Die ersten 200 Zeilen.
کاری از: هستی، امیر و شاهرخ -=≡ Hasti.rzi , AMIRX79X , HellBoy ≡=-
بگو ببینم از کِی تا حالا کلمه «نخبه» لکهدار شده
ما بهتون افتخار میکنیم به دستاورداتون افتخار میکنیم
به نمونهای که شدین افتخار میکنیم
و شاید بیشتر از هرچیزی
به شخصیتتون افتخار میکنیم
امشب با یه سری از بهترین دانشآموزهامون
و خانوادههاشون اینجا هستیم
هی
یه دو سه ساعتی، نمیدونم منتظر نمون
چی؟
پابلو، هی میشه یه لطفی کنی؟
میشه شیفت شنبمو تو برداری؟ تولد خانوممه
شام بیرون میریم پرستار بچهام گرفتیم
لعنتی اینجارو نگاه
آخه، شنیده بودم که بزرگه ولی این...خدایا
چندین هکتار رو ارباب منینگ روش نظارت داره؟
خدا میدونه
نمیدونی یا مشتاق دونستن نیستی؟
جفتش
اتاق فرمان داری؟
شرط میبندم که یه اتاق فرمان داری
میخوای هرجا تونستی پیادم کن
درسته
فکر میکنی بذاره به خونهه یه سر بزنم؟
خدافظ
صبح بخیر
صبح بخیر
اومدی که چیزایی که میخوایم اهدا کنیم رو ببری؟
ام، نه همین الان خودم یه چیزی واسه اهدا گذاشتم
ببخشید؟
من پدر شنونم همین الان رسوندمش
منم کریـم مادر جیمی
خوشوقتم
درو هیگل هستم خوشوقتم
هیگل فکر کردم شنون گفتش که
...فامیلیش - دارکـه -
اسم مستعار خودشه
اسم مادریش همچنین اسمی که باهاش امضا میکنه
...مادرش فوت
نه. نه یه جاهایی سمت دریای آرام شمالیه
اه...من دوباره با
یه خانوم خیلی جوان ازدواج کردم
مثل مدال میمونه
هیگل ...احیانا با هیگلای
نه. اصلا و ابدا اصلا با اونا فامیل نیستیم
من هیگل توی کار املاکم
شاید توی شهر که میچرخین تابلوهامو دیده باشین
دیرم شده، ببخشید باید برم
خیلی از دیدنتون خوشحال شدم - منم خوشحال شدم -
...ام - ما عاشق شنونیم -
خوب کاری کردی
سلام
بازی میکنی؟
چی؟
این یارو مضخرفه. یه همبازی درست حسابی میخوام، تنیس میزنی؟
اه، قبلا، یکمی
یه جنگجو کنارم میخوام
نمیتونم پیش کسایی که واسم کار میکنن ببازم
میدونی؟
میشناسمت؟
من درو هیگلم پدر شنون
این دیگه کدوم خریه؟
دوستدختر جیمی
اوه، آره سلام کوئینت
خوشحالم از دیدنت - ...اه -
خب، پس چرا نمیری لباس بپوشی حالا؟
یه سری چیزا توی باشگاه هست
اوه، باشه
مرسی - تو شروع کن، من تموم میکنم -
بازی کن
منظورم یه همچین چیزیه
نه. ببین، من نمیخوام یه بازنده بدخلقی باشم
ولی یه دقل بازیه، کوئینت یارو حرفهایه، مشخصه
بودی؟ حرفهای - چی؟ -
نه. من تو کار املاکم ملک و املاک
اه، آره ولی یه کارهای بودی
تو کالج، یکم فوتبال بازی کردم
...پس، مامور املاک
آخه، فکر میکردم این شغل زنای میانسال مطالقست
ببخشید. وکیلم اینطوری دوستانه رفتار میکنه
نه، بابا همیشه میگفت کاریو بکن که بهش نیازه
فهمیدم، تابوت و خونه خودشه
شاید، یکم زیادی به حرفش گوش دادم
...حالا هرچی، آه
فکر کنم کار شما خیلیم باحاله
باحاله، همینطوره
بهترین قسمتشم اینه که کسی نمیتونه توضیح بده که دقیقا چکار میکنیم، نه؟
پول نامرئی رو توی بازار نامرئی
با سرعت نامرئی
توسط دستای نامرئی با نظارت نامرئی جابهجا میکنیم
اصلا جالب نیستش
به جز ۱۸درصدش
خیلیخب، شنبه بعد میبینمت - باشه -
میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
من، آه، میدونم الان بهترین زمان واسش نیست ...ولی
میخوای سرمایه گذاری کنی
همیشه ازم میپرسن
تقریبا تمام مردایی که میبینم حتی یه سری از خانوما هم
ولی جهانمو بیشتر مردا گرفتن
داشتم فکر میکردم حالا که همو میشناسیم
...و بچههامونم جفت خوبی میشن
آره، عملا یه خانوادهایم
بله، میخواستم یه مقدار کوچیکی از پولم رو سرمایهگذاری کنم
حداقلش ۳۰۰تاست
سیصد هزار دلار؟ - ...آره، حداقلش -
درسته - و این مبلغم واسه دوست و آشناست -
میدونی صندوق سرمایه گذاری چطوری کار میکنه؟
آره، قطعا راستش یکی از سرشاخههام اقتصاد بود
...فقط فکر کردم که، آه
آره، اونطوری خوب میشه
فکر میکنم اگه ریسک نکنی، چیزیم نمیگیری نه؟
آره. بهش یه فکری بکن خب؟
با خانومت مشورت کن اگه همچنان علاقه داشتی
میتونی یه سر به دفتر کپیتال پارک بزنی
باشه، مرسی - خب -
تمام چیزی که میخوام یه وام مسکنه
آره، یه گندشم میخوای
جواب بده - فقط دخترمه -
خونهه ارزششو داره، اندی خودتم میدونی
پارسال خونه رو بازسازی کردین این دیگه واسه چیه؟
...ببین، اندی، من اه دیگه قمار تو کارم نیست
اگه که فکرت اینه
نبود - من قرض دارم -
مسئولیت دارم
آخه، حتی ازت نخواستم که همینطوری بدی که
میتونم از پس قسطبندیش بر بیام
رفیق، لطفا
هیچ ایدهای نداری
...فرصتی که الان دستم رسیده
فراتر از فرازهاست
هنوز بیزنس کند پیش میره؟
بذار داستان وقتی رو بگم که
بابام ازم خواست پول اجاره رو
از اون یارو دیوونهه که توی بیویو مینشست بگیرم
تو گرفتی؟ - حواست به سگا باشه -
همش همینو بهم می گفت «حواست به سگا باشه»
رسیدم به خونهه هیچ سگی نبود
واسه همین رفتم جلوی در زنگ زدم
یارو اومد جلو در یه پاکت بهم داد
عالی، بی مشکل
وقتی دارم میرم سمت در
یه سگ دوبرمن گنده با سرعت شروع میکنه چرخیدن دور خونه
منم کل بیویو رو دوییدم با بیشترین سرعتی که داشتم
بالاخره، وقتی رسیدم خونه فهمیدم که
پاکته دستم نیست
احتمالا موقع فرار از دستم افتاده بوده
برمیگردم توی بیوو راه قبلیو میرم و همه جارو چک میکنم
هیچی شروع میکنم گریه
بابام میرسه خونه آرومم میکنه
...بهم میگه، درو
هیچوقت نذار که پول پایین بکشتت
بعدش ده دلار میده و میگه برم بذارم تو حسابم
بیخیال - چقدر توی پاکت بود؟ -
چی؟ - چی توی پاکت بود؟ -
نمیدونم هیچوقت نپرسیدم
چیشده؟
باز چکار کردم؟
این بخاطر تو نیست
بیخیال داری منو میکشی، چیشده؟
من حاملهـم
...اه ببخشید ولی
ولی یکمم به من مربوطه
...مگه اینکه - نه، اونا مال توئن، عزیزم -
و این دفعه جواب میده
...اوه، تو
تو گفتی «اونا»؟
دو تائن
دوقلو؟
آره
خب، اینجا جاییه که میپری بغلم کنی
و بهم بگی که عاشقمی و نگران سقط شدنشون نباشم
عاشقتم
عاشقتم - باشه -
دوقلو؟
اوهوم
یه کاری میکنیم جواب بده همیشه همین کارو میکنیم
حواسمونو جمع میکنیم و آروم و با ظرافت رفتار میکنیم
آره
فکر کردم، آه، کوئینتم میاد
منظورت چیه؟
اوه، ما دوستیم
منتظرت بود
فقط پنج دقیقه دیر کردم
تهش شیش ...من یه زامبی بدون قهوه بودم
...واسه همین رفتم پایین
به عنوان یه قرار ملاقات پنج دقیقهای تنظیم شده بود
تا یه ساعت دیگه میره لندن
باشه
این چیه؟
قرار کمیسیونه
دولت میخواد مطمئن شه که حداقل سالی نیم میلیون درمیاری
و ارزشت بیشتر از پنج میلیون هست
میلیون؟
و تا جمعه میخوامش
باشه، حتما
هی - هی -
میای تو تخت؟
آره، یکم دیگه
چکار میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.