Die ersten 200 Zeilen.
کاری از شهریار
فرهنگ مشرق زمین FARHANGE MASHREGH ZAMEEN تقدیم میکند
" در وجودتان زندگی تا کی هست ؟ "
" آنقدر که جون داری "
" کار قاتل رو تموم کن "
"ترسیدن ممنوعه "
" اونهایی که ترسیدند...... یعنی مرده اند "
" اونهایی که ترسیدند...... یعنی مرده اند "
" دو ضربدر سه؟ ...فراموش کردم ."
" صدای قلبم رو گوش کن "
" صدای قلبم رو گوش کن "
" وقتی که مردی "
" صدای قلبم رو گوش کن "
" ترسیدن ممنوعه "
" کمی بفهم و بدون ای دوست "
" ترسیدن ممنوعه "
" اونهایی که ترسیدن .....دیگه مرده اند "
" اونهایی که ترسیدن .....دیگه مرده اند "
" اونهایی که ترسیدن .....دیگه مرده اند "
" زندگی کن برای مرگ "
" ببین و تماشا کن "
" تو تکالیف مدرسه ات "رو انجام ندادی.. حتی امروز
"هیچوقت هرگز " هرگز هیچوقت" نترس
" صدای قلبمو گوش کن "
" ترسیدن ممنوعه "
" کمی بفهم و بدون ای دوست "
" یعنی چی؟ چرا حرف بی معنی میزنی"
" اون فقط از ما میترسه "
" اونهایی که ترسیدند...... یعنی مرده اند "
" اونهایی که ترسیدن .....دیگه مرده اند "
" ایست.... حرکت"
" کمی بفهم و بدون ای دوست "
" ممکنه تو یک سفر خوبی داشته باشی "
"دو سه تا..؟باز فراموش کردم"
"ترسیدن ممنوع است" کارگردان رام گوپال ورما
ویکاس تو گفتی هنوز دختری رو نپسندیدی ؟
و چی فکر میکنی اون تو رو پسندیده ؟
به فکر امتحاناتت هستی ؟
از تو بهتر می دونم که امتحانت رو چه جوری دادی
تو از روی برگه اون کپی میکردی؟ چرا؟
اوه نه نه اون خانمی که امتحان میگرفت برگه امتحان رو خوند وقتی تموم شد
پس کپی اون نیست؟؟ من داشتم نگاهتون میکردم
وقتی اون برگه سوالات رو گرفت تو کلاس کمتر و تو دستشویی بیشتر بود
در واقع, سوالات بیشتر در مورد کلاس بود
ولی جوابها همه توی دستشویی بودند
...... ببخشید
چی رو ؟
پس تو تقلب کردی ؟ آره من تقلب کردم
اما فراموش کردم به تو بگم لطفا به مدیر نگی
حالا چی شده؟اینجوری نگاهم نکن
! منو رو میترسونی .. خودت میدونی
دوست دیگه شوخی نکن اون یه چاقو دستشه
نه بابا ویکی فقط سیب رو میخواد ببره
من حتی میتونم گلو .. رو هم ببرم چون خیلی ناشی هستم
ویکاس . چرا به این حرفها اهمیت میدی؟
! اوه ..... نه این اصلا از این حرفها نمیزنه
اوه آره . حتی سومان گوش میده به شورتی به همون اندازه که ویکاس گوش میده
چرا شماها پای منو این وسط میاری ما معمولا از کارهای ویکاس خسته میشیم
چی شد؟
چی شد؟
چرا ماشینو نگه داشتی؟ الان می بینم چی شد
چرخ ماشین پنچر شد
همه بیایید بیرون باید چرخ ماشین رو عوض کنم
رفیق چقدر این بیرون سرده
من نمیتونم تو این سرما کاری بکنم.. رومی
از ویکاس بپرس چه چیزهایی نیاز داره
ویکاس پیاده میشی تا مشکل رو حل کنیم؟
خیلی سرده .. اینطور نیست؟ اما من عاشق سرما هستم
اینها چی هستند چقدر وسیله اینجا هست
چقدر طول میکشه درست کنی ماشین رو ؟ من تو یکساعت درستش می کنم
یک ساعت ...؟ منظورت چیه توی یکساعت ؟
تو ساکت
این همه زمان برای تعوض کردن تایر ماشین ؟ تو ساکت باش وگرنه خیلی میزنمت
حالا داره سردتر میشه مگه نه ؟ سرما؟
من یک ژاگت همراهم هست..و اونو میخوای آره
رفیق من گرسنه ام شده یک ساندویچ بهم بده
یک ساندویچ بهم بده ساندویچ رو ول کن
یک ساندویچ بهم بده فاستو ساندویچ میخواد
فراموش کردی من یک ساندویچ خواستم_ تو هم جک ماشین رو پیدا کردی؟
من دارم اینجا رو نگاه میکنم هیچ کس اهمیت به من نمیده
فاستو ساکت شو میزنمت ها
اونجا رو درست نگاه کن اینجا نیستش
خوب اونجا رو ببین اینجا نیستش دوست
اونور رو ببین.. کجا؟ زیر لوازم؟؟
آره زیر لوازم رو ببین ویکاس کمی اونور برو ببینیم جک اونجاست
صورتم رو چرا نگاه میکنی ؟ اونجا رو ببین
جک باید اونجا بود همراه ساندویچ ها
حوصله ام رو سر بردی, اصلا" رستوران بسته هست, فاستو بیا بشین
تو فعلا دنبال جک ماشین بگرد دارم میگردم
من اینجا گذاشته بودم ....کجاست؟
این مسیر میون بر رو کی نظر داده بود بیاییم
من .. مگه چیه
اون گفت دو .. سه ساعت جلو میافتیم
اما من فکر نمی کنم ما بتونیم قبل از طلوع آفتاب از اینجا خارج بشیم
فکرشو نکنید بچه ها بزودی ماشینی میاد و ما رو به گوا میرسونه
اونوقت کمکمون میکنن دوستان
اونها اگه عقل داشته باشن که از این سمت نمیان
ساکت باش
چی شد؟جک رو فراموش کردی ..؟ آره رفیق
من اصرار داشتم که با پرواز بیاییم
چه نیازی بود که ما با ماشین گوا بریم؟
من حتی نمیخواستم با شما بیام ولی حالا که با شما گیر افتادم
دیگه کافیه . حالا کسی کاری نداره و چیزی نشده فهمیدی؟
این خیلی حرف .. میزنه پدر مادرم فردا بر میگردند
اگر بر نگشته باشم اونوقت ..... این سفر به گوا نظر کی بود.. سفر به گوا ؟
این بود چی؟
نه من
واقعا متاسفم، بچه ها. همه چی قاطی شده
شده... من میگم نشده شده بابا
همراه من بیا ... کجا بابا ؟
اون نور رو اونجا میبینی؟ کجا؟
بالای اونجا اوه آره
احتمالا کسانی اونجا هستند پس میریم و یک نگاهه میکنیم
باشه میریم و یک نگاهی میکنیم کی ممکنه اینجا اونم وسط جنگل باشه
به هر حال کسی هست که حتما" تلفن هم داره
تو این جنگل اصلا اثری از آدم نیست تلفن باشه؟؟؟
من فکر می کنم ما بهتر باشه اینجا بمونیم
احمقانه کاری نکنیم
بیا ویکاس. - بیا بریم . اوه .. نه ونه
بیا
اجازه بده بریم داخل ... خانم
اجازه بدید اینجا همه چیز پوسیده هست
زود باش ویکاس من با شماها نمیام
ویکاس بیا من حالم خوبه و جایی نمیام
دیوونه...
ما همه دوستت هستیم رفیق
میدونم... - خیلی خوب بابا منم این در رو میبندم
ما باید اینو بفرستیم به دیوونه خونه
چرا خلق و خویمون رو خراب کنیم ولش کن
اینجا ببر هم هست ؟ البته
اگر اومدند هم ازشون میپرسیم غذا خوردند؟
هی دوستان
چی شده ؟
گوش کن _ چی ؟
یک موش تو این جنگل هست شیر و ببر رو فراموش کنید
بیا مورتی بیا زود تر
خیلی خوب شما مستقیم برید من تو ماشین کار دارم
چی شده ؟ دو دقیقه ای من میرم ژاکتم رو بیارم
اما من پوشیدمش _ این نه یکی دیگه ژاکت مهناز
آره برای من آورده بود
فراموشش کن اجازه بده بریم
من نمی فهمم مگه چند تا ژاکت همراهشه ؟
وااوو
عجب جایی.. کی اینجا زندگی میکنه ؟
اینجا تلفن و اینترنت هم هست منطقه بزگ و خوبی هست
بیایید بریم بیایید بریم اجازه بده ببینم
اونجا چراغ هم روشنه. پس حتما بعضی ها اینجا هستند
حتما چیز هایی که لازم داریم رو پیدا میکنیم
بیا بریم . بیا بریم واوو
یک خونه خالی هستش
شکل خونه که خنده داره اینجا کجاست ما پیدا کردیم ؟
اینجا تلفنی من نمی بینم صبر کنید دوستان
جای خیلی جالبیه
حالا که اینجاییم اجازه بدید ببینیم اونجا کی چراغ رو روشن کرده
شورتی نظر تو چی هست؟
فقط این مکان رو ببینید .. جالبه
تو ببین چراغ رو کی روشن کرده؟
شما هم اون صدا رو شنیدید ؟؟؟
یک دقیقه ...رومی .. مهناز
شماها دیگه شورش رو در آوردید
اونها ترسیدندن.. صورتش رو نگاه کن برق میزنه
فراموشش کن صورت خوت رو ببین میخوای مثل تو احمق باشم ؟
مگه اینجا کسی هست که اون فانوس رو روشن کرده ؟
پس کی فانوس رو روشن کرده؟ ولش کن حتما کسی اونجا هست
فکر میکنید الان کسی برامون یک چای گرم گرم درست کرده؟
اینجا که خیلی سرده شما نمیتونید کاری بکنین ؟؟
! البته من برات بخاری برقی روشن میکنم
بچه ها بیایید با هم یک آتشی اینجا روشن کنیم
آره واقعا... سرده پس بیایید دوستان آتش روشن کنیم
....ما اومدیم شما رو بترسونیم
از باد لا درختها مهناز حسابی ترسید و رفت بالای یک درخت
احمق . نادون
ممکنه الان چیزی بگم...من کمی استراحت کنم..دوستان
یه دقیقه یه دقیقه....چرا مثل فیلم های هندی آواز نخونیم ؟؟؟
خیلی خوب چرا بیهوده وقت تلف میکنین؟
بی معنیه که ما مثل احمقها اینجا بخواییم آواز بخونیم
اون راست میگه خیلی کسل کننده میشه من یک نظری دارم
چی؟؟ چطوره کریکت بازی کنیم؟؟
چی؟
کریکت نه _فوتبال
رومی ؟
تو تاریکی ؟
دکتر . دکتر بازی رو یخ
واترپولو
نه نظر اصلی منه ...راست می گم
شوروتی یادت هست اون داستانی که چند روز برام گفتی در مورد یک زوج بود؟
یه داستان؟؟.راجب یک پیر مرد
در مورد یک پیر مرد بود؟ در باره چی؟
وقتی تو و روهیت رفته بودید گوا:گوا
گوا : اون پیر مرد رو اونجا دیده بودی
! پیر مرد تو گوا !! گوا
اوه آره روهیت یادم اومد رفته بودم گوا ا
ماشینت خراب شده بود و اون پیر مرد رو دیدی؟
ما جک داشتیم ولی تایر یدکی نداشتیم
دیدید بچه ها جک و روهیت و شوروتی یه مثلث عاشقانه
....اتفاقی به یک گاراژهم در نزدیکی اونجا بود
و اون پیر مرد صاحب اونجا بود
آره.. درسته تعمیرگاه مال اون بود
اون برامون یک داستان قدیمی تعریف کرددر مورد آنجلی و کاران
یک داستان عشقی؟؟ داستان عشقی نبود
No comments yet. Be the first to leave one.