Die ersten 194 Zeilen.
SANDS Movie :ارائه اختصاصی توسط
شوارتزنباکها دارن میان؟
بله.
خب، حالا باید چی کار کنیم؟
خب، من جانت، سرایدار رو پیدا کردم.
اون قبول کرده که مسئولیت آمادهسازیها رو به عهده بگیره.
اون نزدیک زندگی میکنه، پس طول نمیکشه بیاد.
شما باید تو آپارتمان بمونید تا وقتی که اون برسه،
که در اون صورت از کار برکنار میشید و میتونید برید خونه.
اما با حقوق کامل.
باشه. متأسفم.
باید جواب اینو بدم. اه، سرایدار باهاتون تماس میگیره.
« مــرد عــلــیــه بــچــه »
- الو؟ - سلام عزیزم.
من جانت هستم،
سرایدار شوارتزنباکها.
- اوه. - متأسفم، ما یه مشکلی داریم.
باشه. بله، شنیدم. اما شما که دور نیستید، نه؟
اوه، خب، مشکل همینه.
من کمی دختر شیطونی بودم، میبینی.
پترا فکر میکنه من تو چیزویکم. من در واقع با مادرم تو پرتشایر هستم.
شما در اسکاتلند هستید؟
گوش کن، اصلاً مشکلی نیست.
من به زودی میرم ایستگاه، و اواخر امشب پیش شما خواهم بود.
اوه، باشه.
اوه، جای نگرانی نیست.
من یه نقشهای کشیدم.
خب، یه کارت اعتباری تو کشوی دفتر آشپزخونه هست.
اگه یه لیست کوچیک به پرینترتون بفرستم، میتونید خرید رو شروع کنید؟
عجب. لیست طولانیایه.
بالاخره.
بسیار خب، مرد کوچولو. بذار ببینیم تو مسافرخونه جا هست یا نه.
شکلات با انجیر. شکلات با انجیر.
آها!
شکلات با انجیر.
بفرمایید.
و...
و شامپاین دوم پِریگنان.
شامپاین. بفرمایید.
بله. دوم پِریگنان.
اوف.
خدای من.
"بیست و چهار"؟
باشه.
بفرمایید.
یکی دیگه هم تموم شد.
خانم هاکوپیان؟
داشتم میرفتم به سمت ایستگاه،
اما یه چیز دیگه یادم اومد.
آقای و خانم شوارتزنباک
نمیتونن بدون سوسیس مالیدنی ترافلیشون سر کنن.
چی؟
سوسیس مالیدنی، عزیزم، با جگر گوساله و ترافل سفید.
ممنونم.
خدای من. اوه.
حالا، ما به یه چرخ دستی دیگه نیاز داریم.
این یک وضعیت اضطراری سطح ۱ هست. اولویت فوری.
ما یک نوزاد گمشده داریم. تکرار میکنم، نوزاد گمشده.
تمام واحدها، ما یه نوزاد گمشده داریم. تمام.
و بچه قطعاً توی صندلی ماشین بود وقتی شما رفتید؟
بله! بله، خودم بستمش.
شما با جورجیا هاکوپیان تماس گرفتید.
لطفاً بعد از شنیدن بوق، پیام بگذارید.
اوه، سلام.
فقط میخواستم دوباره به خاطر اون قاطی کردن بچهها عذرخواهی کنم.
و، اه...
و اینا رو بهتون بدم.
راستش، اینا خیلی خوبن.
خیلی لطف دارید.
- باشه. - ممنونم، ترور.
آره.
خب، امیدوارم کریسمس خوبی داشته باشید.
آره. من، اه...
- من فقط اینو سُر میدم. - ممنونم.
بیا، آرچی.
هیلی!
سلام، آنابل. سلام، آرچی.
خب.
بفرمایید.
حالا.
بهت گفتم اون کفش تو نیست.
بده.
بفرمایید. ممنونم.
خواهش میکنم.
خوش بگذره! خداحافظ! خداحافظ!
این از تو. بیا، آرچی.
- هه. - بریم.
همینجا بمون.
آرچی! برگرد!
نه! نه! بیا کنار!
ببخشید! الان میارمش پایین!
بیا کنار! نه!
آرچی، کجا داری میری؟
خب. بیا، بریم.
بریم.
الو، آنابل؟
سلام!
خانم سگ؟
اوه، نه.
اوه! نه. آرچی! آرچی!
اون کفش رو به من بده!
آرچی!
نه! سوسیس مالیدنی نه!
ببین.
ببین چی دارم.
یه کفش.
یه کفش خوشگل برای تو.
بیا و برش دار، آرچی.
نه، جاسوئیچی نه!
ول کن. ول کن، آرچی. ول کن. سگ خوب.
ول کن! ول کن.
ول...
اوه، نه. اوه، نه.
نه!
جاسوئیچی نه! جاسوئیچی نه!
کجاست؟
آخیش!
خانم هاکوپیان؟
گوش کن، میترسم هوا اینجا افتضاحه،
و قطارها، عزیزم، همهشون قاطی پاتی شدن.
پس، با قطار شبانه میام. اشکالی نداره؟
و اگه میتونستی یه کم شروع به تزئین کردن آپارتمان بکنی، ممنون میشم.
لوازم تزئینی تو انبار طبقهٔ پایین هست.
باشه. اه...
- و ما به یه درخت کریسمس نیاز داریم. - اوه!
فکر میکنید از کجا میتونم یکی از اونا رو بگیرم؟
اوه، نگران اون نباش. میگم جف یکی بیاره.
اون مسئول تمام گیاهان و جانوران برای پنتهاوسه.
برای نصبش کمک میخواید؟
اوه، نه، نیازی نیست.
من به اندازهٔ کافی درخت کریسمس تو زندگیم نصب کردم.
البته که این کار رو کردید. من شما رو دوست دارم، ترور.
سوسیس مالیدنی رو گرفتی؟
بله.
- بله، گرفتم. - نمره کامل، عزیزم.
میدونستم با شما در امانیم.
فردا صبح زود میبینمت.
باشه. خداحافظ.
آرچی!
نه! نه، نه، نه، نه، نه!
- الو؟ - آنابل از طبقهٔ سوم هستم.
پیامتون رو گرفتم و فقط میخواستم بدونم میتونید سگ منو بیارید پایین؟
نه.
متأسفم،
چون...
من در حال حاضر بیرونم.
خب... کی برمیگردید؟
خب، گفتنش کمی سخته.
دو ساعت؟
سه تا شاید؟
چطوره وقتی برگشتم بهتون زنگ بزنم؟
آه. سلام، ترور.
لیونل، چطوری؟
امروز روزیه که باید اسبابکشی کنیم.
نمیتونم باور کنم واقعاً داره اتفاق میافته.
بفرمایید.
خدای من.
اصلاً قراره اینو بذارم تو چی؟
خوبه.
حالا تمام کاری که باید بکنیم اینه که تزئینش کنیم.
وقتی یکی خوابیده.
بیا.
گوسفند.
کاه.
آرچی، بیا.
بسیار خب.
اووه...
هوم.
خوبه.
باید پیپی کنی.
بالاخره، باید پیپی کنی!
بیا، آرچی.
برو.
درسته.
پسر خوب.
درسته. برو. برو.
آره. آفرین، آرچی.
حالا.
من به یه چیزی نیاز دارم...
خب، نگاه کن.
خوبه.
بفرمایید.
خب.
حالا...
بله! بله!
بله، اینجاست! آه!
آه! اونجاست! پسر من اونجاست!
اوه! کارشو انجام داد؟
- انجام داد؟ - قطعاً انجام داد.
اوه، چه پسر خوبی! اینم پسر خوب من!
اوه، خب، ممنون که ازش مراقبت کردی.
- خواهش میکنم. - دارید میرید بالا؟
بله. بله.
و، اه، شما اه، پنتهاوس هستید، نه؟ هوم.
No comments yet. Be the first to leave one.