Die ersten 200 Zeilen.
مـــتــرجـــم : ایـــمــــان، سُـــــل، گـــری دیـــمــن _IMAN_, SOL, GrayDemon
خب، اینم خوبه
...دیشب
این هم ادامه اون فیلم وحشتناک که توسط اعضای تیم خبریمون به دستمون رسید
آشوبگران بخشهایی از شهر را مورد حمله قرار دادند
و درحال خالی کردن مغازهها و آتش زدن ساختمانها بودند
گارد ملی به طرف جمعیت شلیک کرد
این خشونت از طرف مردم بومی است
و مانند بیماریای منطقهی بزرگی رو مبتلا کرده
جی
نمیتونی کل روز رو تو خونه بمونی
اون بیرون بو سگ میده
دیلن داره بابی رو با تراکتور میچرخونه
خود دیلن هم بو سگ میده
منو دارن امروز زنده زنده میخورن پشهها
واو
اینا محشرن
میخوای یکیشو برای بابات بفرستم؟
باشه
ولی توهم باید یکاری به خاطر من بکنی
ببین، من دستم به فرمون نیست
خیل خب، بلاخره یکی باید فرمونو داشته باشه
-یکی باید ماشینو برونه -خودم میرونم
-مواظب باش -باشه، کجا داریم میریم دیلن؟
از مرکز به جی
ببخشید که یه مدته برات نامه نفرستادم
من چند هفتست از تمدن دور بودن
بابی چطوره؟ هنوز تو خواب میگوزه؟
امیدوارم شما دوتا باهم کنار بیاین
دلم برای هردوتاتون خیلی تنگ شده
باورم نمیشه که دوساله ندیدمتون
دلم میخواد که بیام ببینمتون ولی باید به جنگیدن ادامه بدم
من دارم به یه ماموریت سری دیگه میرم
ولی قول میدم وقتی که تموم شد بیام ببینمتون
میدونم این دوری و ندیدن سخته ولی یادتون باشه
هرکاری که من میکنم برای محافظت از شماست
میدونستی بابی امروز تقریبا
خودش تنهایی داشت تراکتورو میروند؟
من فقط رو پاش نشسته بودم
و کلا فرمون دست من بود
اوهو، و ازونجایی که نشسته بودی
دستت به فرمون میرسید؟
آره
-شوخی هم نمیکنم -نمیکنی؟
ازش پرسیدم گواهینامه داری اونم گفت دارم
درسته؟
من..من گفتم ندارم
خب من بخش ندارم رو اشتباه فهمیدم
مامان حالش خوب میشه؟
مشکل فقط یه حشرهاست، نگران نباش
واو، جی
چه نقاشی خفنی
باید قابش کنیم
حالا قابش کن
برو تو تختت
همین الان
خب دیلن، میخوای کمکت کنم
اینو صافش کنی که بتونیم قابش کنیم؟
هی
بیدار شو جی
بابا؟
برگشتی!
بیا اینجا، بیا اینجا
ببخشید اینقدر طول کشید
دلم برات خیلی تنگ شده بود
منم همینطور
باید یچیزیو چک کنم
چشاتو باز نگه دار
همه چی خوبه، آروم باش
خب، حالت خوبه
هی جی
من دارم میبرمتون سفر چطوره؟
-الان؟ بزن بریم -چی؟
-الان آمادهای؟ -آره
-آماده ماجراجویی؟ -اوهوم
-بابی! -آروممم باش، آروم باش
-بیدار شو خنگول، بابا برگشته -آروم باش
برو آماده شو
مرد کوچیک
بیا یه بغل بده ببینم کوچولو خان
-بابا اومده -بابا؟
آره خودمم
-منو یادت میاد؟ -اوهومم
قیافت عوض شده
آره یخورده
-خودتم قیافت عوض شده -اوهومم
بیا بیا، بغلم کن
بغلم کن
بدو، محکم بغلم کن
یه بغل مردونه بده، زود باش
آره اینجوری خوبه
اونجارو نگاه کن، خب
همینطوری بالا رو نگاه کن پلک هم نزن
نکن... هی گفتم پلک نزن
تقلب نکن بچه
خب، کی میخواد بازی کنیم؟
-من بازی دوس دارم -خب اسم بازی اینه
"هرکی زودتر به ماشین برسه برندست"
قراره بذاری داداشت ببره؟
خب، بریم، بزن بریم
حواست به منه؟
-آره -پس بیا بازی کنیم
-خب، کی قراره ببره؟ -زود پاش لاکپشت خان
سه، دو... ماشین اینوریه
یکو نیم، یک، شروع
بزن بریم
همهچی خوبه؟ آفرین بچهها
-خب، کی برد؟ -من بردم
-من اول سوار ماشین شدم -ولی من اول پریدم تو ماشین
-آره؟ -نه، این انصاف نیست
-خفه شو، گوزو -آره؟ پس خودت خفه شو
کمربندارو ببندین
گوش کن بابا، من اول سوار ماشین شدم
بابا؟
میشه برامون از جنگ یه داستان بگی؟
مثلا از همه جنگایی که توش بودی
و اینکه تا حالا شده از هلیکوپتر بپری بیرون؟
میخوای تکاور بشی آره؟
-شاید -خب
چرا مامان بهمون نگفت داریم میریم سفر
چون میخواست سورپرایز بشید
داریم کجا میریم؟
امم.. اینم سورپرایزه
دیزنیلند؟
نه، دیزنیلند نمیریم
-چرا؟ -چون، ام...
رفیق اونجا خطرناکه مگه نشنیدید چیشده؟
-نه -رفییق
یکی از اسباببازیا شکست و چنتا بچه هم مردن
جی، تو همچین چیزی شنیدی؟
چرا مامان و دیلن باهامون نمیان؟
چون اونا دارن جدا برای خودشون میرن مسافرت
دارن میرن اسکی سواری
تو کانادا
منم میخوام برم اسکی سواری
آره؟ میخوای بری بالای کوه
کون کوچیکت یخ بزنه؟ آره؟
با آقای مقرراتی و با نظم؟
آره؟
یا میخوای با پدرت یه سفر جادهای بری؟
شماره دو لطفا
خب پس، بریم که داشته باشیم
خب، ما داریم به یه سفر ماموریتی خاص و مخفی میریم
شماها با من میاید؟
-آره -خب، پس ببینید
وقت خاص برای خواب نداریم
هروقت که خواستید میتونید بخوابید
میتونید هرچقدر خواستید آبنبات بخورید
اگه به حرفام گوش کنید
حتی اجازه میدم با تفنگم شلیک کنید
-باحاله مگه نه؟ -آره
نمیخوام شما دوتا
با هیچکسی صحبت کنید اینجا
کلی آدم عجیب تو جاده هست
باشه؟ خب، قانون شماره دو
میخوام اینو بزنید به خودتون
-ماله منه، مال خودم! -مال منه
جی، یکشو استفاده کن، بعدش بده به داداشت، خب؟
باشه، چی هست این؟
ام..خب، حشره کشه
آره، خنگول خان، فکر کردی چیه پس؟
سرتونو بیارید پایین، بیاید پایین همین الان
خب، کارتون خوب بود بیاین بالا
نظرتون چیه بزنید قدش
-آره -زودباشید
-بوم -آره؟ خوبه
خب، من یکم خرتو پرت میخوام بخرم و بنزین بزنم
الان برمیگردم
میشه باهات بیایم؟
آره، لطفا لطفا لطفا
لطفا
خب..
خب، میتونید باهام بیاید یا
میتونید اینجا بمونید کادوهاتونو باز کنید
-کادو! ما کادو داریــم -باورم نمیشه
ما کادو گرفتیم!
آره آره، من عاشق کادوام
خب، درارو قفل کنید
مرسی بابا
جی، چی گرفتی تو
-خودکار، چه باحاله -من عروسک قهرمانی گرفتم
از خودکارای مسخرت بهترن
کتاب نقاشیم
"سلام، اسمم آقای عضلهایه"
من بابیم، "سلام بابی"
"چه خفن، بابی اسم خفنیه"
(کنترل رفتار میزبان رو بدست میگیره)
از مرکز به جی
ما اینجا یه کمک خلبان نیاز داریم
خب باشه
اون مرد کوچک غش کرده کامل
آره
هی، تو همه نامههامو نگه داشتی آره؟
آره
منم همه نقاشیاتو نگه داشتم
و بعضی روزا که فکر میکردم هیچوقت نتونم برگردم
اونا دلیل ادامه دادنم بودن
بابا؟
چرا اینهمه نقاشی از هیولاها داری؟
تو وسایلم فضولی کردی تو؟
No comments yet. Be the first to leave one.