Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
من میدونستم این اتفاق میوفته
::::::::: آيـــ(دروغ های پنهان در باغچه من)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
هی، اومدی
بیا، اینجا بشین
هی، پنجره رو باز کن یکم هوا عوض شه
باشه
خب پس تو دنبال سومینی؟
برای چی؟
تو جیرجیرکی؟
جو ته-گیونگ، به معنای درخشان و بزرگ
،من همچین اسم فوق العادهای دارم پس منو جیرجیرک صدا نزن
حالا بهم بگو. برای چی؟
ما میخوایم سومین رو ببینیم
بخاطر شوهرت؟
ولی میبینی، خانوم خوشگله
من یه بیزنس منم
و قرار نیست اطلاعات مشتریهام رو فاش کنم
بیخیال، تو که اینو میدونی
شاید بتونیم دربارش حرف بزنیم بعد از اینکه تو گوشی سومین رو به من برگردوندی
اول توضیح بده
بعدش گوشی رو بهت میدیم
لعنتی... باورم نمیشه
هی
تو خیلی سرسخت به نظر میرسی
این باعث میشه بخوام روحت رو بشکنم
هی، بِگردشون
بله، قربان
انگشتت بهم خورد خودتو مرده فرض کن
منم
اگر تا ده دوباره باهات تماس نگرفتم، گوشی رو به پلیس بده
بهشون بگو این مدرک تن فروشی زیر سن قانونی و لوکیشن منه
چی؟
چه اتفاقی داره میافته؟
بهم بگو. نقش من اینجا چیه؟
...سلام
وای تو جسورتر از چیزی هستی که به نظر میرسی
گوش کن
چرا با من اینجا زندگی نمیکنی؟
چی میگی؟
میبینی، بخاطر همینه که ادمای پولدار رو دوست دارم
اونا خیلی آرومن
میدونی، وقتی ناامید هستی خیلی چیپ به نظر میرسی
حالا بزار ما لی سومین رو ببینیم
ماهم نمیدونیم اون کجاست
واقعا نمیدونیم
قسم میخورم
اون محبوب ترین ادم اینجا بود
.فکر میکنم با یکی فرار کرده .از اونموقع تاحالا داره سر به سرمون میزاره
این همون مردس؟
تو از کجا میشناسیش؟
پس تو زنشی؟
پس تو زن دکتر پارک هستی
کیومای
،با تشکر از مهمون های ویآیپی اونجا
دخترای من خیلی سالم هستن، البته ممکنه اینطور به نظر نیان
،ما خدماتمون رو ارائه میدیم و اونا خدمات پزشکی رو ارائه میدن
ما با تخصص هامون به همدیگه کمک میکنیم
...اون اقا هم
یکی از مشتری هاتونه؟
اوه، پسر. من داغون شدم
من وقتی دخترای خوشگل گریه میکنن خوشم میاد باعث میشه خوشگلتر بشن
خدایا، باید کاری کنم گریه کنه یا نه؟
یکم هزینه میره بالا
.اطلاعات تو این دوره و زمونه خیلی هزینه بردارن تو باید بیشتر پول بدی، خانم
میبینی؟ میدونستم
ما همه اطلاعات داخل گوشی رو کپی کردیم
اگر بهمون حقیقت رو بگی، ماهم همش رو پاک میکنیم
...من دروغ نمیگم. دکتر پارک، اون عوضی
واقعا هیچ چیزی درباره اون وجود نداره
پس این عکس از پارکینگ چیه؟
،دکتر پارک درباره مشتری های ویآیپیمون غر میزد
پس منم فکر کردم باید یه درس حسابی بهش بدم
ولی بعدش متوجه شدم که منم شاید فقط باید اون رو به ویویوی آیپیمون تبدیلش کنم
بهتره که کارتو درست انجام بدی یک اشتباه، و بعد میکشمت
باشه
هی
مثل دفعه قبلی گند نزن
باشه- فهمیدی؟-
بله
چرا اون از ماشین پیاده نمیشه؟
اون مثل یه بزدل ترسیده؟
تو نباید اینجوری رانندگی کنی
میتونی بهم کمک کنی؟
لطفا؟
...لعنتی، چیشده
چیکار داری میکنی؟ بلند شو. اون رفته
هی، مشکل چیه؟
این چیه؟ اون چی گفت؟
پس این تمام چیزیه که تو میدونی
درباره اینکه چه اتفاقی بین اونا افتاد
بله، همینه
،برای یه سری دلایل، اون خیلی عصبانی شد و میخواست بیشتر تلاش کنه
و من بزور تونستم متوقفش کنم اون اصلا شبیهش نبود
،میبینی
تو مواجه شدن با بعضی آدما، تو فقط میتونی بگی
که اگر باهاشون در بیافتی، تو یه گوشت مرده محسوب میشی
...لی سومین
آخرین بار کی دیدیش؟
محدوده پلیس-عبور نکنید
فکر میکنم اون زیادی هم عمیق نَکَنده
بازوش از زمین بیرون بوده
ترسناک بوده
شنیدم جسد یه مرد اون بالا نزدیک به مخزن پیدا شده
و حالا یه دختر جوونه
خدای من
راستی، شنیدم پرونده اون مرد خودکشی بوده
اره
ممنونم، قربان
اسکورتش کنید
از این طرف- باشه-
چیزی پیدا کردی؟
...خب
عجیبه
اون شبیه به یک دانش آموزه، ولی هیچ وسیله دانش آموزی همراهش نبوده
و هیچکدومش به شناسایی کردنش کمکی نمیکنن
چیزی هست که بخوای بهم بگی؟
اون میگه شوهر من هیچ ربطی به لی سومین نداره
یعنی هیچ دلیلی برای اینکه شوهرم ازش اخاذی بشه وجود نداشت
و اون هیچ دلیلی نداشت که شوهر تورو بکشه که باهاش شروع کنه
تو همه اینارو میدونستی، مگه نه؟
تو داشتی از لی سومین استفاده میکردی از من پول بگیری؟
میتونی هرفکری دلت میخواد بکنی
حماقت از من بود
که چیزایی که گفتی رو باور کردم و به شوهرم شک کردم
،اگر فکر میکنی من ادم بدیم که میخواسته ازت پول بگیره
،و تو فقط یه ادم بیگناهی که میخواسته از خانوادهاش محافظت کنه
،اما بدشانسی اورد و با من قاطی شد
باعث میشه حس بهتری داشته باشی؟
تو بخاطر من به شوهرت شک کردی؟
این درست نیست
خانم مون جوران
تو کسی هستی که به مراسم تشییع جنازه اومد
تو کسی هستی که اومد به مکان من تا با من ملاقات کنه
!و تو کسی هستی که میخواست به من بپیونده که لی سومین رو پیدا کنیم
چرا؟ دلیلت چی بود؟
باید یه دلیلی وجود داشته باشه
چرا برات انقدر سخته که به شوهرت اعتماد کنی؟
صبرکن
فقط این نیست
تویی
که اعتماد نداری
نوشیدنیم چی؟
اینجاس
من برات بازش میکنم
من باید بمیرم
من باید بمیرم
من باید بمیرم
من باید بمیرم
نه، میخوام زندگی کنم
میخوام زندگی کنم
من باید بمیرم
من باید بمیرم
من باید بمیرم
خانم، هنوزم احساس سرگیجه یا شکم درد دارید؟
نه، حالم بهتره
باتوجه به اینکه بارداریو کم خونی دارید، بنابراین الان آهن دریافت میکنید
،وقتی که تموم شد برای اسکن با امواج فراصوت میرید
حتماً خیلی نگران شدید
طول دهانه رحم شما خیلی کم شده
اما این میتونه یک روزه تغییر کنه پس صبر میکنیم و منتظر میمونیم
خواهیم دید
رشد بچتون خیلی خوبه
پس برای من جای تعجب داره که چطور حرکات بچه رو متوجه نشدین
اما بعضی مادرها دیرتر متوجهش میشن پس خیلی نگران نشید
تقریباً تو این مرحله، بچه میتونه احساسات مادرش رو حس کنه
پس توصیه میکنم که انرژی مثبت داشته باشید و شاد باشید
بچه میتونه احساسات من رو حس کنه؟
جالبه، نه؟
وقتی مادر ناراحت باشه، بچه هم ناراحته
وقتی مادر خوشحال باشه بچه هم خوشحاله
بچه دقیقاً میدونه که تو چه احساسی داری
...چطور بگم؟ مثل این میمونه که
یه شاهد
مثل یه شاهد میمونه
ببخشید؟
خانم کانگ اونهی- بله-
خانم جانگ جییونگ- بله-
من تو بیمارستانم
خانم چو سانگ اون نسخه شما آماده س
یه لحظه
چقدر میشه؟
خانمی که با شما اومد از قبل پرداخت کردن
رسید رو میخواید؟
چی؟
ببخشید، بعدا باهاتون تماس میگیرم
پدر سونگ جه
عزیزم
سرت شلوغه؟
نه، میتونم حرف بزنم
فقط زنگ زدم که یه سلامی بکنم
ناهار خوردی؟
با دکتر گون وو کمی سوپ ماهی پولاک خوردم
و از همون مدل بدون ادویه بود که دوست داری
باید یه دفعه با سونگ جه بریم اونجا
امروز روز ضبطه، درسته؟ باید خسته باشی
اوه، من حالم خوبه
به محض اینکه معامله بیمارستان میونگ جین بسته بشه، من استعفا میدم
من توی تلویزیون افتضاح دیده میشم
همهی بیمارا میگن که از نزدیک بهترم
No comments yet. Be the first to leave one.