Mythic Quest

Mythic Quest

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 3

Release Info

Mythic Quest Ravens Banquet S03E08 1080p 10bit WEB-DL 6CH x265 PSA
Ein Kommentar von vahids3
وحید مستغیث || @vahids3

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
x265
Veröffentlicht am: 2023-05-13
Downloads: 40
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫کنترل‌های حسی

‫سلام آیان

‫سلام دینا

‫این ایده‌ی بزرگ بعدیته؟

‫نه

‫راستش این چیز جلوی ایده‌هام رو گرفته

‫چه خبرها، رفقا؟

‫سلام پاپی. این چیه؟

‫اون یه یادداشته

‫نه، نیست. این یه ابزار شکنجه‌ی چشم‌ه

...‫و هر بار که من حتی نمی‌تونم ‫هر بار که سرم رو برمی‌گردونم

‫به شکل غیرارادی چشمم می‌افته به این تکه کاغذ کثافت

‫خیلی ننری

‫یادداشت‌ها چسبون بخشی از سیستم کاری منه

‫اینجوری من ایده‌های بزرگم رو ...‫به خاطر می‌سپارم، چون که من

‫نمی‌دونم که شنیدی یا نه، ولی ‫اخیرا ایده‌های بزرگی به ذهنم رسیده

‫اوه، واقعا؟

‫کنترل‌های حسی چیه؟

‫نباید تو الان سر کارت باشی؟

‫من بهت میگم. این خیلی ابتداییه، پاپی

‫- درسته؟ ‫- خزوله

‫خزول؟

‫- این خزوله !‫- تو نمی‌دونی این کلمه یعنی چی

‫- و تو هم خزول هستی ‫- من نمی‌دونم معنی این چیه

‫مثل ابتدایی می‌مونه، ولی زیاد قدیمی نیست

‫ممنون

‫قراره یه کلاس راجع به نشانه‌های ‫اجتماعی واست برگزار کنیم

‫ولی اول، قراره به این مسئله رسیدگی کنیم

‫نمیشه مثل یه آدم معمولی یادداشت‌برداری کنی؟

‫و اونها رو توی گوشیت بنویسی؟

،‫نه، چون که مثل یه آدم معمولی ‫من گوشیم رو خیلی وقت پیش گم کردم

‫و حالا دینا تماس‌های من رو به جای من جواب میده

‫هیشکی بهت زنگ نمی‌زنه. خیلی افسرده‌کننده است

‫چون که اون خزوله، درسته؟

‫- استفاده‌ی درستی بود ‫- ممنون

‫میشه جفت پا وسط بحث نپری؟

‫باشه، می‌دونی چیه؟ اگه حتی نمی‌تونی ‫به خاطر بسپری که این به چه معنیه

‫پس سیستم کاریت کاملا ریده

‫باشه. خیلی خب. قبوله

‫ولی اگه قراره راجع به سیستم‌های کاری معیوب حرف بزنیم

‫مایلم که به سیستم معیوب تهویه هوا اشاره بکنم

‫- چرا؟ مشکلش چیه؟ ‫- اینجا مثل فریزر شده

‫پاپی، چند دفعه این بحث رو مطرح کردی؟

‫من این دمای خاص رو انتخاب کردم

‫تا بهینه‌ترین عملکرد مغز و نگهداشت ‫رطوبت پوست رو بدست بیارم

‫چرا آخه باید بهینه‌ترین میزان ‫نگهداشت رطوبت رو بخوام بدست بیارم؟

‫- نمی‌دونم. از اون دست‌های شبیه پنجه‌ی کلاغت بپرس ...‫- منظورت... منظورت چیه

‫وقتی به آینه نگاه می‌کنی، اون پوست‌های خشک رو نمی‌بینی؟

‫پاپی، به اندازه‌ی آب نمی‌خوری

‫من همه‌ی مایعات موردنیازم رو از آبنبات بدست میارم

‫تو به مایعات نیاز نداری. تو آب می‌خوای

‫باشه، دینا، میشه توی این بحث ‫وارد بشی؟ اینجا خیلی سرده، مگه نه؟

‫با اینکه متنفرم از اینکه باهاش ‫موافقت کنم، ولی اینجا خیلی سرده

‫این دو نفر در برابر یه نفره. الان کی خزوله، جنده‌خان؟

‫خیلی خب، من قراره دمای دفتر رو انتخاب کنم

‫من دارم یه دمایی حول و حوش ‫هفتاد درجه‌ی فارنهایت رو می‌بینم

‫- نه، این کار رو نکن ‫- دور و بر 70 درجه. شاید 71 درجه؟

... ‫داری من رو مسخره می‌کنی و

...‫دفتر کار

‫ دما رو روی 22 درجه‌ی سانتی‌گراد تنظیم کن

‫تنظیم شد

!‫اوه، این که خیلی گرمه

‫ وحید مستغیث : ترجمه و زیرنویس ‫ @vahids3

‫واقعا کار خوار‌کننده‌ای هستش

‫چی؟

‫آی‌کیوی من 132 هستش

‫توی زندان، من مشاور یه گروه مافیایی ایتالیایی شدم

!‫اونم ظرف چند روز

‫حالا، دارم واسه ریچل قهوه می‌ریزم !‫که شلوارش از این سرهمی‌ها است

‫اونم توی یه لیوان خیلی مخصوص و گوگولی گربه‌ای

‫باید توی زندان می‌موندم

‫- تا الان رئیس مافیا شده بودم ‫- اینجوری بهش فکر نکن

‫درسته، وظایف فردی می‌تونه پست و ‫تحقیرکننده باشه ولی شغل ما خیلی مهمه

‫من خیلی افتخار می‌کنم که دارم ‫به یه مرد قدرتمند کمک می‌کنم

‫تا به دستاوردهای بزرگی برسه

‫بریم سر کار

‫سلام

‫خوبه. به نظر... خوب میاد

‫باشه. نمی‌خوام کارمند‌ها رو ‫بترسونم، ولی تو دفتر یه موش داریم

‫جالبه

‫آره. جو، ازت می‌خوام که به این مسئله رسیدگی کنی

‫فکر کن این مسئله تموم شده

‫- اون موش (جاسوس) تو کدوم بخشه؟ !‫- چی؟ نه

‫این یه موش واقعیه. که توی دفتر منه

‫داری من رو متهم به جاسوسی ‫می‌کنی؟ من هرگز بهت خیانت نمی‌کنم

‫این حرفیه که یه جاسوس می‌زنه

‫چی؟ نه. رفقا، من دارم از یه حیوون حرف می‌زنم

‫ما به یه آفت‌کش لازم داریم

‫گرفتم. این حیوان کثیف و خائن ‫ نباید اجازه‌ی حیات داشته باشه

‫- نه ‫- دیوید

‫اگه می‌خوای کسی به مشکلت رسیدگی کنه

‫با کسی حرف بزن که توی زندان بوده

‫- بس کن ‫- من می‌دونم که چطوری به ‫مسئله‌ی جاسوس رسیدگی کنم

‫جالبه که برای این کار، باید با یه خبرچین کار کنی

!‫بس کن

‫من این مکالمه رو از اول شروع می‌کنم. یه ‫حیوون هست به نام موش، باشه؟

‫یه جونده‌ی کوچک، پشمالو با یه دم، که توی دفتر ‫من داره سریع اینور و اونور میره. من دیدمش

!‫می‌دونی چیه؟ الان شکل اون چیز لعنتی رو رسم می‌کنم

‫ببخشید. متاسفم

‫فقط فکر کردم که منظورم رو واضح و شفاف بگم، باشه؟

‫چون که این موجود چهارتا پا داره

‫بنابراین، آره. میشه لطفا بهش رسیدگی کنی؟

‫و وقتی کارت تموم شد، بهم پیامک ‫بده. من میرم بیرون کار کنم. باشه؟

‫نه اینکه از موش می‌ترسم‌ها

‫نه، فقط... من همیشه می‌خواستم که این ‫کار رو بکنم. فقط می‌خوام بیرون کار کنم

‫چون که امروز... روز خیلی خوبیه. خیلی زیبا است

‫بیرون 32 درجه‌ی سانتی‌گراده

‫من اهل آریزونام، جو. این دما واسه من گرم محسوب نمیشه

‫هفته‌ی پیش تقریبا 29 درجه بود ‫و تو کم مونده بود که بیهوش بشی

‫مجبور شدم کل روز رو پیشونیت لوبیای یخ‌زده بزارم

‫فقط کلک اون موش لعنتی رو بکن، باشه؟

‫این خیلی تحقیر‌آمیزه

‫تنها چیزی که از یه موش‌گیر ‫پایین‌تره، گوینده‌ی اخبار محلی‌ه

‫هر احمقی می‌تونه این کار رو بکنه

‫مخالفم

‫خواه تو یه موش واقعی یا استعاری ‫(جاسوس) رو می‌خوای شکار کنی

‫اصولش یکی هست

‫موش‌ها زیرکن. توی بقا مهارت دارن

‫اونها در پوشش تاریکی حرکت می‌کنن

‫و برای گرفتنشون، باید یه دام بی‌نقص پهن کنی

‫آره. ما بهترین آدم‌ها برای رسیدگی ‫به این ماموریت حساس هستیم

‫بیا خودمون موش رو بگیریم

‫دیوید بهمون گفت که محتاط باشیم. کارمندها ‫نباید ذره‌ای بویی از این ماجرا ببرن

‫همگی، برین بیرون! حالا! علت بیرون !‫رفتنتون هم بهتون گفته نخواهند شد

!‫برین

‫این دیگه چه وضعشه؟

!‫هی، هی، هی آیان

‫چیه؟

‫تو دوباره تهویه هوا رو روشن کردی؟

‫نه، من بهش دست نزدم

‫خب، پس چرا من جریان هوا رو توی اتاق حس می‌کنم؟

‫خب، چون که من برنامه‌ریزی ‫کردم یه جریان ملایم توی اتاق باشه

‫چون که دفترمون از نوع وب 3 هستش

‫قابلیت این رو داره که موارد جزئی‌ای ‫رو توی آب‌وهوای اتاق واسمون تنظیم کنه

‫چطوریه که به این کار تهویه‌ی هوا نمیگی؟

‫خب، چون که من به هیچ طریقی توی تهویه‌ی هوا دست نبردم

‫فقط حرکت هوا رو به یه شیوه‌ی دیگه‌ای انجام دادم

‫می‌تونم برنامه‌ریزی کنم که به نسیم خیلی ‫ملایمی توی اتاق بوزه. از این خوشت میاد؟

‫- نه. اصلا ازش خوشم نمیاد ‫- نظرت راجع به وزش شدید هوا چیه؟

‫دفتر، وزش شدید هوا رو فعال کن

‫در حال فعال‌سازی وزش شدید هوا

‫داری باهام شوخی می‌کنی؟

‫نه، من خیلی ساده دارم سعی ‌می‌کنم ‫یه هر دومون روی یه چیزی توافق کنیم

‫باشه. خب، من نمی‌تونم اینجوری کار کنم

‫خب، منم نمی‌تونم

‫خب، تو که واقعا کار نمی‌کنی، می‌کنی؟

‫من دارم یه بازی رو از صفر ‫می‌سازم، و تو، خودت می‌دونی دیگه

‫ول می‌گردی و توی فضای متاورس واسه خودت حال می‌کنی

‫چون که من کل روز جلوی ‫مانیتور نمی‌شینم و بهش زل نمی‌زنم

‫به این معنی نیست که کار نمی‌کنم

‫من دارم سعی می‌کنم شرکتمون رو به سمت آینده هل بدم

‫و نمی‌تونم این کار رو توی این محیط انجام بدم

‫مغزت نمی‌تونه کار کنه مگر ‫اینکه هوای اینجا به قدری سرد باشه

‫که سرسینه‌های من سیخ وایسن و از سارافونم بزنن بیرون؟

‫چرا داریم راجع به ممه‌های تو ‫حرف می‌زنیم؟ و سارافون دیگه چیه!؟

‫- سارافون دیگه ‫- سارافون؟

!‫سارافون دیگه. سارافون من دیگه

‫- سارافون چیه؟ !‫- سارافون دیگه

‫- من نمی‌دونم که داری از چی حرف می‌زنی !‫- سارافون دیگه

‫آهنگ Say So ‫خواننده Doja Cat

‫دینا

...‫دینا... دینا... دینا... دینا

‫دینا... دینا... دینا

‫دینا... دینا... دینا... دینا... دینا

‫دینا... دینا... دینا

‫- چیه؟ ‫- سلام، میشه پشت من دربیای؟

‫- ما نمی‌تونیم اینجوری کار بکنیم ‫- میشه پشت من دربیای؟

‫- پشت من دربیا. ما نمی‌تونیم اینجوری کار کنیم ‫- من نمی‌تونم اینجوری کار کنم

‫واضحه که ما نمی‌تونیم اینجوری کار کنیم ...‫- ما

‫چجوری کار کنیم؟

‫- خب، منظورم این نسیم هوا است. این نسیم ....‫- آره

‫اون یه نسیم درست کرده

‫و داره کاملا حواس ما رو پرت می‌کنه

‫الان، شما دارین حواس من رو پرت می‌کنین

!‫- بیخیال ‫- دیدی؟ من دارم در مورد همین حرف می‌زنم

‫- نمیشه برای یه بار هم که شده طرف من رو بگیری؟ ‫- نه

‫- هر دومون زن‌ایم. تیم زن‌ها !‫- نمی‌تونی این کار رو بکنی

‫- تو. من ‫- نمی‌تونی داور رو تحت تاثیر بذاری

‫من داور نیستم. باشه؟

‫میشه لطفا دست از سر کچل من بردارین؟

!‫من دارم سعی می‌کنم روی پلی‌پن کار کنم

‫که همون چیزی هستش که شماها ‫باید همین الان روش کار کنین

‫آره

‫آره

‫- آره ‫- این همون... آره

‫آره. منم داشتم همین رو می‌گفتم

‫- باشه. حله. ممنون ‫- منم داشتم سعی می‌کردم همین رو بگم

‫- ممنون. ببخشید مزاحم شدیم ‫- ممنون، دینا

‫- خب، این واضحه که هیچ نتیجه‌ای نداشت ‫- درسته، واضحه

‫بنابراین، نسیم ملایم می‌مونه

‫باشه، نسیم ملایم مسخره‌ات رو نگه دار

‫دفتر، نور چراغ‌ها رو بیار روی 70 درصد

‫در حال کاهش نور

‫وایسا. این دیگه چیه؟

‫نور روشن باعث میشه که به ‫سختی کدهای روی مانیتور رو بخونم

...‫پاپی

‫چراغ‌ها طوری برنامه‌ریزی شدن که ‫با ریتم‌های شبانه روزی ما منطبق باشند

‫ما باید خودمون رو با میزان نور طبیعی بیرون هماهنگ کنیم

‫در نتیجه، من طوری مهندسی ‫کردم که چراغ‌ها مسیر خورشید رو

‫در هر روز دنبال و شبیه‌سازی کنن

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left