Die ersten 200 Zeilen.
صبحبخیر، مانستروپلیس
من جکم - من هم جیل هستم -
..و به برنامه من جیغ میزنم
تو جیغ میزنی! خوش اومدین
شهروندان مانستروپلیس بهشدت
"دربارهی آینده انرژی "قدرت خنده در اختلاف باقی ماندند
برای بحث پیرامون این مبحث
امروز از طریق «دوربین جیغ» در اختیار جیمز پی سالیوان از کارخانه هیولاها
و از جانی ورثینگتون از کمپانی ترس هستیم
ممنون از جفتتون که بهمون ملحق شدین
چاپلوسی بسه
اسمش ادب و نزاکته، جیل
بیا با شما شروع کنیم، آقای سالیوان
لطفا، سالی صدام کن - اوه، نه -
نمیذارم با شیرینزبونی قانعم کنی
قدرت خنده خطرناکت رو قبول کنم
اوه، قدرت خنده خطرناک نیست
منبع انرژی قابل اتکا و تمیزیه
پس داری میگی جیغها کثیفاند؟ - نه -
جیل، منظورش این نبود
مطمئنم، آقای ورثینگتون دوستدارن جواب این حرف رو بدن
لطفا، جیل، جانی صدام کن
!اوه! باشه
بفرما، جانی
جیل، من سالی رو خیلی وقته میشناسم
و مطمئنم به حرفهایی
که درمورد قدرت خنده میزنه اعتقاد داره ولی درست میگی
حتما - ولی ناآزمودهست -
عه، یه لحظه وایستا - تو وقت صحبتت رو داشتی -
جانی؟
!سالیوان: جیغها کثیفاند
شاید در آینده امکان پذیر و شدنی باشن
...ولی امروز - آره، ولی -
من و همسایههام انرژی مطمئن و امن میخوایم
...ولی خندهها هم امناند، میدونین
آقای سالیوان
چرا کسی باید حرفات رو باور کنه؟
صبرکن - تو از دانشگاه هیولاها -
«برای تقلب توی «بازیهای ترساندن اخراج شدی
محض رضای خدا
و اخیرا، توسط مجرم محکوم شده
و مدیرعامل بدنام سابق کارخانه هیولاها
هنری جی واترنوز تعلیم دیده شدی
!مجرم محکوم شده
...جیل
پس چرا باید بهت اعتماد کنیم؟
بهنظرم "کسی که بار دروغ گفته تقلب کرده
"بازم هم اینکار رو میکنه
،و اگه جیل استاد یه چیزی باشه
تقلب و دروغ توی کالجه
این که دوتا چیزه
و وقتمون تموم شد
یه لحظه بهم فرصت بدید بذارین توضیح بدم
بعد از سخنی از حامی مالی برنامهمون
که اتفاقا اون هم از جک خوشش نمیاد بر میگردیم
خودش گفت؟
خب میتونست بهتر پیش بره
...آره، بدترین مصاحبه تاریخ بعد از
نوچ، این بدترین بوده تاحالا
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
« هیولاها در محل کار »
...میتونم بهتون
خب، چرا الان دارم به یه نارگیل نگاه میکنم؟
میدونی این سوالیه
که هر دفعه بالای درخت نخل بیدار میشم از خودم میپرسم
...ولی این دعوتنامهت
به جشن سوپرایز سالگرد شروع به کار فریتز
سوپرایزه، واسه من
سوپرایز؟
سوپرایز - سوپرایز -
امشب توی«شریکی تیکی» برگزار میشه
اوه، امشب؟
رأس ساعت هشت، دیر نکنی
حتما بیا - اوه، آره، روی منم حساب کنین -
راستش، امشب کاری دارم
یه کار خیلی مهم نمیتونم به وقت دیگهای موکولش کنم
...اوه
اوه، چه بد که نمیتونی بیای، تایلر
یه خبر بزرگی رو میخوام اعلام کنم
خبری که روی همه تأثیر میذاره
یه خبر بزرگ؟
بازنشستگی؟ قربان
امیدوارم بهیاد داشته باشی اینجا کی بهت وفادار بوده و کی نه
نوبتم فرا رسیده، برم به مامانم زنگ بزنم
خب، برنامه مهمت چیه، دابل تی؟
...برنامه مهم ...خب
میدونی چیه؟ ببین ساعت چند شد
باید... باید بریم به بخش خنده، مگه نه؟
بهمون حقوق نمیدن که یللی تللی کنیم
یوهو
هومم
خب، آمادهای بهم بگی برنامههای بزرگ و مخفیانهت چیاند؟
اومم
این طعم جدیده؟
مزهش شبیه شیر تُرش ـه
خیلی خوشمزهست
الان آمادهای بهم بگی؟
یا خدا، نه
الان آمادهای بهم بگی؟
الان چی؟
...یا الان
!یا الان
چرا اینقدر برات مهم بگم برنامهم چیه؟
!چراغ قرمز
چون دوستای صمیمی همیم، تایلر
جیک و پوک زندگیم رو بهت میگم
« مترجم: سینا اعظمیان » .:: Sina_z ::.
میدونی چیه؟ فراموشش کن
اگه واقعا نمیخوای بهم بگی
برنامههای بزرگ و مخفیانهت چیاند اشکالی نداره؟
ممنون
میدونم داری چی کار میکنی
چی؟
چی؟ چی کار دارم میکنم؟
خیلی خوشمزهای - چی کار دارم میکنم؟ -
چی کار دارم میکنم؟
چی کار دارم میکنم؟ - باشه -
باشه، تو بردی - میخوای بدونی امشب چی کارهام؟ -
با جانی ورثینگتون قرار شام دارم
!جانی ورثینگتون
جانی ورثینگتون از کمپانی ترس؟
ساکت باش
توی نمایشگاه کریپ یهکم حرف زدیم
و بعدش به شام دعوتم کرد
خب، دستیارش دعوتم کرد
خدای من، بهنظرت خواستهش چیه؟
فکر کنم فقط میخواد باهام آشنا بشه
بهنظرت جانی میخواد بهترین دوست ابدیت بشه؟
چون باید بدونه ما بهترین دوستهای ابدی همیم
و ابدی آخر کار یعنی برای همیشه
پس تا ابد بیخ ریشمی
اوه، نگران این بودی؟
ول، بیخیال من و تو یه تیمیم، باشه؟
قرار نیست جایی برم
قول انگشت کوچیکه؟
قول انگشت کوچیکه
چیه؟
تا حالا متوجه نشده بودم
ولی واسه یه هیولا به این گندهای دستای خیلی کوچولوئی داری
نخیر کامل اندازهشون متناسب و معمولیه
خیلی ممنون
حتما، درسته
...ولی - اوه، چه کوچولوست -
هوم
آقای ورثینگتون هنوز نرسیدن
میشل، بهسمت میزشون هدایتشون کن - بله، از این طرف جناب -
باعث میشی ضربان هر چهارتا قلبم سریعتر بزنه، عقشم
بچهها نمیخورین؟
سالگردمون مبارک، عزیزم
تو رو از همه بیشتر دوست دارم، آره
آقا
خیلی ممنون
این صندلی آقای ورثینگتونه
جدی؟ خیلی ببخشید
میام، اینطرف
صدای صندلی بود نه من
ببین؟ دوباره میرم
اینجائی
تایلر تاسکمون
...اوه، آقای ورث
خب، جانی من، خیلی خیلی متأسفم
ببخشید که منتظرت گذاشتم
ببینش کت و شلوار پوشیدی
خوش تیپ شدی، پسرجون
ممنون، مال پدربزرگم بوده
مُرده
متأسفم - نباش -
خیلی وقت پیش مُرده، پس ناراحت کننده نیست
خب اون موقع ناراحت کننده بود روند قرارمون خوبه؟
حس میکنم دارم زیادی اطلاعات بیجا میدم
دقیقا
روز خسته کننده و طولانیای بود
بیا نوشیدنی سفارش بدی، باشه؟
آره، بیا همین کار رو کنیم
یعنی میدونی اگه مرسومه
خب، من نمیدونم
نه، نه
نه، نه
پس مشروب نمیخوریم؟ باشه
ببخشید، یالا، سالی
بیا بریم، یهکم بالا کلاستر رفتار کن
نظرت چیه با پیشغذا شروع کنیم؟
اوه، نه - پس اهل پیش غذا هم نیستی -
نه، نه، آره، نه
پیش غذاها عالیاند
...عاشقم پیش فقط باید دستام رو بشورم
قاعده مرسومش اینه
ببخشید، نه، نه
نه، چرا اینجائین؟
عه عه! فکر کردم میرین شریکی تیکی
[ تیکی بارها نوعی بار و رستوران است که تم و استوایی و فرهنگ پلینزیایی دارد ]
رفتیم ولی بعد رز گفت تیکی بارها
یادآور خطرات ازآنخودسازی فرهنگیه
اگه میموندیم شب سر آسوده زمین بذاریم
پس اومدین اینجا؟ - نمیدونستم اینجائی -
اگه یادت باشه امروز صبح خیلی صادق نبودی باهام
راستی باید خلط برولهش رو حتما امتحان کنی
شنیدم حرف نداره
باشه، همهچیز درست میشه
No comments yet. Be the first to leave one.