Release Info

The Wolf--------E19-------- 💞 ProMovi ir 💞
Ein Kommentar von Saharnaz_GH
❦❦❦ ترجمه اختصاصی پروموویز ❦❦❦

Tags

other
Veröffentlicht am: 2020-12-03
Downloads: 10
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

در انتظار سقوط یک ستاره بودم تا بببینم که پس از تابشش چه کسی رو روشن میکنه

به خودم گفتم باید از احساساتم پیروی کنم و بزارم خودش ساخته بشه

از کوه و تپه بالا میرم

من زمین شکننده تنهام ، بدون هیچ هدف و نگرانی فقط برای اینکه بتونم بیشتر پیش برم

نمیخوام با سرنوشت سازش کنم چون تو قلب من یه خونه هست

اون خونه مال توست؛ فقط تو

ولی بهم بگو کیم و راهمو بهم نشون بده

اگه تو رو نمیدیدم، چی به سرم میومد؟

تو چیزی رو که خیلی مهم بود و تمام توجهم رو ازم گرفتی

من بدون تو کیم؟

بهم بگو کیم و راهمو بهم نشون بده

وقتی عروسک خیمه شب بازی گرما رو تجربه می کنه

دیگه چشمش رنگ ها روخاکستری یا سیاه و سفید نمیبینه

تو چیزی رو که خیلی مهم بود و تمام توجهم رو ازم گرفتی

دیگه چشمش رنگ ها روخاکستری یا سیاه و سفید نمیبینه

بهم بگو کیم و راهمو بهم نشون بده

تو تنها کسی هستی که هویتمو میدونه

گ

گر

گرگ

[حواست به صخره تو جنگل باشه، ممکنه یه زندگی تو خطر باشه]

!ما ژای شینگ

میدونستم

تا وقتی این زنگوله برنز دارم

همیشه میتونی پیدام کنی

میشه باهام بیای

میخوام چند تا زالزالک شیرین بخرم

واقعا نمیدونم چی میگی

همراهم میای؟

....داری میگی

هنوز کینه داری چون

بهت گفتم هیولا؟

و اینم گفتم که ممکنه بهم صدمه بزنی؟

اون حرفا خیلی بهت صدمه زد نه؟

برای همین نمیخوای بگی که کی بودی؟

شاهزاده خانوم

انگار الانم به خاطر یکی دیگه

دچار سوتفاهم شدی

راس میگی

درسته

وقتی منو توحیاط دربار صدام کردی

با یکی دیگه اشتباهت گرفتم

اون موقع

باید میشناسختمت

چون قبلا همو دیده بودیم

چطوری نشناختمت؟

چطوری اخه؟

خوب میدونستی

اون شب

نمیتونستم ببینم که از عشق یه طرفه داری زجر میکشی

بخاطر همین گذاشتم

فکر کنی من یکی دیگه ام

و شینگ ار صدات کردم

گوش کن

جوری که اون اسم رو گفتی

مثل خودش بود

خیلی مثل اون بود

ولی یه شباهت بزرگتری هم هست

کل آدمای این دنیا

فقط تو میتونی

بخونی و باد رو ببینی

اون روز تو پل دیدمت

وایساده بودی

منتظر بودی

باد، کیسه عطر رو پخش کنه

تو کل آدما

فقط پسر گرگی

میتونه به موقع نجاتم بده

این توانایی رو

فقط مردی که پیش یه گرگ بزرگ شده میتونه داشته باشه

شینگ ار

پسر گرگی

!برگشتی

من ارباب بو، سومین شاهزاده ام

ممکنه به ارباب بو بشناسید

من یبار یه دوستی داشتم

که خیلی شبیه ارباب بو بود

یه زخم روش شونه ش داشت

من زخمی ندارم

حتی با زشتیتم

خیلی شبیهشی

من اون پسر گرگی نیستم که بهش بتونی خیانت کنی و هر طور میخوی بهش صدمه بزنی

تو واقعا یه پسر گرگی

درست میگم؟

میدونستم که دنبالم میای

میدونستم

میدونستم که دنبالم میای

پسر گرگی

تو زندگیتو خطر انداختی تا بگی پسر گرگی، دوستته

اگه نبودم چی؟

میدونستم که اونی

همونطور که باور داشتم که دلیلی داری که

مرگ برادرتو قایم یکنی

من قبلا درست میگفتم

مطمئنم که اشتباه نمیکردم

اگه نمیتونستم نجاتت بدم چی؟

اون روز

زندگیتو از دست دادی تا اعتمادتو بهم نشون بدی

ولی بازم من نتونستم سر وقت برسم

برای همین از صخره افتادی

و دیگه پیدا نشدی

اولش فکر میکردم که

دیگه زنده نیستی

ولی انگار زنده ای

تو ارباب بو شدی

این همه وقت کنارم بودی

چرا بهم نگفتی؟

برای دروغم ازم متنفری؟

من نمیتونم

عالیجناب نجاتم داد

میخواست که گذشتمو فراموش کنم

هویت من بعنوان پسر گرگی از دیگران پنهان نگه داشته میشه

گفت که به کسی نگم

ولی تو فهمیدی

من سر زندگیم باهات شرط بستم و ازت خواستم همه چی رو اعتراف کنی

حالا میدونم که تو پسر گرگی بودی

اگه عالیجناب بخواد تنبیه کنه

من قبولش میکنم

عالیجناب

میخواست این راز بمونه که آبرو منو حفظ کنه

حالا چون منو تو باهم نامزدیم

اگه به اعلی حضرت التماس کنم

شاید تورو ببخشه

به جز دستور عالیجناب

من نگران اینم یودم که

اگه میفهمیدی من، همون ارباب بوی ترسناک هستم

نه اون گرگی که دوستش داشتی

چقدر نا امید بشی

ارباب بو اصلا نمیتونه پسر گرگی باشه

باید بگم نه تنها پسر گرگی نیستم

بلکه ممکنه تبدیل به ارباب بویی بشم که ازش متنفری

پس این راهته که از من محافظت کنی؟

مثل همون روز

ترجیح میدم ازت کینه به دل بگیرم

تا اینکه بذارم توی کوه شکار گرگ بمونی

چرا؟

چرا دوتامون احمق بودیم

راه محافظتمون

فقط باعث زجرمون شد

من میخوام برم پیش ارباب شون

درمورد نوشته ت به برادرم میگم

نمیخوام نگران باشه

بعد از یه سال جدایی

کلی کار داریم

که باهم بکنیم

قول میدم

حالا که برگشتم

دیگه از هم جدا نمیشیم

یادت رفت یه چیزی رو برگردونی

کیسه عطر

برو

من مراقبتم

ما ژای شینگ

وقتشه که بدهیتو بدی

این اولین جاییه که همو دیدیم

چرا تو

میخوای من اینجا بدهیمو بدم؟

جایی میخوام باشم که ارباب بو نباشه

ارباب بو پسرگرگی بوده

پسر گرگی الان ارباب بوست

درست میگم؟

باهاش تو صخره یه حرفایی داشتی

مجبورش کردی با پریدن از صخره ثابت کنه

من همه چیز رو دیدم

دیروز که منو بردی اونجا

میدونستم یه چیزی کمه

طبق چیزیایی که به من گفتی

و بخاطرشون از عمارت ارباب شون زدی بیرون

میدونستم که باید دنبالت کنم

چیزی که شوکه م کرد

اتحاد تو و ارباب بو بود

ما ژای شینگ

من خسته شدم که همش بهت کمک میکنم

من چو یو ژن رو برای تو دزدیدم

اخرش چی گیرم اومد؟

ارباب بو مثل پسر گرگی بهت وفاداره

صبر کن

پسر گرگی و ارباب بو

معلوم شد یه آدمن

چطوری دوباره عاشقشون شدی؟

تو حتی بهم فرصت ندادی که تلاش کنم

جی چونگ

تو میخواستی کمک کنی

برای اون

همیشه قدردانتم

قبلا بهت گفتم

وقتی ناراحت و درد داری

من پیشتم

نمیزارم تو درد غرق بشی

فکر میکردم که میتونم مردت باشم

ببخشید

باختن به ارباب بو

برام قبول کننده نیس

ولی باختن به پسر گرگی

قبولش میکنم

اون توسط گرگا بزرگ شده

خوی دلیرانه ای داره

اون از صخره پرید تا تو رو نجات بده

هرجا بودی

تا وقتی زنگوله رو مشینید

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left