Die ersten 200 Zeilen.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
اندرسون؟ - حاضر -
آرجنتا؟ - حاضر -
کلمنز؟ - حاضر -
کاکس - بله قربان، حاضر -
آروم باش پسر هرروز این کارو میکنیم
نابلاک
حاضر متاسفانه
عجب آدمیه - نه؟ -
خیلیخب، برای گزارش "یودیای" دیگه کافیه
... حالا قبل از اینکه بریم
شیفت شبیها چهارتا مهاجر غیرقانونی رو توی ساحل ایمپریال دیدن
که داشتن اطراف حصار شنا میکردن
سهتاشون دستگیر شدن
... میخوام شما تازهکارها حواستون به
جزر و مدی که الان هست، باشه
این میتونه روی استراتژی کسایی که از مرز رد میشن اثر بزاره و قطعا اثر میزاره
اه، آدمهای فراری از راه آب
شنا میکنن به سمت آزادی
روشنایی
... اگه بخوام نصیحتتون کنم
هوشیار باشید، زنده بمونید و توی یوتیوب نرید
هی، فکر کنم من با توام
اسمم کاکسـه گرت کاکس
... گوش کن، وقتی قراره با من بیای
همهچیزهایی که توی آموزشهات یاد گرفتی رو باید فراموش کنی
مخصوصا درمورد شناسایی
این کارا بهخاطر اینه که به جوکت نخندیدم؟
حوزه استحفاظی ما شامل 161 کیلومتر
از هر مرز زمینی و آبی توی آمریکاست
حالا توی این منطقه، ضمیمه چهارم حفاظت به کار نمیاد
که یعنی من میتونم هرکسی که بهش مشکوک ... بشم که داره قانون مهاجرت رو
میشکونه متوقف کنم و بگردمش و مطمئن باش اینکارو میکنم
اصلا هم مهم نیست تو چه حسی داری
چقدر دیگه میخوای به بوتهها خیره بمونی؟
به بوته نگاه نمیکنم
دنبال نشونه عبورم
چه غلطی میکنی؟
باید این پیام رو جواب بدم - تو حین انجام وظیفهای -
آره، خیلی ... خیلی طول نمیکشه
خب، بعضیوقتا فقط همین یه لحظه غفلت لازمه
اونجا رو میبینی؟
کارتل یه سری دیدزن داره
کارشون اینه که حواسشون به ما باشه
... بهمحض اینکه ایمیلت رو چک کنی
یه نفر رو از مرز رد میکنن
یا شاید بدتر، با یه اسنایپر تیر میزنن
ها؟
ببین، تا وقتی داری با من کار میکنی
تنها کاربردت اینه که کار من رو آسونتر کنی
... ای
!هی - !خدایا -
!هی
!کلمنز
داره شنا میکنه به سمت مکزیک !بزار بره
!هیچکدوم از این احمقا شنا بلد نیستن
اوه، گندش بزنن
!کلمنز
مرکز، ویکتور 107 هستم یه افسر تیر خورده
تکرار میکنم، یه افسر تیر خورده
!هی
کیرتوش
!اومدم، اومدم
گرفتمش، گرفتمش، گرفتمش، خیلیخب
راهنماییم کن
همینجا
ماسک رو آماده کن
27 28 29 30 - برو -
خیلیخب، خب، خب دوباره
زودباش، زودباش
زودباش عوضی
هی، هی - آره، آره، آره -
حله روی پهلوت، چیزی نیست
خیلیخب مشکلی نیست، مشکلی نیست
زودباش، زودباش واقعا این کار ضروریه؟
این مرد تقریبا مُرد
هی، توی این دنیا دو دسته آدمن
اونایی که انتخاب میکنن قانون شکنی کنن و اونایی که انتخاب نمیکنن
خط واقعی اینه نه اون حصار کوفتی
... حالا، اگه میخوای شب بری خونه
بهتره این رو یادت بمونه
هی، زودباش
بلند شو
گرفتمش
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو Overhaul :مترجم
سلام ول چه خبر؟
چی کارا میکنی؟
خوبم تو چی؟
بچهها چطورن؟
میگذرونن
... زنگ زدم ببینم کارهای
خونه چطور داره پیش میره
عه، یه چندتا مشکل پیش اومد
یه خورده بیشتر از چیزی که فکر میکردم طول میکشه
خب، بانک مدام زنگ میزنه
ببین، دوست ندارم بهت فشار وارد کنم بن
... اما باید یهچندتا از وسایل
قدیمی خاوی رو بفروشم ساعت طلا، جت اسکیش
همینطور برانکو قدیمیش
من و بچهها میخوایم این هفته وسایل انباری رو بفروشیم
اما اصلا کافی نیست
هی ول متاسفم، من باید برم
روش کار میکنم
سلام بن
از دیدنت خوشحالم دوست من
من نمیتونم همچین حرفی رو بزنم
بیا قدم بزنیم
... اگه میخوای من رو بکشی
نمیشه بدون قدم زدن انجامش بدی؟
من قاتل نیستم بن
... اما افرادت کله دوتا مامور رو
... قطع کردن، پس جوری رفتار نکن که
انگار یه قدیسی
این شغلی نبود که مدنظرم بود
توی آمریکا رفتم کالج
خیلی درس و مشقم تو مدرسه خوب نبود
من آدم خانواده دوستیام درست مثل تو
... و وقتی بابام مریض شد
چارهای جز برگشتن به خونه نداشتم
آخرین تصمیمش این بود که من رو مسئول کسب و کار کنه
اداره کردن خانواده
میتونی تصور کنی که برادر ... بزرگترم، پسر اول خانواده
خیلی خوب باهاش کنار نیومد
بیا، خیلی راه نمونده
هی، چرا اومدیم اینجا؟
... چون تو برادرم رو برگردوندی خونه
اون از تو خوشش اومده
و این اصلا خوب نیست
... میدونم دانته رو بابت کاری که
با اون دختری که بردی شمال کرد قضاوت میکنی
زدن اون دختر؟ آره
نیازی به گفتن نیست که شوهر زن سابقم رو هم کشت
دانته خودش مراقب خودش بوده
هنوز خیلی چیزا مونده که باید تجربه کنه
من معتقدم اون میتونه تبدیل به یه آدم متفاوت بشه
یه مرد بهتر - آره -
اما پدرش همچین امیدی نداره
... برای سالها، پورتو لیبره
معروف به خرچنگهاش بود
اما مدت کوتاهی بعد از اینکه ... ما اومدیم اینجا
تورهای ماهیگیرها شروع به گم شدن کرد
مازو ازشون استفاده متفاوتی میکنه
اون دشمنهاش رو میاندازه توی تورها
بعد پرتشون میکنه توی دریا زنده زنده
میزاره خرچنگها کارشون رو بکنن
اونا میتونن هرچیزی رو هضم کنن
به جز دندون
سر راهش قرار بگیری یه راهی برای نابود کردنت پیدا میکنه
... اگه اون همچین هیولاییه
چرا نذاشتی توی اون زندان بپوسه؟
... اگه میفهمیدن اون کیه
ممکن بود کل خانواده در خطر بیفته
و من نمیتونم بزارم همچین اتفاقی بیفته
خانواده از خانواده مراقبت میکنه بن
گمون کنم این مال توئه
میخوام بهت پسش بدم
شاید یه موقع نیاز به مراقبت از خودت داشته باشی
با اون نه
انتخابت رو کردی
سلام
سلام دوست من
تو چطور اومدی اینجا؟
سیویک کوفتی
برات یه چندتا آبجو آوردم
میزاری بیام داخل؟
نه
جدی میگی؟
مرد، راه طولانیای اومدم
خب، یه عالمه کار سرم ریخته
باید قبل از اینکه میومدی بهم زنگ میزدی
آره، نمیدونستم باید نوبت بگیرم
اینجا چی کار میکنی؟
روز تعطیلم بود
گفتم شاید بتونیم یکم باهم وقت بگذرونیم
جوری حرف میزنی انگار نمیخوای من اینجا باشم
چطور اینجا رو پیدا کردی؟
همون دختره ... میدونی، اونی که
نصف شب آوردی اونطرف مرز
ماریا النا
آره
هاه
عاشق کاریام که با اینجا کردی
آره حس و حال کلمنز قدیمی رو میده
اگه کل مدت داشتی روی این ... کار میکردی
چرا بیشتر پیش نرفتی؟
این حرفو یه کسی داره میزنه که تاحالا دست به ابزار نزده
حالا شدی مسئول ساخت و ساز؟
... عه - فکرش رو هم نمیکردم -
اونقدرا هم آسون نیست نابغه
مخصوصا وقتی باید تنهایی انجامش بدی
خیلیخب، خب الان که من اینجام
میتونم کمکت کنم
آها
اخیرا عادتت شده یه دفعه منو تنها بذاری
... هی، اون شب کجا رفتی
وقتی که ... من رو توی خونهات تنها گذاشتی؟
دستمال توالت تموم شده بود
اوه، آره، درسته
مهمونی کیتی چی پس؟
No comments yet. Be the first to leave one.