Die ersten 183 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
جامعهمون متعصبـه
وقتی راجع بهش میشنون، مردد میشن
تحقیرآمیز نگاهت میکنن
واسه همینه که خیلی سعی نمیکنم راجع بهش به بقیه بگم
،بعنوان یه بچه از رازم خجالت میکشیدم
واسه همین همیشه مخفیش میکردم
حتی الان هم، یکمی زمان میبره که بخوام راجع بهش حرف بزنم
از جوری که
بخاطر اون قضیه بهم نزدیک میشدن خوشم نمیاومد
نمیخواستم صرفا بخاطر اون با بقیه دوست بشم
روابطم بعضی وقتا بخاطر تعصب زیاد دوام نمیآورد
و بقیه با تصور اشتباه بهم نزدیک میشدن
هیچوقت رازم رو خودخواسته به کسی نگفتم
میخواستم از همه مخفی نگهش دارم
شش سال گذشته رو اینجوری زندگی کردم
الان سالهاست که شهرت خاصی دارم
،تا پنج سال پیش
بعنوان یه بازیگر فیلمهای بزرگسالان کار میکردم
بازیگری رو شروع کردم، چون میخواستم بازیگر خوبی بشم
...و بعد
چون بازیگر تازهکاری بودم ،که به هیچ آژانسی وابسته نبود
ازم میخواستن کارهایی بکنم که تحقیرآمیز بودن
پس انجامشون دادم
هدف از اتحاد
و معلم خصوصی: دوره پیشرفته در کار بود
...واسم سخته که
اون فیلمها رو عنوان کنم
،هر چند چیزی که میخواستم نبود
ولی اون فیلمهای بزرگسالان بهم شهرت داد
کلی مرد واسم عکس از بدن برهنهشون میفرستادن
عکس از اندامهای خصوصیشون هم واسم میفرستادن
وحشت کرده بودم، واسه همین صفحه اینستاگرمم رو بستم
حتی پروفایل آنلاینم رو هم پاک کردم
فقط میخواستم اطراف کسایی باشم که منو نمیشناختن
از تموم مردا دوری کردم
شش سالِ گذشته رو بعنوان یک شمع ساز اینجوری زندگی کردم
اگه رابطهامو پنهون کنم و وارد رابطه"
"با یه مرد شایسته بشم چی؟
"یعنی واقعا منو نمیشناسه؟"
"واقعا نمیشناسه؟"
"ولی اگه اعضای خانوادهش یا دوستاش بشناسنم چی؟"
،اونجور فکرا وحشتزدهام کردن
واسه همین نتونستم با کسی قرار بذارم
،ولی هر وقت زوجها رو با هم میدیدم
نمیتونستم حسادت نکنم
امروز چیکار میکنین؟
خرچنگ برفی میخوریم
خرچنگ برفی؟ کجا خرچنگ برفیهاش خوشمزه تره؟
تاحالا هیچوقت با دوستپسرم نرفتم بیرون که شکوفههای گیلاس رو ببینم
،دلم میخواد این کارو بکنم
و پارک آبی هم برم
اینم میخوام که از برگهای پاییزی لذت ببرم و باهاش برم پیست اسکی
...ولی جدای از تموم اینا
...فقط کنجکاوم بدونم کسی هست
که حاضر باشه منو همین جوری که هستم دوست داشته باشه یا نه
واسه همین به این برنامه ملحق شدم
این افراد جوان جمع شدن تا) (بیقید و شرط عشق بورزن
::::::::: آيـــ(دروغ صورتی، چی رو پنهون میکنی؟)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
چون الان تمایل بیشتری به ،دقیق انتخاب کردن پارتنرامون داریم
موندم امکانش هست که بشه به آدما
بدون قضاوت کردنشون حسی داشت یا نه
مشتاقم ببینم
که چجوری رفتار میکنم
و چجوری اونی که هستم رو نشون میدم
یه نفر متوجه یکی از رازهامون میشه
...واقعا نگرانم که وقتی رازم رو بفهمن
چجوری قراره واکنش نشون بدن
موندم وقتی رازهامون فاش بشه از همدیگه بدمون میاد یا نه
اصلا اون چیزی که انتظار داشتم نبود
"میتونم از پسش بر بیام؟"
کنجکاو نیستی رازم رو بدونی؟
فقط میخوام تورو همونجور که هستی ببینم
چون چیزی که نشونم میدی هم خودتی
صادقانه بگم، امیده
میخوام امید داشته باشم که هر کسی رو هم که ملاقات کنم، بازم
منو واسه چیزی که هستم بپذیره
همهش همین
توی این برنامه میتونیم فقط روی خود اون آدما تمرکز کنیم
واسه همین میخواستم ثبت نام کنم
اینش جذبم کرد
،همین که شروع به شناختن همدیگه بکنیم
فکر نکنم دیگه رازشون واسم اهمیتی داشته باشه
فکر کنم بیشتر کنجکاو باشم که اونا بعنوان یه فرد کی هستن
چه مدل آدمی هستن
هیجان زدهام که با کلی آدم جذاب آشنا بشم
فکر کنم راحت عاشق بشم
آزادن که برای کسی که هستن) (عاشق همدیگه بشن
::::::::: آيـــ(دروغ صورتــی)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
...وای، اولش
تمرکزمون فقط روی دروغهاشون بود
ولی قضیه بیشتر راجع به تعصب و سوءتفاهمِ تاریکمونـه
موهای تنم داره سیخ میشه
چیزی که گفت واقعا دلم رو شکست
"...اگه عاشق بشم و"- درسته-
"آدمای دورش بشناسنم چی؟..."
فکر کنم بزرگترین مشکل همین باشه
"اگه خانوادهاش بشناسنم چی؟"
این بیشتر دلم رو شکست- موافقم-
اون به خودش جرأت داد تا بیاد اینجا
...این برنامه تلویزیونی یکمی با
باقی برنامههای تلویزیونی فرق داره- خیلی فرق داره-
هر کدوم اجازه دارن یه راز داشته باشن
میتونن دروغ بگن- درسته-
نگران یه چیزم
،بعدا همین که رازها فاش بشه
اونا شاهد ناامیدی تو چشمای همدیگه میشن
اونوقت حس میکنن خیلی صدمه دیدن
اونا برای اولین بار در حالی که رازهاشون رو) (مخفی میکنن همدیگه رو میبینن
سلام- سلام-
!اوه
!اوه، نه- !همدیگه رو دیدن-
اسمتون چیه؟
سو هانی هستم
هان ای؟
هانی
هانی؟- بله-
اوهوم. من پارک هانگیول هستم
آها. جناب هانگیول
ساکنان برای اینکه ناشناس بمونن) (از اسمهای جعلی استفاده میکنن
خوشوقتم
ماها تنها کسایی هستیم
که رازش رو میدونیم- درسته-
ساکنان روحشون هم خبر نداره
تموم اسمهاشون جعلیـه؟
آره، همهشون جعلیـه
وگرنه میتونن اسم همدیگه رو سرچ کنن- درسته-
اونوقت هویتشون لو میره
حتی بینندههامون هم نباید سرچشون کنن
اسپویلش نکنین ها
یکی اومد
از اون پسرای مردونه بنظر میآد
سلام- سلام-
سلام- سلام-
شما اولین نفر اومدین اینجا؟
بله- آها که اینطور-
جو معذب کنندهست
دم در چهار جفت دمپایی مردونه و سه جفت زنونه بود
آها- اوه-
آدم تیزی هستی
سلام- سلام-
اینجا بشینم؟
سلام- خوشوقتم-
من هان باروم هستم
باروم؟- بله-
باروم؟
باروم
تلفظش سخته
بله، هست
!اوه
صبر کن صبر کن صبر کن
همسن منه؟ این مزهایه که من ممکن بود بپرونم
امکانش هست
میدونین چند نفر قراره بیان؟
نه- نمیدونین، درسته؟-
من تنها زنام؟
سلام- سلام-
سلام- سلام-
وای
عجیبه
بشینین لطفا- اینجا؟ باشه-
چجوری بشینیم؟
اون فوقالعاده خوشگله
آقایون خیلی مضطرب بنظر میان
وقتی یه زن خوشگله، حتی نمیتونی بلند بگی "وای خوشگله"
نمیتونی؟
اگه بخواین میتونین یکم آب بخورین
انگار صاحب اینجاست
من اولین نفر اومدم اینجا- آها-
خیلی خونگرمی
انگار صاحب خونهای احساس اطمینان میکنم
..یکمی- ...ما-
...یکمی
ما اسم هامون رو گفتیم
فقط اسم هامون رو- من هان دائون هستم-
دائون- دائون؟-
دائون منم فامیلیام هانـه
واقعا؟ شما هم هان این؟- بله-
بله، هستم من هان باروم هستم
شماها مشروب خوردنتون خوبه؟
من مشروب خور خوبیام
میتونم دوتا بطری بخورم- خیلیـه-
سوجو؟- بله-
No comments yet. Be the first to leave one.