Kin - Second Season

Kin - Second Season

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 2

Release Info

Kin 2021 S02E06 WEB x264-TORRENTGALAXY
Kin 2021 S02E06 720p WEBRip x265-MiNX
Kin 2021 S02E06 WEBRip x264-TG
Kin 2021 S02E06 1080p WEBRip 10bit AAC x265-HODL
Kin 2021 S02E06 1080p RTE WEB-DL AAC2 0 H 264-RNG
Ein Kommentar von LightWorker
🆔 نیما نعـیـمی | FilmKio.Com 🆔

Tags

web
x264
webrip
720p
720
BRip
x265
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
Veröffentlicht am: 2023-04-26
Downloads: 36
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫دوست داری اعترافت رو بشنوم، فرانک؟

‫بابت هیچکدوم از کارایی که کردم، ‫متأسف نیستم

‫قلبش سه دقیقه ایستاد، برن

‫مُرده بود

‫اگه بازم برای کشیش‌ها داستان تعریف کنه

‫بیشتر از این مرگ ‫رو تجربه می‌کنه

‫خانواده‌م کسب و کارت رو متحول می‌کنن

‫اما شما که با خانواده کینزلا کار می‌کنید

‫محافظتمون رو خواهی داشت

‫باتوک‌ها واقعا دارن با این بدهی ‫خونمون رو می‌مکن

‫شک ندارم همین الآن جایگزینمون رو هم ‫انتخاب کردن

‫اگه منم بودم، وین مدیگان رو انتخاب می‌کردم

‫این برای توئه

‫تو هم بخشی از این خانواده هستی

‫از آنا فاصله بگیر

‫وگرنه من رو می‌کشی، مایکل؟

‫- یه چیزی در مورد خودت بهم بگو؟ ‫- مثلا چی؟

‫مثلا یه چیزی که تو گوگل ‫در موردت نخونده باشم

‫همه‌ش که واقعیت نداره

‫اما یه چیزاییش که واقعیه

‫خب وقتی داشتیم وسایل داناوان رو ‫بررسی می‌کردیم

‫این رو پیدا کردیم. ‫نسخه‌ی اصلی...

‫حاوی اثرانگشت آماندا کینزلاست

‫از اداره پلیس دوبلین بهم خبر رسوندن

‫میگن برای آماده کردن پرونده ‫به زمان بیشتری نیاز دارن

‫چرا باید لحظه آخر بخوان ‫به تعویق بندازنش؟

‫کم خبرچینه

‫به خاطر ایمونه؟

‫آماندا در جریانه

‫مشکلی با این موضوع نداره

‫آنتونی و وایکینگ ترتیب کم رو دادن

‫بیا امیدوار باشیم ‫که حواسشون جمع بوده باشه، مگه نه؟

‫نمی‌خوایم که بیفتن زندان

‫مدت‌ها بود که کِم با خانواده کینزلا ‫کار می‌کرد

‫فکر می‌کنم یه چیزایی بدونی...

‫که کمکمون کنه گیرشون بندازیم

‫نیکیتا کی، تو به اتهام...

‫اجیر کردن یک یا چند نفر ‫به منظور ارتکاب قتل بازداشتی

‫نیکی!

‫نمی‌خوام اینجا باشی

‫داری من رو به خاطر کِم بیرون می‌کنی؟

‫دارم بیرونت می‌کنم

‫چون دیگه نمی‌تونم بهت ‫اعتماد کنم

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫اسم

‫اسمتون، لطفاً

‫نیکیتا کی

‫متوجهی چرا اینجایی، نیکیتا؟

‫گمون کنم

‫تو به استناد بند چهارم...

‫از قوانین ۱۸۶۱ حقوق فردی ‫در برابر حملات شخصی...

‫و مظنون بودن برای اجیر کردن...

‫یک یا چند نفر به منظور ارتکاب قتل بازداشتی

‫حالا مامور فولی باید تمام بدنت رو ‫بازرسی کنه

‫می‌تونیم صبر کنیم تا وکیلت ‫در این اداره حاضر بشه

‫نه

‫ازت می‌خوام لباس‌هات رو دربیاری

‫و بذاریشون روی میز

‫چقدر از لباس‌هام رو باید دربیارم؟

‫همه‌ش رو ‫تمام لباس‌هات رو باید دربیاری

‫بذارشون روی میز

‫میشه کمکم کنید، لطفاً؟

‫کمکش کن

‫"خویشاوند"

‫« مترجم: نیما نعیمی » ‫.:: LightWorker ::.

‫چه مرگته؟

‫نکنه کَر شدی؟

‫خب؟

‫دونال تو اداره پلیسه ‫هنوز نتونسته نیکی رو ببینه

‫پلیس دقیقا چی گفت؟

‫فقط اینکه به خاطر شراکت در ارتکاب قتل بازداشته

‫- اصلا جور درنمیاد ‫- می‌دونم

‫احتمالا مربوط به کاریه که کِم ‫برام انجام داده... قضیه کُشتن اون شاهد

‫پولش رو نیکی پرداخت کرد

‫خبر داره آنتونی دیشب همراهت بوده؟

‫نه، اگرم می‌دونست امکان نداشت چیزی بگه

‫با توجه به نحوه دستگیر شدن نیکیتا

‫دقیقا بعد از کشتن کِم

‫بهم میگه یه نفر داره خبرچینی می‌کنی

‫اسم دوست‌دختر کم چی بود؟

‫- جس. جس دوگان ‫- جس دوگان

‫برو سراغش. بیارش اینجا

‫ببینیم چی برای گفتن داره

‫منتظر چی هستی؟ ‫زود باش!

‫باشه

‫مشکلی پیش اومده؟

‫چی شده؟

‫فقط سوار ماشین شو

‫چرا این کار رو کردی؟

‫- چی؟ ‫- کم رو میگم

‫نمی‌دونم در مورد چی حرف میزنی...

‫بهم دروغ نگو، آنتونی ‫برن برام تعریف کرد

‫تو بودی که ماشیه رو کشیدی؟

‫نه، وایکینگ انجامش داد. ‫من کنار ماشین منتظر موندم

‫باشه

‫می‌دونی که پلیس‌ها به وایکینگ مشکوک شدن

‫و نیکیتا رو دستگیر کردن؟

‫معنی خاصی نمیده

‫یعنی تلفن نیکیتا رو دارن

‫و می‌تونن تمام پیام‌ها و تماس‌هاش ‫رو با وایکینگ بررسی کنن

‫امیدوارم اسم تو داخل هیچکدومشون ‫نیومده باشه

‫فقط به خاطر بودنت در اونجا...

‫می‌تونی به قتل محکوم بشی

‫اگه مجرم شناخته بشی، ‫یه عمر باید بری زندان

‫چرا باید چنین ریسک احمقانه‌ای رو بپذیری؟

‫قرار نیست محکوم بشم ‫حواسمون جمع بود

‫خب پس چرا نیکی رو بازداشت کردن؟

‫نمی‌دونم

‫قبلش کِم رو کجا ملاقات کردید؟

‫دم در خونه‌ش سوارش کردیم

‫اما تو ماشین منتظر موندیم ‫و کلاهمون رو هم گذاشته بودیم

‫کسی ما رو ندید

‫تلفنت چی؟

‫خونه گذاشته بودمش

‫و لباس‌هایی که پوشیده بودی؟

‫با کتونی‌هام و ماشین همه رو آتیش زدیم

‫بهت که گفتم، مامان ‫حواسمون جمع بود

‫لعنت بهت، آنتونی

‫خفه شو، فلوید

‫نباید منتظر بمونیم؟

‫می‌خواید یه نفر دیگه زودتر ‫دخلشون رو بیاره...

‫و کار و کاسبی ما رو خراب کنه؟

‫باید بریم سراغ کدومشون؟

‫مایکل

‫بیشترین پول برای اونه

‫آره. اما وایکینگ چی میشه؟

‫حقشه یه گلوله تو مغزش خالی شه

‫همه‌شون حقشونه

‫اما به خاطر مایکل هزینه زیادی پرداخت می‌کنن

‫مایکل منزوی و خونه‌نشینه

‫خب که چی؟

‫می‌دونید کجا زندگی می‌کنه

‫می‌دونید بچه‌ش کجا زندگی می‌کنه

‫فقط پیداش کنید

‫باید با مایکل صحبت کنم

‫ردیفی، آنتونی؟

‫شنیدی نیکیتا دستگیر شده؟

‫نه. چرا؟

‫یه ارتباطی با کشته شدن کِم ‫توسط وایکینگ داره

‫برن وایکینگ رو مجبور کرده ‫برای کشتن کِم، آنتونی رو هم با خودش ببره

‫روبراهی؟

‫آره، فقط...

‫ادی لوکاس رو دیدی؟

‫آره، در مورد مدیگان حق داشتیم

‫گزینه اصلی باتوک‌هاست

‫کلی برای حمایت ازش هزینه‌ کردن

‫پس قطعا نقشه‌ای دارن؟

‫آره، باتوک‌ها بهش پیشنهاد پول و اسلحه دادن

‫باید زودتر دخلشون رو بیاریم

‫خب، اگه هنوز منتظر پول و سلاح هستن

‫پس یه مقدار زمان داریم ‫تا برنامه‌ریزی کنیم

‫چیز دیگه‌ای نگفت؟

‫که طی تمام معاملاتش با پسرعموش، حمزه...

‫هیچ اشاره‌ای به نورای نشده

‫فکر می‌کنی حمزه داره تنهایی ‫کاسبی می‌کنه؟

‫برام جای تعجب نداره

‫و ظاهرا تمام مدتی که بیدی داناوان ‫باهامون کار می‌کرده...

‫داشته از باتوک‌ها دستور می‌گرفته

‫بیدی داناوان کوفتی

‫پلیس‌ها همین رو دارن

‫باید برم

‫آنتونی! دارم میرم بیرون

‫می‌خوام هر لباسی که دیشب پوشیده بودی رو

‫جمع کنی و بریزی داخل لباسشویی

‫اگه پلیس‌ تماس گرفت بدون اجازه ‫نذار وارد بشن

‫و اگه هر سوالی ازت پرسیدن ‫هیچ جوابی نده

‫فقط درجا به خودم زنگ بزن

‫- وسایل بابا کجان؟ ‫- هان؟

‫وسایل بابا تو حموم

‫نیستن. کجان؟

‫من و پدرت می‌خوایم با همدیگه در موردش ‫باهات صحبت کنیم

‫به خاطر عمو مایکله؟

‫چی؟

‫نه

‫خودم زنگ میزنم بابا ‫و راستش رو ازش می‌پرسم

‫سلام

‫یه سوال فرضی ازت دارم

‫باشه

‫اگه اطلاعات یه حساب بانکی رو

‫به شریک تجاریم داده باشم که بعدش ‫کشته شده

‫و پلیس‌ها به اون اطلاعات حساب ‫دسترسی پیدا کرده باشن..

‫چیکار می‌کنن؟

‫می‌دونن حساب متعلق به توئه؟

‫اینطور بگیم که می‌دونن

‫اگه مشکوک بشن که از اون حساب

‫برای مواردی مثل پولشویی ‫یا تروریسم مالی استفاده شده

‫می‌تونن از دیوان عالی دستور بگیرن

‫تا تراکنش‌های حساب بانکیت...

‫در اختیارشون قرار داده بشه

‫پس اصولا می‌تونن بدون اطلاع من...

‫حساب بانکیم رو تحت نظر قرار بدن؟

‫کاملا

‫قبل از اینکه شروع کنیم، می‌خوام...

‫یه اظهاریه از پیش آماده شده ‫توسط موکل رو بخونم

‫بفرمایید

‫موکلم در این بازه زمانی ‫هیچ حرفی برای گفتن نداره

‫ولی سوال‌هاتون رو مدنظر قرار میده

‫و اگر تونست در آینده جوابتون رو میده

‫می‌تونی تایید کنی که اسمت ‫نیکیتا کی هستش؟

‫نظری ندارم

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left