Die ersten 200 Zeilen.
اینجا جاییه که هر روزش با مرگ و زندگی انسانهای زیادی رقم میخوره
اینجا، جاییه که من کار میکنم
!مورد اورژانسیه
...اما من که پزشک نیس- !میگم اورژانسیه-
یا پرستار
...اینجا جاییه که من کار میکنم
دکتر ما اینجاییم
اومدید
من یک درمانگر جسمی هستم
هر روز، یک شعر - قسمت اول گلهایی لرزانی که شکوفه میدهند
فیزیوتراپی که بیمارهاش رو برای درمان دربرمیگیره
وقتی که به صداشون گوش میده
به شغلم افتخار میکنم
مریض بعدی باید برای درمان آسیب عصبیش باید تمرین راه رفتن بگیره
...و قبل از اون
یه وقفه نیم ساعته دارم
ایول! پس مریض سو دونگ بوم رو به دستان توانمندت میسپارم
چی؟ بازم؟
گفتی دیگه به این کارها مجبورم نمیکنی
واقعا که! دکتر وو؟ نمیخوای مگه به جای یه قراردادی بدبخت پرسنل رسمی حقوق خفن بشی؟
جان؟- اون موقعها که قراردادی بودم-
کسی نمیگفت هم خودجوش اضافه کار وایمیستادم
واسه همین مفیدترین عضو گروهمون بودم
حالا این کارو واس من بکنه دیگه
حتما
فقط تنها مشکل اینه که من تنها قراردادی ام و وقت زیادی هم ندارم
دکتر چوی و دکتر لی همون طور که گفتم وکس پارافین رو عوض کردید؟
اخه ما امروز مریض نداریم ها
نمیشه بذاریم برای فردا؟- جانم؟-
دکتر لی و دکتر چوی؟- بعله؟-
لازمه وکس پارافین رو عوض کنیم- عوض شده حسابش کنید-
و بدبختی دیگه ام هم اینه که هوبه هام بهم گوش نمیدند
مثلا خیر سرم من رییسشونم
تختت رو بالا بردم
دکتر دوست دارید با ما بخوابید؟
ای بابا! دوباره نه! مگه قول ندادی که دیگه حرفهای بد نزنی؟
ببخشید باید یه زنگی میزدم
این مرده بازم داره چرند میگه نه؟
ای وای ببخشید
اشکال نداره عمدی اینکارو نمیکنه که
علامت آسیب به غشر جلوی مغزه
دکتر
گفتم با من بخوابید- ای خدا از دست این بشر-
گفتم بس کن
!گمشو دختره ی خاکبرسر! با تو نبودم
خبر دارید که فردا میرید بیمارستانی که
برای کارورزی دوماهه تون تعیین شده؟
!بعله- !بله-
میدونم که همین الانشم به خاطر امتحانت نگرانی دارید
اما تو مجموعه فیزیوتراپی
تجربه درمان واقعی و نزدیک بیمار از همه چی مهمتره
پس حسابی تلاش کنید- حتما-
استاد سوالی دارم- بله؟-
اگه نمره خوبی بگیرم میتونم همونجا مشغول شم؟
نام مو انگار داری میری بیمارستان شین سون سئول
شنیدم خیلی از شاگردهای خوب همونجا شغل دائم بهشون پیشنهاد شده
پس خوب کار کن- بله-
وقتی بعد یه روز شلوغ برمیگردم خونه
له ای بیش نیستم
اما خونه ای دارم که توش هر لهیدگی ای رو درمان میکنم
یه جای کوچیک فقط برای خودم
خونه ای؟- اره-
واقعا وجود نداره
میگید چرا؟ چون تو خوابگاه بیمارستانم
دکی جون یه دو قلوپ شنگولی آوردم مییای بزنی؟
وای خدایا! گفتم تو خونه آبجی صدام کن
حالا مییام پیشت یه دقه
هوی وو بویونگ ظرفها رو تو شستی؟ ها؟ نگا اینو
واقعا میخوای به این زندگی غیربهداشتی ات ادامه بدی؟
ببخشید الان دوباره میشورمشون
انگار همه 24ساعت سرکارم! چون با رییسم یه جا زندگی میکنم
اوه یادم رفت
فکر میکنی مثلا تو خودت تمیزتر از منی؟ ها؟
!اما اصلا اینطور نیست! ما از بنیان باهم فرق داریم
تو در بهداشت کم داری، من وقت کم دارم
نمیدونی به خاطر کنفرانسم چقدر سرم شلوغه؟
بفرما دوباره شروع کرد
بشورشون- چشم-
اگه من اینکارو کنم حرکتی عشقولانه است اما برای بقیه کار خاکبرسریه
این چیزیه که فکر میکنه با خودش
عقلت رو از دست دادی مگه نه؟ چیکار داری میکنی؟
همین که رسیدیم سئول اولین کاری که باید بکنیم چتر انداختن تو یه کلوبه
دارم خودمو آماده میکنم
ملت فکر میکنند یه تخته ات کم باشه نه که فیزیوتراپ باشی
آره تخته هام کم شده چون خوشحالم
فکرش رو بکن! دو ماه آزادی محض تو سئول دور از خانواده
!عین یه رویاست
!هوی نچسب به من
چی شده؟
ندیدی تمساحم داشت کله میکرد؟
این روزها خیلی حواسم جمعه- ای مرد بیچاره-
اگه همین طور این تیشرت رو بپوشی اون تمساح ننه مرده دیگه چیزی ازش نمیمونه
میدونی دیگه چقدر این تی شرت رو دوس دارم! چون مارکه اصله
ده سال پیش که هنوز مایه دار بودیم و نمیدونستیم ورشکستگی چیه
از هر رنگش یه دونه داشتم
اما اون شب که در رفتیم فقط اینو آوردم
انقدر آبغوره نگیر و بریز تو ماشین بریم
چی شد باز؟ چرا عقب نشستی؟
میدونی که جلو بشینم حالم دگرگون میشه
ده سال پیش که مایه دار بودیم راننده شخصی داشتیم
عادت داشتم فقط عقب بشینم
!دست از سر کچل ده سال پیشت بردار
نمیدونی چه حسی دارم
میخوام برم حسابی کار کنم و خانواده ام رو حمایت مالی کنم
واسه همین باید تو همون جا شاغل شم
هی هوی ! رلکس حاجی
دو ماه میریم سرجمع سئول! عشق و حال در الویته
اون که فقط برای توئه
همین که فارغ التحصیل شدی میتونی صاف بری تو بیمارستان بابات کار کنی
زده به سرت؟
همین الانم از اینکه به خاطر مامانم اومدم این رشته اعصاب نمونده برام
همین که فارغ از تحصیل شدم میرم راهی که دوست دارم
ایش! دیوانه
اره دیگه همه چیم رو میخوام بذارم وسط
میخوام از وو بویونگ بخوام کمکم بده
چی؟ وو... وو بویونگ؟
آره شنیدم وو بویونگ تو اون بیمارستانه
چی؟ همون وو بویونگی که میشناسیم؟
همون دختره ی چندش عشق شعر که عین بدبختها رفتار میکنه؟
اون وو بویونگ؟
"شکوفه های لرزانی که میشکفند"
از دو جونگ هوان
"هیچ گلی بی تزلزل نمیشکفد"
"زیبا ترین گلهای دنیا"
"به تزلزل میشکفند"
"هنگام لرزش، ساقه اشان صاف میشود و گل سربالا می آورد"
زندگی منم یه روز میشکفه ها؟
بشین تا بشه! این خل وضع اینجا چیکار میکنه؟
سلام! من کارموزی از دانشگاه ووسونگ هستم
کیم نام وو میباشم
منم شین مین هو- یاخدا-
هردوشون از دانشگاه دکتر وو هستند
با دکتر وو یه جا درس خواندید؟
فکر کنم شاگرد زرنگ نبودی
!بله اقا
ایش چه رو اعصاب
هی وو بویونگ- ها؟ اها-
این چیه؟- این چیه؟-
،چرا شما دو تا با هم راحت نیستید
به دکتر وو نزدیک نبودید مگه؟- جان؟-
اه خب
یعنی چی؟
آخه اون عوضی واس چی جفت پا اومده تو این بدبختی الانم؟
گلی که در تزلزل شکوفه میدهد؟ بیا از این تزلزل بیشتر؟
همه زندگیم همچین ویبره میره که بیا و ببین
دکتر وو جان کجایی جانم؟
بپر بیا آموزش این بچه های معصوم رو شروع کن
یعنی چی؟ اینم شد وظیفه من یهویی؟
ایش ای خدا
ای چه بدبختی ای! اخه چرا باید اینجا ببینمت؟
اوه سلام با شما نبودم ها
جان؟ شما کی باشی؟
من خوابگاهم بغل خوابگاه شماست
اه خدایی؟ نمیدونم
ببخشید
چی شد؟ این دختره منو از کجا میشناسه؟
نکنه چشمش منو گرفته؟ چه غلطا؟!؟
ئه ICT این دستگاه تو کلاس بهتون یاد دادند دیگه؟
هوی! شین مین هو! شوخیت گرفته؟
نمیدونی که یه کارآموز مهمترین وظیفه اش نگاه دقیق و شناخت وسایله؟
درسته مین هو! چطور میتونی خمیازه بکشی
وقتی دکتر وو بویونگ سخن میراند؟- ها؟-
دک...دکتر ...وو بویونگ؟
بعله! وو بو یونگ! دکتر هستند
باید بین زندگی شخصی و کار تفاوت بذاری
خب حالا خیلی هم لازم نیس این کار
ولی حواستون باشه جلو بقیه دکترها و مریض ها سوتی ندید
ایش واقعا که
میشه یکیتون بیاد کمک بده مریض جابه جا کنیم؟
آره اومدم
من که رفتم
ای از دست این پسر
کنار مین هو یه جوری ای نه؟
نمیدونم- نگران نباش-
حالا که شما اینجا سونبه اش هستی اون باید نگران باشه نه تو
منم به کسی نمیگم که! نگران نباش اصلا
راستکی؟- اره بابا-
فقط همین که یه نمره بد بدی بهم
چون رفیق اون جونورم
باچه؟
ای بابا چیکار کنم من؟ من که نمره نمیدم
ها؟
اونها بهت نمره میدند
یانگ میونگ چول با 23 سال سابقه
کیم یون جو با 8 سال سابقه
پارک شی وون با 6 سال سابقه اونها پرسنل رسمی اند
تو چی پس؟
من هنوز قراردادی ام
دکتر پارک 4 سال پیش رسمی شد
بعد اونم کسی رسمی نکردند
پس باید همینجا همینطور قراردادی بمونی؟
...خب قضیه اینه که
بعد دو سال باید برم یه جای دیگه
معمولا بعد دو سال کار قراردادی باید رسمی شیم
اما بیشتر بیمارستانها ترجیح میدند باز قراردادی بگیرند که کم براشون دربیاد
چی؟
اونها هم قراردادی اند؟- نه اینترند-
بعد یه سال اینترنی باید تصمیم بگیرند
که یا قرارداد ببندند یا برن یه بیمارستان کوچیکتر
چون یون هوی و لی شی یون اینترن
No comments yet. Be the first to leave one.