Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قسمت اول)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
مامان این اصلا درست نیست
مردم فکر میکنن من داداششم، نه پسرش
بیاین یه مهمونی بگیریم
تولد هفتاد سالگیت؟
تقریبا رسیدیم آره؟
کی هستی؟
...احیانن شما دختر رئیس بک دو یی
که پنهان بوده هستی؟
خیلی شبیه مادرتی
...یکم از من بزرگتری
یا کوچیکتر از منی؟
،مهمون افتخاری
!رییس بک دو یی
خانم
حالتون خوب بوده؟
بد نبودم
اربابم اینو آماده کردن
احتمالا هدیه صدمین روز تولد نوهاشه
نه، جینسینگ وحشی خیلی کمیابه
...برای
پسرتونه
از کجا همچین چیزی رو گیر آورده؟
فکر میکنم به سختی به دستش آوردن
...بهت گفتم بیای چونکه میدونم نوهام برای اربابت
به اندازه نوه خودش با ارزشه
،بدون همسر، نمیتونه به راحتی سر بزنه
چون باعث میشه بد جلوه پیدا کنه
میدونم که چقدر آرزوی دیدن بچه رو داره
...من
میذارم عروسم یک هفته بره ملاقات پدرش
،به همه کمکی که میتونم بگیرم نیاز دارم
که باید واسه ارباب تو هم همینطور باشه
نمیتونم از هیچ خدمتکاری صرف نظر کنم که اسکورتش کنن
من در امنیت اسکورتشون میکنم
،اولین باره که به خونه سر میزنه از زمان ازدواج
پس باید همراهش چندتا هدیه هم بفرستم
سه روز دیگه برو
چشم، خانم
بعد از این سفر طولانی باید خسته باشی
میتونی مرخص شی و بری شام بخوری
اول با ارباب جوان احوالپرسی میکنم
...رفته بک هو چون
برای یه چند روزی که استراحت کنه
به عروسم بگو که اومدی
بانوی من
بانوی من
دول سو هستم
خانم منو فرستادن
کیه؟
بانوی من
...دول سو- بذار بیاد تو-
لاغر شدی
سفر طولانی بوده نه؟
خوب هستین؟
امیدوارم که خوب باشین
بانوی من
پدرم خوبه؟
مدام نگرانتونه
...دو روز پیش
سالگرد فوت مادرم بود
بله
برو و استراحت کن
مادر چرا احضارت کردن؟
نشنیدین؟
بهتون اجازه دادن که پدرتون رو ملاقات کنین
برای یک هفته
...اربابم
با اشتیاق برای زایمان آسون دعا کردن
بهم زیاد سخت نگذشت
از چیزی که انتظار داشتم کمتر بود
چرا انقدر لاغر شدی؟
غذا نخوردی؟
نمیخوای حرف بزنی؟
اینطور نیست
مگه میشه نخوام؟
باید بیشتر غذا بخوری
چشم
...کاش میشد بمونم
کنارتون
،برای اینکه بتونم محافظت کنم ازتون اینجا
برای همیشه
اجازه مادر شوهرم لازمه
همچین کاری میکنه؟
وقتی برگشتیم ازشون درخواست میکنم
اینکارو نکن
برو شام بخور
باید گشنهات باشه
...پسرتون- بانوی من-
ارباب برگشتن
چهار روز زودتر برگشته
پسر خوشکلیه
میخوای مامانت رو ببینی؟
ارباب جوونم
داری میخندی
غذابهت نساخته؟
،اتاقم سرد بود
و احساس کردم دارم سرما میخورم
اوه، عزیزکم
گوانگ دول
میز شام رو بیارم تو؟
بیار تو
و گوانگ دول اتاق پسرم رو گرم کنه
چشم، خانم
...تو راه برگشت گوک باپ خوردم و هنوزم
سوءهاضمه داری؟
میشه خون از شستم بگیری؟
آره
یکم شراب برنج شیرین گرم بخورم
سونگ یی
بله، خانم؟
شراب برنج شیرین گرم بیار
دول سو اومده
امروز خوشکل تر شدی
خیلی زیاد
منو معرفی میکنی؟
مادر
همون سونبهی من هست که بهتون گفتم
به عنوان مدیر منصوب شده
سلام، یون جه هی هستم
خوشوقتم استایلت رو دوست دارم
مامان چرا برای مامان بزرگ یه گیلاس شراب نمیریزی؟
بذار بقیه ببینن
حواست به حالت صورتت باشه
دوربینا همه جا هستن
...بهم گفتی با دنیا خوب رفتار کنم
اگه میخوام باهام خوب رفتار بشه
،اگه عشق مادر شوهرت رو میخوای
اول باید نشون بدی دوسش داری
چیه؟
مامان بابام همین الان پروازشون رسید
پرواز تاخیر داشته
پس عمل اورژانسی پدرت چی؟
یه عمل جراحی ساده بود
بازم عمله و اون بلافاصله بعدش پرواز کرده؟
،داره خوب میشه
و میخواست اینجا باشه
بازم فشار زیادیه
باید بری
من واست به مامان بزرگ میگم
بله
با راننده اومدی؟- بله-
به راننده بگو بیاد
وقتی رسیدی خونه بهم پیام بده
فردا به پدر مادرت زنگ میزنم از اونجایی که امشب خسته هستن
هوم
عزیزم، دایه اتاق اونوریه
داری ردم میکنی؟
هنوز سر شبه
...من...لطفا، من
آیی
لعنتی
چی شده؟
پام خواب رفته
پات؟
آهنگ درخواستی؟
"بذار گریه کنم"
رینالدو آریا"بذار گریه کنم"
منم اون آهنگ رو دوست دارم
احتمال الان داری به بابا فکرمیکنی
،مطمئنم همه هستن حتی اگه کسی چیزی نگه
واقعا ای کاش اونم با ما اینجا بود
تو فیلم، موقعهای که این آهنگ پخش شد خورشید گرفتگی شد
اما امشب قراره ماه گرفتگی شه
امشب؟
نمیدونستی؟
نه، سرم شلوغ بود وقت نکردم روزنامه ورق بزنم
بیا اینجا و با مادر حرف بزن حتی اگه نمیخوای
سلام
با آقای کیم اومدی؟
بله
،خیلی خشکه خواهر شوهر آیندم
مادر
!اون
...نه
اون
...پسرم
لطف بهشون بگو تمومش کنن، بانو من
...اگه اتفاق بدی بیوفته چی
مامان
مامان بزرگ فکر میکنه قبلا رفتی
بهشون بگو بیان بیرون اینو ببینن
بله- کجایی؟-
چی جونگ میخواد باهامون حرف بزنه
عقلش رو از دست داده
گفتی هیچ برنامهای واسه فردا نداری
پش شماها باید امشب اینجا بخوابین
ما هم دوست داریم، مادر
باید خسته باشی
نه خسته نیستم
لباست رو عوض کن امشب اینجا میخوابیم
چی جونگ کجاست؟
زودی بهت زنگ میزنم اوکی
عمو چی گام امروز دکتر هونگ جه شیک اینجا نبود؟
نه
برادر نویسنده اوه مین هه غش کرده
میتونی به دکتر هونگ زنگ بزنی؟
نویسنده اوه مین هه؟ نویسندهای که کمکت کرد دبیو کنی؟
آره
No comments yet. Be the first to leave one.