Die ersten 200 Zeilen.
عزیزدلم
عزیزم
کسی داره میره خونه؟
داری دربارهی چی حرف میزنی؟
دیشب حرفهات رو شنیدم
بشین - کی قراره بره؟ -
گفتم بشین
به خدا از این به بعد شبها در اتاقهاتون رو قفل میکنم
کیه؟
شاید اصلا کسی نره
اگه کسی قراره بره حقـمون هست بدونیم
...اگه کسی هم باشه تو
وقتی بقیه هم درباره این جریان بشنون اونها هم ازتون میخوان بدونن
اونها قرار نیست الان دربارهـش چیزی بشنون
.تو قرار نیست چیزی بگی فهمیدی؟
چون اگه تا مطمئن نباشیم به کسی بگیم
.خیلی کار بیرحمانهای هست ایوانکا شدیدا بیرحمانه
نگفتنش به ما بیرحمانهست
یادته شنیدن خبر چه قدر دردناک بود؟
اینکه بفهمی قراره بمیری
باهاش کنار اومدن
اگه در این باره به کسی بگی آرامشـشون رو ازشون میگیری
پس اگه دوستـشون هستی
اگه بهـشون اهمیت میدی
چیزی نمیگی
و اگه وضعیت هرکسی درهرصورتی تغییر کنه خودم بهـشون میگم
میگم
تا مطمئن شدم میگم
.ولی حتی یک لحظه زودتر هم نه متوجهای چی میگم؟
منم؟
نه
باید قسم بخوری
چون میدونم چه قدر سخته که روبهروشون بشینی
و توی صورتـشون نگاه کنی و هیچی نگی
میخوام همین الان بهم قول بدی دقیقا همین کارها رو میکنی
تصمیم گرفتین؟
شبها توی کتابخونه میتونیم هنوز هم رو ببینیم؟
نه هنوز تصمیمی نگرفتم
اما اگه قراره دوباره بهم دیگه اعتماد کنیم
بهترین راهش اینه که باهم دیگه روراست باشیم
و باهم حرف بزنیم
باید بتونم بهـتون اعتماد کنم
روراست بودن؟
از ما میخوای روراست باشیم؟
آره
.خب دلم برای آنیا خیلی تنگ شده و یه جورایی هم خیلی عصبانیم
!صبر کن
وایسا
چی شده؟ - هیچی -
گه نخور. صورتت داد میزنه چی شده؟
واقعا چیزی نیست
...ببین من
بابت دیشب متاسفم
اشکالی نداره
چرا داره
..واقعا حس بدی دارم
ایلانکا چی شده؟
...باید یه چیزی بهت بگم ولی
باید قول بدی یه هیچکس نمیگی باشه؟
.ممکنه خطای آزمایشگاهی باشه ممکنه هرچیزی باشه
فکر نکنم
.صورتش رو دیدم اون هم چنین فکری نمیکنه
ببخشید که بهت گفتم
،ولی باید به یکی میگفتم وگرنه دیگه یه دفعه
میزدم زیر گریه
احتممالا اشتباه بوده
اگه نبود چی؟ - دیگه نبوده -
خب آخه احتمالش چه قدره؟
وضعیت غیرعادیی هست
چرا؟ - به خاطر کاری که ما کردیم -
مراسم کار کرده
ولی نه برای آنیا
پس الان باید چی کار کنیم؟
زود برمیگردم و بهت میگم چیها فهمیدم
داری چی کار میکنی؟
استنتون تنها کسی نیست که جواب داره
وقتی ازش پرسیدم منم یا نه گفت نه
دقیقا قبلش بهم گفته بود همیشه میگه حتی اگه دروغ باشه
متوجهم
فکر میکنی تویی؟
خدای من. یه نگاه به خودت بنداز - نمیدونم -
.آره یه چیزی رو میبینم حس میکنم یه چیزی ازت تششع میشه
.تو همیشه پر از نور بودی ...اما الان
آره روشنتره
اگه من باشم
،نمیدونم باید چی کار کنم چون اگه من خوب باشم و بخوام برم خونه
...بقیه - دختر نورانی -
قلبت
بیا یه چیزی نشونـت بدم
دقیقا سر وقت
چه عجیب من سنگریا سفارش داده بودم
.دیگه نباید اون رو سرو کنیم میوههاش هی توی لاین سرم گیر میکرد
مشکلی نیست شراب رز گاز دار هم خوبه
خب بیا
این ویتامینها خودشون بهت تزریق نمیشن
حالت خوبه؟
آره دارم روی یه چیز جدید کار میکنم
یه چیز جدید؟
..آره من
گاهی باید با ملت عین چاپلین باشی
کیه که چاپلین رو دوست نداشته باشه؟ - دقیقا -
برای خودت بهتره که بهم بگی علائمت برگشتن
یا علائم جدیدی داری یا نه
تنها علائم جدیدم کمدی فیزیکیه
مطمئنی میدونی داری چی کار میکنی؟
نگران نباش میدونم دارم چی کار میکنم
آها قبلا توی مدرسه شبانهروزی برای پسرها انجام میدادی
همین رو گفتم
وایسا همین رو گفتی یا واقعا انجامش دادی؟
فرقی داره؟ - اگه تو باشی؟ -
آره فرقی داره
چون نمیدونی کی دارم راستش رو میگم
که یعنی اصلا حواست نیست
ممنون
به نظرم حوصلهـت سررفته
فکر کردی کوتاه کردن موهام ممکنه جالب باشه
برای همین هم یه چیزی از خودت درآوردی
امکانش هست
اون داستانی که دربارهی خودت و اون دختره گفتی یادته؟
خب؟
حقیقت داشت؟
البته
پس تو همجنسگرایی
خب که چی؟
به والدینـت گفتی؟
البته
امیدوارم بهتر از گفتن من پیش رفته باشه
چرا؟
خب مامانم
وای خدایا مامانم
هنوز هم رابطهـمون باهم خوب نشده ...حتی
تو قویی
خیلی شجاعی شری
نه نیستم
نه واقعا
گفتنـش به والدینـم سخت نبود
چون اونقدر بهم اهمیت نمیدن که گفتنـش بخواد سخت باشه
اصلا نمیدونم صدام رو شنیدن یا نه
میتونم بهـشون بگم معتاد هروئینم یا یه هشتپا من رو حامله کرده
و همچنان فکر نکنم خیلی اهمیتی بدن پس نه
اونی که شجاعه تویی رفیق
تو به والدینـت گفتی و چیز خیلی مهمی بوده
نمیدونم
هنوز خیلی چیزها هست که بهـشون نگفتم
مخصوصا به مامانم
...حالا بعد از آنیا
ای کاش میتونستم بهـشون بگم
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co @NightMovieTT
سلام
سرش شلوغه
زودباش
خیلی خب دیگه عجیبه
.لطفا اینقدر عجیب نباشین چه خبرها؟
میخواد یه کار خیلی شجاعانه انجام بده اما سواری لازم داره
،اینجا چاییها رو کیسه میکنیم که همه چیز گل و بلبله
اما اینجا بوی خیلی خوبی نمیده
نمیخواستم چیزی بگم
میدونی چرا "اسم شرکتم رو گذاشتم "گود هیومر
چون خندیدن بهترین داروئه یا همچین چیزی؟
تموم داروهای یونان باستان بر اساس تئوری هیومر بودن بوده
هیومر مادهی شیمیایی هست که بدن رو به تعادل میرسونه
چهار خلط یونان باستان شامل خون، بلغم، صفرا و سودا میشدن
بر این باور بودن اگر بتونیم تعادل این چهارتا رو حفظ کنیم
بدنت هیچوقت مریض نمیشه
همهـشون بهم مربوط هستن و باید متعادل باشن
وایسا
این صفراست؟
مقداریش مال خودمونـه که واقعا چندش آوره
هیچکدوم رو برای جایی ارسال نکردیم نگران نباش
فقط برای آزمایش کردن خودمونه
بر این باور بودن سرطان
به خاطر دسترسی اون قسمت به سودا بوده
واقعیه؟
چیز خیلی خاص
در مورد جایی که برایتکلیف ساخته شده هست
اونجای دقیق یه چیز خیلی خاص داره
کسی که برایتکلیف رو ساخته میدونسته
داستانش رو میدونی؟ - سموئل اسکار فریلند -
دقیقا. منم برای همین اینجا رو توی این مکان ساختم. چون نزدیکترینه
نزدیکترین جایی که میتونستم به اون مکان باشه
استنتون توی راه ارتباطیای قرار داره
که اصلا شبیه چیزی خارج از مصرباستان نیست و با کسی هم به اشتراک نمیذاره
.که البته اهمیتی هم نداره یه وقت دیگه
پس اون مراسم همراه با پنج خواهر و چهار خلط توی اون مِلک
در اون نقطه بهخصوص همراه با هدایت اون دختر به نظرم باعث شده کار کنه
ما سالهاست داریم تلاش میکنیم
حتی دههها و بعضیهامون سعی کردن اون چیزی که اون شب پیدا کردی رو بازسازی کنن
برای همین هم خیلی دوست داریم تو اینجا پیشـمون باشی
تا بتونیم بهتر تعادل رو پیدا کنیم
ما کیه؟
اینجا چه جور جاییه؟
جایی برای آدمهایی که از مسیر میگذرن
یه جای امن برای کسایی که دنبال جوابهای حقیقی هستن
در اینجا هم همیشه به روی تو بازه
این حرفی نیست که ما به هرکسی بزنیم
میتونی اینجا برای خودت خونهای داشته باشی
اگه بخوای
دربارهـش فکر کن
دختر باهوش و روشنی مثل تو
دربارهـش فکر کن
No comments yet. Be the first to leave one.