Die ersten 200 Zeilen.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
... آنچه در "زیر پل" گذشت
هی، میدونی به نظرم باید چی کار کنیم؟
چطوره خونه بمونیم و پنکیک درست کنیم؟
مگه این کار رو دوست نداشتی؟ به جای شام، صبحونه بخوری؟
نه، به جای صبحونه، شام بخورم
و گیب این کار رو دوست داشت نه من
ببخشید که نگفتم اومدم نمیدونستم دلت میخواد بدونی یا نه
اینجا دقیقا چه خبره؟
فکر کنم توی ایستگاه پلیس دیدمت، درسته؟
آره
بکا داره درمورد من یه کتاب مینویسه قراره بریم نیویورک
شیطان درود جوزفین بل وجود داره
... و صبر کردم تا بره درست کنار نردهها
و بعدش ... هُلش دادم
رینا مُرده همین الان جسدش رو پیدا کردن
اون شب، چه ساعتی برگشتی اینجا؟
حدود 11:45
جوزفین چی؟
یهخرده بعد از من رسید
!کیر توش
!هی! اون دختر رو پیدا کردن
یعنی چی؟
مُرده؟
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
... چی
... چرا اون خانم اومد اینجا
و بهمون گفت که حالش خوبه؟
چرا گفت زنده از زیر پل اومده بیرون؟ - ... آره، اون -
این یه پرونده پیچیدهست
با اطلاعات غلط و شایعات زیادی مواجه هستیم
آقای ورک، خیلی ببخشید که ... این سوال رو ازتون میپرسم
اما میخوام بیاید سردخونه تا هویت جنازه رو تایید کنید
جناب؟ - نمی ... نمیتونم -
... من
... نمیتونیم پرونده رو پیش ببریم اگه
نمیتونم
من میام
... یکی از مواردی که صحت داشته
موقعیت جسد این دختر بود
بعدازظهر امروز، در فاصله ... کمی از کریگفلاور و ادمیرالز
افسرهای سوار هلیکوپتر، جنازهای رو در آب رویت کردند
تیم غواصی حدود ساعت 2:30 بعدازظهر امروز جنازه رو از آب خارج کردند
تحقیقات پلیس نشان میدهد که ... هشت کودک زیر سن قانونی
... بین سنین 14 تا 16
مسئول مرگ رینا هستند
«Overhaul :مترجم»
به همه گفتم بس کنن چطور الان مُرده؟
از جو بپرس
من نکُشتمش
چی؟
منظورت چیه؟
خودت توی گورج گفتی
چی گفتی؟
خیلیخب. یهخرده اغراق کردم
که چی؟
فکر نمیکردم واقعا مُرده باشه
پس چرا به همه میگی که تو کُشتیش؟
اگه رینا یهو میاومد توی این مهمونی میخواستی چه غلطی بکنی؟
نمیدونم
میخندیدم؟
اوه خدای من
میدونید که اون جنده خانم احتمالا خودش رو کُشته که من رو بد جلوه بده
بیخیال جو
نمیدونیم به کی میتونیم اعتماد کنیم
پس با هیچکس حرف نزنید
... فعلا فقط
برمیگردیم توی مهمونی و عادی رفتار میکنیم
حله؟
بریم
چه خبره؟
قاتل رینا، جوزفینـه
کی بهت گفته؟
خودش همین الان توی خونه کانر فیلدز ولش کردم
خب، داره بهت دروغ میگه
منظورت چیه؟
خبر داری ساعت خاموشی سون اوکس جدیدا شده نیمه شب؟
قبل از نیمه شب اونجا بوده ... امکان نداره
به موقع رسیده باشه خونه - از کجا میدونی؟ -
یه عذر موجه داره
رینا ساعت 11:47 زنده بوده فیلمش رو داریم
از اونجا با ماشین تا سون اوکس رفتم
... سرعتم حدودا 150 کیلومتر در ساعت بود
همه چراغ قرمزها رو رد کردم اما نتونستم بهموقع برسم
امکان نداره جوزفین به موقع برگشته باشه سون اوکس
امکان نداره - یعنی چی؟ -
دلیلش رو نمیفهمم نمیفهمم چرا بهم دروغ گفت
اوه، الان شما دوتا شدید بهترین دوستهای هم؟
میدونی که این یه پرونده قتلـه، درسته؟
آره میدونم و سعی دارم بهت کمک کنم
توی چی کمکم کنی؟ توی کارم؟
تو از پلیسها متنفری - ... آره، خب -
از یه پلیس خوشم میاد
هی بکا؟
ازت میخوام به حرفم گوش بدی، باشه؟
کمکت رو نمیخوام
میخوام وارد این قضیه نشی
نمیتونی بهم بگی چی کار کنم، کم
نه، راستش اگه توی تحقیقاتم دخالت کنی، میتونم
اگه خبرنگار باشم نمیتونی
الان دقیقا حرفت چیه؟
تو اومدی اینجا که یه کتاب بنویسی - آره -
پس چرا برنمیگردی نیویورک که تمومش کنی؟
چون توی نیویورک نمیتونم تمومش کنم
چرا؟ - چون دارم درمورد همین مینویسم -
چرا داری این کار رو باهام میکنی؟
تو میخواستی از گورت رو از توی زندگی تخمیام گم کنی
خیلی پیچیدهتر از این حرفها بود ... و خودت هم میدونی
متوجهی چقدر دیوونگیه که خودت رو اینطوری به زور وارد زندگیم کنی؟
خودم رو به زور وارد کنم؟ - ... بکا! بکا، الان -
الان حوصله این بحث رو ندارم، باشه؟ - چرا؟ -
!چون یه دختر مُرده
باشه؟ جلوی خودِ من، جنازهاش رو !از توی آب کشیدن بیرون
و فکر نمیکنی بیرون کشیدن ... جسد یه بچه کوفتی
ممکنه چه اثری روی من داشته باشه؟
من چرا باید به این فکر کنم که چه اثری روی تو داره؟
کیر توش
ممنون. چند وقته جایی رو ندارم که برم لباسهام رو بشورم
همیشه میتونی از لباسشویی ما استفاده کنی
واقعا میخواستی لباسهات رو بشوری؟
ببخشید، خیلی خوشگلی
فکر کنم هیچوقت نیاز نداری لباسهات رو جدا کنی، نه؟
اینجاست
ایشون سومان ورک هستن برای شناسایی جسد اومدن
ریناست
میخواید یهخرده باهاش تنها باشید؟
اصلا عجله نکنید ... اما ببخشید
لطفا بهش دست نزنید
آره، جسدش ... الان حکم مدرک رو داره
نمیخوان بیشتر از این آلودهاش کنید
متوجهم - خیلیخب -
هی، جمعه گذشته تو هم اونجا بودی، نه؟
کتک خوردن اون دختر رو دیدی؟
خیلی سریع اتفاق افتاد داشتیم با هم میگشتیم
... و یه دفعه جو، کلی و چندتا دختر
پریدن بهش
و بعدش چی؟
از پلهها دویدیم بالا
دیمیتری ... وایستاد تا نگاه کنه
دیدم اون دختر، رینا، داشت صورتش رو پاک میکرد
... من
بهنظرم احتمالا اشک بوده اما ممکنه خون هم بوده باشه
و وارن هم باهات رفت؟
آره، آره، آره همهمون رفتیم
اصلا نمیدونستیم دعوا سر چیه
حتی ... حتی نمیدونستیم رینا کیه
... وارن
کاری نکرد؟
خب، نوشتن کتابت تموم شد؟
یهخرده بیشتر از این حرفها زمان میبره
... اما بازم
تمام اون چیزهایی که بهت گفتم رو توش مینویسی؟
... یه راهی نیاز دارم تا
به محض اینکه رسیدیم نیویورک با گاتی آشنا بشم
... وقتی بفهمه با رینا چی کار کردم
فوری عضو مافیا میشم
برای همین بهم گفتی رینا رو کُشتی؟
منظورت چیه؟
نیازی نیست جلوی من تظاهر کنی
کُشتنش، ایده من
خیلیخب
فقط بیا بریم نیویورک ... و هر جا خواستی من رو ول کن
اصلا مجبور نیستیم با هم ... ارتباطی داشته باشیم
... جو، من ... ببین، من
... میدونم عصبی بودن چه حسی داره
اینکه دلت شکسته باشه و ندونی باهاش چی کار کنی
و اگه میخوای صحبت کنی من هستم
... نمیدونم چی شنیدی
اما رینا بهخاطر من مُرده
... خیلیخب، پس حتما میدونی
کی واقعا رینا رو کُشته
من خبرچین نیستم
... ببین، مجبور نیستم اسمی ازت بیارم
اما اگه چیزهایی که میدونی رو بهم نگی کتابی در کار نخواهد بود
... باشه؟ نمیتونم یه کتاب
پر از دروغ بنویسم جو
... بهت میگم
به شرط اینکه قول بدی ببریم نیویورک
نمیتونم این کار رو بکنم
!نه، دروغگو خودتی
تکههای آشغال زیادی توی موهاش پیدا کردیم
... برگ، شاخه، یهعالمه تکه سنگ
... توی حفره بینیاش
خب، رنگ رفتگی توی دستش به وضوح قابل مشاهدهست
جمود نعشی هم شروع شده
خردههایی زیر ناخنهاش دیده میشه
... خون مردگی از پشت جمجمه
تا لاله گوشت
علت رسمی مرگش، غرق شدنه
اما رینا انقدر بهدلیل کتکهایی که خورده ... آسیب دیده که
احتمالا همون آسیبها باعث مرگش شده
خدای من - اجازه هست؟ -
بله
اون جای سوختگی سیگاره؟ - بهش میخوره، بله -
شدت ضربات انقدر زیاد بوده که راه رفتن رو غیرممکن میکرده
اصلا نمیتونسته روی پاش بایسته
ما این آسیبها رو توی قربانیهای تصادف با ماشین میبینیم
پس یعنی اکثر این آسیبها ... بعد از ضرب و شتم زیر پل
به وجود اومده
بعد از اینکه از زیر پل اومده بیرون
No comments yet. Be the first to leave one.