Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
تویی ته سوک؟
این چیه؟
داری چیکار میکنی؟
زود باش و شلیک کن بی مصرف
زر مفت نزن حرومزاده
چی تو رو خاص کرده؟
گفتم شلیک کن
فکر کردی نمیکنم؟
ته سوک
چرا این کارو میکنی؟
ها؟
همینجوری
توهم بی هیچ دلیلی از من متنفری مگه نه؟
خب منم همینطور
منم فقط ازت متنفرم
...منو جلوی پسرا بد نشون دادی
هی سرتو بیار بالا
منو ببین عوضی
حرومزاده
نگاه کن
تو هیچ وقت نمیتونی بهم شلیک کنی ولی من میتونم
...لعنتی
اینو واسه مسخره بازی آوردی یا چی؟
الاغ
...توی زباله
هی، بی خاصیت
خوب بهم گوش کن
این یه اخطاره
،اگه تا 72 ساعت دیگه از فیلیپین نری
واقعا می کشمت
گرفتی؟
گمشو
...لعنتی
!تف بهش
::::::::: آيـــ(شرط بندی بزرگ)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(دشمنان مرگبار)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
سلام، آقای جو
اوه، چی شما رو کشونده اینجا؟
چا موشیک دقیقا چجور آدمیه؟
می دونستی آدم ربایی میکنه؟
چی؟ آدم ربایی؟
آره
یه توریست کره ای رو دزدید و حبسش کرد
اون کسی نیست که این کارو بکنه
،خب، من نمیدونم چه اتفاقی افتاده
ولی موشیک مرد خوبیه ...بخشنده ست و به بقیه کمک میکنه
چرا یه مرد خوب باید مخفیانه درمورد نماینده ی کره تحقیق کنه؟
...مدرسه دخترم و آدرسمو میدونه
...لعنتی
خانوادم بخاطر اون جابه جا شدن
دخترم حتی مدرسشم عوض کرد
بله قربان متوجهم
باید باهاش حرف بزنم
حتما اینو بهش بگو
،تا زمانی که من نماینده ام
نمیزارم همینجوری واسه خودش ول بچرخه
...قربان
لعنت بهش، موشیک
لعنتی چیکار کرده؟
هی، موشیک
هی، سانگیل، چی تو رو کشونده اینجا؟
هی
اتفاقی بین تو و آقای جو افتاده؟
نه، چطور؟
اومد سراغم و راجع بهت گله کرد
گفت از حد گذروندی
لعنت بهش، این حرومزاده
منظورم اینه چرا اومده و با تو حرف زده؟
هی، فقط بیخیالش شو، باشه؟
اون هنوزم یه نماینده و یه کارمند دولته
حداقل یه جوری رفتار کن انگار میخوای ازش دلجویی کنی
ببین، سانگیل
این عوضی فقط وقتی تو کره ست یه نماینده است
ولی اینجا فلیپینه کی اهمیت میده که اون نماینده است؟
داره با آدم اشتباهی درگیر میشه
هی، همه اینو میدونن
ولی هیچ سودی نداره که با دولت دشمن شیم
موشیک
لطفا اول بخاطر من ازش غذرخواهی کن
باشه؟ فقط همینو بگو
ازت خواهش میکنم
باشه
خیلی خب، حواسم بهش هست- باشه-
واسه همین اومدی اینجا؟
خب، یجورایی آره
چند نفرو تو گروه اوباشای چینی می شناسی مگه نه؟
آره
جدیدا، آدماشون اومدن تو منطقه ی ما و دردسر درست کردن
میشه یه فکری به حالشون بکنی؟
دلیلی واسه کارشون دارن؟
تقریبا وقت تمدید قرارداد کازینو رسیده
این آشغالا میخوان منو بیرون کنن و اونجا رو بگیرن
باشه، یه فکری براش میکنم ولی آسون نیست
آره، حتما سرت با اینجا شلوغه
به هر حال هر کاری از دستت بر میاد واسم انجام بده
حتما
خیلی خب، ممنون باید برم
کجا میری؟ مانیلا؟
آره، یه کاری دارم، انجامش میدم بعد میرم
هی، جونگپال- بله-
اگه بیکاری میشه منو راهنمایی کنی؟
بفرمایید
فعلا- باشه-
بعدا می بینمت
یه کمکی برسون، باشه؟
هی
راستشو بگو چخبره؟
...خب، چیزه
رئیس پلیس واسه دستگیری موشیک زنگ زد
ولی اون عوضی یه مشت زر زد که مجوز کشتن موشیک رو داره
چی؟ کشتنش؟
نماینده این کارو کرده
واسه همینم موشیک رد داده
پشت تلفن یه دعوای حسابی کردن
خدایا
چرا میخواد موشیک رو دستگیر کنه؟
این اوسکول سیماش قاطی کردن
حتی چیز بزرگیم نبود
خب، تعجبی نداشت که چرا موشیک عصبانی شده
راستی قربان
این اوباشای چینی اینقدر منفورن؟
همینو بگو
،خوب میشد اگه یه آدم ترسناک داشتیم
که تو کازینو بمونه
ولی این روزا سخته همچین آدمی پیدا کنی
!حرومزاده لعنتی
میدونم اونجایی درو باز کن
کیه؟
منم، جونگپال
چطوری پیدام کردی؟
بیخیال، من کسیم که این خونه رو بهت داده
از اون سوییت هتل بدت میومد و من گذاشتم بیای اینجا، یادته؟
خدایا
هی، خیلی گذشته، مگه نه؟
لعنتی، صورتشو ببین به فنا رفتی
چرا هنوز اینجایی؟
اگه موشیک بفهمه قطعا می کشتت
موشیک شوخی نداره
لعنتی، انگار باید برم یه جای دیگه
!از دست این بچه
اگه لازم داشتی جایی بری، بهم زنگ بزن
باشه...می بینمت
میخوای همینطوری بمونی؟
خجالت نمیکشی تو خونه یکی دیگه ایی؟
بله. کیم کیونگ یونگ باید اول تو فلیپین محاکمه بشه
اگه گناهکار شناخته بشه همینجا زندانی میشه
آره
...خب، من
دارم سعی میکنم مجوز خروج بگیرم
ببخشید
بله
بله قربان، روز خوبی داشته باشید، باشه
چرا همش کارای سختو به من میدن؟
خدای من !این وحشتناکه
باورم نمیشه این همه جون کندم
!اوه، عزیزم
حالت خوبه؟
خوبی؟
خوبم من خوبم
خداروشکر
خانم اینجا چیکار میکنین؟
خیلی خوشحالم که اینجایی
باورم نمیشه
چیشده؟- ،یکی به پلیس گفته که-
تو خونم مواد نگه میدارم
مواد؟ چه موادی؟
!مواد مخدر
ولی پلیسا وقتی خونمو میگشتن یکم مواد پیدا کردن
صبر کن، توی خونت؟
آره، تو گاراژ حیاط پشتیم
من حتی اونجا نمیرم
خدایا، شنیده بودم که مواد جاساز میکنن
ولی فکر نمیکردم واسه من اتفاق بیوفته
میخوای بگی پلیس این کارو باهات کرده؟
احتمالا اونا موادو جاساز کردن تا پول به جیب بزنن
به هر حال، دویست هزار پزو از دست دادم
زود باش، الکی لفتش نده نباید یه فکری کنی؟
خب، سعیمو میکنم
ولی تا حالا همچین چیزی نشنیدم
تو با پول مالیات دهنده ها اینجایی
ولی هیچکاری انجام نمیدی
بیا
عزیزم، بریم
چیز دیگه ای نیاز ندارین؟- نه-
امیدوارم این دیگه اتفاق نیوفته- نمیوفته-
ممنون
بریم، تو خوبی؟- آره، اوکیم-
حدس میزنم دستش باهاشون تو یه کاسه است
حال به هم زنه خسته شدم
هی، شما بچه ها تو گاراژ اونا مواد پیدا کردید؟
آره، چرا؟
...هیچی، اون، آه
فقط از اونجور آدما به نظر نمیاد، همین
ما فقط گزارشی که اومد رو دنبال کردیم، همین
میدونی کی گزارش رد کرده؟
چی؟
هی، هی، هی، هی، هی
چیشده؟
فقط یه سوال پرسیدم
No comments yet. Be the first to leave one.