Die ersten 197 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(جهنم سینگلی)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(جهنم سینگلی)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
حالا نتایج نهایی رو اعلام میکنیم
رتبه بندی شرکت کننده های مرد رو
برای گرفتن یه فرصت برای ملاقات تو بهشت داریم
مقام اول، جو یونگ جه
!اووو- ممنونم-
مبارکه
مقام دوم
چوی جونگ وو
مقام سوم، کیم جین یونگ
همگی کارتون عالی بود
اوه- خدای من-
اوه
فکر کنم به گریه میوفتم- منم میتونم گریه کنم الان-
اون درست مثل قولی که به سولگی داد، واقعا تمام تلاششو کرد
آفرین- کارت درسته-
اوه خدایا
این چیه دیگه؟
واقعا این چیه؟- عجب برنامهی عجیبیه-
من به خاطر جونگ وو گریه ام گرفته- چرا همه گریه میکنن؟-
چیشده؟- چرا گریه میکنه؟-
چرا گریه میکنه؟
این چیه آخه؟- ...چرا آهنگه انقدر-
...خیلی
احساس عجیبی دارم
کاراکتر اصلی این فصل، چوی جونگ وو
اوه لعنتی خیلی ناراحت کنندهست
این پیروزی اونه
این یه برده که با استفاده از تلاش خودش به دست آورده
یعنی، این بخاطر اینه که
ما میدونیم موقع مبارزه چه ذهنیتی داشت
میدونیم
حتی با اینکه توسط دو نفر دیگه از دور خارج شده بود
باز هم فکر میکرد که: نه، نمیشه بیفتم بیرون از اینجا
اون چندبار از دور خارج شد
ولی هر دفعه
تلاش میکرد که دوباره برگرده با این فکر که
"مهم نیست چی میشه، باید ببرم"
میتونستم همهی اینارو تو چهرهش ببینم
کارت عالی بود- کارت عالی بود-
کارتون عالی بود- کارتون عالی بود-
تبریک میگم، برندهی واقعی تویی- کارت خیلی خوب بود-
...جونگ وو تو واقعا- کفش هارو فراموش نکنی-
جونگ وو فوق العاده بود- واقعا همینطوره-
با پاش داشت مقاومت میکرد
عالیه که جونگ وو دومـه- شگفت انگیزه-
اون اینکارو کرد چون فکر میکرد آخرین فرصتشه
اون انجامش داد
از نفس افتادم- برو به جونگ وو بگو کارش عالی بود-
درسته- یه چیزی بگو-
الان؟- !آره-
نه نمیخوام- چرا نمیخوای؟-
چرا نمیخوای؟ این آخرین بازیه- درسته-
نه، من فقط نمیخوام چیزی بگم
آسون نیست- جالبه-
جالب نبود- من خیلی خسته ام-
اگر الان مجبورم کنن دیگه نمیتونم این کارو انجام بدم
...الان دیگه همه میخندن، قبلِ این همه قیافه شون
میدونم، الان همه سبک شدن
!آفرین- !بچه ها کارتون عالی بود-
ممنون
جونگ وو بالاخره میره بهشت
آره میره- !جونگ وو میره-
!جونگ وو بالاخره میره- !جونگ وو-
نبرد خوبی بود، انگار خودم دعوا کردم
با قلبم جنگیدم- واقعا سخت بود-
خیلی باحال بود- آره واقعا-
عالی بود
اونا تسلیم نشدن- درسته-
کسایی که مورد توجهم بودن جونگ وو، هان بین و جین یونگ بودن
آره
خیلی خوب بود- سولگی چیزای زیادی تو ذهنشه-
خیلی فکر میکنه- نه-
منظورت از نه چیه دقیقا؟
فقط بگو که هستی- لذت ببر-
خیلی بامزه ای- فقط ازش لذت ببر-
جونگ وو باید هیجان زده باشه
باید به خودش افتخار کنه- اون به تنهایی اینکارو انجام داد-
اون مدام میخواست کارایی رو انجام بده که خودش میتونست تنها انجام بده
انگاری جین یونگ با استراتژی از تکنیک استفاده کرد
آره، اون از تکنیک استفاده میکرد
انگاری داشت ورزش میکرد- آره، باید ورزش رو دوست داشته باشه-
طوری که مبارزه کرد شبیه جوجیتسو بود، نه؟
نمیتونم پیش بینی کنم جین یونگ- کی رو انتخاب میکنه جین یونگ؟-
قراره جالب بشه
همهشون، انگار، میلرزیدن
قراره بدون نگاه کردن انجامش بدی؟
نادین خیلی مضطرب به نظر نمیاد؟ از نظر نحوه چرخوندن روبیکـش
باید نگاهش کنی- اون الان مضطربه-
کنجکاوم که جین یونگ کی رو انتخاب میکنه
درسته، اگر سولگی قبلا انتخاب شده باشه
موندم اوضاع تهش چجوری میشه- منم همینطور-
فکر میکنم سه جونگ میره
سه جونگ؟ امیدوارم اون بره- درسته-
ولی از قبل میدونیم که یونگ جه و جونگ وو کی رو انتخاب میکنن
درسته، خیلی واضح و روشنه
ولی الان جین یونگ خیلی بی قراره
درسته، یعنی جین یونگ کی رو انتخاب میکنه؟
احساس میکنم پوستم داره میسوزه- میدونم-
فکر میکنم جی یونگ کسیه که نسبت به قلب و احساساتش صادقه
پس هرکاری بخواد انجام میده
و من تا الان نتونستم خیلی خوب خودمو به جین یونگ نشون بدم
به خاطر همین هم فکر نمی کنم منو انتخاب کنه
اشکال نداره
چی؟ این چادر ما نیست؟- مال ماست-
میشه اینجا بشینم؟- بله که میشه-
از وقتی با یکی دیگه رفتی بهشت داری سرد رفتار میکنی
چی؟
از وقتی با یکی دیگه رفتی بهشت داری سرد رفتار میکنی
نه اینطوری نیست- دارم شوخی میکنم-
سرد برخورد نمیکنم
بستنی خیلی خوب بود
بستنی خوردی؟- بستنی و شربت-
هردوتاشون خیلی خوب بودن
اونجا کلی غذای خوشمزه خوردی
ولی امیدوارم این دفعه نری
این بار؟ آره- آره-
اگر نری لذت بیشتری داره
میدونم، البته
از دیروز که رفتم بهشت حالم خوبه
ولی انگاری همه اینجا بیشتر کیف کردن
دیروز کلی خوش گذشت- واقعا؟-
سو یون و سه جونگ و سولگی، همه
همه گفتن خیلی عالی بوده
...گفتن بیشتر از همیشه خندیدن- جدی؟-
...به حدی که گلوهاشون آسیب دیده
ولی تو نبودی
همه چیزای باحال و سرگرم کننده رو از دست دادی- آره، میدونم-
پس، درنهایت هرجایی که من هستم خیلی باحال و سرگرم کننده میشه فضاش
باشه بابا
بهت که گفتم، هرجا من باشم خوش میگذره
پس بیا امروز اینجا بمونیم و خوش بگذرونیم- باشه-
باید فکر کنم امروز باید چیکار کنم
آره؟- آره-
باید بری تو وگرنه پوستت میسوزه- فعلا که هیچ نشونه ای از سوختگی نیست-
اوه، واقعا؟
باید سالم باشی
مراقب باش
برو تو- باشه-
بعدا میبینمت- گفت و گوی خوبی داشته باشین-
باشه
این یکی الانه که از گرما غش کنه
خداحافظ
سولگی
احیانا، وقت داری یکم صحبت کنیم؟
اگر چیزی برای گفتن نداری، من برم تو
ببخشید؟- اگر حرفی برای گفتن نداری من برم تو-
فکر کردم شاید یه کمی سرت شلوغ باشه
میخوای بریم اونجا راه بریم؟- اوه، آره-
باشه
امروز خیلی برای بهشت شیک و پیک کردی
تو حتی بیشتر شیک و پیک کردی خودتو، سولگی
هیچوقت اینجوری ندیده بودمت
اوه- بد موقع-
اوه خدای من
چرا از پشت نگاهشون میکنه؟
اون از کجا اومد؟
آسیب ندیدی؟- هوم؟-
آسیب ندیدی؟- نه، صدمه ندیدم-
خدایا
خیلی بده
میخواستم دوم بشم
خیلی مشتاق نفر اول شدن نبودم
ولی باید از سه نفر نفر دوم میشدم این خیلی بده
تو هنوزم کاملا باحال به نظر میای
،من تلاشمو کردم برای همین ام نتیجه رو پذیرفتم
هممم
جونگ وو
جونگ وو خیلی قوی بود
جونگ وو هم خیلی مصمم بود برای برنده شدن
هممم
،خب، من باختم، پس، ظاهرا
...اون تورو با خودش میبره، اما
هیچ کاری از دست من بر نمیاد...
،وقتی با من رفتی بهشت، آمم
یه تاثیری روی هم گذاشتیم
"تو واقعا از "تاثیر گذاشتن خوشت میاد
،قبلا یه بار شنیدم که گفتیش "تاثیر گذاشتن"
چی؟ کی تاثیر گذاشته؟
من همه چیو شنیدم
که سفرت به بهشت با یکی دیگه خیلی برات تاثیر گذار بوده
یه جور دیگه ای از تاثیر گذاشتن
اون یکی... بهشت واقعا جاییه که همینکار رو میکنه
تصمیم گرفتی که با کی میخوای بری؟- اوه، با چه کسی میرم؟-
آره، تصمیم گرفتم
خب، پس، میتونم ازت یه چیزی بپرسم؟
چی ؟- معیارت برای انتخاب چی بود؟-
معیار؟
آره، فکر میکنم خیالم راحت تر میشه اگه بدونمش
هممم
...ممم
کسی که درباره هویتش کنجکاوم
بر اساس اون انتخاب کردم- همممم-
...به هر حال
الان که میدونمش بهترم. بریم
No comments yet. Be the first to leave one.