Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
شخصیت ها، اتفاقات، و مقطع زمانی) (به نمایش در آمده کاملا تخیلی هستند
روحهای گمشدهی کسایی که مرگ ناعادلانهای داشتن
پرسه میزنن تا مردم رو آزار بدن
و بلاهای طبیعی درست کنن
قانون چیز عادلانهای برای همهست برای نجیب زادهها
مردم عادی و بردهها یکسانه
...مردم شکایتنامه پر میکنن
تا به حاکمان از بی عدالتی شکایت کنن
و در این بین کسایی هستن ...که به افراد بی سواد
در طول شکایت حقوقیشون کمک میکنن
مردم بهشون میگن وکیل
واو- عالیه-
بالاخره رسیدیم به هانیانگ
حالا میخواین چی کار کنین؟
باید یه دفتر حقوقی باز کنم
...شما تمام پول پس اندازتون از خارج شهر رو
خرج پول بلیط کشتی کردین
هیچکس بدون داستانی برای گفتن به هانیانگ نمیاد
و هیچکسم بدون قصهای برای تعریف کردن از هانیانگ نمیره
نمیگیری چی میگم؟
الان هر کسی رو که میبینی منبع درآمد منه
اینجا بهترین جا برای دفتر زدنه
منظورتون از اینجا چیه؟
اینجا
اینجا؟
اینجا حتی بوش فرق میکنه
یه چیزی مشکوکه
عاشقشم، بوی هانیانگه
::::::::: آيــــ(وکیل چوسان)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
این چنده؟
خوب به نظر میاد- !ماهی بخر-
بیا و ماهی تازه بخر
بیا اینور بازار ماهی دارم
!کلاه بامبو هم هم دارم بیا چندتا کلاه بخر
دو تا کاسه سوپ برنج
بله
براتون بهترین سوپ برنج هانیانگ رو آوردم
ببخشید- !بله-
نوش جان- آره آره-
بخور- بخوریم-
اینو بگیر
آیگو، ممنونم
به علاوه
تسلیت میگم
...باید براش یه تابوت خوب
برای راهش به اون دنیا بخری
ممنونم، بانو هونگ
امیدوارم ختم بدون هیچ مشکلی پیش بره
ممنونم
یه نوشیدنی سرد برای شما
اوایل
شبیه جوون ترین دختر یه نجیب زادهی ورشکسته بودی
ولی الان، چیزی بیشتر از یه دختر خدمتکار به نظر نمیای
...هیچکس به راحتی به یه تجارت خونه که
که یه شاهزاده میگردونش نمیاد که کمک بخواد
آخه اصلا کدوم شاهزادهای تجارت خونه باز میکنه؟
برای همین اینکار رو انجام دادم
هیچکس دیگهای نمیتونست انجامش بده
ولی باید یکی انجامش میداد
...شاهزا
...شاهی
چهار تا سکه شاهی
با چهار تای دیگه
چقدر میشه؟
باید اینجوری انجامش بدی
بانو هونگ، خانم رئیس
از نوشیدنیت لذت ببر
بعدی، لطفا
به منم یه لیوان بده
یکی برای شما- !منم یکی میخوام-
!اینجا! من یکی میخوام- یه لحظه-
منم میخوام- !من نفر بعدی بودم-
! بگیر- ممنون-
!این افتضاحه
شراب آلوی پایین خیابون عطر و بوی خیلی بهتری داره
چی ریختی تو این؟
میشه به منم آدرسش رو بدی؟
چرا انقدر بی مزهست این شراب؟
این افتضاحه- !جاش رو به منم بگو-
چی؟
آیگو- تو اینجایی-
اون شراب فوق العادهای داره
بوش عالیه
اینجا- من یه لیوان شراب میخوام-
بدو
آیگو- مچکرم-
!منم یه لیوان میخوام
بوش عالیه
،از نوشیدنی تون لذت ببرین پیش بقیه ازش تعریف کنین
تو- بله؟-
!آی
چطوری جرئت میکنی اینجا شراب آلو بفروشی؟
!آیگو، نه
!بکش اونور، پیر خرفت
!مادر
!اینجا چیزی برای نگاه کردن نیست
!پسرم
!پسرم، برو
!پسرم
!برو، پسرم
بگیرینش
!بگیرش
ای وای
دارین چیکار میکنین؟
!ببخشید
!برو کنار
!تو
!از سر راهم برین کنار
!بکش اونور
!وایسا
!بیا، یکم بخور
نه؟
لطفا بزارین اینجا قایم بشم
اگه بگیرنم تا سر حد مرگ کتک میخورم
نمیتونم بزارم بمیری، پشت اسطبل قایم شو
!کجا رفتی، عوضی
!بیا بیرون
!ما پیدات میکنیم- یکم بیشتر، برو اون گوشه-
!لعنتی
کجاست؟
تو
الان کسی رو دیدی بدوئه داخل؟
کجایی؟
پیداش کنین- !افتادی تو چنگم-
به نعفتونه زودتر پیداش کنین
!اونجائه
تو- بیا اینجا-
ای لعنتی
...برای همینه که
باید اطاعت میکردی و امتیاز دلالی ما رو میدادی
چطور جرئت میکنی شراب آلو رو بدون اجازه صنف ما بفروشی؟
!دزدهای عوضی
من اول این کسب و کار رو شروع کردم
و از برنجم برای درست !کردن اون شراب استفاده کردم
برای چی شما باید سهم حق فروش رو بگیری؟
بلند شو
هنوزم حالیت نشده نه؟
بلند شو
!بسه
...فکر کردی کی
...تو کی
این کیه؟
تو کی هستی؟
چیه؟
بیا بریم
بلند شو
شماها دارین تو حیاط پشتی تجارتخونهی من چیکار میکنین؟
چی میخوای؟ تو کی هستی؟
اون صاحب سوونگوک، بانو هونگه
میگو دودی، کوزه شراب
آخور و علوفهرم خراب کردین
خسارتش پنجاه نیانگه، حداقل
اینجا وایسادی که پول خسارتشو بدی؟
ایش
آه
بیاین بریم
تو شانس آوردی
!آیگو چه خرابکاریای
آیگو
اشکالی نداره، تو میتونی بری
چی؟- من فقط برای اینکه بترسونمشون اینو گفتم-
نگران نباش و برو
ولی اینا خیلی باارزشن
ممنونم، بانوی من
ممنون، سو وون
قدردانشم، بانوی من
اون حرومزادهها کیان؟
اونا بخشی از صنف جانگن
ته و توی قضیه رو دربیار
بله، بانوی من
الکلی که حتی نمیتونی بفروشیش ارزشش از آب زبالهام کمتره
چه دنیای بیرحمی
میخوای از گرسنگی بمیرم؟
دوباره همدیگه رو دیدیم
تو واقعا یه وکیلی؟
...درسته، من
یه وکیلم، کانگ هان سو
!ای تفاله
چرا داری همهی کاسه کوزههارو سر من میشکونی؟
من کسی نبودم که پدرتو درآوردم
وقتی دیدی یکی به یه چیزی احتیاج داره باید کمکش کنی
اصلا بخاطر همین وکیلی
اونموقع، تو هنوز منو استخدام نکرده بودی
...من
فقط برای سکه کار میکنم
ببخشید؟
حس میکنی باهات ناعادلانه رفتار میشه و داره بهت فشار میاد؟
اگه اینطوریه، خب ازش شکایت کن
...استفاده از قانون
آسون تر و سریع تر از جست و جوی عدالته
...ترجیح میدم
قبل از اینکه بهت اعتماد کنم خودمو غرق کنم و بمیرم
...کجا میل دارین
خودتونو غرق کنین؟
تو دیوونهای
راه دیگهای برای زندگی کردن داری؟
میخوای ماهها نگران باشی و شبا با چشمای خیس بخوابی
ببین کسی به حرفات اهمیت میده یا نه
من مثل آب خوردن پیشنهاد دادم بهت کمک کنم تا از این مخمصه خلاص بشی
No comments yet. Be the first to leave one.