Good Witch

Good Witch

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 1

Release Info

Good Witch (2015)- S01XE05 Persian-FA XVID 252Mb
Ein Kommentar von kandeloos

Tags

XviD
Veröffentlicht am: 2015-07-07
Downloads: 35
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

آنچه گذشت

ابيگل - سلام دختر خاله -

و قراره اون يه برج مجلل شش طبقه بسازه

من که بچه نيستم - اينجا جاي تو نيست -

من ميتونم از خودم مراقبت کنم - تو برو به قرارت برس، منم يه جوري تا بيمارستان ميرم -

رسيدم رستوران، تو رفته بودي

من که زنگ زدم

به هر حال ابيگل حالش خوبه

فقط يه خراش سطحي بود

فايده نداره

استفاني من يه دکترم. هر چند وقت موارد اورژانسي برام پيش مياد

يه فرصت ديگه بهم بده. فردا شب شام؟

نظرت چيه؟ ميام دنبالت، هر جا که دوست داشته باشي ميبرمت

باشه

!عالي شد! اينم از قرار

که البته بهتره تو خرابش نکني

سلام کَسي

چي...... واقعا؟

نيک هم نيستش

حالا هر دوتامون نميدونيم بچه هامون کجان

فکر ميکني گريس با نيکه؟

حسش رو دارم -

خوب اين حس هاي تو معمولا دقيقن ولي خيال آدمو راحت نميکنن

....آره ميدونم ولي - موبايلش رو گرفتي؟ -

با خودش نبرده - اينم موبايلش رو جواب نميده -

خوب، هنوز دير نشده و گريس هم بچه خوبيه

آره نيک هم همينطور

من دوستش دارم ولي نيک .... نيکه ديگه

گريس؟

منم

گريس گم شده

گم شده؟ - هيچ کس خبر نداره اون کجاس -

با آنتوني با همن - نه، از اون جدا شده -

احتمالا يه جا ديگه داره درس ميخونه. مثل کتابخونه

اصلا مگه گريس چقدر ميتونه خودشو تو دردسر بندازه؟

خبري نشد؟ - نه -

ابيگل

ابــــيــــگل.....؟

کاترين بِل

بِيلي مديسون

و

جيمز دِنتون

در

ساحره ي خوب

قسمت پنجم - حقيقتي درباره ي دروغ

تو کافي شاپ چيکار ميکردي؟

ميخواستم کسي رو ببينم

ممنون که منو تا خونه رسوندي

تو خودت اونجا چکار ميکردي؟

وقت ميگذروندم - پدرت مشکلي باهاش نداره؟ -

راستش اون نميدونه - ... پس جيم زدي -

اگه اون از اول ميزاشت کاري رو که ميخواستم بکنم، انجام بدم، مجبور به اينکار نميشدم

خوب ازت ممنونم

تو امشب واقعا کارِ خوبي کردي

از اين به بعد بيشتر مراقب باش باشه؟

منظورت از اين حرف چيه؟

آدما دو جورن. اونايي که قانون رو رعايت ميکنن و اونايي

که اونو ميشکونن. تو از دسته ي اولي هستي نه دومي

هميشه من اونجا نيستم تا به دادت برسم

لازم نيست که باشي - ولي امشب لازمم داشتي -

گريس؟ - گريس؟ -

کجا بودي؟ - تو داشتي درس ميخوندي ديگه، درسته؟ -

تو کتابخونه ديگه؟ -

منم به اينا همينو گفتم

آره

آره؟ - کتابخونه ديگه -

تو کتابخونه بودي؟

آره و از اينکه باعث نگراني همگي شدم متاسفم

تو هيچوقت تا اين موقع بيدار نبودي

متاسفم که نا اميدت کردم و مچت رو گرفتم

....من فقط رفتم بيرون، اتفاق مهمي نيست که

وقتي من بهت گفته باشم که نري، اتفاق خيلي مهميه

گريس که با تو نبود، بود؟

نميشه يه مدت حبسم کني و بي خيال بشي؟

نميدونم باهات چيکار کنم

خوب هر وقت دونستي خبرم کن

ميرم بخوابم

قطب نماي پدرت

آره

اينو پدربزرگت بهش داد. وقتي به ارتش ملحق

شد، اينو با خودش برد. آخرين قسمت دوره ي

آموزشي، تمرين نجات پيدا کردن بود. پدرت

تونست فقط با همون قطب نما، راهِ خودشو

وسط ناکجاآباد پيدا کنه و سالم بيرون اومد

!واي

اون خودش به نجات پيدا کردنش از اون تمرين شک داشت

ولي اون قطب نما بهش کمک کرد برگرده - خيلي براش ارزش داشته -

آره. اينو بهش يادآوري ميکرد که ما همه يه قطب نماي

داخلي داريم که جهت درست رو بهمون نشون ميده

وقتي از مسير منحرف ميشيم، گُم ميشيم

معذرت ميخوام .... بخاطر امشب

ميدونم

ظاهرا تو تنها شخص گمشده ي امشب نبودي

وقتي دنبالت ميگشتم، سَم هم فهميد که نيک هم جيم شده

يعني من اونو تو دردسر انداختم؟

ديگران نميتونن ما رو تو دردسر بندازن

فقط ما خودمون ميتونيم خودمونو تو دردسر بندازيم

از وقتي پشت در خونم پيدات شد

يه حسي دارم که نميتونم از دستش خلاص بشم و

اونم اينه که تو اومدي اينجا تا اوضاع رو بريزي بهم

سم، استفاني، گريس، لوري

خوب اگه ديگ رو بهم نزني، همه چي زيادي ميجوشه

ولي نه ديگِ تو رو - ديگِ من اوضاش خوبه -

نه، ديگت وا مونده - پس اومدي بهمش بزني؟ -

يکي بايد اينکارو بکنه

ميدونم که فکر ميکني داري به من کمک ميکني

بله، من دارم کمکت ميکنم

خواهي ديد - ولي نميبينم -

خواهي ديد

در بازه سَم

چايي؟ - ويسکي -

اوه، من فقط چايي دارم -

پس ميخورم و وانمود ميکنم ويسکيه. دوبله بريز لطفا

پيامت رو گرفتم

خوشحالم گريس حالش خوبه - و من هم خوشحالم نيک هم برگشته -

آره. ميدوني، بچه ها وقتي اولين کلمات رو ميگن

يا اولين قدمهاشون رو ور ميدارن يا سه چرخه سوار ميشن

يا اولين روزي که مدرسه ميرن، هرگز

.....فکرش رو هم نميکني که در نهايت

چاي گياهي بنوشي؟ - !دقيقا -

چه جوريه که من ميتونم همه چيز رو تو زندگيم کنترل کنم

ولي پسر خودمو نميتونم کنترل کنم؟

خوب همه چيز رو که نميتوني کنترل کني. هميشه

مسائل ناخواسته اي هست که وضع رو تغيير ميده

من ميتونم اين پيشامد ها رو کنترل کنم - نه نميتوني. همينه که اونارو "پيشامد" ميکنه -

وقتي روي چيزي تمرکز کنم ميتونم - !چقدر يه دنده اي -

من سه ساله دانشگاه پزشکي رو تموم کردم

تحسين برانگيزه ولي اين کنترل کردن نيست

من يه دکترم

اگه به کنترل کردنِ کنترل نشدني ها اعتقاد نداشتم

رشته پزشکي رو انتخاب نميکردم

به نظر من حقيقتِ استفاده از دارو ها براي

کنترل کردنِ چيزيه که نتونستيم کنترلش کنيم

!آره، ببين خودت ميگي کنترل

!نه، ببين واموندگي در کنترل

فکر کنم بايد برم خونه خودمو کنترل کنم

مرسي

و حالا انگار يه مقدار واموندم

مممم...... همه ي ما ميمونيم

شب بخير سَم

شب بخير

من با دوستت جونز صحبت کردم

جدي؟

بهش گفتم اين توسعه ي خونه ي کيتينگ ها تازه اولشه

واقعا هست؟

از همکارام خواستم از املاکي که قابليت توسعه رو دارن يه ليست تهيه کنن

قابليت؟ - !آره! قابليت ها تعديل ميشن -

تو، تو باعث شدي من به فکر بيافتم و حق هم با تو بود

با من بود؟ -

......قديمي ها ميرن، جديد ها ميان

ولي ما که واقعا نميخوايم اين توسعه چهره ي ميدلتون رو عوض کنه، ميخوايم؟

ميدلتون مثل يه مادربزرگ پير ميمونه

که کم نمياره و پا به پاي تحول پيش مياد

و با بنگاه املاک تو که ميدونه چطوري

و توانايي من در ..... براي ..... براي انجام همه

کارهاي ديگه، چيزي نميتونه ما رو متوقفمون کنه

ما " رو؟" - ما تيم خوبي ميسازيم-

"مثل ...... مثل "بوچ کسيدي و ساندنس کيد

!ولي اونا آخر فيلم مُردن - اِ....جدي؟ -

خوب، تو خودت ميدوني منظور من چيه

سلام - ديشب چه اتفاقي افتاد؟ -

مُچ پام آسيب ديده بود - من تک و تنها بودم -

نيک که اونجا بود - آره -

مشکل چيه؟

گوش کن، من واقعا از کاري که کردم متنفرم

و از دروغي گفتم و الان اون تو دردسر افتاده

خوب اگه بخواي قوانين رو ناديده بگيري بايد

هر چند وقت با احساس گناهش هم کنار بيايي

فقط حبسم کن و اين جريان رو تموم کن

من هميشه نميتونم کارهاي تو رو کنترل کنم

ولي کارهاي خودمو ميتونم کنترل کنم - چي چي ميگي؟ حالت خوبه؟ -

ما به اندازه کافي وقت با هم سپري نميکنيم - چرا ميکنيم -

نه نميکنيم و اين قضيه قراره عوض بشه

چون يه تغييري بايد ايجاد بشه

و به همين دليل من هر دوتامون رو بازداشت خونگي ميکنم

سلام ببخشيد دير کردم

مشکلي نيست، حالت خوبه؟

آره

فقط مارتا هي منو گير مياره و اين جريان خونه ي کيتيگ ها رو

دائم مثل شيپورچي، دَمِ گوشم شيپور ميزنه

!مارتا يکي از نيروي هاي قدرتمندِ طبيعته

!! واي خدا ! جدي نميگي

وقتي يه چيزه قدرتمند آزاد بشه

خيلي سخته بشه جلوش رو گرفت

ببين، من نميخوام خونه ي کيتينگ ها بين ما فاصله بندازه

يه شانس ديگه بهم بده تا با مزاياي اين پروژه متقاعدت کنم

قبوله

ميريم خونه ي خاکستري، تو حرف ميزني، من غذا ميپزم

اوه! يه جورائي زيادي خودمونيه

راستي؟ - آره -

...ميدوني که تو رستوران ما تنها نيستيم ولي تو خونه ي

اونجا گريس هست، برندون هست - ولي لوري که نيست -

نه نيست. لوري داره رو يه چيزي تحقيق ميکنه

آها! ببين همينو ميگم! لوري تمام واقعيت هاي

! يه غروبه کامل رو تغيير داد ! تقريبا ما تنها خواهيم بود

تقريبا -

مشکل چيه؟ استفاني؟

به عنوان ترتيب دهنده ي يه قرار، بايد شام بپزم

لازمه که با نيک هم تو خونه باشم

و اصلا آشپزي بلد نيستم

More Farsi Persian subtitles for Good Witch

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left