Die ersten 200 Zeilen.
واحدهای زیادی از نیروی دریایی آلمان در بندرهای دریای شمال کانال و سواحل آتلانتیک مستقر شده اند
مین جمع کن ها گروه رو همراهی می کنند
و اینجا ، قایق های گشتی سریع
... استوکاهای دریایی آلمان
بسیاری از نیرو های قدرتمند توپخانه ساحلی آلمان ...
که بر کانال مسلط هستند
همشون توی جنگ دست دارند
یک کاروان دشمن مورد حمله شدید اسلحه های آلمانی قرار گرفته
خط ساحلی انگلیس و بندر دوور به طور مداوم بمباران می شوند
منتهی علیه جنوبی سواحل انگلیس کاملاً در محدوده اسلحه های آلمانی است
وقت اینه که فرانسه رو از نیروهای المانی پاک کنیم
توپ های جنگی ضد تانک و تمییز کردیم...
ببین من دارم میرم دست شویی
ببخشید اقا
توی این منطقه اشنایی داری؟
باشه
نمیتونم دیگه ببینمت
دیدن همدیگه هیچ کمکی نمیکنه و فقط بهمون اسیب میزنه
من برای دوتا زندگی ساخته نشدم ریموند
منم همینطور
فیورر در طول اقامت خود در فرانسه ، موسیو لاوال وزیر امور خارجه و مارچال پتین را ملاقات کرد
به این دو دولت فرانسوی افتخارات کامل نظامی اعطا شد
من نمیتونم بدون تو زندگی کنم
ترجمه اختصاصی CinamaFrench
سارا تو بهتر میدونی
من و اقا تصمیم گرفتیم آخرین لحظه بریم سینما، خوب ، می دونی. نمایش لغو شد
ارازل و اوباش شروع به سوت زدن برای مارشال ها کردند
مجبور شدند چراغای سالن و روشن کنند و درگیری ایجاد شد،مسخره بود
راستی ژاکت ابی من و دوختی؟هوا داره سرد میشه
نه خانم وقت نداشتم
خوبه مرسی
وقت نداشتم
وقت نداشتم،خیلی گستاخه این دختر
سنش کمه
من وقتی جوان بودم میدونستم چطور باید رفتار کنم
معلومه که شراب برای حافظت بده
نه اما نمیدونم....
دیدی چطور با من حرف زد؟
دیدی چطور نگاهم کرد؟
احساس بی احترامی کردم
حق داری باهاش حرف میزنم
داری سوپ درست میکنی؟
می دونی ، همین الان- ... اگه خانم بفهمه که من توی سینما بودم ، من و اخراج میکنه-
تو نه من و دیدی نه هیچ چیز دیگه ای رو خوب؟
اقا من چیزی ندیدم.....
به خاطر اینکه اونجا نبودم
خوب؟
فرمانده ، شما می خواید در مورد بچه هایی که توی سینما سوت زدن چیکار کنیم؟
بچه نبودند در واقع یه مرد جزو اس دی اونجا بود
... اون گفت که یک رهبر و دید که پشت سالن ایستاده بود ...
و شعار میداد
و پلیس شما نتونست سر دسته رو شناسایی کنه؟
او در معاشرت یک خانم بود
اما اون به بزانسون گزارش میده
و از فردا قصد دارم اقدامات سختگیرانه تری انجام بدم
ما واقعاً گیج شدیم فرمانده
عذرخواهی صادقانه ی ما رو برای این اتفاق برای مافوقتون بفرستید
من به عذرخواهی شما اهمیتی نمی دهم
در مورد اخلال در نظم عمومی چه کاری انجام می دید؟
بهتون اطمینان میدم راجع به اون تحقیق خواهیم کرد،پلیس ما وظیفش و انجام میده
در آلمان پلیس اشوبگران را کنترل می کند
در آلمان ، هیچ کس جرات نمی کند که برای پیشوا توی سینما سوت بزند
به هیچ وجه نمیتونی نامه ای به مارشال بنویسید
برای چی؟همه ی دوستای من یکی نوشتند
دلیلای زیادی وجود داره که اینکار و نکنی
اما من به خانم معلم چی بگم؟
فقط بهش بگو هیچ ایده ای نداری
این حقیقت داره که من ایده ای ندارم برای همین ازت میخوام کمکم کنی
از نظر تئوری نباید هیچ نامه ای بنویسی
نظر تئوری چیه؟
خوب....اون....
خیلی خوب...برو کوچولو،تا شب
تا شب بابا
اما...اما...من شما رو شناختم...
پلیس
پلیس. این مرد بروشورهای بلشویکی و توی صندوق های پستی توزیع می کنه
وایسید
اونارو بدید به من سریع
باید بیشتر مراقب باشید
اقایون
وقتی پلیس سوت زد توقف نکردید
ترسیدم،احمقانه بود میدونم
بذارید توی کیفتون و ببینم
عجیبه که یه ساک خالی دارید
من داشتم پسرم و میبردم مدرسه وسایلش این تو بود
باشه ... اشکالی نداره بیا ، حرکت کن
ما به دنبال بچه ای نمیگردیم که توی سینما سوت زد. مسخره ست
ما ازتون نظر نخواستیم فرمانده،خواستیم کاری رو که بابتش بهتون پول میدیم انجام بدید
و اگه پیداش کنیم باید تحویل المانی ها بدیمش؟مثل مارک؟
میدونید که مارک 10 سال زحمت کشید
وایسید،ما نباید دنبال کسی که سوت زده باشیم؟یا انجام دادنش غیر ممکنه؟
برای اینکه شبیه هم نیستند
پیدا کردن یه بچه ای که توی اون تاریکی سوت زده غیر ممکنه
کاملا هم ممکنه،سازمان اطلاعات دیژون این کار و قبلا انجام داده
یکم فشار روی شاهدا و نزدیکان داره اما ممکنه
اه،از یه جایی شروع میکنیم
خوبه شاهدها،نزدیکان،فشار
المان ها عصبانی اند باید یه کاری بکنیم
اقای بخشدار این دور از ذهنه که این دفعه هم متهم توسط المانی ها برده بشه
اگه پیداش کردیم براش دادگاه تشکیل میدیم،این بین فرانسوی ها میمونه
گوش کنید،ما بهترین خودمون و انجام میدیم- من بهتر از اون میخوام-
من ازتون قول میخوام اقای بخشدار
قول میدم
بله ، در غیر این صورت استعفای من رو روی میز خود خواهید داشت ...
فردا صبح
خیلی خوب من با بزانسون هماهنگ میکنم
به هر حال اگه بتونیم سردسته رو بگیریم،اونا راضی خواهد بود.
شما قول من و دارید
این قول و به یه سرانجامی برسونید
من اینجا ریسک کردم من و ناامید نکن،لعنتی این مرد هنوز داره برای مارشال سوت میزنه
و هیتلر
کرورن مارشال همه چیزی که ما داریم
اینکه مارشال با هیتلر دست بده اصلا برام خوشایند نیست
اما فکر میکنم اون میدونه داره چیکار میکنه
خوب من روی تو حساب میکنم،چهل و هشت ساعت دیگه بیشتر نمونده
اقایون
چکار میکنید؟
من فقط حقیقت و میگم،همین
به من چرت و پرت نگو من بچه نیستم
حقیقت
من میخوام این تحقیقات و انجام ندید
و شهردار ، که بالاتر از ماست ، از ما خواسته که اون و رهبری کنیم
بنابراین شاید من باید برگردم و از اون تأیید این دستور رو بخوام؟
تو داری روحت و از دست میدی پسرم
و تو گوستاو نامت و شروع کردی؟
هنوز نه خانم
صدات و نمیشنوم گوستاو
نه خانم هنوز شروع نکردم
ایده ای ندارم
بعدم من مارشال و نمیشناسم چطور براش نامه بنویسم؟
ما همه مارشال و میشناسیم،بچه ها مارشال چه کاری انجام داده؟
اونی که خودش و به فرانسه هدیه داد
خیلی خوبه، از بابات کمک خواستی؟
باباها همیشه ایده های خوبی دارند
نه یادم رفت
باهاش حرف بزن بگو ما قراره دوشنبه ی اینده نامه ها رو جلوی بازرس اکادمی بخونیم
اگه نامه رو ننویسی من مجبور میشم با مدیر جدید حرف بزنم و اون اصلا خوشحال نمیشه
فهمیدی؟- بله خانم-
خیلی خوب بشین
کجا میتونیم حرف بزنیم؟- توی کافه-
اصلا- توی دفتر؟-
نه اصلا خوب نیست اونجا،یه خدمتکار هست که نمیدونم چه ساعتی میاد
توی حیاط منتظرم با من از در اصلی میام
من واقعا میخوام ازتون به خاطر همه چی تشکر کنم
چیز مهمی نیست
چرا بهرحال اگه اونا رو توی کیف من یا شما پیدا میکردند
الان زندان بودیم
چطور متوجه شدید؟
کجا گذاشتینشون؟
سوزوندمشون
ببخشید اما نمیتونستم ریسک کنم که کسی توی دفتر پیداشون کنه
صادقانه بگم...قبل ریسک به خاطر همچین مزخرفاتی
در برابر سودجویان لندن و ویشی ، به کمونیست ها بپیوندید ...
چیز دیگه ای ندارید به اونا بگین؟
شما طرفدار سودجویانید؟- نه-
اما اینکه لندن و ویشی رو توی یه سطح قرار بدیم. این ....
من کلمه ای پیدا نمیکنم
این کمنیسته
همون خانم خدمتکاره؟
نه اون کلید در پشتی رو نداره
گوش کنید،من اماده ام یه کاری بکنم،دوشنبه 11 نوامبره،این یه فرصته....
من یه ایده برای توزیع گسترده ی بروشور دارم...
اما باید رک و راست حرف بزنیم
یعنی چی؟
المانی ها،بیرون از اینجا
نمی دونم. باید با همکارا صحبت کنم
اسم من مارسل لارچره
سوزان ریچارد
کجا بودید توی سالن؟
ردیف ششم
توی مرکز
همیشه توی مرکز بازرس
و وقتی که صدا اومد برگشتید؟
البته،اما ندیدم کی سوت کشید
اما مردم و دیدی
به سمت آخرین ردیف
خیلی کم
شاید بتونید اسمشون و به من بدید
اینجوری میتونیم بفهمیم کیه که سوت زده
میدونید،دید خوبی نداشتم
گوش کنید اقای کمیل من همه ی روز و وقت ندارم
من باید اسمارو پیدا کنم و اگه شما با ما همکاری نکنید مجبورم فکر کنم این شما بودید که سوت زدید
اوه من این شجاعت و نداشتم
یادم میاد توی ردیف اخر.......خدمتکار شوارتز بود
سارا،تعجب میکنم چون دوشنبه روز تعطیلش بود
موندم یکشنبه واسه چی رفته سینما
و اون،اون سوت کشید؟
نه فکر میکنم اون....با کسایی که سوت میکشیدند بود
اما مطمئن نیستم به هر حال اون سوت نکشید
من نمیخوام سارا کوچولو رو اذیت کنم
اون واقعا به عنوان یه یهودی مهربونه
سارا اینجا نیست؟
امروز دوشنبست
وقتی به درزگیری پنجره ها فکر میکنم خسته میشم
نمیتونست قبل از اینکه بره انجام بده؟
فقط باید ازش میپرسیدی
عصر بخیر اقای شوارتز-
بازرس؟-
خواهش میکنم بفرمایید تو
ببخشید مزاحمتون شدم
No comments yet. Be the first to leave one.