The Affair

The Affair (情炎)

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

Joen AKA The Affair 1967 DVDRip
Ein Kommentar von 9B0DY
DVDRip

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Veröffentlicht am: 2022-11-18
Downloads: 40
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫ رابطه

‫ فکر نمی‌کردم تو رو اینجا ببینم.

‫ فکر می‌کرم از شعر گفتن کشیدی کنار.

‫ خب، من بیشتر از پنج ساله، ‫تو جلسه‌ای شرکت نکردم.

‫ نه از وقتی ازدواج کردم.

‫ شوهرت از شعر بدش میاد؟

‫ نه، هیچ وقت بهم نگفته بدش میاد.

‫ یا حداقل اعتراف نکرده بدش میاد.

‫ احساسشو درک میکنم.

‫ این روزها فقط پیرمردهای ضعیف و ‫از کار افتاده، شعر رسمی مینویسن.

‫ اون موقع چنین احساسی داشتم.

‫ مثل قناری بودم که صداشو از دست داده بود.

‫ الان یه هویی دوباره مشتاق شدم.

‫ چرا اینجوری شد؟

‫ والا...

‫آخرین بار تو مراسم خاک سپاری مادرت، ‫همو دیدیم، درسته؟

‫آره.

‫یه سال پیش؟

‫آره. اولین مراسم یادبود سالانه‌ـش، ‫تو ماه فوریه بود.

‫فوریه؟

‫پس حتماً وقتی مُرده، ‫هوا سرد بوده.

‫درسته...

‫تو تشبیع جنازش، ‫یکم برف اومده بود.

‫ انگاری هر سنگ، چهره متمایزی داره.

‫ آره، همینطوره.

‫ خیلی متنوع تر از چهره‌ی آدما هستن.

‫ یه چهره‌ای خاموش که ‫همه حرفاشو با یه نگاه میزنه.

‫ چایی آمادست.

‫ داخل بخوریم؟>

‫ نه، بیرون بهتره.

‫ تشنمه، آبجو رو ترجیح میدم. - ‫بله قربان. -

‫ مامانت از مشروب خوشش میومد، ‫مگه نه؟

‫ هیچ وقت در حضور من، ‫مشروب نمیخورد.

‫ احتمالاً می‌ترسید.

‫ اغلب با حالت مستی خونه میومد و ‫سعی میکرد خودشو هوشیار جلوه بده.

‫ فکر کنم وقتی کامیون بهش زد هم ‫مست بود.

‫ معشوقه‌ی مادر، ‫نوشته شده توسط میتسوهارو نوتو

‫باید باهاتون حرف بزنم.

‫من دختر شیگکو مومویی هستم.

‫شما باید اوریکو باشید.

‫چیکار می‌تونم براتون کنم؟

‫درباره‌ی مادرمه.

‫همین نزدیکیا زندگی میکنم. ‫می‌تونیم تو خونه‌ـم حرف بزنیم.

‫بهتر از خیابون هستش.

‫خواهش میکنم، دیگه نمیخوام مادرمو ببینید.

‫کاری که انجام میده، ‫نفرت انگیز و نامناسب هستش.

‫ازتون میخوام تنهاش بزارید.

‫این روزها روش‌های مختلفی برای ‫فرزند سالاری وجود داره.

‫میدونم منظورتون چیه.

‫پس ولش می‌کنید؟

‫نمی‌دونم.

‫از دید یه دختر، ‫این ممکنه بی رحمانه به نظر بیاد،

‫ولی این موضوع باید بین ما دو نفر بمونه.

‫نمی‌تونم قول بدم از پیش مادرتون برم.

‫اوریکو، تویی؟ ‫برگشتی؟

‫ترسوندیم.

‫مگه الان صدامو نشنیدی؟

‫شام حاضره.

‫ماهی هنوز درست نشده.

‫خیلی تو جوشوندن مهارت ندارم.

‫آخه صبر و حوصله هم ندارم.

‫میشه خودت درستش کنی؟

‫یه کلام بگو از بوش بدت میاد.

‫دوست نداری بوش رو لباسات بشینه. ‫دلیلش همینه.

‫و البته معشوقه‌ـتم خوشش نمیاد.

‫اوریکو، از این حرفا ‫میخوای به چی برسی؟

‫امروز با میتسوهارا صحبت کردم.

‫صحبت کردی؟ ‫خودش اومد ببینت؟

‫نه، من رفتم دیدنش.

‫چرا این کارو کردی؟

‫ازش خواستم دیگه تو رو نبینه.

‫و اون چی گفت؟

‫یه مزخرفاتی در مورد فرزند سالاری گفت.

‫چرا میخندی؟

‫بهت برنخوره، ‫ولی اخلاقش اینجوریه.

‫آدم شوخ طبعیه و ‫دوست داره ملت رو مسخره کنه.

‫مادر.

‫چرا سرم داد می زدی؟

‫مگه گوشام سنگینه؟

‫مادر، تا حالا یه بار هم، ‫موقعیت منو در نظر گرفتی؟

‫معلومه.

‫خودم تنهایی از وقتی پدرت مُرد، ‫بزرگت کردم.

‫منظورم این نیستش.

‫این کاریه که هر مادری میکنه.

‫میدونم می‌خوای منو تحقیر کنی.

‫سرزنشت نمی‌کنم.

‫آره، بی توجه بودم. ‫ترسی از گفتنش ندارم.

‫حرفامو نپیچون.

‫نمیخواد از آب گل آلود، ماهی بگیری.

‫اینا رو میدونم، ‫چون به خودت رفتم.

‫مادر اغلب میومد اینجا؟

‫نه، فقط دو یا سه بار.

‫هیچ شب رو نمی‌موند.

‫شعرهاشو می‌خوندی؟

‫یکیشونو یادمه.

‫ برگهای پاییز، آغشته به شعله زندگی من، یک گذشته تابستانی

‫ قبل از آمدن زمستان یخ زده بگذار من شعله ور شوم.

‫مادرت با خودش صادق بود.

‫اون پاک بود.

‫میتسوهارو...

‫چرا مادرمو ترک کردی؟

‫من نکردم. اون کرد.

‫باور نمیشه اون این کارو کرده باشه.

‫احتمالاً فکر می‌کرد فاصله‌ی سنیمون ‫خیلی زیاده، برای همین.

‫دیگه بعدش حاضر نشد منو ببینه.

‫چرا هیچ وقت نرفتی ببینیش؟

‫مگه خودت نگفتی نرم؟

‫اگه نمیزاشتی اینقدر راحت از دستت لیز بخوره،

‫شاید با این فِلاکت نمی‌مُرد.

‫نه، تو رو مقصر نمیدونم.

‫این اواخر، تازه دارم ‫مالیخولیاشو درک میکنم.

‫با شوهرت کنار نمیای؟

‫از کجا میدونی؟

‫آخه یدفعه اومدی اینجا و ‫سفره‌ی دلتو در مورد مادرت پیشم باز کردی.

‫به این میگن یه نشونه‌ی کلاسیک.

‫بچه ندارید؟

‫دو سال پیش یکی داشتم.

‫اما سر زا رفت.

‫فکر کنم سوالم بی معنی بود.

‫میتسوهارا، چرا هیچ وقت ازدواج نکردی؟

‫وقتی تو ازدواج کردی، ‫دیگه زنی برام باقی نمونده بود.

‫اینقدر شوخی نکن.

‫بی شوخی میگم.

‫به خاطر ارتباطی که با مادرت داشتی،

‫هیچ وقت جرات نکردم ازت بپرسم ‫باهام ازدواج میکنی یا نه.

‫البته مادرت گفت جراتشو داشته باشم.

‫ولی هیچ وقت نتونستم.

‫نباید جا بخورم.

‫آزرده خاطرت کردم؟

‫نه.

‫باید برم.

‫لطفاً از مادرم، ‫خاطره‌های خوب تو یادت نگه دار.

‫ یوکو همین الان برگشت.

‫ لطفاً گوشی دستت.

‫ سلام خواهر. ‫اتفاقی تو شهر، شوهرتو دیدم.

‫ امشب بازم خونه نمیاد.

‫ممنون که بهم گفتی.

‫ میخوای بیای؟ ‫قراره یه مهمونی برگزار کنیم.

‫نه، ممنون.

‫ خیلی زندگی رو سخت میگیری. ‫برای خودت یه مرد دیگه پیدا کن.

‫ اینجوری ممکنه برادرم از گمراهی دور بشه.

‫ من تنها زن میون این همه مرد هستم.

‫ تو هم بیا دیگه.

‫نه، نمی‌تونم. ‫بیام هم جشنتون رو خراب میکنم.

‫ واقعاً که شورشو درآوردی.

‫میای پیشمون؟ ‫برای حواس پرتی خوبه.

‫من که نمیتونم اینجوری برقصم.

‫زودی یاد میگیری.

‫فقط ریتم رو دنبال کن.

‫بیا دیگه، ‫بهت یاد میدم.

‫مراقب این بابا باش. ‫لقبش عاشق پیشه بیوه‌ها هستش.

‫من که هنوز بیوه نشدم.

‫بعید هم نیست بشی.

‫برادرت قطعاً یه احمق هستش.

‫اون خیلی قشنگه.

‫برو چندش خان.

‫خواهر حواستو جمع کن.

‫این از اون مارموز ها هستش.

‫ واقعاً؟ آخه اینجوری به نظر نمیاد.

‫قربون این همه اعتمادت به ما.

‫تو هم بهمون ملحق شو.

‫هنوز خیلی زوده بری بخوابی.

‫اگه بری بخوابی، ‫کُل شب اینجا میرقصیم.

‫اتفاقاً منم می‌خواستم ببینمت.

‫فکر کردم شاید نخوای منو ببینی.

‫نه، برای چی نباید بخوام ببینمت؟

‫خوبه که فهمیدم. - ‫ولی ازدواج بدون عشق، یه گناه هستش. -

‫من که تحملشو ندارم.

‫پس میگی دوست داره؟ - ‫آره، تمام چیزی هم که ازم میخواد، عشق منه. -

‫و منم فقط عشق اونو میخوام.

‫موقعیت اجتماعی و ثروتش، ‫فقط یه مانع هستش.

‫تو در جایگاهی نیستی که منو متهم کنی.

‫میدونم برای چی اومدی اینجا منو ببینی.

‫میخوای ولش کنم، ‫مگه نه؟

‫اگه به خاطر این بود، ‫اصلاً نمیومدم.

‫پس می‌خواستی ببینی چه سلیته‌ای هستم؟

‫آره، اینم یه بخشیشه.

‫ولی ظاهراً خیلی از اونی که انتظار داشتم، ‫بهتر هستی.

‫ممنون بابت تعریفت.

‫یه لطفی ازت میخوام.

‫بگو، تعارف نکن.

‫میشه از فوروهاتا بپرسی ازم طلاق بگیره؟

‫با این وضع، فقط به همدیگه آسیب میزنیم.

‫ حسودی می‌کنی؟

‫ نه. - ‫واقعاً؟ -

‫ شاید برای همینه فکر میکنه من آدم سنگدلی هستم.

‫ همینم نشون میده چقدر از هم، ‫فاصله گرفتیم.

‫ عمراً بهش بگم.

‫ چجوری میتونم چنین حرف ‫شرم آوری رو بهش بزنم؟

‫اینجا چیکار میکنی؟

‫کارت خنده دار نیست.

‫چقدر حال میده.

‫بزن بریم.

‫سردشون نمیشه؟

‫نه بابا.

‫یوکو، کجا میری؟

‫ مادرت تو دنیایی با چنین پاکی زندگی میکرد،

‫ مردی مثل من، ‫هرگز نمیتونه چنین دنیایی رو تصور کنه.

The Affair subtitles in other languages

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left