Like Water for Chocolate (Como agua para chocolate)

Like Water for Chocolate (Como agua para chocolate)

Como agua para chocolate

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

Like Water for Chocolate 1992 720p BluRay X264-Japhson
Like Water for Chocolate 1992 1080p BluRay X264-Japhson
Like Water for Chocolate 1992 480p BluRay x264-mSD
Ein Kommentar von Cla30ic
.:::: 30nama.click ::::. ترجمه و زیرنویس از بهزاد اصلانی

Tags

BluRay
x264
480p
480
1080
720p
720
Veröffentlicht am: 2017-02-25
Downloads: 52
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

ارائه‌ایی از بزرگ‌ترین و کامل‌ترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click

ــــــتــرــجـمـــه و ــــــزیـــرنـویــــس از «بـهـزاد اصـلانی»

پیاز باید به خوبی خورد بشه

پیشنهاد میدم یک تکه پیاز رو فرق سرتون بزارید

که جلوی اشک ریختن هنگام خورد کردنش رو بگیره

مشکل اشک ریختن هنگام پیاز خورد کردن خود اشک ریختن نیست

اینه که بعضی مواقع شما نمیتونید متوقفش کنید

مادرم همیشه میگفت

منم مثل خاله تیتام به اندازه ی پیاز حساسم

اون حتی تو رحم مادرش هم گریه می کرد

وقتی مادربزگم پیاز خورد میکرد

آقای خوان، آقای خوان

برو بگو قابله بیاد

به اندازه ی کافی وقت نیست

چی شده؟

بچه داره میاد

دیگه دیره

ناچا، خدمتکار گفت که تیتا واقعا هل داده شد تو این دنیا

با اشک فراوان

که از رو میز ریخت رو زمین

یک دختر دیگه خوان

وقتی وحشت تموم شد

و آب به لطف خورشید بخار شده بود

ناچا چیزی که از اشک ها باقی مونده بود رو جمع کرد

با اون نمک، یک کیسه ی 40 پوندی رو پر کرد

که برای مدت طولانی برای آشپزی ازش استفاده کردند

دختره

چه دختر با نمکیه

این یعنی یک نوشیدنی دیگه بخوریم؟

به سلامتی شما

چته تو؟

نمیتونی درست انجامش بدی؟

تا الان سه تا دختر داری

کی میخوای یک پسر درست کنی؟

خب همش تقصیر اون نیست

چطور مگه؟

"میگن که بچه ی دومت "گرترودیس

دختر مولاتو هست، نه مال تو

خانم- تسلیت میگیم-

طفل معصوم

بی پدر و بدون شیر موندی هر روز

ولی نگران نباش

چایی های من تو رو قوی و خوشگل میکنند

اولین مردی که ببینتت میخواد که باهات ازدواج کنه

حالا میبینی

دیگه این رو نگو ناچا

تیتا هیچ وقت ازدواج نخواهد کرد

از اونجایی که جوان ترین دخترمه

باید تا وقتی که من میمیرم به من برسه

به بچه ها غذا بده، گشنشونه

هر چی شما میگید "النا" خانم

ناچا غذاش رو میداد، تیتا تو آشپزخونه بزرگ شد

در بین بوی سوپ مرغ

آویشن، برگ بو، شیر داغ شده

سیر، و مطمئنا پیاز

شکلات داغ بیشتتری میخواید آقا؟- نه، ممنون-

عصر به خیر "پاسکال" خان

بفرمایید بشینید لطفا

وقتی تیتا متوجه نگاه آتشین پدرو بهش شد

دقیقا فهمید که خمیر چه حسی داره

وقتی با روغن جون در تماسه

گرمایی که حس کرد انقدر واقعی بود

که ترسید که مثل خمیر

از کل بدنش حباب بزنه بیرون

رو شکم و قلب و سینه هاش

چشم هاش رو پایین انداخت و سعی کرد فرار کنه

تیتا خانم

میخوام از این فرصت استفاده کنم و بگم که من خیلی عاشق شما هستم

میدونم که این باین کردن عشق به نظر با عجله و اشتباهی میاد

ولی نزدیک شدن به شما انقدر سخته که

تصمیم گرفتم به شما بگم

فقط التماس میکنم که بهم بگید میتونم به عشقتون امیدوار باشم

نمیدونم چی بگم

بهم وقت برای فکر کردن بدید

نه، نمیتونم

همین الان جواب میخوام

به عشق که فکر نمیکنند

یا حسش میکنند یا نمیکنند

من مردیم که کم حرف میزنم ولی محکم حرف میزنم

قسم میخورم که تا آخر عشق من برای شماست

شما چی، همین احساس رو به من دارید؟

بله

مامان

بله

پدرو مازکویز میخواد باهاتون صحبت کنه

در مورد چی؟

نمیدونم

بگو اگه دست تو رو میخواد، الکی خودش رو اذیت نکنه

هم وقت خودش و هم وقت من رو تلف میکنه

میدونی که به عنوان جوان ترین دخترم

باید تا روز مرگ من از من مراقبت کنی

برای امروز کافیه

ولی به نظر من این عادلانه نیست

فکر نکن، همین

هیچ وقت برای نسل ها

کسی تو خانواده ی ما این رسم رو زیر سوال نبرده

دختر من اولین نفر نخواهد بود

چنچا ببین کی اونجاست

بله النا خانم

تو که بدون گفتن به من کسی رو برای تولدت دعوت نکردی؟

نه مامان، واقعا نمیدونم

پاسکال ماسکویز خان و پسرش هستند

میخوان باهاتون صحبت کنند

به دلایلی که توضیح دادم

تیتا قطعا نمیتونه

البته اگر شما میخواهید که پدرو ازدواج کنه

من دخترم "رزارا" رو پیشنهاد میکنم

فقط دو سال بزرگ تر از تیتا است

اون کاملا آماده ی ازدواجه

لطفا من رو ببخشید- چنچا-

دخترا، دخترا

جدا، چطور مادرت میتونه انقدر بیرحم باشه؟

همینجوری نمیشه تاکو رو با انچیلادا عوض کرد که

چی گفت؟

بیایید، و پاسکال خان بزرگ و پدرو

و ما به سلامتی عروسی خواهرت مینوشیم

اجازه میدید تیتا با پدرو ازدواج کنه؟

نه، پدرو با رزارا ازدواج میکنه

چرا اینکار رو کردی؟

با قبول کردن ازدواجت با رزارا مسخره به نظر رسیدیم

عشقی که به تیتا قسمش رو خوردی کجاست؟

رو حرفت نمیمونی؟- چرا میمونم-

ولی اگه نتونی با زنی که دوسش داری ازدواج کنی

و تنها راه این که نزدیکش باشی ازدواج با خواهرش باشه

همون تصمیمی که من گرفتم رو نمیگرفتی؟

بخور فرزندم

غذا باعث میشه ناراحتی کمتر شه

ممنون ناچا، ولی من الان گرسنه نیستم

فقط یک گاز از این رولت کریسمس بزن

و بهت میگم که چی شنیدم

پاسکال خان از پدرو پرسید

چرا قبول کردی که بدون عشق ازدواج کنی

و پدروی جوان گفت که برای عشق ازدواج داره میکنه

یک عشق بزرگ برای تو

نمیتونم بخورم، ممنون ناچا

میخوام تنها باشم

اون شب تیتا اصلا نتونست بخوابه

نمیفهمید که چه حسی داره

خیلی بد بود که سیاه چاله ها هنوز کشف نشده بودند

چون اون موقع متوجه میشد

که یک سیاه چاله تو سینه اش نشسته

که به هوای سرد نامحدود اجازه میداد که وارد بشه

اونشب، او گریه کرد و بافت

بافت و گریه کرد تا صبح

تا اینکه لحاف رو تموم کرد و کشید رو خودش

ولی کمکی نکرد

نه اون شب، نه شب های بسیاری که بتونه به سرما غلبه کنه

اینجا چیکار میکنی؟

به ناچا کمک میکنم

باید تو مراسم عقد خواهرت میبودی

سردرد داشتم

از من سرپیچی نخواهی کرد

عروسی خواهرت رو هم با این کارا خراب نمیکنی

و از اونجایی که انقدر دوست داری به ناچا کمک کنی

تو مسئول ضیافت عروسی خواهی بود

و قیافه هم نگیر

یک قطره اشک هم نباشه میشنوی؟

بله مامان

النا خانم، من کالسکه رو آماده میکنم که این کارتای دعوت رو برسونم

خوبه

متاسفم پدرو

بهت آسیب زدم؟

نه اون قدری که من به تو آسیب میزنم، بزار برات قصدم رو توضیح بدم

من دلیل نخواستم

حداقل بزار چند کلمه بگم

یکبار گذاشتم و همش دروغ بود

دیگه به حرفت گوش نمیدم

فقط سه تا کمه

کیک آماده نیست؟

نه، ولی باقی چیز ها هست

عجله کن

نیمه شبه، باید قبل از مراسم کمی استراحت کنی

میرم بخوابم، شب به خیر

شب به خیر

فردا میبینمت

اگه خدا بخواد

حالا میتونی اشک بریزی فرزندم

چون فردا کسی نباید گریه کردن تو رو ببینه

مخصوصا رزارا

من تمومش میکنم، تو برو

نه، کمکت میکنم

تقریبا تموم کردیم

برو بخواب دختر، از پسش بر میام

فقط قابلمه ها نقطه ی جوش مایع توشون رو میدونند

ولی من میتونم مال تو رو حدس بزنم

انقدر هم رو خمیر اشک نریز

که خرابش میکنی

برو

تیتای بیچاره عروسی خواهرش با دوست پسرش رو تماشا کرد

یک روز دیدم پدرو تو جمعیت یک نامه ی عاشقانه داد دست تیتا

حتی بهش عطر زده بود

دیدم که دست هم رو تو میدون شهر گرفتند

چقدر خوشحال به نظر میامدند

همه تو یک خانه زندگی خواهند کرد

اگه جای النا بودم این اجازه رو نمیدادم

رزارا و پدرو ی عزیز، خوش آمد میگم بهتون

به این مکان پرستش آمدید

با انتخاب خود برای ازدواج با یکدیگر

برای تبریک بغلم نمیکنی؟

آره، حتما، امیدوارم خیلی خوشبخت بشی

Like Water for Chocolate (Como agua para chocolate) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Like Water for Chocolate (Como agua para chocolate)

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left