Die ersten 200 Zeilen.
خيلي خب، آنجلا !فکر کردم اخراج شدي
ميدونستم يه جايي دارمشون تو کيف کمريم بودن
ميتونم باز کنم؟ - آره، لطفا - صبر کنيد -
هنوز نه نشده - من خودم ميکنمش نُه -
نه - خب تقريبا نه هست -
آره، تقريبا نُه که نُه نيست، هست؟ - نخير ولي تقريبا نه هست -
هنوز نه نشده - ببين چي ميگم بيا نزديکاي نه باز کنيم -
از نزيدکاي نه که بهم حقوق نميدن
باشه، مشکلي نيست فقط موقعي نه شد بهم بگو
ميدوني چيه آنجلا من واقعا اميدوار بودم که
...بتونيم با هم کنار بيايم - ساعت نه شده -
صبح بخير! بفرماييد داخل
فقط بيرون کشيدن خودم از تخت خواب هر روز صبح !کار خيلي سختيه
احساس شکست ميکنم
منظورم اينه که، من يه مدرک دارم
هنر
چجوري من اينجور شدم؟
اگه بخوام باهات رو راست باشم نميدونم چقدر ديگه ميتونم تحمل کنم
ببين، من کاملا درکت ميکنم، رفيق اما... ميتونم استخدام بشم؟
ببخشيد
خب تو اين دو روز اخير براي کار پيدا کردن چيکار کردي؟
کارل، عزيزم؟ ميتونم يه لحظه ي کوتاه وقتت رو بگيرم؟
:شعار امروز اينه قيافه ي ناراحت رو به قيافه ي شاد تبديل کنيد
آره، اين فقط يه لحظه وقت ميگيره
آيا دارن در شرکتمون رو تخته ميکنن؟ - !نه نه! خب، واي خدا، اميدوارم اينطور نشه -
براي چي، چيزي شنيدي که من نشنيدم؟
نه نه. اونا اول به من ميگين، مگه نه؟
نه، من فقط ميخوام از نزديک يه گفتگوي کوتاه داشته باشم
با همکارهاي جديد آنجلا داشته باشم، چون او برگشته
!که اين عاليه از برگشتت خوشحاليم، آنجلا
خب، طبق معمول درباره ي کار هست همه چيز حل شده
من و آنجلا به طور متعادل جلو ميريم
و من بخاطرش خوشحالم
ما هر دو اينو يه قدم مثبت ميدونيم، مگه نه آنجلا؟
ميتونيم بريم؟ - آره، بريد. بريد... بهشون بديد -
بريد بهشون کار بديد
اوه، ببخشيد، فقط يه چيز ديگه
امروز بعد از ظهر يه سمينار دنياي کار ديگه هم هست
به ما کمک کنيد تا افراد مورد نظرمون رو بگيريم کسي داوطلب هست که انجامش بده؟
کسي هست... که بخواد به من کمک کنه؟
نه؟ باشه، نگران نباشيد! من انجامش ميدم مشکلي نيست
يالا، تريش يالا، تريش
خب، چيزي که درست اتفاق افتاد اين بود که ميخواستم براي گرفتن کار، نامه بنويسم
اما اول بايد جان رو پيدا ميکردم
جان...؟ - جان از موسسه يادگيري برزگسالان - ميدوني که، اوني که مو داره
نه، مو داره نه، اوني که ماشين داره
اما نتونستم جان رو پيدا کنم
حتي رفتم به جايي که غذا ميخره ميدوني که، همون سوپر مارکته
اما اونجا نبود
اما فکر هم نميکردم باشه چون شب بود
و بعد فکر کردم که حتما توي بوتس هستش
اما توي بوتس هم نبود
گراهام، چرا نياز داشتي جان رو براي نامه نوشتن پيدا کني؟
!خب چون جان بهم خودکار داده
بابت اون ببخشيد. بايد سريع انجامش بدم
جاروبرقي ها واقعا بي مصرف هستن
ميتونم کمکت کنم، عزيز؟ - آره، من دنبال بخش درخواست پول ميگردم -
سمت چپ رو بگير مستقيم برو فقط مستقيم برو
ممنون - !بفرما، رفيق. ظاهر کار مهم نيست ارزش کار مهمه -
،اون هميشه کارش خوبه براي زيرپله ايم که خوب کار کرد
ببخشيد؟ من ميخوام يکي رو در رابطه با درخوست پول ببينم
وقت ملاقات داشتيد؟
نه، نميدونستم - شما بايد وقت ملاقات بگيريد -
اگه ميخوايد با من صحبت کنيد
ميتونم... وقت ملاقات بگيرم؟
آره، ميتونيد - عاليه، ممنون -
اِه... چه زماني...؟ - نميتونيد حضوري وقت بگيريد - بايد با اين شماره تماس بگيريد
اما من... من همينجا هستم
اگه ميخوايد اصرار کنيد مجبور ميشم نگهبان رو صدا کنم
...من نميخوام که - !نگهبان - باشه، باشه -
،سلام، مرکز شغل بروئنال ميتونم کمکتون کنم؟
اِم... خب من ميخوام يه وقت ملاقات با شما بگيرم
ميتونيد گوشي رو نگه داريد، لطفا؟
اجازه استفاده ي موبايل داخل مرکز کار رو نداريد
،مصاحبه داشت خوب پيش ميرفت
،اما بعد، زني که داشت همه ي سوال هارو ميپرسيد
اون ديگه يه زن نبود اون فيليپ اسکوفيلد بود
،و ما تو يه دفترهم نبوديم
ما تو نونيتون تو يه اسکوات بوديم جايي که قبلا زندگي ميکردم اسکوات:خونه اي که بدون اجازه) (و بدون اجاره توش زندگي ميکنن
الان فکر ميکنم که اون يه رويا بود
پس، جواب من به سوال تو نه خواهد بود
من تا حالا مصاحبه ي کاري نداشتم مگر اينکه بخواي روياهام رو حساب کني
روياهام رو حساب ميکني؟ - نه، اينکارو نميکنيم -
پس شد 40 مترمربع از پارچه ي گلدار لوکس... پاول
نه، ببخشيد... نه مصطفي رو نميشناسم شماره اشتباهي گرفتيد
باشه، رفيق. خداحافظ ،اگه تونستي وسايل خونه رو هم تميز کني
خيلي خوب ميشه. سلامت باشي، رفيق، خداحافظ - چرا دم در نيستي؟ -
ببخشيد، تريش، يه احمقي بخاطر يه کبابي منو پاي تلفن نگه داشت
به اين تلفنا که نميشه زنگ زد - سعي کن به اون يارو اينو بگي -
پاول، تو داري از مرکز کار يه شرکت نصب کفپوش رو اداره ميکني؟
شرکت نصب کفپوش؟ از مرکز کار؟
اين مرکز کار؟؟
!نه، بابا - و من اينارو توي دستگاه فوتوکپي پيدا کردم -
حالا من اصول کاريت رو تحسين ميکنم، پاول
اما تو اين مرکز کار جايي نداره
...فکر کنم جوهر فوتوکپي داره - فقط کارت رو انجام بده -
کدوم يکي؟ - نه. امروز نه -
حالا هم تو نميخواي منو بپيچوني چون ،من قوي هستم
خوش بين هستم و همچنين آروم هستم
درسته؟
کسي کمک ميخواد؟
نه؟
به بخش سرويس انتقال کار و بازنشستگي خوش آمديد
اگه درخواست انتقال سريع تلفني رو داريد شماره ي يک رو بزنيد
...اگه درخواست - حالت چطوره، کارل؟ -
...حالا لطفا با دقت گوش بديد به - بد نيستم - عاليه -
...شماره يک رو بزنيد - تو چطوري؟ -
عالي! راستشو بخواي
ديد ميزنم
،در مورد ارباب رجوعات بهم بگو ما واقعا بايد تعدادشون رو زياد کنيم
چند تا آدم رو امروز ميخواي برگردوني سرکار؟
دو؟ سه؟ بزار بگيم هفت تا عدد خوبيم هست. خوبه؟
...خوب عاليه. ممنون، کارل
تو باعث خوشحالي من هستي تو کارمند مورد علاقه ي من هستي
خب، فقط براي يادآوري ميگم ،تو 9 نفر رو سر کار برميگردوني
باعث خوشحاليم شو و اينارو رو برام نگه دار
اون کارمند موقته اما دير کرده خيلي ممنون
،براي سرالئون شماره 10، براي سومالي 11 ...براي سودان 12
شما شماره 2 رو زديد، آنگولا ...متاسفم، من
...متاسفم... براي برگشت به منوي اصلي ستاره رو بزنيد
يکي ميخواي؟
بفرما، رفيق سبز ميامي، خيلي مدرنه
نه، بهت گفتم، نميخوام ممنون
مدل هلويي رنسانس؟
اون گفت که من خشن بودم ولي نبودم چون اون حتي بهش نخورد
چي نخورد؟ - برگه سوراخ کنش - اون گفت دارم وقتش رو تلف ميکنم
حقيقتا، بريوني تو داشتي وقتشو تلف ميکردي
من اون شغل رو ميخواستم - اما نميتوني پرتغالي حرف بزني -
آره، ولي من ميرم ناندوز
اگه شروع به درخواست براي شغلاي درست حسابي نکني نميتوني استخدام بشي
دارم همين کارو ميکنم
سازمان اطلاعات انگليس؟؟ - اين رويامه -
ما همه روياهايي داريم، بريوني
اما بعضي وقتا تو بايد چيزي رو که اتفاق ميوفته قبول کني
...من نميخوام اينجا باشم اما ،با چيزي که ازش بدت مياد کنار مياي
اميدواري که شرايط يکمي بهتر بشن
اين براي متقاعد کردن من بود؟
چون راستشو بخواي باعث شد که يه شغل بدتر از اوني ميخوستم، بخوام
ممنون - ،تو نميتوني پولمو قطع کني - من بايد شکم يه تعدادي آدم رو سير کنم
تو هيچ بچه اي نداري - خيلي خب، بايد شکم خودم رو سير کنم -
برو و يه کاري که ميتوني انجام بدي پيدا کن
تو يه کاري که ميتونم انجام بدم برام پيدا کن
باشه
آه، يه جاي خالي توي آپرکراست هست
من به گندم آلرژي دارم
آرگوس چطور؟
من با خودکاراي کوچيک مشکل دارم
بريوني، من دارم سعي ميکنم که کمکت کنم اونا پولت رو قطع ميکنن
تونميتوني پولم رو قطع کني - ميتونم -
!اين سؤاستفاده هست
درسته. خودشه، به اندازه ي کافي کشيدم
مادرت اگه ميديد بدرفتاري کردي چي ميگفت؟ - اوه، تو شروع نکن -
!به من بي ادبي نکن، خانم
وقتي خودتو خراب کردي من تميزت کردم
.توي موزه ي وازل ليتر يادت مياد؟ زودباش، برو
همگي، بعدا ميبينمتون من به اندازه ي کافي کشيدم
ميتونيد تواين شغل گير بيافتيد مثل که جايي سنجاب فندوق هاش رو نگه ميداره
چه خبره؟ کار جديد گيرت اومده؟
نه - خب کجا داري ميري؟ -
يه چيزي پيدا ميکنم - بيشتر در موردش فکر کن، کارل -
يه يارو اونجا هست که تا اينجا رانندگي کرده با يه ولوو رانندگي کرده
برام مهم نيست، رفيق من ديگه اين کارو انجام نميدم
اگه منو اينجا ببيني، اون 20 ميليون سال ديگه ست
!برو به جهنم
!اوه! حواستو جمع کن. درست زدي به سينم - ببخشيد، ببخشيد -
حالت خوبه؟ - آره، يه سينه ي ديگه دارم -
ميخواي استخدام بشي؟ - نه، دارم موقت کار ميکنم -
خيلي ديرم شده، کيفم رو تو اتوبوس جا گذاشتم !بالاخره رسيدم کنوک
پس تو کارمند موقتي؟ - آره -
تو اينجا کار ميکني؟
اين ميز خوشامد گويي هست جايي که ما به مردم خوشامد ميگيم
درسته
،اون جنته يکي از نگهبانهاي ما
سلام، عزيزم
و... اين درنه
اون چيکار ميکنه؟ - !هيچي، بخاطر همين اينجاست -
ببخشيد، شوخي کردم درن يه آشپز حرفه ايه
اونجا حالت خوبه، درن؟
چيزي از اون مرغاي خوشمزه آمادست؟ - !فکر کردم رفتي؟ -
عاليه. ما هميشه با هم شوخي داريم
!فکر کردم رفتي؟
!ميبيني؟ آه، شما شوخ ها
آنجلا. اين کلوييه
سلام
،مرکز کار بروئنال چه کمکي ميتونم بهتون بکنم؟
آره، نگرانش نباش اون هميشه همينجوريه
در واقع تريش اخراجش کرد اما اون تو دادگاه برنده شد
و اون مجبور بود که دوباره برگردونتش سر کار - غير قابل تحمله - آره، يه ذره -
و اين ميز منه جايي که کارامو انجام ميدم
،البته نه کاراي دستشويي دستشويي اون پشته
اوه، خوبه که اينو ميدونم
تو... بيسکوييت دوست داري؟
!چه خبره، کارل !مگه تو ديابت داري؟
نه. فقط بيسکوييت دوست دارم
آره، مامان بزرگ منم همينجوري بود تا اينکه يکي پاهاشو از دست داد
آه، تو بايد کارمند موقت باشي تريش، سي اس او ام
مدير اجرايي سرويس مشتري - ببخشيد که دير کردم -
باشه، مشکلي نيست
ما پشت ميز کار راهت ميندازيم ميبينم که با کارل آشنا شدي
آره. آره، اون داشت اين دور و بر رو بهم نشون نشون ميداد
No comments yet. Be the first to leave one.