Die ersten 200 Zeilen.
.آره
چي تو ذهنم بود که دستمو بلند کردم؟
،به هرحال
.وقته صبحانه است
.تو برو - .مزخرف نگو -
.زودباش
دادن يه نامه، به روزنامه، مي تونه يه ايده باشه؟
همون موقعي که به فارنوم پيشنهاد ميدم؟
.بله - ،مارشال همگان پسند و مورد تاييده -
.شايد يه کم دست و پاشونو ببنده
.ديدگاه عالي ايه - ...شن روان لعنتي -
چيزيه که موقعيت اين عاليجنابان .بايد بهش برسه
.آره، همينطوره
،اين همش واسه تو يه داد و فرياده بهرحال، نه، سول؟
.نه، نيست - .يا عيسي مسيح -
.صبحانه آماده است، آقايون - .شهردار -
از اون جا که ماليات بر کسب و کارها ،صرف عموم ميشه
من روي پيشنهاد يه درمانگاه ثابت و .يه زباله دوني براي کمپ کارکردم
...اولين استفاده عمومي
.پرداخت رشوه ها به مجلس قانونگذاريه
.نماينده شون داره مياد
.خوب، اگه چيزي هم باقيمونده باشه - ،چرا، آقاي بالوک -
بنظر مياد ميخواين .گردن منو فشار بدين
،ايده هاتو ارائه بده، بالوک، و هرطور باشه
.تحت تامل قرار ميدمشون
هميشه خوشحال ميشم که نظرات .مقام عاليرتبه ي بهداشت کمپ رو بشنوم
.اول اون طرح رو بده به اون روزنامه لعنتي
.خواهش ميکنم، به راهت ادامه بده
.آشغال
...ولي، خداي بزرگ
نزديک در جلوييه کافه چيکار ميکنه؟
.اون ممه ليس
!واوو، واوو، واوو، واوو
.همون گوري که هستي وايستا، آقاي وو - .سوئجن -
،آره، خب، من آقاي «سوئنجن» رو ميارم
...اما اول، تو بايد گمشي بيرون
.و بعدش از در پشتي بياي تو - .سوئنجن -
!آآه، نچ، نه !نه
.نه، فعلا بسته ايم .ليسيدن باشه واسه بعد
!ما اينجا يه مشکلي داريم، ال
.از در جلوييه لعنتي اومده
.بيارش بالا
ميخواي ببرمش بيرون و از در پشتي بيارمش؟
.بردار بيارش بالا
.بيا، آقاي وو .زودباش
بنشونش رو صندلي و .برو بيرون، جاني
.بشين
!بشين .نميشينه
.برو بيرون - .بله، آقا -
جريان چيه، وو؟
فکر ميکني بايد بازش کنم؟
.مطمئنم اين چيزيه که ال هم ميخواد
.شهردار
...آگوست آغاز مديريت منه
...اونوقت بيرون در يه کافه گير کردم
.کنار يه ممه ليسه منحط
-حالا، اين - اين اين يکي از آدماي توئه، ها؟
-اوه، اين اين همونه که مرده؟
.و اين دو تا
!عوضي
.آره، خوشحالم که اون کلمه ي لعنتيو يادت دادم
اينا سفيدپوستن، ها؟
!سفيدپوست آشغال
،اون دوتا سفيدپوست آشغال ...اونو کشتن
و موادي که داشته واسه تو مياورده .رو دزديدن
!سفيدپوست آشغال .تو، سوئنجن
اون مواد لعنتي که قرار بود به من بفروشي؟
.سفيدپوست آشغال
اين دوتا سفيدپوست آشغال؟ کدوم خري اينکارو کرده؟
کي؟ - !کي، چينيه لعنتيه احمق؟ -
!وو؟ - !کي؟ -
!کي- کي اون داروي لعنتيو دزديد؟
!آشغال - .آآآ، يا مسيح -
...اونا اولين «آشغال ها» يي هستن که
،تا حالا شنيدم توي اون اتاق ،فرياد زده شده، دن
...که از دهن ال بيرون نيومده
...تا يکي رو سرزنش کنه
...و بهت اشاره کنه، و صدات کنه که
.با اون چاقوي لعنتيت بري بالا
.به ظرفيت خوشبختي اون، حسوديم ميشه
.منم
اون آدما يه مرد چاقو که .نشسته رو ميپرستن
گوش ميدي به من، هوم؟
.گوش کن
...من
.اون عوضيا رو پيدا ميکنم
.من پيدا ميکنم
...مواد رو پيدا ميکنم
...و اون عوضيايي که دزديدنش
اون دواي لعنتيو، ها؟ - .سفيدپوست آشغال -
.اوه، آره
.اون آشغالاي لعنتي رو پيدا ميکنم
،حالا، گورتو از اينجا گم کن، وو
از در پشتي، فهميدي؟
،در پشتي ...يا ما يه عده آدم اينجا خواهيم داشت
که راجب اتفاقايي که اينجا داره ميفته فکراي غلط ميکنن، ها؟
اون معتاد لعنتي کجاست؟
سه، چهار روزه جيمي آيرون .رو اين اطراف نديدم
.اون لعنتيو پيداش کنين
.صبح بخير، اي بي - .صبح بخير، آقا -
چيزي هست که شهردار بايد بدونه؟
.اسم يه خياط ديگه
ما يه نامزدي انتخابات نداشتيم که بهش رسيدگي کنيم، ال؟
نه تا وقتي که پول اون چيزايي که .پيش اوناست رو بگيرم
،هرکسي که لاشه
...کود، زباله، يا آلودگي، ايجاد کنه
،از محدوده ي عموميه اين کمپ اخراج خواهد شد ...مگر اينکه
در اون منطقه از کمپ يه زباله داني ،تعيين شده باشه
بايد جريمه اي نه کمتر از يک دلار
،يا بيشتر از 3 دلار پرداخت کنه
چنين درآمدهايي صرف ...نگهداري زباله داني ميشه
.و ساختن و نگهداريه درمانگاهه کمپ
،اين عاليه .آقاي بالوک
.صبح بخير - .صبح بخير، آقاي بالوک -
.آقايون - .خانوم گرت -
.صبح بخير، بانو - .صبح بخير -
.و صبح شمائم بخير، بانوي جوان
...اين طرح آقاي بالوکه
.که پذيرفته نشده
.امروز خيلي شلوغه
.اوهوم - ...ما همين ديروز اظهار نظر مي کرديم -
.که امکان نداره اينجا شلوغتر بشه
.و با اينحال امروز، هست
.دنبال اي بي فارنوم ميگردم
.آقاي فارنوم اينجا نيستن
،کافه ي جواهر .اونطرف خيابون
.دو تا اتاق
.هيچ جاي خالي اي نيست، آقا
تا وقتي صبحونه تونو ميخورين درستش ميکنم
.يه مرد، با دو تا اسب اون بيرونه
،اون مرد رو بفرست داخل .و اسبها رو ببر اصطبل
.هيچ پول اضافي اي هم نخواه - .بله، آقا -
.آقاي فارنوم داره يه سري کاراي دفتري انجام ميده
يا شايدم بايد بگم «شهردار» فارنوم؟
.نه، مگه اينکه احساس کني مجبوري
...اون زن تنهاي خيلي جذاب
،خانوم جوآني استابزه
...يه سرپرست
.تو سالن بلا که ماله ساي تاليوره
.کراواتت رفته توي غذا - .اوه -
!لعنت به اين
...بخاطر جمعيت لعنتيه اينجاست
يا فقط پاهاي لعنتيه گنده اي داري؟
.شايد ترکيب هردوتاش کشنده باشه
...اسم اين قانونگذار، توي ليست
.دو بار اومده، ال
.لوکاليس فرزند بيسمارک - ..دو تا پاکت بهش بده -
بهش سر ميزنم، اگه يه موقع .براي هدفم مناسب باشه
،دستت به اندازه کافي مرطوب هست
واسه چي هي اون شَست لعنتيت رو ليس ميزني؟
.از رو عادت، گمونم
اين عادت لعنتيت رو از ليسيدن ته سيگار پيدا کردي؟
،اگه ناظر سلامتي، بالوک ،روش خودشو داشته باشه
...مقداري از اين ماليات ها
.براي کارهاي مزخرف خرج ميشه
واسه چي؟ - .درمانگاه واسه کمپ -
.زباله داني - .خب، اين جور مزخرفات اجتناب ناپذيره -
،اي بي
.از اين پول هيچي نميدزدي
.مفت ، مضر و غير ضروريه
،وقتي با اين عوضياي پايين جاده معامله کنم
،لازمه که بتونم حواسم به همشون باشه
...اسم کسايي که بهشون پول پرداخت شده
.و ميدونم که حق با منه - .فهميدم -
.بي کم و کاست
چي شده، ال؟ - .به احتمال زياد، مي تونه خودش باشه -
نماينده اونا؟ کسي که قرار .نبود تا امشب برسه
.سيلاس آدامز هستم .دنبال اي.بي فارنوم مي گردم
.من شهردار اي.بي فارنوم هستم، آقاي آدامز
.و اين ال سورنجنه
اينو از طرف قاضي کلاگت ...بهتون ميدم
.و شما هم اينا رو ميدين به من
.يه نوشيدني براي خودت و دوستت بريز
!صبر کن
.تو عوضي مادرجنده
!لعنت به تو
!لعنت به من؟ - !آقايون -
مي دوني اينجا چي نوشته؟
نه. فکر نمي کني بايد قبل از اينکه مادرمو جنده کني اينو از من بپرسي؟
...يه آشغال دوروئه
.اون قاضي کلاگت
اين پياميه که مي خواي بهش برسونم؟
اين نکته مهمشه، اما صبر کن قبل از اينکه ....بفرستم ات بري، يه چيز بهتر پيدا کنم
.و اون دوست گنگ ات رو هم با خودت ببر
.ديرتر از امشب نشه
داري برام زمان تعيين مي کني؟ - .آره -
.زن و ويسکي مجانيه، اگر خواستي
.خودم ترتيب کارهامو دادم
...آقاي آدامز
مي تونم تا هتلم همراهيتون کنم، آقا؟
آقاي آدامز؟
.هي، ال
.دن جيمي آيرون رو آورده
....بهش بگو
توي دفتر لعنتيم، تحويل اش مي گيرم، خب؟
.از اينجا برو بيرون
اتاق ها رو جور کردي؟ - .بايد با هم شريک شين -
.دوتا بشقاب غذاي لعنتي بفرست بالا
.و توشون تف نکن، رفيق
.آقاي، آتر
No comments yet. Be the first to leave one.