Die ersten 200 Zeilen.
...آنچه در «شوگون» دیدید
اونا جونشون رو از دست دادن چون سرباز جنگِ بزرگتری بودن
نوبتِ توئه
میخوام برای تأمینِ امنیت آنجین اون رو به دهکدهی ماهیگیریت در آجیرو ببری
ارباب ایشیدو از تصمیمِ ناگهانیت برای رفتن غافلگیر شدن
لطفاً به اربابت یادآوری کن که من به قولهام عمل میکنم
کشتی سیاه ما رو از اوساکا خارج میکنه
ولی تو باید بمونی
!کیر توش
!آنجین
!مواظب باشید
!موفق شد
،میخوام با سلاحهای توی کشتیش فنون جنگیِ بیگانه رو به یه یگان آموزش بده
...من بهش عنوانِ
هاتاموتو» رو میدم»
که افتخار خیلی بزرگیـه
آنجین به من ملحق میشه؟
سرورم میخوان تا ساحل باهات مسابقه بدن
ولی توصیه میکنم از عمد نذاری برنده بشن
سرورم از این کار متنفرن
محالـه
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت :دیجیموویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
!ارباب اومی !پیامی از اوساکا دارید
!همه توجه کنید
ارباب یابوشیگه با یک مهمان ...به این دهکده تشریف میارن
!اربابِ کانتو... یوشی توراناگا
!سریعاً برید و آماده شید
« ترجمه از سینـا و آریـن » .:: Cardinal & SinCities ::.
« قسمت چهار » « حصارِ هشت لایه »
خواهش میکنم من رو از این حکم معاف کنید
...ارباب توراناگا به آنجین
عنوانی رو داده که حس میکرده شایستهست
!مسخرهست
آنجین به عنوانِ هاتاموتو یه همخوابه لازم داره
...پس خواهش میکنم
اجازه بدید این قبیله رو ترک کنم و راهبه شم
تو چنین کاری نمیکنی
مگه من چیکار کردم که لایقِ چنین چیزی هستم؟
این که مجبورم مرگِ بچهام رو ،تحمل کنم کافی نیست
فقط برای این که الان به یه اجنبی خدمت کنم؟
من چقدر بیرحمم
بعد از داغی که خودت دیدی
بونتارو با افتخار مُرد
...من خواستههاش رو دنبال میکنم و
به خدمت به ارباب ادامه میدم
من به ارباب توراناگا اعتماد دارم
خواستِ ایشون فقط یک ساله
اون شش ماه بهش خدمت میکنه
توی آجیرو همه چی آماده خواهد بود
برادرزادهام ترتیبِ تمام کارها رو میده
خوبـه
وقت اضافه نداریم که تلف کنیم
...نیروهامون باید آماده باشن
قبل از این که شورا جایگزینی برای پدرم پیدا کنه
جایگزین...؟
فراموش کردم این رو بهت بگم؟
...من به هیروماتسو دستور دادم
...به محض خروج ما از اوساکا
استعفانامهی من رو تحویل بده
ببخشید، شما از شورای نایبالسلطنه استعفا دادید؟
چارهی دیگهای نبود
ولی اینجوری حکمِ مرگ خودتون رو صادر کردید
آرمانتون، دستنشاندههاتون، دوستان و متحدانتون رو از بین بردید
!کارمون تمومـه
نه، صبر کن
کارِ کل ایزو تمومـه
...بابتِ بیادبیم عذر میخوام
ولی گمونم بهتره همین الان سپّوکو کنید
ممنون
...ولی تا وقتی که حکمِ قانونی برسه
سرم روی تنم باقی میمونه
!ارباب توراناگا، داریم به آجیرو نزدیک میشیم
اون ارتشِ کیـه؟
ارتشِ یابوشیگه
همهشون به ارباب توراناگا وفادارن
بیا امیدوار باشیم
باید عرق ساکیِ بهتری میگرفتم
من منتظرِ بازگشتتون بودم، عمو جان
این همون اجنبیهست؟
اون اجنبی الان عنوانِ هاتاموتو داره
لطفاً یه خونه در اختیارش بذارید
همخوابهاش و بانو تودا هم اونجا اقامت میکنن
...حالا که حکمِ شورا رو زیر سؤال بردید
سرتون خیلی ارزشمند میشه
یه متحد جاهطلب، متحد محسوب نمیشه
حضورتون باعثِ افتخار ماست، بانو ماریکو
،آنجین، ایشون اومی ساما هستن اربابِ این دهکده
در واقع قبلاً همدیگه رو دیدیم
عذر میخوام
!و کونِ لقت، مرتیکهی پلشتِ دماغو
!ارباب
ورود شما باعثِ شادی و !مسرّتِ افرادتون شده
!لطفاً گوش کنید
!ارباب یابوشیگه
!ارباب یابوشیگه
،ارباب توراناگا
خوشحال میشم افتخار بدید و یگانِ محافظانم رو بررسی کنید
سامورائیهای ایزو
باعثِ افتخارمـه که
نیروهای دوست و متحدم کاشیگی یابوشیگه رو میبینم
ابرهای تاریک و شوم بر روی ژاپن سایه انداختن
باید از ژاپن در برابرِ خیانت محافظت کنیم
خطاب به کسانی که ...میراثِ تایکو رو لکهدار میکنن
!لعنتِ بیرحمانهی خدایان شامل حالتون بشه
و خطاب به کسانی که ...به نام وفاداری میجنگن
...من، یوشی توراناگا
!فروتنانه جلوی شما تعظیم میکنم
!ارباب توراناگا
!ارباب توراناگا
،عمو
کل دهکده آمادهی ورود شما و ارباب توراناگا شدن
پدرم باید برای رسیدگی به یه کارِ فوری برن
باید قبل از برگشتنِ ایشون یگانِ تفنگدارمون رو کامل آموزش بدیم
باید نوشیدنیِ بنجل میگرفتم
عه. مردهایی که توی چاله بودن
اونا رو ندیدید؟
صحیح و سالمن؟
موراجی؟
خوش آمدید، ارباب آنجین
عه... افرادم
...میخوام الان اونا رو ببینم. خدمهام
اونا کجان؟
راستش... همه رو به یه جای دیگه منتقل کردن
جای امنیـه
...شرمنده، متوجه نمیشم - !اوه -
ببین، شاید بتونی کمکم کنی؟ اینجا
چیکار میکنی؟
انگار میخواد بره سوارِ کشتیاش بشه
!باز چیه؟ ول کن
...اون کشتی مالِ تو نیست
!ورود بهش ممنوعه
متأسفانه حق نداری بیاجازه سوارش بشی
به کشتیِ خودم؟
...اگه چیزی هست که لازم داری - خب، آره، هست -
...تفنگهام و افرادم
مدام میخوام اونا رو ببینم
افرادت به شهر اِدوی ارباب توراناگا منتقل شدن تا در امان باشن
اما اگه لازم باشه میتونیم تفنگهات رو برات بیاریم
حالا من رو ببین، ماریکو
من و اربابت یه توافقی با هم کردیم
اون کشتی و خدمهاش حالا مالِ من هستن
کاملاً اشتباه متوجه شدی
کشتی و خدمهی تو حالا مالِ ارباب توراناگا هستن
و ایشون هر طور که بخوان ازشون استفاده میکنن
خب، ممنون که توضیح دادی
آنجین ساما. این یوجیرو، باغبونـه
...عه
«شرمنده، ما از عنوانِ «ساما برای یوجیرو استفاده نمیکنیم
شایسته نیست
آهان
خونهات آمادهی بازدیده
از این طرف
خونهام؟
هر چیزی که اینجاست به طور ویژه توسط خدمتکارانت آماده شدن
خدمتکارانم؟
اتاق خوابت و اتاقِ بانو فوجی در اینجا قرار دارن
و اتاقِ مهمان که من توش اقامت میکنم
شاید بعد از سفرِ طولانی کمی چایی میل داشته باشی
چرا همهی اینا رو دادن به من؟
یه هاتاموتو لایقِ همهی ایناست
.نه... یه لحظه صبر کن ببینم مگه من قراره چقدر اینجا بمونم؟
ارباب ناگاکادو میگه آموزش حداقل شش ماه زمان میبره
شرمنده. شش ماه؟
تو قبول کردی به این افراد آموزش بدی، یادتـه؟
.بله، یادمـه .در ازای پس گرفتن افرادم و کشتیام
لطفاً صبور باش، آنجین ساما
،به عنوانِ هاتاموتو یه خونه در اختیارت قرار گرفته
و حقوقِ سخاوتمندانهی سالانه 240 کوکو برات مقرر شده
!من کوکوی سخاوتمندانه نمیخوام
بانو فوجی هم الان همخوابهاتـه
،خب، مطمئنم اون خیلی باکمالاتـه ولی من زن نمیخوام
من نمیخوام باهاش همبالین شم یا روش یا نزدیکش بخوابم
کلاً نمیخوام با کسی همبالین شم
،در هر صورت
اون به خونهات و خدمتکارهات و تمام امورِ مالیات رسیدگی میکنه
قبول نکردن توهینِ بزرگی به سرورمون محسوب میشه
خب، من قبول نمیکنم
من هیچکدوم از اینا رو قبول نمیکنم
من تحتِ شرایط واضحی با توراناگا به اینجا اومدم
شرمنده، توراناگا ساما
حالا اون غیبش زده
من هم دوباره زندانی شدم
فقط توی خونهی بهتری زندگی میکنم
شش ماه
...شش ماه
...یارو حتی این ساکی رو هم نخورد
...اون توراناگا
،تو توی اوساکا جونش رو نجات دادی
ولی اون اینجوری بهت بیاحترامی میکنه
...خب، اومی
اون جاسوسی رو که خبر کشتیِ اجنبی رو به توراناگا داده بود پیدا کردی؟
هنوز نه
پس این همه وقت چه غلطی میکردی؟
هان؟
به لباسهات عطر میزدی؟
اون هنوز یه پسر بچهست
کوچیکتر از اونـه که مسئولیتِ دهکده رو قبول کنه
!خدایان به ریشم میخندن
ایشیدو احتمالاً فکر میکنه من بهش خیانت کردم
به نظر میاد کاملاً به این آرمانِ محکوم به شکست متعهدم
No comments yet. Be the first to leave one.