Die ersten 200 Zeilen.
پس اینها چی هستن؟
!نه
!نه
» زیرنویس از علی اکبر دوستدار « ✅ Ali99 ✅
انگار من و تو مدام همدیگه رو توی مردهشویخونه میبینیم
اسمش جان کوکـه
اهل سانتافهست
میتونی جنازهشو بفرستی اونجا
همینجوری گذاشتی گریفین وارد شهر بشه؟
بله
و بعدش هم گذاشتم از شهر خارج بشه
چیزی که مردم بیچارهی کرید
بابت یادگیریش تجربهی تلخی رو متحمل شدن اینه که
اگه به فرانک گریفین و افرادش تیراندازی میکنی
باید دخلِ همهشون رو بیاری
هنگ ارتشی که قرار بود اینجا باشه، کجاست؟
وایومینگ
طرفای لارامی
دارن سر مراتع آزاد میجنگن
باید چکار میکردم؟
...خب، برای شروع
میتونی از مستی در بیای
کلانتر، اگه مشکلی نداره بپرسم
اصلاً نقشهتون چیه؟
درست نمیدونم
فقط میخوام قبل از اینکه طرف صدمهی دیگهای وارد کنه
یه طناب بندازم دور گردنش
نشانِ مارشال کجاست؟
نشان کوفتیش کجاست؟
ظاهرِ یه جاهایی باعث میشه آدم فکر ناجور دربارهشون بکنه
بهنظرت توی اون بشکه چیه؟
آب
یا خدا
این دیگه چه کوفتیه؟
نیاید این تو
بهتره اینجا نمونید، کشیش
اسمت چیه، بچه جون؟
لایلا
چند وقته اینجایی، لایلا؟
...خب
حول و حوش یک ماه پیش والدینم رو آوردم اینجا
بعدش خواهرم، شاید یک هفته بعد
بعدش خودم اومدم
خانوادهت همگی مُردن؟
پس تنهایی داری از همهی اینها مراقبت میکنی؟
دکتر نمیتونه تنهایی بهشون رسیدگی کنه
دکتر کجاست؟
شهری این نزدیکیها هست؟ - بود -
همهی مردمش آبله گرفتن؟
اکثرشون
فقط همین هفتهی قبل نُه نفر رو خاک کردیم
...سَمی دیروز فوت کرد، ولی
زورم نمیرسه ببرمش بیرون
،یه دختر کوچولو بود
...که دو روز قبل همراه مامانش اومد، ولی
الان نمیتونم پیداش کنم
قبل از رفتنت میتونی حداقل واسهمون دعا کنی؟
تنهاتون نمیگذارم، بچه جون
گمونم شاید بهتره اینجا رو آتیش بزنیم
این بدبختها رو از فلاکتشون خلاص کنیم
تو بودی اینکارو میکردی، مگه نه، پسر؟
کار دینیای هم هست
قبل از اینکه کسی به آبله مبتلا بشه، جلوشو بگیر
چرا بهشون شلیک نمیکنید؟
...خب، احتمالاً من اول بهشون شلیک کنم
تا موقع سوختن چیزی حس نکنن
افراد رو زودتر ببر و کنار رود اردو بزنید
یه مدت اینجا میمونم
،فرانک، اگه برگردی توی اون مریض خونه
احتمال بیرون نیومدنت زیاده
سر سوزنی هم نگران من نباش
من بخاطر آبله نمیمیرم - اگه بدتر از اینها باشه چی؟ -
شاید اونها جذام گرفته باشن
بخاطر جذام هم نمیمیرم
خودم قبلاً دیدم چی منو میکُشه
،و اون، هیچنوع مریضیای نیست پس، حالا برو
طرفای شام میام
برم یه غذایی بزنم تو رگ
.شما دو تا نه شما دو تا پیش من میمونید
گتز، اون نشان لعنتی رو بردار
سلام
خانم
...خب
در چه حالید؟
وای، خدای من
چه کمکی از ما ساختهست، آقایون؟
...فقط اومدیم تا به سرجوخه جان رندال
ادای احترام کنیم
داستانهایی شنیدیم
روحمون هم خبردار نبود اینقدر نزدیک هستید
شما واقعاً یه اسطورهاید، جناب
تنها دلیل اومدنتون همینه؟ ادای احترام به یک قهرمان جنگی؟
خیر، جناب
دلیل دیگه اومدنمون این بود که بهتون اطلاع بدیم
اتحادیهی استخراج جیوه اخیراً حق مالکیت
کلِّ زمینهای لابل رو خریده
و اینکه بهزودی مجدداً کارمون رو شروع میکنیم
حالا، خبر داریم که میونهی شما
و مردم لابل جور نیست
معدن بود که آب ما رو سمی کرد
فقط از وقتی استخراج متوقف شده
تونستیم یه چیزهایی بکاریم
بهنظرم آنچنان چیزی هم نکاشتید
بارندگی هم یه خرده کمک کرده
بارندگی غیرقابل پیشبینیـه
ولی افراد معدنکاو مایلند
مقداری از آب رود لابل رو به مسیر جدیدی روانه کنن
و حق کامل استفادهش رو در اختیار شما قرار بدن
به چه قیمتی؟
به این قیمت که کاری باهاشون نداشته باشید
ما کاریشون نداشتیم و نداریم
،شما آره
ولی ممکنه به سر یکی دو تا از خانمها بزنه که
بیان و ازشون درخواست کمک کنن
شاید دنبال چند تا مرد باشهامت بگردن تا هواشون رو داشته باشن
شاید پیشنهاد شراکتی چیزی بهشون بدن
ما هیچ دِینی بهشون نداریم
بهشون میگیم معدن داره ،زمینمون رو مسموم میکنه
و اونها هم هیچ کاری نمیکنن
ولمون میکنن تا از بین بریم
اینطور آدمهایی هستند دیگه
،و بهتره اینو یادت بمونه
...وگرنه ممکنه زمینتون رو از دست بدید
مجبور بشید برید یه جای دیگه
،و جناب، بعد از این همه زحماتتون
مایهی تأسف میشه
این تهدیدِ معدنکاوهاست؟
،تهدید نیست یه چیزی تو مایههای تضمینه
اینحا یه ایالت مستقل میشه
و همراه با ایالت شدنش، همهجور مقررات جدیدی براش وضع میشه
،مثل بقیهی جاها
بعضی از اون قوانین چندان ،روی خوش به شما نشون نمیدن
چه قهرمان جنگی باشید، چه نباشید
حالا، میدونم دارم به انسانهای آزاد نگاه میکنم
شما برای سرزمینتون جنگیدید
حقِ اینجا بودن رو بدست آوردید
ولی همه با این دید بهش نگاه نمیکنن
ولی معدنکاوها اینطوری بهش نگاه میکنن؟
آقا، بهتون قول میدم
،اگه طبق حرفم عمل کنید ...و سرتون توی کار خودتون باشه
ازتون مراقبت میکنیم
مجدداً عرض کنم، واقعاً باعث افتخاره، قربان
بیاید
...تو کتم نمیره چرا باید اینجا بمونیم
و خطر ابتلا به یه مرض ترسناک رو به جون بخریم
نامردیه
اگه دربارهی تیراندازی به همهشون زر نزده بودی
شاید
بهنظرت اینکارو نمیکنه؟
،میذاره فکر کنن واسه کمک اومده
ولی واسه جفتمون عین روز روشنه به محضی که از تظاهر خسته بشه
به اصطلاح خودش نجاتشون میده
!بنگ
"نجاتتون میدم، آقا"
!بنگ
"نجاتتون میدم، خانم"
!بنگ
"همهتون رو نجات میدم"
!بنگ
!بنگ
"!همهتون رو نجات میدم"
،فعلاً میتونیم اینها رو شست و شو بدیم
ولی باید تموم لباسهاشون رو بجوشونیم
پتوها رو هم همینطور
!بنگ
ببخشید
باید خودت رو هم تمیز کنی
چوب خرد کردن بسه
بیا بریم. گشنمه
،میخوام برید لب همون نهری که ازش رد شدیم اون بشکه رو پر کنید
بله، قربان
بعد ازتون میخوام شروع کنید چند تا قبر بکَنید
بعضی از اینها تا بعد از شام دووم نمیارن
...صحبت از شام شد
احتمالاً میتونید چند تا بیل توی طویله پیدا کنید
اگر پیدا نکردیم چی؟
از دستاتون استفاده کنید
میبینم اون پشت احشام داری
و انگار این اواخر تغذیه نشدن
بهشون غذا میدم
،اگه مشکلی نداره
...یکی دو تا از مرغهات رو میکُشم
تا بتونی برای اینها سوپ درست کنی...
کمک میدم - ...از پسش بر میام. تو -
نزدیک آتش بمون
واعظ
از آخرین بار که یکی این اطراف
واقعاً به ما ابراز لطف و محبت داشته، زمان زیادی میگذره
یه توفان شمالی
انگار توفان بزرگی هم هست
داره دیر میشه
.بله، خانم شب بخیر، پسر
واسهش نا نذاشتی
عیبی نداره یه روز ببرمش شکار؟
فقط یکی دو شب بیرون نگهش میدارم
از اون کارهاست که دیگه
این پسر باید تا الان یاد گرفته باشه
بهنظرم خوشش میاد
خیلیخب
شب بخیر، خانم
No comments yet. Be the first to leave one.