Die ersten 200 Zeilen.
جسد تحت شرایط عجیبی پیدا شده
نام تو مقدس باد
ملکوت تو بیاید
اراده تو، چنان که در اسمان هست، بر زمین نیز کرده شود
نان کفاف ما را امروز بده
و گناهان ما را ببخش
چنان که ما نیز، انان که بر ما گناه کردند را می بخشیم
و ما را در ازمایش میاور
بلکه از شریر رهایی ده
آمین
عزیزم، حالت خوبه؟ - نه -
رنگت پریده، بشین
میخوای یه چیزی واست بیارم؟
فکر کنم فشار خونم افتاده
قضیه اینکه
یه بوییه
باعث میشه سرگیجه بگیرم
نه عزیزم، اینجا هیچ بویی نیست
اینجا مال منه، و بهت اطمینان میدم که اینجا هیچ بویی نیست
اره، یه چیزی بو میده
تو همراه اون خانواده ایی
هستی که واسه زن پلیس عزا گرفتن؟
همون خانواده که پول اینا رو داده و ترتیب همه چیو داده؟
اره
خانواده گریکو
دست شویی کجاست؟ - اون دره -
ممنون - یواش برو، باشه؟ -
نتایج کالبد شکافی دیشب بدستم رسید
خب؟
علاوه بر اینکه سه بار بهش شلیک شده بوده
اولش خفه شده
اولش خفه شده بوده آکیلس، اولش خفش کرده بودن
اون حروم زاده از رو کینه کشتتش
این واسم با عقل جور در نمیاد
یه همچین جنایتی رو، شوهری
که بهش خیانت شده انجام میده، نه یه معشوق
ما نمیدونیم
شاید لوپه میخواسته ولش کنه، اون یارو هم دیوونه شده
اون عاشقت بود
باید فراموشش کنی - نه -
پیامی که واسه یارو گذاشته بود
بهم زدن نبود
به خاطر لوپه
به خاطر تمام کسایی که دوسش دارن، تمام کسایی که دوستت دارن
باید فراموش کنی
ممنون، دوستم
مراسم خاکسپاری خیلی واسم ناراحت کننده اس
میگن این کارو واسه اینکه ببینیم اون شخص بیدار میشه یا نه انجام میدیم
همه مون می میریم
اینکه انتخاب کنی چه جوری بمیری باعث تفاوت میشه
دوستش بودی؟
اون بهترین دوستم بود
خواهرم بود
خیلی وقته که عزا دارم
اخرین مراسم خاکسپاری که رفتم، مال بابام بود
چند سال قبل بود
همش گریه میکردم، یهویی فکر کردم
این مرد کیه؟
خب، واسه تو عادیه
واقعا نه
شوهرم همیشه میگه: مرگ همیشه یه مده
قطعا
با اجازه - بله -
ممنون
باورم نمیشه که اومدیم اینجا تا از لوپه خداحافظی کنیم
ناراحتم میکنه
هوگو تنها رفته مرده سوز خونه
اون اینجوری میخواست، باید به خواستش احترام بذاریم
هعی، فکر نمیکنی تمام روز دیدن مرگ مردم وحشتناک باشه؟
منظورم اون زنیه که تو موسسه تدفین کار میکنه
عجب شغل ترسناکی - عزیزم، لطفا -
شغل های بدتری هم هست
تازه، اونا کارشونو خوب انجام میدن
نه
فکر میکنم اونا فقط منتظرن تا یه نفر بمیره و ازش پول به جیب بزنن
یا اینکه می کشنشون
چرت پرت نگو
مردم هر روز می میرن
اون هرزه، کار و کاسبی راه انداخته که هیچوقت تموم نمیشه
یا چی؟
فکر میکنی اونایی که مخالف دولتن، کجان؟
همه شون سوزونده شدن، فکر میکنی این همه ملک و املاک رو از کجا اورده؟
هرزه کوفتی
اینجوری نگو
حالت خوبه، خانم سابرینا؟
اره السیتا، ممنون
تا مرز استخون ناراحتم
واسه دوستم کاری از دستم برنمیاد
امروز باید حمایتش کنم
باهاش همدردی کنم
بگو، تابوت رو باز کردن؟
خوشبختانه، نکردن
با خشونت مرده
قطع عضو شده
خوب بنظر نمی اومد
ببخشید، ولی بهترین همین بود
بهترین، واسه چی، عوضی؟ - اینکه در تابوت رو باز نکردن -
وقتیکه بمیرم، دوست ندارم اونجوری منو ببینن
همچین تصوری از خودم بذارم، نه ممنون
وقتیکه بمیری، دیگه اونجا نیستی
خدا میدونه کجا باشی، ولی اونجا نیستی
مردی
از لاشه ات خداحافظی میکنن
ترجیح میدم سوزونده بشم - چه قدم اتیش افروزی -
الان می تونیم شروع کنیم، تمام گروه ارکست اینجان
شما اینجا چی کار می کنین؟
چرا اومدی؟
اسم صاحب موسسه تدفین رو میدونی؟
نه
پائولینا لاریا
اون هرزه فاسده
واسه دولت کار میکرده
کمک کرده، هر نوع ادمی رو غیب کنن
بی گناها، معترض ها، مخالفان
حتی قاچاقچی های مواد مخدر
حتی بیشتر از اون گوشتی که تو کوره اش میسوزه، سوزونده
همین الان توی مراسم خاکسپاری عمه لوپه بودیم
داری به کار فکر میکنی؟
من دیگه این کارو نمیکنم، رو من حساب نکنین
بیا اینجا
ازت خواهش نکردم عوضی
دارم بهت میگم
حالا می بینیم که کی میتونی از پس مخارج زندگی با دوست دخترت بربیای
و زندگی که ارزو شو داری، بچرخونی
خب، زندگی که اون ارزو شو داره
میتونم بیام تو؟
با یه دوست اومدم
نمیخوام کسی رو ببینم
یه ادم خاصه، اگه باهاش حرف بزنی حالت خوب میشه
با اجازه
سابرینا، چه طوری؟
سلام، پدر
کشیش اومده بود سر بزنه
منم بهش گفتم رفتارت یکم عجیبه
رفتارم عجیب نیست، حالم بده
خب
تنها تون میذارم تا حرف بزنین
ممنون - با اجازه -
واسه افشا کردن اعتراف هزینه زیادی میدم
این قضیه ربطی به
ماریا اوخنیا داره؟
!اوه
خدای من، اگه آکیلس بفهمه، غوغا بپا میشه
پدر، میدونستی که
...راهبه ها
دخترم نمیتونه
با دقت به حرفم گوش کن مارتا
سابرینا مست بوده
و با یه مردی تو ساحل حرف زده
کدوم مرد؟
یه غریبه
میگه یه ماهی گیر بوده که خانواده بزرگی داشته و اون روز
ماهی گیرش نیومده
واسش ناراحت شده
و بهش قول داده که معجزه عیسی مسیح
رو تکرار کنه
واسش ماهی و نون ظاهر کنه
همچین معجزه ای نشده
و چون مست بوده
بدن خودش رو بهش داده تا ناراحتی مرد رو بر طرف کنه
فکر میکنه، ممکنه که حامله باشه
چی؟
چی؟ اون مرد کیه؟
نمیدونم، سابرینا هم نمی شناستش
حتی قیافش رو یادش نمیاد
چه جوری یادش نمیاد؟
میگه تمام چیزی که یادشه اینکه
اکثر دندون های اون یارو افتاده بوده
ولی من فکر میکنم واسه محافظت از اون اینجوری میگه، مارتا
کارنیو این دور و برا نمیاد
گمونم غمش یه مدتی سرش رو گرم میکنه
از رای جدید اعتماد تون ممنونم
ولی باید بدونین که این دفعه نمی تونیم شکست بخوریم
این مرد دیگه نمیتونه منو بندازه تو مخمصه
ما چهار نفر بودیم، با اندرس پنج نفر
نمی تونستیم جلوشو بگیریم
محض رضای خدا
بیایین کینه ها و اشتباهات قدیمی رو فراموش کنیم
بیایین بفکر اینده باشیم
بیایین در مورد نقشه جدید حرف بزنیم
قراره کدوم یکی از پسر های اون زن صاحب موسسه تدفین رو بدزدیم؟
گوش کنین
هیچ کدوم شونو
اونو می گیریم
لوزانو
امیدوارم این دفعه مثل قضیه مراد واست سخت نباشه
یا اینکه سخته؟
تو هم تو اون ماشین بودی
متوجه شدین؟
تا حالا، ما فقط جوون ها، اونایی که خوش حال
و موفق
خوشبختن رو گرفتیم
فکر میکنم بیشتر از پول، چیزی که دنبالشیم
خوش حالی هست که نداریم
الان فیلسوف شدی، ابله؟
حتی نمیتونی یه جمله بسازی، خفه شو
اون عجوزه هر روز
توی همون جاده و همون ساعت قدم میزنه
هیچوقت مسیرش رو عوض نمیکنه، تنها میره، و بادیگارد نداره
و لاغره
No comments yet. Be the first to leave one.