Die ersten 200 Zeilen.
رتبه؟ عنوان؟
همه شونُ توي فاضلاب بنداز
اينها براي من اصلاً مهم نيستند
...اما براي تو
...تو
نمي تونم ببخشم
...خيانت به يه دوست مردي که بهت اعتماد داشت
...مزاحمت ايجادکردن براي من و لرد"کو"
...نابود کردن زندگي "جين يونگ"، زندگي من
نمي تونم اينهارو فراموش کنم
يه دکتر؟
آدم پليدي مثل تو؟
يه قاتل مثل تو
نه، نمي تونم اين اجازه رو بدم
همه چيز مشخص ميشه
مطمئن ميشم که حقيقت روشن بشه
پس، اين کارو ميکني؟ واقعاً؟
اين موضوع قبلاً تموم شده
اين ديگه چيه دوباره؟
يه قاتل؟
...قاتل
نه، اشتباه ميکني
اين موضوع براي من تموم نشده
براي تو تموم شده
...قاتل
تويي
!سرورم، سرورم
سرورم
!"لرد"کو
دکتر
"کارآموز"بائک
چي شده؟
..."لرد"کو
...حالشون بدتر شده
دکتر
...بانوي من
..."کارآموز"بائک
...چطور؟
چه اتفاقي براشون افتاده
تشنج کردن
...خيلي سريع شروع شد و الان
نه، نه، نمي تونه اين اتفاق بيافته
نمي تونه بميره، نمي تونه
...طب سوزني
خودشه
مي تونيم تنفسشُ دوباره برگردونيم
...فشار آوردن به عروق کنترل کننده هنوز هم مي تونه
نه
بس کن، خواهش مي کنم
ولم کنيد، ولم کنيد
اشتباه من بود
من اين کارو کردم
من کشتمش
...کارآموز
جراحي سر؟ ايده ي بي معني بود
...اگه فقط من
...اگر فقط
به خودت بيا
اشتباه مي کني
مي دوني با آخرين نفسش چي گفت؟
که اين تقصير تو نبوده
تو مقصر نيستي
تا لحظه آخر اينُ گفت
متوجهي؟
تا لحظه آخر هم نگران تو بود
...نه، سرورم
نه
...نمي تونيد بريد
...سرورم
بانوي من
"جين يونگ"
چي...چي گفتيد؟
لرد"کو" چي شدن؟
ايشون فوت کردن، عاليجناب
حدود ساعت هشت
عاليجناب
!عاليجناب، عاليجناب
..."لرد"کو
فوت کرده؟
لرد"کو" فوت کرده؟
بله، عليا حضرت
نه، اون نه
آدم خوبي مثل اون
...اوه، نه...
سرورم
سرورم، سرورم
سرورم
"لرد"کو- سرورم-
"لرد "کو
..."لرد "کو
آقا؟ يه دکتر؟
من؟
نمي توني؟
...نه... اين نيست
...اين کار فراتر از عهده منه، نمي تونم
چرا نمي توني؟
آقا؟
کي گفته که نمي توني يه دکتر يا يه گياه شناس بشي؟
کي گفته که يه دکتر اسب نمي تونه آموزش ببينه تا انسانهارو درمان کنه؟
اما يه اشتباه مي تونه اثر سم رو بدتر کنه
تو خطر بزرگي مي افتيد
نه، بهت اعتماد دارم، مي توني اين کارو بکني
مهم نست شب يا زمستون چقدر طول بکشه
بالاخره بهار ميشه
اينُ مي دوني؟
بله
خوبه،هيچ وقت اينُ فراموش نکن
...حتي در اعماق تاريک ترين نا اميدي ها
هرگز فراموش نکن که بي عدالتي نمي تونه تورو شکست بده...
هيچ وقت فراموش نکن که تو مرد خوبي هستي
درست همون طور که پدرت بود
...سرورم
..."لرد "کو
..."لرد "کو
سرورم، مي بينيد؟
درمانگاهُ مي بينيد؟ ثمره زحمات تمام زندگيتون
الان با طب سوزني حالت بهتر ميشه
حالت چطوره؟
هنوزم پشتم درد مي کنه
نبضت ضعيف ميزنه
يه چيزي براش درست کن که حالشُ بهتر کنه
!نادون پير
!نادون
چي گفتيد؟ نادون؟
بذار ببينيم وقتي شما اين کارو مي کنيد چي ميشه، بعد
نگاش کن همه جاهاي منُ گرفته
بذار ببينم، پات بهتر شده؟
بله، آقا
بي حرکت نگهش ندار بهش تمرين زياد بده
بله، آقا
عاليجناب، بازپرس اعظم مي خواهد شمارو ببينه
بياد داخل
"لرد"کو جومان
اينجا
اين چيه؟
اينُ بين وسايل لرد"کو" پيدا کردم
قبل از اين که بميره اينُ نوشته
"کوانگ هيون"
راه و باز کن
با نوي من
بانوي من، مشکلي پيش اومده
...بيرون.. بيرون
همين جاست، پيداش کنيد
آقا
کوانگ هيون" کاري نکرده" لطفاً ببخشيدش
کنار بايست
آقا، حالتون خوبه؟
بجاش منُ ببريد
"نه "کوانگ هيون
گفتم کنار بايست
...آقا
! کوانگ هيون" فرار کن"
!برو - ! فرار کن-
بگيريدش- !بله آقا-
لطفاً ببخشيدش
بهتون التماس مي کنم
همه مارو ببريد زندان
اما زندگيشُ بهش ببخشيد
ببريدش کنار- بله آقا-
"کوانگ هيون"- "کوانگ هيون"-
"کوانگ هيون"
اون هم تو جراحي شرکت داشته؟
بله آقا
ببريدش کنار- عاليجناب-
بانوي من- بانوي من-
بانوي من
بايدچيکار کنيم؟چيکار؟
بانوي من
بايد چيکار کنيم؟
بانوي من
نه، نه
"کارآموز" بائک
"کوانگ هيون"
پرستار
کنار بايست، برگرد
"کوانگ هيون"..."کوانگ هيون"
..."نه، "کوانگ هيون
...نه
...نه...نه
...کوانگ هيون، نه
پرستار- ...نه-
...پرستار
..."کوانگ هيون"
چي؟ پس بازجو ها، "اين جو" و "کوانگ هيون" رو بازداشت کردن؟
بله، به دستور عاليجناب
صبر کن، اونها اعدامش مي کنن؟
اين کارشون به اين معنيه؟
آه، اينجاييد
بريد تو، عاليجناب و نايب السلطنه منتظرند
هرگز تصورش هم نمي کردم اين جوري از دستش بدم
نمي تونم صحنه از حال رفتنشُ فراموش کنم
هيچ عذري براي "بائک کوانگ هيون" وجود نداره
بايد بهاي اين "جراحي" رو صدها و هزاران بار پس بده
البته، عاليجناب
لرد"کو" مي خواستن که با آرامش برخورد کنيد
اما اين ديگه زياديه
پسره بايد بميره
براي همين فرستادم دنبالتون
عاليجناب
هيچ مشکلي تو جراحي وجود نداشت؟
No comments yet. Be the first to leave one.