- تو. من - نمیتونی داور رو تحت تاثیر بذاری
من داور نیستم. باشه؟
میشه لطفا دست از سر کچل من بردارین؟
!من دارم سعی میکنم روی پلیپن کار کنم
که همون چیزی هستش که شماها باید همین الان روش کار کنین
آره
آره
- آره - این همون... آره
آره. منم داشتم همین رو میگفتم
- باشه. حله. ممنون - منم داشتم سعی میکردم همین رو بگم
- ممنون. ببخشید مزاحم شدیم - ممنون، دینا
- خب، این واضحه که هیچ نتیجهای نداشت - درسته، واضحه
بنابراین، نسیم ملایم میمونه
باشه، نسیم ملایم مسخرهات رو نگه دار
دفتر، نور چراغها رو بیار روی 70 درصد
در حال کاهش نور
وایسا. این دیگه چیه؟
نور روشن باعث میشه که به سختی کدهای روی مانیتور رو بخونم
...پاپی
چراغها طوری برنامهریزی شدن که با ریتمهای شبانه روزی ما منطبق باشند
ما باید خودمون رو با میزان نور طبیعی بیرون هماهنگ کنیم
در نتیجه، من طوری مهندسی کردم که چراغها مسیر خورشید رو
در هر روز دنبال و شبیهسازی کنن
No comments yet. Be the first to leave one.