Die ersten 200 Zeilen.
"این فیلم بر اساس داستان واقعی زندگی شاعر یون دونگ جو ساخته شده است" " ممکن است برخی از صحنه های فیلم با واقعیت تاریخی متفاوت ساخته شده باشد"
کارگردان : لی جون ایک
...♥کانگ ها نئول ♥ ... ...♥ پارک جونگ مین ♥...
Dongju: The Portrait of a Poet دونگ جو : تصویر یک شاعر 2016
1943ژاپن
متولد روستای میونگ دونگ، استان جیلین
درسته ؟
بله
دانشجوی ادبیات دانشگاه دوشی شا
هیرانوما دوجو
به آموختن مفاهیم ملت پرستی در کره از زمان کودکی متهم شده
و علاقمند به مطالعه مقالات ایدئولوژیک
احساس میهن پرستی به کره در قلب خودش داره
...و اجتماعات دانشجویی در کیوتو رو
با سونگ مونگ گیو سازماندهی میکرده
تو هم با جنبشهای استقلال طلبانه اون در ارتباط بودی؟
چی؟
متوجه نمیشم
...طراحی نقشه حمله مسلحانه
ایده تو بود؟
یا ایده سونگ بود؟
حتی ایده چنین چیزی در زمان جنگ،خیانت محسوب میشه
نمیدونم درباره چی حرف میزنین
این یه خیانته ولی تو فقط دو ساله اینجایی؟
چند وقته که مونگ گیو رو میشناسی؟
جوابمو بده
منطقه ما بخاطر ایمانشون از طرف ژاپن تحت فشار بیشتری بوده
...اگه ما مدرسه مذهبی رو به مدرسه عمومی تبدیل کنیم
دیگه کی میتونه در امان بمونه؟
حزب کمونیست؟
نمیتونیم مدرسه مون رو اینطوری بدیم
دست حزب کمونیست، تو این طور فکر نمیکنی؟
مگه کمونیسم چشه ؟
مشکلش چیه ژاپنیا دارن سعی میکنن که تو کلیسا ها هم دخالت کنن
شوهر خواهر داری میگی باید همینطوری بمونیم و بزاریم اینا مدارس رو دستشون بگیرن؟
الان کلیسا نمیتونه ازمون محافظت کنه
ژاپنی ها حتی از امریکا هم نمیترسن
هی ، دونگ جو
ایمان اینقدر مهمه ؟
تنها چیزی که مردم نیاز دارن اینه که بدون اختلاف طبقاتی و تبعیض زندگی کنن
شبیه کمونیستا حرف میزنی
مساوات و برابری چی میشه پس؟
این کار واسه این نیست که همه چیزمون رو نابود کنن؟
...پدر و من
شاید نتونیم اینجوری کامل فقط به ایمان تکیه کنیم
میخوان مدرسه مذهبیمون رو بگیرن تا روحمون رو نابود کنن
همش به لطف آموزشهای مذهبیه که تو روستای ما خیلی زیاد انجام میشه
باشه ، پس تو همینطوری به کار خودت برس
تو خیلی زیادی تو این ماجرا غرق نشدی؟
خلاص شدن از آموزشهای مذهبی به معنی خلاصی از ایمانه
!گوش بدید
الان رو زمین کی وایستادی؟
چرا ما داریم توگاندو زندگی میکنیم؟
!چون که الان تو کشور ما ، قدرت دست ژاپنه
و ما هم تحمل دیدنش رو نداشتیم، جز اینه ؟
...بعد از درگیری گیونگ سان لی
و بعد از اینکه ارتش مستقل رفت ...چقدر از مردم با اسلحه و
...چاقوی سربازهای ژاپنی
و یا با ضربات تبر و کلنگ ملاک های چینی ، مردن؟
تا کِی؟
تا کی باید مورد ظلم قرار بگیریم؟
...اون داره چه غلطی
اگه دنبال ایمان و دین هستین همون عبادت توی کلیسا براتون کافیه دیگه
!مونگ گیو
...ولی برای مدارس بنظرم باید از
شیوه جدیدی که همه مردم رو با مساوات ، متحد میکنه استفاده کنیم
این سخنرانی یه دفعه ای جلوی این همه آدم چی بود؟
!میدونی دنیا عوض شده
ممکنه دنیا عوض بشه ، ولی ایمان تغییر نمیکنه
!تو احمق عوضی
!هی ، دونگ جو
میخوام یه چیزی نشونت بدم
چی؟
با احترام بگو ،داداش لطفا نشونم بده - چیه ؟-
"بگو " لطفا داداش
!چی میگی
!عجب حرومزاده لجبازیه
بیا ایناهاش
!کتاب شعر از استاد جونگ جی یونگ
از کجا آوردیش؟
از معلم مدرسه میونگ دونگ خواستم برام بیارتش
میدونم عاشق شعر هستی
!واقعا دلم میخواست اینو داشته باشم
...اینقدر خوشحالی ؟ این عوضیو ببین
!مونگ گیو
کجایی؟
!اَه ، ترسوندیم
همه روستا دارن درباره تو حرف میزنن
بایدم حرف بزنن
با سخنرانیم عصبانیشون کردم
موضوع این نیست
!تو برنده جایزه ادبیات بهار شدی
!چی میگی تو
شوخی میکنی ؟- جدی میگم -
واقعا ؟
دروغ نمیگی ؟- !نه -
آخه چطوری ممکنه ؟
دونگ جو! باورت میشه ؟
نمیدونستم که نویسندگی میکنه
دیدم خیلی کتاب میخونه ولی ندیدم چیزی بنویسه
این سوپ رو ببر برای پدربزرگ
!چه افتخار بزرگی
بهترین نویسنده کره ، رو خیلی سخت انتخاب میکنن
منتخب روزنامه دونگ آ مونگ گیو ما ، موفق شده
این واقعا شگفت انگیزه
بفرمایین سوپ
هی ، مونگ گیو- بله ، پدر؟-
چطوری این کارو کردی؟ نویسنده سونگ
اینطوری صدام نکنین ، اینا رو ننوشتم که یه نویسنده بشم
دروغ میگی
...گمونم اگه میخواستی نویسنده بشی
احتمالا به مقام استادی میرسیدی؟
حالا که همه اینجان
اینو یه بار دیگه هم بخونش
بزار بخونه
"عنوان :"قاشق مست
خانوادمون جز گرسنگی کشیدن چاره ای نداشت
همه چیزمون رو گرو گذاشته بودیم
چیز دیگه ای باقی نمونده بود که بدیم
" عزیزم ، برو و یه کاری پیدا کن "
تمومش کن
این همه غذا روی میز پس چیه ؟
اینا قاشقای مستن - لطفا ، تمومش کن -
کاریش نداشته باشین
برنده روزنامه دونگ آ از خانواده سونگه
این چیزیه که میشه بهش مباهات کرد
برادر شما هم دیگه ، تموش کنین ، لطفا
!شما خودتون با نویسنده شدن دونگ جو مخالفین
...اگه اون اونقدر خوب بود که برنده مسابقه میشد
چرا من باید مخالفت میکردم؟
بیاین دعا کنیم
...ای خداوند قادر مطلق
...از غذای ارزشمندی که به ما ارزانی داشتی
و بخاطر اینکه ما رو با خبرهای خوش مورد مرحمت قرار دادی ، سپاسگذاریم
گمونم خدا خیلی بهمون آسون میگیره
خیلی ما رو تو حسرت نمیزاره
...پس برای تو
برنده مسابقه شدن ، اینقدر آسون بود؟
اوه ، بس کن
خودتو واسه همچین چیزی اذیت نکن
این یه مسابقه کوچیک بود و همه چی اتفاقی بود
ولی به راحتی فراموش میشه میدونی که چی میگم
خودتو اذیت نکن، راحت بخواب
به دونگ جو چی گفتی؟
چیزی نگفتم ، چطور؟
حواست باشه ناراحتش نکنی
نگران نباش مادر، خودم میدونم
شب بخیر ،مادر
شب بخیر - خوب بخوابین-
!وای ، خدا
نویسنده سونگ ، داری مطالعه میکنی؟
نه، لطفا برید بخوابید
من برای حمایت از تو هر کاری لازم باشه میکنم
پس تا جایی که دلت میخواد درس بخون
بله ، شبتون بخیر پدر
!هی ، هی ، وایسا
من وقتی از تحصیل تو خارج برگشتم
فکر میکردم دنیا زیرپای منه
...احتمالا میدونی
که منم وقتی جوون بودم ، خوش تیپ و قیافه بودم
همه خانواده ها میخواستن که من دامادشون بشم
...اون وقت
....زن دایی ت این خانواده
رو برای ازدواج من معرفی کرد
خوش قیافگی واقعا دردسره
خوب درس خوندن هم دردسره
و الان پسرم اینقدر موفقه
خوابیدی؟
مونگ گیو ،حواست باشه چی مینویسی میتونه به روحت صدمه بزنه
حواست باشه چی میخونی
دونگ جو ،خوابیدی؟
این کتاب شعر بک سوکه
از کشیش قرض گرفتمش
یادم رفته بود بهت بدمش
زود ازش رو نویسی کن تا برش گردونم
فایده اینکه فقط شعر بنویسی چیه ؟
باید منتشرشون کنی
چطور میتونم این کارو بکنم وقتی حتی نمیتونم یه مسابقه رو ببرم
میخوای همینطوری ولشون کنی؟
دونگ جو، به من گوش کن
یه مدتیه تو فکرمه
نظرت چیه یه مجله ادبی راه بندازیم
و اشعارت رو چاپ کنیم؟
بیا مثل "سام چولی" مجله خودمونو داشته باشیم
مجله؟
عوضیو، الان داره بهم نگاه میکنه
...آره ! تو شعر مینویسی
و من مقاله مینویسم
نظرت چیه ؟
" میوندونگ تازه؟"
من و مونگ گیو یه مجله دانشجویی درست کردیم
استادمون این اسم " میوندونگ جدید" رو پیشنهاد داد
دونگ جو ، گوش کن
...اگه بری دانشکده پزشکی و دکتر بشی
به همه اونایی فکر کن که میتونی جونشون رو نجات بدی
این خیلی بهتر از این یکی دو خط نوشتن نیست؟
به عنوان یه نویسنده، تهش بخوای بشی گزارشگر یه روزنامه
پدر
...حتی یه فارغ التحصیل علوم انسانی
هم میتونه شغل خوبی پیدا کنه
No comments yet. Be the first to leave one.