The Last Empress

The Last Empress (황후의 품격)

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

황후의 품격~The Last Empress E29-E30❤️(Barcode)❤️
Ein Kommentar von Mary_fall
❤️@barcodesubtitle❤️

Tags

other
Veröffentlicht am: 2019-01-10
Downloads: 10
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

مامان

مامان

مامان

منو ببخش مامان

منم

خیلی دیر اومدم نه؟

مامان تو خیلی زود سردت میشد

از تاریکیم متنفر بودی

باید سردت باشه

بیا بریم

بیا بریم خونه

مامان

مامان

چه خوابی میدیدی؟

چیکار داری میکنی؟ - اینو من باید از تو بپرسم -

عجب استقبالی

مگه بهت هشدار ندادم؟

بهت گفتم بدون اجازه وارد اقامتگاهم نشو

ما ازدواج کردیم

چه اشکالی داره پادشاه وارد اقامتگاه ملکه اش بشه؟

تو نبودی که‌ میگفتی باید ادای زوجا رو در بیاریم؟

قضیه اینه که خوابم نمیبره

میشه امشب اینجا بخوابم؟

چی؟

داری سر به سرم میذاری؟

حوصله ی کل کل باهاتو ندارم برو بیرون

نیومدم اینجا کل کل کنم

پس فقط بذار یکم اینجا بمونم حداقل اینکارو که میتونم بکنم نه؟

برو بیرون زبون آدمیزاد حالیت نیست؟

برو بیرون برو بیرون

ملکه - برو بیرون -

اوه سانی واقعا خیلی جالبه

کاری میکنه دلم بخواد بدستش بیارم

چی؟ ازدواج کردیم؟ عجب دیوونه ایه

باید قفل بزنم به در

بله سرپرست چون

الان کجایین؟

سرپرست چون

آقای نا وانگ شیک

بانوی من

مادرم

مامانم

مامان

من همه اون آدمایی که

این بلا رو سرت آوردن میکشم

همشونو زجرکش میکنم

مجبورشون میکنم بهم التماس کنن

پس تا اون موقع صبر کن

باشه؟

من خیلی

متاسفم مامان

خدایا خودتو نگاه کن مامان داری جلو ترسناک بودنتو میگیری

من دیگه دعوا نمیکنم از اینکارا خسته شدم

حتما درد داشته

حتما خیلی سردت بوده

مامان بیچاره ام

دیگه سردش نیست

خدانگهدار

اون شب یک نفر اینجا فوت کرد

هیوک با ماشین بهش زد

عالیجناب؟ - دیدی سر قولم موندم -

واقعا خودتونین؟

التماس میکنم مامانمو نجات بدین

برای اینکه شواهدو از بین ببره

نه تنها تمام فیلم های دوربین مداربسته رو از بین برد

ولم کنین

بلکه یه مدرک جعلی هم برای خودش دست و پا کرد

درستش اینجوریه

اون مدرک شما بودین بانوی من

من ازش محافظت میکنم

قول میدم

بیدار شدی؟

وانگ شیک

اوضاع چطوره؟

من خوبم

حالم خوبه پس نگران نباش

بیا بغلم ببینم

خواب مامانو دیدم

واقعا؟

گفت داره میره یه جای دور

تو که مثل مامان تنهام نمیذاری نه؟

چرا باید اینکارو بکنم؟

تا آخر عمرم مثل چسب بهت چسبیدم

این علامت سرپرست نگهباناس؟

آره چرا؟ میخوایش؟

اگه‌ بخوای میتونی داشته باشیش

بیا اینجا من برات وصلش میکنم

خیلی خفن شدی که

هروقت دلت برام تنگ شد میتونی به این نگاه کنی

واقعا میدیش به من؟

خیلی خفنه

یه بغل دیگه؟

خب؟ نا وانگ شیک صبحم پیداش نشد؟

فکر کنم فعلا دیگه کاری نمیکنه

من نگهبانا رو اونجا گذاشتم پس لازم نیست نگران باشین

مطمئن شو که زنده میاریش پیشم خودم میخوام کارشو تموم کنم

راستی دستت چی شده؟

موقع تمرین آسیب دیدم

خیلی به خودت فشار نیار

اگه انقدر تمرین کنی یه روز میزنی منو میکشی

شاید

چی؟

ترسیدین؟

خیلی بامزه ای

ملکه چطوره؟

انگار خیلی صمیمی شدین

خیلی سریع تر از اونچه که فکر میکردم دارم باهام صمیمی میشه

چی؟

باهات صمیمی میشه؟ راز موفقیتت چیه؟

بازم سعی داشتی بکشیش چطور میتونه انقدر راحت باهات صمیمی بشه؟

من فقط از دستورات شما پیروی کردم

خب که چی؟ من شدم آدم بده؟ تو بی گناهی؟

منظورتون چیه؟ - هیچی -

ما سعی کردیم همونطور که دستور داده بودین اقامتگاه ملکه رو بچینیم اما

اما؟

قبول نمیکنن

چی؟ چرا؟

اگه اینا رو قبول نکنین ما میمیریم

همین حالا برگردین

اینو نمیبینین؟

این دستور ملکه اس سریعا برشون گردونین

پادشاه دستور دادن که اقامتگاه ملکه دوباره چیده بشه

خانم چوی

کانگ هی رو بیار پیشم

بله بانوی من

چی باعث شده که اینجا بیاین شاهزاده؟

میخواین بگم براتون خوراکی بیارن؟ یا صبحانه؟

بفرما

اینا برای منن؟

دیوونه شدی؟

ازت میخوام خیلی خوشگل توی یه گلدون بچینیشون

ببخشید؟

تو کارت توی تزئین کردن گلا خوبه

یه هدیه برای مادره

پس خیلی خوشگل توی گلدون بچینشون

ازت خواهش میکنم

میشه خودتو جمع و جور کنی؟

آخه چرا باید به تو گل بدم؟

خیلی خوشگلن شاهزاده آری

ممنون

اینکه خوشحالین منو خوشحال تر میکنه

چیکار میکنین؟

اینا چین؟ - این؟ -

اگه اینکارو بکنم جلوی هوای سردو میگیره

میتونین بگین کارگرا اینکارو بکنن

یا اصلا میتونین ازشون بخواین اینجا رو گرم تر کنن

چرا این چیزای زشت رو میزنین

این دیگه چیه؟

این؟ این کیسه آب گرمه

اگه بچسبونیش به خودت گرم میشی

بخوام اینجا رو گرم کنم خیلی گرون میشه گفتم خرج الکی نکنم

شما فوق العاده این مادر

با اینکه پولدارین اما کلی صرفه جویی میکنین

شما نمونه ی یه اشراف زاده ی قدر دانین

نه نیستم

من پول ندارم

خدای من من همه چی رو میدونم

چی؟

وقتی که مادربزرگ فوت کرد براتون یه

چی؟

هیچی مادر

اینو میخوایش؟

من با این چیکار کنم؟

نظرت چیه؟ باحال نیست؟

برای وقتی که یه چیزی فکرتو مشغول کرده خیلی خوبه

باعث میشه وقتت بگذره همینطوری میترکونیشون

چیزی هم هست که شما بلد نباشین؟

شما الگوی منین

میدونی که پادشاه یورا رو ول کرده؟

شنیدم - و با این حال بازم خیلی خونسردی -

گویا شاهزاده آری ملکه رو ستایش میکنه

کی چه میدونه اگه بشینی و هیچ کاری نکنی چه اتفاقی میوفته

منظورتون چیه؟

تظاهر به فروتنی نکن

تو حتی سعی کردی تاج و تخت رو از ملکه سوهیون که دوستت بود هم بدزدی

نه اینکارو نکردم

این شما بودین که اون شب منو به اتاق ملکه فرستادین

یه جوری میگی

انگاری مجبورت کردم کاری رو که نمیخوای انجام بدی

اگه واقعا دوستش بودی

باید با خوابیدن با پادشاه مخالفت میکردی

اما حتی ازش بچه دار هم شدی

من مطنئنم خبرم نکردین که راجب گذشته ها صحبت کنیم

نمیخوام که سانی رو زیاد توی قصر نگه دارم

امل نقشه هم ندارین که منو ملکه کنین

چی؟

ملکه؟ ولمون کن بابا

طبیعتا من هیچ علاقه ای به ملکه شدن ندارم

فکر هم نمیکنم که بتونم قلب پادشاه رو بدست بیارم

گرچه

اگه واقعا لازمه که ملکه رو بیرون کنین من کمک میکنم

این برای بهتر شدن وضعیت آری ئه

چطور برام جبران میکنین؟

جبران کنم؟

داری ادای یورا رو در میاری؟

فکر کردی کی هستی؟

فقط کاری که بهت گفته شده رو انجام بده چقدر گستاخ

هفت سال پیش

روز مرگ ملکه سوهیون

یه مهمونی اتمام ساخت توی قصر جدید بود

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left